خبرگزاری کار ایران

از هرمز تا آمریکا؛ آیا نقشه نفت جهان در حال تغییر است؟

از هرمز تا آمریکا؛ آیا نقشه نفت جهان در حال تغییر است؟

بحران تنگه هرمز، واردکنندگان نفت را به سمت منابع قاره آمریکا سوق داده است؛ با این حال، هزینه بالای حمل‌ونقل، تفاوت کیفیت نفت خام و محدودیت تولید نفت شیل نشان می‌دهد که آمریکا و دیگر تولیدکنندگان غربی هنوز نمی‌توانند جای نفت خلیج فارس را پر کنند.

به گزارش ایلنا، بحران‌های اخیر در تنگه هرمز، واردکنندگان نفت را به سمت تنوع‌بخشی به منابع تأمین سوق داده و توجه‌ها را بیش از گذشته به تولیدکنندگان قاره آمریکا جلب کرده است؛ اما هزینه بالای حمل‌ونقل، تفاوت کیفیت نفت خام و محدودیت‌های تولید نفت شیل همچنان مانع از آن است که نفت آمریکا و دیگر تولیدکنندگان غربی بتوانند به‌سادگی جای نفت خلیج فارس را بگیرند.

اختلال در تردد نفتکش‌ها در تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ این پرسش را جدی‌تر کرده است که آیا تکرار بحران‌های خاورمیانه می‌تواند بخشی از مرکز ثقل بازار نفت را از خلیج فارس به نیمکره غربی منتقل کند؟

بر اساس گزارش رویترز، صادرات نفت خام قاره آمریکا در سال ۲۰۲۶ به حدود ۱۱.۷ میلیون بشکه در روز رسید. آمریکا با ۴.۴ میلیون و برزیل با ۲.۵ میلیون بشکه در روز، سهم قابل توجهی از این صادرات را در اختیار دارند. در همین حال، خرید نفت کشورهای آسیایی از قاره آمریکا در ماه اوت به حدود ۵.۴ میلیون بشکه در روز رسید؛ موضوعی که نشان می‌دهد واردکنندگان آسیایی در حال افزایش تنوع منابع خود هستند.

آمریکا در دو دهه گذشته جایگاه خود را در بازار جهانی نفت به‌طور چشمگیری تغییر داده است. رونق نفت شیل، توسعه خطوط لوله و افزایش ظرفیت پایانه‌های صادراتی باعث شده این کشور از یک واردکننده بزرگ به یکی از مهم‌ترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان نفت جهان تبدیل شود.

اما تغییرات به آمریکا محدود نیست. برزیل در حال افزایش تولید میادین پیش‌نمک است، گویان به سرعت در حال تبدیل شدن به یک تولیدکننده مهم است، آرژانتین توسعه میدان «واکا موئرتا» را دنبال می‌کند و کانادا نیز همچنان یکی از تأمین‌کنندگان بزرگ نفت جهان است. این مجموعه در حال ایجاد شبکه‌ای متنوع از منابع نفتی در نیمکره غربی است که به یک مسیر دریایی واحد وابسته نیست.

با این حال، فاصله جغرافیایی همچنان یک مانع جدی است. انتقال نفت از سواحل خلیج مکزیک آمریکا به چین حدود ۵۳ روز، از برزیل حدود ۳۷ روز و از خلیج فارس حدود ۲۱ روز زمان می‌برد. مسیر طولانی‌تر به معنای استفاده بیشتر از نفتکش‌ها، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بالا رفتن هزینه بیمه و تأمین مالی محموله‌هاست.

در نتیجه، کشورهای آسیایی می‌توانند با خرید نفت از قاره آمریکا وابستگی خود به تنگه هرمز را کاهش دهند، اما این تنوع‌بخشی هزینه بیشتری برای آنها خواهد داشت.

از سوی دیگر، نفت خام تولیدشده در آمریکا و کشورهای آمریکای جنوبی از نظر ویژگی‌های فنی دقیقا مشابه نفت خلیج فارس نیست. بسیاری از پالایشگاه‌های بزرگ آسیایی برای فرآوری نفت خاورمیانه طراحی شده‌اند و جایگزینی گسترده نفت آمریکا می‌تواند به تغییر ترکیب خوراک یا استفاده همزمان از انواع مختلف نفت نیاز داشته باشد.

بنابراین مسئله تنها تولید بیشتر نفت نیست؛ ظرفیت پالایش و سازگاری پالایشگاه‌ها با انواع نفت نیز محدودیت مهمی برای تغییر سریع مسیرهای تجارت جهانی ایجاد می‌کند.

نفت شیل آمریکا نیز با وجود ظرفیت بالای تولید، فاقد ویژگی مهمی است که برخی کشورهای خلیج فارس در اختیار دارند: ظرفیت مازاد آماده برای افزایش سریع تولید. چاه‌های شیل با سرعت بیشتری دچار افت تولید می‌شوند و حفظ سطح تولید نیازمند حفاری مستمر و سرمایه‌گذاری مداوم است.

ونزوئلا نیز اگرچه یکی از بزرگ‌ترین ذخایر نفتی جهان را در اختیار دارد، اما در کوتاه‌مدت نمی‌تواند جایگزین نفت خلیج فارس شود. احیای میادین، خطوط لوله و زیرساخت‌های صادراتی این کشور به سرمایه‌گذاری سنگین و چندین سال زمان نیاز دارد.

در مقابل، کشورهای خلیج فارس همچنان مزیت‌های مهمی دارند. عربستان، امارات، عراق و کویت از ذخایر گسترده، هزینه پایین تولید و زیرساخت‌های صادراتی مناسب برخوردارند و به بازارهای اصلی آسیا نزدیک هستند.

از این رو، بحران هرمز بیش از آنکه نشانه پایان نقش خلیج فارس باشد، آسیب‌پذیری ناشی از تمرکز صادرات نفت در مسیرهای محدود را آشکار کرده است.

احتمالاً کشورهای خلیج فارس برای توسعه مسیرهای صادراتی جایگزین سرمایه‌گذاری بیشتری خواهند کرد و کشورهای آسیایی نیز به سمت افزایش ذخایر راهبردی، تنوع‌بخشی به قراردادهای نفتی و سرمایه‌گذاری در منابع خارج از خاورمیانه حرکت خواهند کرد.

در این میان، رقابت آینده فقط بر سر تولید نفت نخواهد بود؛ بلکه کنترل و توسعه زنجیره کامل تأمین، از میدان نفتی و خطوط لوله گرفته تا نفتکش، بندر، بیمه و پالایشگاه، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

در نهایت، نقشه نفت جهان به‌سادگی از شرق به غرب منتقل نمی‌شود؛ بلکه از تمرکز به سمت تنوع حرکت می‌کند. چین، هند و اروپا احتمالاً نفت خلیج فارس را به‌طور کامل کنار نخواهند گذاشت، اما تلاش خواهند کرد سبد متنوع‌تری از منابع و مسیرهای تأمین ایجاد کنند تا اختلال در یک کشور یا تنگه، بازار جهانی را با بحران گسترده مواجه نکند.

به بیان دیگر، جهان در حال حرکت از «ارزان‌ترین بشکه» به سمت «مطمئن‌ترین زنجیره تأمین» است. نفت خلیج فارس همچنان به دلیل نزدیکی به آسیا و هزینه پایین‌تر مزیت دارد، اما نفت آمریکا، برزیل و گویان می‌تواند به‌عنوان منابع مکمل، وابستگی بازار را به یک منطقه کاهش دهد.

بنابراین قاره آمریکا قرار نیست «خلیج فارس جدید» شود؛ بلکه نقش آن در حال افزایش است تا بازار جهانی نفت در برابر بحران‌های ژئوپلیتیکی و اختلال در مسیرهای حیاتی، آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز