چرخش معادلات در بیروت؛ آیا جبهه شمال طرح آمریکا را برهم زد؟
در پی تشدید تحولات سیاسی و امنیتی در لبنان و افزایش تنش میان بازیگران داخلی و خارجی، این پرسش مطرح شده است که آیا مواضع و تحرکات جبهه شمال میتواند ابتکار عمل واشنگتن را در لبنان با شکست مواجه کند یا خیر.
به گزارش ایلنا به نقل از النشره، در شرایطی که واشنگتن و تلآویو تصور میکردند فشارهای نظامی بر مناطق مختلف لبنان میتواند زمینهساز تغییرات سیاسی در بیروت شود، سخنرانی اخیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله، بار دیگر فضای سیاسی و امنیتی منطقه را وارد مرحله تازهای از تنش و ابهام کرد.
این سخنرانی که در پاسخ به روندهای دیپلماتیک مرتبط با ابتکار آمریکا و تلاشهای دولت لبنان برای مدیریت بحران ایراد شد، از سوی بسیاری از ناظران نه یک موضعگیری معمول سیاسی، بلکه پیامی راهبردی تلقی شده است؛ پیامی که میتواند بر روند مذاکرات و موازنههای منطقهای اثر مستقیم بگذارد.
در سطح داخلی لبنان، این موضعگیری شکاف موجود میان رویکرد دولت و جریانهای مقاومت را پررنگتر کرد. در حالی که دولت لبنان تلاش دارد با تکیه بر حمایتهای بینالمللی، راهحلی سیاسی برای بحران بیابد، حزبالله این روند را در چارچوب فشار خارجی و در تضاد با موازنههای موجود در کشور تفسیر میکند.
شیخ نعیم قاسم در سخنان خود بار دیگر بر پیوند هویتی و سیاسی حزبالله با جریانهای فکری منطقهای تأکید کرد و کوشید نشان دهد که این جریان صرفاً یک بازیگر نظامی یا نیابتی نیست، بلکه دارای ریشههای ایدئولوژیک و اجتماعی در داخل لبنان است.
در بخش دیگری از این سخنرانی، موضوع خلع سلاح حزبالله و آینده حضور نظامی آن در جنوب لبنان بهعنوان یکی از محورهای اصلی اختلاف مطرح شد. او هرگونه پیوند میان خلع سلاح و توقف حملات اسرائیل را رد کرد و این رویکرد را مغایر با امنیت و ثبات لبنان دانست.
از نگاه تحلیلگران، این موضعگیری عملاً نشاندهنده تثبیت یک «خط قرمز سیاسی و امنیتی» از سوی حزبالله است؛ خطی که میتواند مسیر هرگونه توافق احتمالی در آینده را پیچیدهتر کند.
در سطح منطقهای نیز این سخنرانی بار دیگر نقش لبنان را در چارچوب تنش گستردهتر میان ایران و آمریکا برجسته کرد. اشاره به همپیوندی پروندههای لبنان و ایران نشان میدهد که تحولات داخلی این کشور همچنان بهطور مستقیم با معادلات مذاکراتی در سطح کلان گره خورده است.
در واشنگتن، این تحولات با نگرانی دنبال میشود. مقامهای آمریکایی معتقدند که تداوم چنین مواضعی میتواند روند دیپلماتیک را با بنبست مواجه کند و همزمان به تشدید فشارهای سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه منجر شود.
در مقابل، ایران این وضعیت را بخشی از یک معادله بازدارندگی گستردهتر میداند و تلاش دارد از ابزارهای موجود برای تقویت موقعیت خود در مذاکرات احتمالی آینده استفاده کند.
اسرائیل نیز این سخنرانی را نشانهای از شکست فشارهای نظامی برای تغییر معادلات سیاسی در جنوب لبنان ارزیابی کرده و همچنان بر ادامه سیاست فشار امنیتی تأکید دارد.
در سطح اروپایی، نگرانی اصلی بیش از هر چیز به پیامدهای انسانی و امنیتی بحران مربوط میشود. اتحادیه اروپا بیم آن دارد که ادامه این وضعیت به تشدید بحران داخلی لبنان و افزایش موج مهاجرت به سمت اروپا منجر شود.
در مجموع، به نظر میرسد لبنان بار دیگر در نقطه تلاقی منافع و تنشهای منطقهای قرار گرفته است؛ جایی که هیچیک از طرفها حاضر به عقبنشینی از مواضع اصلی خود نیستند و همین موضوع، چشمانداز حل بحران را پیچیدهتر کرده است.