نگاهداری:
ترامپ ۴۰ سال پیش هم آرزوی تسلط بر منابع نفت ایران را داشت
رییس مرکز پژوهش های مجلس، با بیان اینکه در میدان نبرد ما پیروز میدان بوده ایم، گفت: در مرکز پژوهش های مجلس، پیرو تأکید آقای دکتر قالیباف، سازوکار پویشی تحت عنوان «خرد ملی برای ایران برخاسته- سیمرغ رمضان» برای اخذ نظرات و ایده های نخبگان در خصوص مسائل جنگ، را طراحی کرده ایم.
به گزارش ایلنا، بابک نگاهداری با اشاره به جنگ تحمیلی و تأکید بر بهرهمندی از نظرات نخبگان برای رفع مسائل ناشی از آن، به تبیین ریشههای این جنگ و ابعاد پیروزی بزرگ ملت ایران پرداخت.
وی با طرح پرسشی که در اذهان عمومی مبنی بر علت شکلگیری این جنگ، عنوان کرد: دشمنان اصلی ایران عزیز، یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی که این جنگ را آغاز کردند، به خوبی میدانند که موضوع بمب هستهای و مسائل مشابه، صرفاً بهانهای بیش نیست؛ چراکه ما بر اساس فتوای شرعی و رویکردهای دینی خود، هرگز در پی ساخت بمب اتم نبودهایم.
نگاهداری ادامه داد: به نظر میرسد علت اصلی، جایگاه ژئوپلیتیک ایران باشد. اگر چند ماه پیش درباره اهمیت موقعیت سرنوشتساز ایران صحبت میکردیم، شاید برخی گمان میکردند که اغراق میکنیم؛ اما اکنون با توجه به تحولات اخیر، نقش تنگه هرمز، تأثیر انسداد آن بر اقتصاد جهانی و معادلات بینالمللی، و جابهجاییهای ژئواستراتژیک جهان، این گزاره کاملاً درست به نظر میرسد. میتوان تأکید کرد که علت اصلی جنگ تحمیلی، همین جایگاه ایران در نقطهای سرنوشتساز جهانی است؛ چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم، در این موقعیت قرار گرفتهایم و مورد طمع قدرتهای بزرگ جهانی بهویژه آمریکا هستیم.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس تصریح کرد: ترامپ در ابتدای جنگ به صراحت گفت آنچه آمریکا از ایران میخواهد تسلیم بیقید و شرط است؛ یعنی ما هر چه داریم بدهیم و برویم. اما آیا ملت شریف ایران، با این پیشینه چند هزار ساله تمدنی، چنین خواستهای را میپذیرد؟ حضور مردم در بیش از هفتاد شب در میادین کشور و همچنین حضورشان در مناسبتهای مختلف، نشان میدهد که چنین چیزی اساساً در ذهن ملت ایران نمیگنجد. اگر فیلمهای چهل سال پیش را نگاه کنید، میبینید که ترامپ همان زمان نیز آرزوی تسلط بر منابع نفت ایران را داشت و همان موارد را امروز هم مطرح میکند.
وی ادامه داد: حال این پرسش پیش میآید که آیا ما در برابر زیادهخواهیهای ترامپ، استقلال کشور، عزت و منافعمان را دو دستی تقدیم کنیم تا منابع ما را غارت کند، همهاش را خودش ببرد و اگر دلش خواست، بخشی از آن را در اختیار ما بگذارد؟ آیا هیچ ملت شرافتمندی بهویژه ملت ایران با این پیشینه تمدنی و این ژنتیک فرهنگی قوی چنین چیزی را میپذیرد؟ ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا باید همه چیز را بدهیم، یا شرافتمندانه بایستیم که ملت ایران شرافتمندانه ایستادن را انتخاب کرد. بله، واقعیت این است که هر ایستادگی بیهزینه نیست، اما هزینه وا دادن و تسلیم شدن، ده برابر هزینه ایستادگی است. ما در دوراهی هزینه دادن یا بیهزینه تصمیم گرفتن نیستیم؛ بلکه در دوراهی هزینه دادن یا هزینه دادن بیشتر هستیم. اعتقاد همه مردم ایران این است که تسلیم، یقیناً هزینههایی چند ده برابری بر این کشور و این سرزمین تحمیل میکند؛ فراموش نکنیم.
نگاهداری افزود: ما اکنون در مقابل قویترین ارتش دنیا به همراه جنایتکارترین ارتش دنیا ایستادیم؛ یعنی قویترین ارتش دنیا یعنی آمریکا با جنایتکارترین ارتش دنیا یعنی رژیم غاصب صهیونیستی همزمان با تمام توان از دریا، از زمین، از آسمان، از غرب کشور و از جنوب کشور به ایران حمله کردند. شاید بتوان گفت در کل تاریخ این سرزمین، چنین رویدادی بیسابقه بوده است. چنین جنگی که در آن ایران عزیز ما در برابر دشمنی اینچنین بزرگ و سفاک قرار بگیرد، اصلاً در تاریخ این سرزمین سابقه ندارد. با این حال، ملت ما ایستاد، مقاومت کرد، شکست داد و پیروز شد. ما در مرکز پژوهشهای مجلس نظرسنجی انجام دادیم. نزدیک به ۹۰ درصد از عملکرد نیروهای نظامی راضی بودند. ۶۷ درصد مردم ایران احساس میکنند ایران در مقابل آمریکا پیروز شده است. ۲۳ درصد هم معتقدند نه ایران پیروز شد و نه آمریکا و فقط ۱.۲ درصد گفتند آمریکا پیروز شده است.
رئیس مرکز پژوهشهای مجلس، در ادامه بیان داشت: اما مبنای پیروزی چیست؟ آیا مبنای پیروزی خسارت ندیدن است؟ یا غلبه بر آمریکا؟ خیر، مبنای پیروزی این است که کدام یک از طرفین توانست به اهداف خود برسد. بگذارید تمام اهدافی که ترامپ از ابتدا تا حالا مطرح کرده را برایتان بشمارم؛ ببینید به کدام یک رسید تغییر رژیم را مطرح کرد؛ آیا به آن رسید؟ خیر. تصرف جزایر جنوبی را مطرح کرد؛ آیا به آن رسید؟ خیر. تجزیهطلبی از مرزهای غربی ایران را مطرح کرد؛ آیا به آن رسید؟. خیر. تسلیم بیقید و شرط ایران را خواست؛ آیا به آن رسید؟ خیر. اورانیومها را میخواست؛ حمله کرد، هواپیما آورد تا اورانیومها را ببرد؛ آیا موفق شد؟ خیر. اما ما موفق شدیم. چرا؟ چون ما یک دفاع میهنی میکردیم. جنگ ما، جنگ شرافت بود. ما از شرفمان دفاع میکردیم، از میهنمان دفاع میکردیم و بهحق، مردم شریف ایران شرافتمندانه توانستند این هدف بزرگ دفاع میهنی را به صورت تمامعیار موفق کنند.
وی افزود: یکی از اهدافمان همیشه این بود که آمریکا را از منطقه خارج کنیم. الان بسیاری از پایگاههایش آسیب دیده است. اگر خارج نشده، حداقل توانایی اش در تنگه هرمز را از دست داده است. بنابراین ما در دفاع سرزمینیمان که هدف ما بود، موفق شدیم. پس ما در تحقق اهدافمان موفق شدیم و آمریکا در هیچ یک از اهداف خود موفق نبود. پس ما خود را پیروز می دانیم.
نگاهداری افزود: میدان مذاکره و دیپلماسی، ادامه همان میدان نبرد است. ما برای اینکه دستاوردهای نظامی خود را به عنوان حقوق اثبات شده ایران تثبیت کنیم، وارد مذاکره میشویم. همیشه هر جنگی در نهایت برای تثبیت اهداف و دفاع از حقوق ملت، وارد مذاکره میشود. همه مطالب چون رفع تحریمها و نظایر آن همچنان روی میز مذاکره است و تیم مذاکرهکننده با حداکثر توان تلاش میکند آنها را محقق کند. آنچه که امتیاز گرفتن در آن معنا ندارد، فقط تسلیم بیقید و شرط است.
وی ادامه داد: ما باید تلاش کنیم امتیازهای بزرگ از آمریکا بگیریم؛ از جمله رفع تحریمها و تثبیت رژیم حقوقی تنگه هرمز. طبیعی است که آمریکا هم امتیازهایی خواهد خواست. این قوت تیم مذاکرهکننده ماست که در این تبادلات بتواند به اهدافش برسد. برخی مردم شاید آسیبهای وارد شده به کشور را ببینند.
رییس مرکز پژوهش های مجلس، خاطرنشان کرد: قبول داریم که هر جنگی آسیب دارد؛ حتی طرفهای پیروز در همه جنگها آسیبهای زیادی میبینند. مگر کشورهایی که در جنگ جهانی دوم پیروز شدند، آسیبهای زیرساختی بسیار زیادی ندیدند؟ بنابراین آسیب دیدن ذات جنگ است و نباید آسیب را نشانه عدم پیروزی بدانیم. همانطور که گفتم، ملاک پیروزی تحقق اهداف است.
وی افزود: من، مهمترین عامل پیروزی را در انسجام اجتماعی و ایستادگی مردم شرافتمند ایران در صحنه و خیابان میبینم. در کشور گرانی هست، مشکلات معیشتی هست و مسئولین باید حتماً برای رفع این مشکلات در شرایط کنونی تلاش کنند، اما مردم ما انصافاً با همه این مشکلات آمدند و با شرافت تمام در صحنه ایستادند. مطمئناً یکی از عوامل پیروزی ما این ملت عظیم است. این قابل مقایسه با هیچ چیز نیست.
رئیس مرکز پزوهش های مجلس بیان کرد: مطالعات نشان میدهد مردم ایران، وطنپرستترین ملت دنیا هستند. کشور مشابه مثل ونزوئلا را ببینید؛ عملاً بدون شلیک چند تا موشک، آمریکا توانست به اهدافش در آن جنگ دست پیدا کند. اما در کشور ما، ایستادگی مردم مثالزدنی بود. این به خاطر فرهنگ غنی، تمدن تاریخی چند هزار ساله و ژنتیک فرهنگی این ملت است. ملتبودگی را به معنای واقعی در ایران میشود دید. این میزان از ملتبودگی را مطمئن باشید در کمتر کشوری میتوانید پیدا کنید. بسیاری از کشورهای همسایه فکر میکردند اگر جنگی شود، مردم ایران از مرزها به سمت آنها مهاجرت میکنند. اتفاقاً برعکس شد؛ مهاجرت معکوس رخ داد. همه مردم ایستادند. زیر بمباران در خیابان ایستادند. اینها قابل افتخار است.
وی توضیح داد: جایی که خود ترامپ میگوید آن موقعی که هواپیماهای آنها در منطقه نشسته بود، هر کس با هر تفنگ کوچکی که در دست داشت به سمت هلیکوپترها و هواپیماهای ما شلیک میکرد. آیا این غیرت لرها برای ما قابل افتخار نیست؟ آیا آن زنی که زیر بمباران بیمارستان خاتمالانبیا – آن پرستار گرامی که به فکر نجات دادن نوزادان عزیز است این افتخارآمیز نیست؟ آیا آن کارگر مترو که تن خود را پله میکند تا زنان این سرزمین از آن گودال مترو بیرون بیایند، این قابل افتخار نیست؟ این میزان از ملتبودگی، این میزان از وطنپرستی، این میزان از وطندوستی بینظیر است. من اعتقاد دارم این تاریخ حماسی این کشور است.
نگاهداری خاطر نشان کرد: ادبیات شعر و هنر حماسی این کشور به دو دوره قبل از جنگ رمضان و بعد از جنگ رمضان تقسیم میشود. میزان غیرتی که مردم در بزرگترین جنگ تاریخی این سرزمین از خود نشان دادند، واقعاً افتخارآمیز است. جایی که بزرگترین ارتشها با سفاکترین ارتشها به طور همزمان از زمین، دریا و هوا به ما حمله کردند، و مردم توانستند بایستند. این مطمئناً بسیار قابل افتخار است.
وی در ادامه اظهار داشت: همیشه بین حاکمان با مردم و با نخبگان، قراردادهای اجتماعی نانوشتهای وجود دارد. وقتی شرایط کشور تغییر میکند، نیاز است که ما بازنگری در این قراردادهای اجتماعی داشته باشیم. الان شرایط کشور، شرایط جنگی شده و ما مورد تهاجم قرار گرفتهایم. در شرایط جنگی، یک سری قراردادها و نقشها بر اساس اخلاق و هوش وظیفهمدار اخلاقی، بین حاکمان و نخبگان و مردم به عنوان سه ضلعی که دارند تلاش میکنند جامعه را به پیش ببرند، شکل میگیرد.
نگاهداری با بیان اینکه شرایط جنگی، یک سری نقشها را برای مردم برجستهتر میکند، تصریح کرد: در شرایط جنگی و محدودیت منابعی که شکل میگیرد ، ما بالاخره تحت محاصره دریایی قرار میگیریم یا زیرساختهایمان آسیب میبیند با وجود اینکه مردم ما واقعاً خیلی بیش از انتظار ظاهر شدند و ما دستبوس همه این مردم عزیز و غیور هستیم ولی در شرایط جنگ، انتظار میرود با توجه به محدودیتهایی که ایجاد میشود، مردم چند کار را انجام دهند.
وی افزود: اول صرفهجویی در استفاده از منابع مختلف همچون منابع آب، منابع انرژی، کالاهای اساسی، منابع عمومی تا جایی که میتوانند. صرفهجویی همان طور که بارها گفته شده، «درست مصرف کردن» است. مثلاً من خودم در اتاقم بیش از یک لامپ روشن نمیکنم. هر کسی این کار را انجام بدهد، هر خاموش کردن یک لامپ، یک شلیک موشک است.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس، نکته دوم را افزایش مسئولیتپذیری اجتماعی مردم نسبت به همدیگر دانست و خاطرنشان کرد: همه در یک سطح اقتصادی نیستند. آقای قالیباف در پیام خودشان به مسئله مواسات و این بحثها اشاره کردند. همه در یک سطح اقتصادی نیستند، اما میتوانیم در شرایط جنگی ، آن رزمندهای که پای لانچر دو دست و دو پایش را از دست میدهد، از تمام وجود و جانش مایه میگذارد. آیا من که نسبت به همسایهام، نسبت به مستأجرم، اگر بازاری هستم نسبت به خریدارانم، اگر کارخانه دارم نسبت به کارگرانم، اگر حس مسئولیتپذیری اجتماعی بیشتری داشته باشم، اشکالی دارد؟ ممکن است در ظاهر سود کمتری بکنم یا حتی ضرر کنم، ولی سنتهای الهی برکاتی دارد. اگر ما نسبت به همدیگر این حس مسئولیتپذیری را داشته باشیم و هر کسی میتواند هوای بغل دستش را داشته باشد، در این شرایط جنگی این حتماً انتظاری است که از مردم میرود.
وی ادامه داد: از طرف دیگر، از مردم عزیزمان انتظار داریم که وقتی ما تحت حملات جنگ روانی و جنگ شناختی چندلایه دشمن هستیم که به اشکال مختلف توسط سردمداران آمریکا و رسانههای معاند خارجی بر این ملت اعمال میشود ، انتظار این است که مردم سواد رسانهای خودشان را تا جایی که میشود ارتقا بدهند، تا خدای نکرده تحت تأثیر تحلیلها و تبلیغات ناصحیح و مغرضانه آنها دچار لغزش در تصمیمگیری و لرزش در عملکردشان نشوند. این انتظاراتی است که در یک قرارداد اجتماعی دوطرفه شاید بتوان از مردم عزیزمان داشت.
نگاهداری تصریح کرد: آن طرف قضیه، حاکمان و مسئولان هستند. بالاخره انتظار میرود که نسبت به مبارزه با گرانیها، نسبت به جایگزین کردن مسیرهای جایگزین برای مواردی که آسیب دیده یا تحت محاصره قرار گرفتهاند اقدام کنند.
وی عنوان کرد: جلسات مکرری هیئت رئیسه مجلس و روسای کمیسیونها با وزارتخانههای مختلف برگزار کردند که ما هم افتخار داشتیم در جمعشان حضور داشته باشیم. در همین ایام، زیر بمباران، با وزارت نیرو، وزارت نفت، وزارت بهداشت، وزارت جهاد کشاورزی، وزارت اقتصاد، وزارت کار، رفاه و اجتماعی و نظایر آنها جلسه داشتیم. مجلس از نزدیک نظارت و پیگیری میکند.
نگاهداری خاطرنشان کرد: مسئولین تا جایی که ما میبینیم با وجود همه تبلیغات که میگفتند مسئولین فرار میکنند، در جلسات حاضر شدند و مؤکداً در بحث گرانیها دستوراتی دادهاند. طبیعتاً انتظار مردم این است که در اجرا هم همین باشد. در جاهایی خیلی شاخصتر میشود. مثلاً گرانی بخشی از اقلام را قبول داریم، ولی چیزهایی مثل خودرو و اینها، گرانیاش خیلی به چشم میآید و باید روی این موضوعات فکر دقیقتر و حضور بیشتری باشد. در همین جاهاست که احتمالاً کارشناسان میتوانند نظرات خوبی بدهند و به مرکز پژوهشهای مجلس برسانند تا بتوانیم استفاده کنیم. این در کنار تأکید به صرفهجویی و مواسات است که در دو بند از پیام آقای قالیباف مورد توجه قرار گرفته بود.
رییس مرکز پژوهشهای مجلس فراز پایانی خود را به به بحث نخبگان و مشارکت آنان در ارائه ابتکارات، ایدهها، خلاقیتها و راهکارهایی که بتوانیم مشکلات ناشی از این جنگ تحمیلی را برطرف کرد، اختصاص داد و گفت: ما نباید انتظار داشته باشیم که نخبگان صرفاً ناظر بیرونی باشند، یا فقط روایتگر بحرانهای کشور باشند، یا تمرکزشان صرفاً چراغ انداختن روی آسیبها باشد. بلکه نخبگان جامعه باید بخشی از راه حل باشند، بخشی از کنشگران علاج ملی. بسیاری از اوقات در تعریفها، نخبه بودن را بیشتر با معیار مدرک یا داشتن تخصص میسنجیم. به نظر من مهمتر از اینها، آن حس مسئولیتپذیری اجتماعی است که یک نخبه، دانش و توان و تخصص خود را چقدر در اختیار حل مسائل مردم قرار میدهد.
وی ادامه داد: نخبه واقعی با این تعریف، آن پرستاری است که تخصصش را در بیمارستان در اختیار نوزادان و بیماران قرار میدهد. آن کشاورزی است که در این شرایط بحرانی نسبت به کشت و افزایش محصول نهایت تلاش را میکند. آن مهندسی است که قطعهای را درست میکند. آن آدمی که با احساس مسئولیت اجتماعی، توانش را در اختیار حل مسائل جامعه قرار میدهد، یک نخبه است.اما اگر طرف دانش فراوانی هم داشته باشد، ولی بیشتر ذکر مصیبت کند، بیشتر راوی بحرانهای کشور باشد و به فکر رفع مشکل نباشد ما باید آن سمت را تقویت کنیم که نخبگان کشور به آن سمت بروند.
نگاهداری ادامه داد: الان یک مسئولیتی به عهده مسئولین هم هست. برای اینکه این گفتگوهای اجتماعی و نخبگانی شکل بگیرد، باید بسترهای مناسب فرهنگی را فراهم کنیم. از نظر نهادی و فرهنگی، چه باید کرد؟ نظام باید تمام تلاشش را بکند تا خشونت کلامی، رادیکالیسم احساسی، نفرتپراکنی، بیاعتمادی فراگیر و میل به حذف دیگری را در فرهنگ سیاسی و اجتماعی این کشور به حداقل برساند.
وی افزود: اگر از نخبگان بخواهیم که ایدهها، ابتکارات و نظرات خود را مطرح کنند، اما به محض طرح نظراتشان، با انواع تحقیرها، برچسبزنیها، نفی مخالف و برخوردهای خصمانه مواجه شویم، در عمل، نقد به خشونت تبدیل میشود و اصلاح به انتقام بدل میگردد. در چنین فضایی، مشارکت نخبگانی امکان بروز و ظهور کمتری پیدا میکند. این نقش نظام فرهنگی کشور است که باید چنین برخوردی بکند. از طرف دیگر، سازوکار نهادی برای مشارکت باید فراهم شود.
نگاهداری تصریح کرد: ما در مرکز پژوهشهای مجلس، پیرو تأکید آقای دکتر قالیباف، سازوکار پویشی تحت عنوان «خرد ملی برای ایران برخاسته» را طراحی کردهایم. طرح «سیمرغ رمضان» تمام ظرفیت خرد ملی را در سازوکارهایی که در مرکز طراحی کردهایم، به کار گرفته است. ما بسترهای مشارکت متعددی را در مرکز برای این کار آماده کردهایم و شروع به اخذ نظرات و پیشنهادات کردهایم. جلسات استماع نخبگانی با حضور ذینفعان هر مسئله برگزار میشود. اولویتهای مشکلات کشور در شرایط فعلی پساجنگ و در شرایط جنگ را احساس کرده، خوشهبندی کرده و حول آن جلسات استماع نخبگانی را شکل میدهیم. دانشگاهها، اندیشکدهها و صاحبنظران در این خوشهها حضور دارند.
وی افزود: ما ظرفیت «پارلمان دانشجویی» و «پارلمان اندیشهورزی» را که سالهاست در مرکز فعال است، داریم. از ظرفیت دانشجویان جوان، طلاب جوان و شرکتهای دانشبنیان در قالب این پارلمانها برای پرداختن به مسائل و اخذ ایده استفاده میکنیم. در کنار اینها، «اندیشکدههای حکمرانی و قانونگذاری استانی» خود را داریم که در دو سه سال اخیر در هر استان طراحی کردهایم. من همین امروز به تک تک اندیشکدهها ابلاغ کردم که ما در تهران مسائل ملی را دنبال میکنیم؛ اندیشکدههای استانی مسائل پساجنگ در استان مربوطه خود را دنبال کنند. این ظرفیت را فعال میکنیم.
نگاهداری خاطرنشان کرد: ما حتی پیش از این، رویدادهای ویژه دانشآموزان استعدادهای درخشان را در مسائل حکمرانی برگزار کردهایم که ۶۵۰۰ دانشآموز در آن شرکت کردند. این ظرفیت را دوباره فعال میکنیم تا برای شرایط جنگ و پساجنگ از ظرفیت دانشآموزان درخشان نیز استفاده کنیم. در کنار اینها، سامانه «جمعسپاری» داریم. حدود ۲۰ سؤال اصلی – برای اینکه کلیگویی نشود – از اولویتهای کشور مطرح کردهایم. امکان دارد از اقصای نقاط کشور وارد این سامانه شوند و هر یک از سؤالها که علاقه دارند، ابتکار، راهکار یا بسته پیشنهادی بدهند. ما این پاسخها را جمعآوری و در جلسات پردازش، با حضور متخصصان رشتههای مختلف (که الحمدالله نقطه قوت مرکز پژوهش است) روی هر ایده تمرکز و آن را پردازش میکنیم.
وی گفت: انشاءالله بتوانیم در ادامه مسیر، در قالب مذاکرات جاری، اهدافی را که از ابتدا دنبال میکردیم – رفع تحریمها، پیادهسازی رژیم حقوقی تنگه هرمز، حفظ مسائل هستهای و نظایر آن تا جایی که مقدور است، محقق کنیم. من امیدوارم با مجموعه سامانههای شبیهسازی که در مرکز پژوهشها داریم و مطالعاتی که دوستان انجام میدهند، اگر بتوانیم تحریمها را در مذاکرات رفع کنیم و ثروت بلوکهشده خود را آزاد کنیم، از سال ۱۴۰۶ یک رشد جهشزا با صادرات قابل توجهی محقق خواهد شد.
رییس مرکز پژوهش های مجلس در پایان تاکید کرد: من از نخبگان کشور خواهش میکنم رویای مردم، افقهای مردم و امید مردم را با گفتار و طرحها و ایدههای خود تقویت و افزایش دهند. خدای نکرده در راستای تضعیف امید مردم و از بین بردن افقهای آینده حرفی بر زبان نیاوریم. انشاءالله بتوانیم این رشد جهشزا را محقق کنیم