زرگر در گفتوگو با ایلنا بررسی کرد:
ابعاد تنش نظامی ترکیه و اسرائیل در مدیترانه شرقی/دلایل تجهیز یونان توسط تلآویو
کارشناس مسائل منطقه گفت: دیگر از دید تلآویو، نباید اجازه داده شود که ترکیه و اسرائیل صرفاً در سوریه با یکدیگر درگیر باشند و به همین جهت جبهه دیگری باید باز میشد که حالا شرق مدیترانه مدنظر است.
علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به آمادهباش ارتش اسرائیل برای رویارویی احتمالی با ترکیه در شرق مدیترانه در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد کرد: وقتی در جغرافیایی مانند سوریه با حضور همزمان ترکیه و اسرائیل مواجه هستید و این دو عملاً نمیتوانند حضور یکدیگر را در سوریه تحمل کنند و باید مجموعهای از ملاحظات را در نظر گرفت. همانطور که مشخص است، بخشی از شمال سوریه کردنشین است و نیروهای این منطقه تلاش کردهاند در ارتش سوریه ادغام شوند. ترکیه به دلیل وجود جمعیت کرد در شمال سوریه، همواره با نگاهی هشدارآمیز به تحولات این منطقه نگاه کرده است؛ چراکه نگران است تحولات مناطق کردنشین سوریه در نهایت خللی در سیاستهای کردی یا وضعیت کردهای داخل ترکیه ایجاد کند. علاوه بر این، ترکیه و سوریه دارای مرز مشترک هستند و از نظر تاریخی نیز ترکیه همواره تمایل داشته در سوریه هم به عنوان بازاری برای تولیدات اقتصادی خود و هم از منظر راهبردی و امنیتی که حضور و نفوذ در سوریه را برای آن ضروری میداند، نفوذ داشته باشد.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، اسرائیل قرار دارد که بلندیهای جولان را اشغال کرده و بخشهایی از سرزمین سوریه نیز در کنترل آن است. سیاست اسرائیل بر این اساس است که در سوریه با یک کشور قدرتمند و دارای ارتشی سازمانیافته، قدرتمند و مجهز مواجه نشود. این، در واقع، بخشی از سیاست کلی اسرائیل در قبال سوریه است. بنابراین، با توجه به اختلافاتی که میان ترکیه و اسرائیل بر سر سوریه وجود دارد، به نظر میرسد لازم است برای محدود کردن نفوذ ترکیه در سوریه، جبهه دیگری نیز در مقابل آن ایجاد شود. به عبارت دیگر از دید تلآویو، نباید اجازه داده شود که ترکیه و اسرائیل صرفاً در سوریه با یکدیگر درگیر باشند؛ چراکه این احتمال وجود دارد که در این نبرد سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی، ترکیه بتواند دست بالاتر را پیدا کند و نفوذ خود را در سوریه بیش از پیش تعمیق کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در چنین شرایطی، به نظر میرسد ایجاد یک انحراف یا جبهه دیگر میتواند در دستور کار قرار گیرد. آنچه اکنون شاهد آن هستیم، به نظرم، ایجاد نوعی اتحاد نانوشته یا حتی نوشته از سوی اسرائیل علیه ترکیه است. اسرائیل میتواند با یونان یک قرارداد نظامی یا دفاعی منعقد کند؛ قراردادی که هرگونه تجهیز و تقویت آتن، به نوعی علیه ترکیه نیز تلقی خواهد شد. هرچه ترکیه در دریای مدیترانه از نظر نظامی و دفاعی قدرتمندتر و مجهزتر شود، این موضوع میتواند برای اسرائیل اهمیت بیشتری پیدا کند. در مقابل، تقویت یونان یک زنگ خطر برای ترکیه (چه در اختلافات مربوط به قبرس، چه در موضوع جزایر و چه در ارتباط با منافع دو کشور در دریای مدیترانه) خواهد بود. لذا اسرائیل اکنون با نزدیک شدن به یونان، عملاً در حال ایجاد یک جبهه در برابر ترکیه است و حتی این امکان وجود دارد که اسرائیل در آینده همین سیاست را در قبال ارمنستان نیز دنبال کند.
وی افزود: اسرائیل در رابطه با جمهوری آذربایجان پیش از این نفوذ خود را تا حدودی گسترش داده است و این احتمال وجود دارد که با توجه به خصومت دیرینه میان ارمنستان و ترکیه، در آنجا نیز به دنبال ایجاد نفوذ بیشتری باشد. بنابراین، از این منظر، آنچه اکنون در حال وقوع است چندان تعجبآور نیست؛ زیرا میتوان آن را نوعی تلاش برای منحرف کردن توجه و توان ترکیه به سمت جبههای دیگر دانست. در این راستا به نظرم رویارویی نظامی تا حدودی بعید به نظر میرسد، اما در حوزه سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی و سایر عرصهها، احتمال تقابل بیشتر از حوزه نظامی است. علت این مسئله آن است که نمیتوان یک واقعیت را نادیده گرفت و آن اینکه ترکیه عضو فعال ناتو است. بنابراین، اگر بخواهد خارج از حیطه ناتو و سیاستهای نظامی و سیاسی این سازمان اقدامی انجام دهد، احتمالاً با محدودیتهایی مواجه خواهد شد. در واقع، گرداننده ناتو همان آمریکاست و اردوغان نیز نمیخواهد روابط خود را با ایالات متحده بیش از حد تخریب کند.
زرگر اضافه کرد: دلیل این مسئله هم مشخص است. ترکیه به دنبال آن است که جنگندههای اف-۳۵ را از آمریکا تحویل بگیرد. آمریکاییها نیز اعلام کردهاند که ترکیه باید ابتدا تکلیف سامانه اس-۴۰۰ روسی خود را مشخص کند؛ یعنی آن را بفروشد یا پس بدهد تا واشنگتن درباره تحویل اف-۳۵ تصمیمگیری کند. از سوی دیگر، تحویل اف-۳۵ نیز تا حدی به این موضوع وابسته است که ترکیه رابطه مناسبی با اسرائیل داشته باشد؛ به این معنا که دستکم رابطهای تهدیدآمیز یا درگیری نظامی مستقیم با اسرائیل نداشته باشد. بنابراین، به نظرم، اسرائیلیها از همین محدودیتها استفاده میکنند. آنها بهخوبی خطوط قرمز ترکیه را میشناسند؛ میدانند که ترکیه عضو فعال ناتو است، میخواهد روابط خوبی با آمریکا داشته باشد و به دنبال خرید تسلیحات آمریکایی است. به همین دلیل، اسرائیل برای اینکه به ترکیه نشان دهد این کشور محدودیتهایی دارد و حتی در سوریه نیز نمیتواند از نظر نظامی بیش از حد وارد چالش یا برخورد مستقیم با اسرائیل شود، به دنبال ایجاد یک مسیر انحرافی رفته و از دشمنان یا رقبای ترکیه در منطقه مدیترانه استفاده کرده است. قرارداد دفاعی با یونان را نیز میتوان در همین چارچوب ارزیابی کرد.
این تحلیلگر مسائل خاورمیانه گفت: باید توجه داشت که اسرائیل نیز در موقعیتی مشابه قرار دارد. اسرائیل تا حد زیادی به آمریکا وابسته است و میداند که هر رئیسجمهوری در آمریکا، در صورت اعمال تحریم یا قطع کمکهای مالی و نظامی، میتواند اسرائیل را تحت فشار قرار دهد و آنرا به پذیرش سیاستهای واشنگتن وادار کند. بنابراین، بعید میدانم در این مرحله برخورد نظامی مستقیمی میان ترکیه و اسرائیل شکل بگیرد. در عین حال، اسرائیلیها تلاش میکنند خطوط قرمز و محدودیتهای ترکیه را به این کشور نشان دهند و ترکیه نیز به نظر من کاملاً نسبت به این موضوع آگاه هستند. اگر ترکیه موفق شود مصر را نیز وارد آن ائتلاف سهگانه در توافق مکه کند، شرایط میتواند تغییر کند. البته این امر تا حد زیادی به این بستگی دارد که عربستان سعودی حاضر باشد کمکهای مالی لازم را به مصر ارائه دهد و مصر نیز با انگیزه دریافت این کمکهای مالی به پیمان دفاعی بپیوندد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، اقتصاد و ارتش مصر تا حدی به تجهیزات آمریکایی و کمکهای ایالات متحده وابسته است. بنابراین احتمالاً آمریکا نیز چندان مایل نخواهد بود که مصر به چنین پیمانی بپیوندد؛ زیرا در آن صورت، یک بلوک اسلامی شکل خواهد گرفت که ممکن است اسرائیل آن را یک تهدید برای خود تلقی کند. اگر مصر خارج از این پیمان باقی بماند و همچنان به پیمان کمپدیوید وفادار بماند، اسرائیل نیز تا حدود زیادی از این بابت آسودهخاطر خواهد بود. اما اگر ترکیه بتواند مصر را، حتی بهصورت ظاهری، از آن چارچوب جدا کند و به پیمان مکه بپیوندد، در آن صورت یک بلوک نظامی و دفاعی اسلامی شکل خواهد گرفت. در چنین شرایطی، چهار کشور مسلمان شامل ترکیه، پاکستان، عربستان سعودی و مصر در کنار یکدیگر قرار خواهند گرفت؛ ضمن اینکه پاکستان یک کشور هستهای است و عربستان نیز از ظرفیتهای مالی قابل توجهی برخوردار است. آن زمان شرایط برای اسرائیل متفاوت خواهد شد و دست آن تا حدودی بسته میشود. اسرائیل حتی در برابر تهدید احتمالی این چهار کشور مسلمان نیز دیگر نمیتواند با همان آزادی عمل گذشته در منطقه خاورمیانه، بهویژه در قبال فلسطینیها، دست به اقدامات گسترده بزند.