آیا ایران مهمترین بازار نفتی خود را از دست خواهد داد؟ آزمون بزرگ چین در برابر فشار آمریکا
همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، نشست وزرای دارایی و رؤسای بانکهای مرکزی گروه ۲۰ در آمریکا به عرصهای برای آزمودن مواضع کشورها در قبال تهران تبدیل شده است؛ با این حال، نتیجه این فشارها تا حد زیادی به رفتار چین، بهعنوان مهمترین بازار نفت ایران، بستگی دارد.
به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، آمریکا تلاش میکند تحریمهای خود علیه ایران را از یک فشار یکجانبه به هزینهای بینالمللی تبدیل کند و برای این منظور، علاوه بر همراه کردن متحدان غربی، به دنبال افزایش هزینه و ریسک تجارت چین با تهران است.
مقامات آمریکایی مدعیاند فشارهای اقتصادی علیه ایران اثرگذار بوده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، گفته است رهبران ایران از وخامت شرایط اقتصادی «شوکزده» شدهاند و به دلیل فشار اقتصادی به سمت تشدید تنش نظامی رفتهاند. کاخ سفید نیز ایران را در «انزوای اقتصادی» توصیف کرده و مدعی شده است که تهران در صورت کنار گذاشتن برنامه هستهای خود میتواند به رونق اقتصادی دست یابد.
با این حال، اعمال تحریم بهتنهایی برای واشنگتن کافی نیست و آمریکا برای مؤثرتر کردن فشارها باید مسیرهای دور زدن تحریمها، از جمله شبکههای بانکی، شرکتهای کشتیرانی و بیمه، واسطههای تجاری و خریداران نفت ایران را محدود کند.
چین در مرکز این راهبرد آمریکا قرار دارد. بر اساس برآوردهای مرتبط با هشدارهای وزارت خزانهداری آمریکا، چین حدود ۹۰ درصد نفت صادراتی ایران را خریداری میکند؛ بخش عمده این معاملات نیز از طریق پالایشگاههای مستقل و شبکههای واسطهای انجام میشود. بنابراین، کاهش توان چین برای جذب نفت ایران میتواند مهمترین منبع درآمدی تهران را تحت فشار قرار دهد.
با این حال، مسئله تنها به نفت محدود نمیشود. روابط چین و ایران مجموعهای از منافع اقتصادی و راهبردی را دربرمیگیرد و پکن همواره با تحریمهای یکجانبه آمریکا که خارج از چارچوب شورای امنیت اعمال میشوند، مخالفت کرده است.
در همین حال، برخی تحلیلگران معتقدند رابطه چین و ایران یک اتحاد نظامی و دفاعی نیست، بلکه عمدتا بر پایه منافع متقابل اقتصادی شکل گرفته است. از این رو، اگر آمریکا هزینه همکاری با ایران را افزایش دهد و همزمان منابع انرژی جایگزین یا مشوقهای اقتصادی جذابی برای چین فراهم کند، پکن ممکن است در نحوه تعامل خود با تهران تجدیدنظر کند.
در مقابل، برخی کارشناسان بر این باورند که چین در برابر فشارهای آمریکا مقاومت خواهد کرد؛ چراکه روابط تهران و پکن فراتر از خرید نفت است و همکاریهای بلندمدت اقتصادی، عضویت مشترک در سازمان همکاری شانگهای و بریکس و جایگاه ایران در مسیرهای ارتباطی طرح «کمربند و جاده» را نیز شامل میشود.
با این حال، چین همزمان منافع گستردهای در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دارد. حجم تجارت چین با عربستان سعودی و امارات در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۰۸ میلیارد دلار بوده، در حالی که تجارت چین با ایران حدود ۴۱.۲ میلیارد دلار برآورد شده است. این اختلاف نشان میدهد پکن در تلاش است ضمن حفظ روابط خود با تهران، از به خطر انداختن مناسبات اقتصادی گستردهترش با کشورهای خلیج فارس و ورود به رویارویی مستقیم با آمریکا نیز اجتناب کند.
هدف واشنگتن نیز لزوما وادار کردن چین به قطع کامل روابط اقتصادی با ایران نیست. آمریکا میتواند کاهش خرید نفت ایران، محتاطتر شدن شرکتها و واسطههای چینی یا افزایش هزینه انتقال، بیمه و پرداخت پول نفت ایران را بهعنوان موفقیت تلقی کند. به بیان دیگر، راهبرد واشنگتن بیشتر بر کاهش توان ایران برای تبدیل نفت به درآمد پایدار متمرکز است تا بستن یکباره تمام مسیرهای تجاری.
این فشارها همزمان با تشدید تنشهای نظامی در اطراف تنگه هرمز دنبال میشود؛ جایی که امنیت کشتیرانی و جریان انرژی به بخشی از رویارویی مستقیم ایران و آمریکا تبدیل شده است. دونالد ترامپ نیز در تازهترین اظهارات خود گفته است چین در قبال تحولات تنگه هرمز موضعی بیطرفانه اتخاذ کرده است؛ موضعی که نشان میدهد پکن تمایلی به ورود مستقیم به درگیریای ندارد که میتواند منافع نفتی و تجاری آن را تهدید کند.
در مجموع، به نظر میرسد چین نه بهطور کامل از بازار ایران خارج خواهد شد و نه برای مقابله با فشارهای آمریکا به تهران چک سفیدامضا خواهد داد. پکن احتمالا تلاش میکند میان حفظ منافع خود در تجارت و انرژی، جلوگیری از آسیب دیدن شرکتهای چینی از تحریمهای آمریکا و مخالفت با تبدیل تحریمهای یکجانبه واشنگتن به یک رویه جهانی تعادل برقرار کند.
از این رو، آزمون اصلی آمریکا در گروه ۲۰ صرفا افزایش تحریمها نیست، بلکه تغییر محاسبات چین است. اگر واشنگتن بتواند هزینه تعامل با ایران را برای پکن به اندازهای افزایش دهد که خرید نفت ایران کاهش یابد، فضای مانور اقتصادی تهران محدودتر خواهد شد؛ اما اگر چین همچنان بتواند نفت ایران را از مسیرهای جایگزین جذب کند، تحریمهای آمریکا اثرگذار خواهند بود، ولی بعید است بتوانند اقتصاد ایران را با سرعتی که واشنگتن انتظار دارد تحت فشار قرار دهند.