دیدار عون–نتانیاهو؛ وقتی که «زمانبندی» از خودِ دیدار خطرناکتر میشود
در حالی که تحولات منطقه از ابتدای ماه مارس گذشته با سرعتی فزاینده و غیرقابل پیشبینی در حال تغییر است، پرونده لبنان نیز وارد مرحلهای حساس شده که در آن ایده مذاکرات مستقیم با اسرائیل بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است.
به گزارش ایلنا به نقل از النشره، پس از دیدار سفیران لبنان و رژیم صهیونیستی در واشنگتن با حضور و نظارت دولت آمریکا و با مشارکت مارکو روبیو، وزیر خارجه این کشور، روند تحرکات دیپلماتیک با شتاب قابل توجهی ادامه یافته است. همزمان، اظهارات پیدرپی ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان درباره آمادگی برای ورود به مذاکرات مستقیم با تلآویو، در کنار تلاشهای واشنگتن برای جدا کردن مسیر لبنان از مذاکرات ایران و آمریکا در پاکستان، فضای جدیدی را در معادلات منطقهای ایجاد کرده است.
در سطح تحولات میدانی، تحلیلگران معتقدند ورود حزبالله به مرحله جدیدی از درگیری نیز به تسریع برخی روندهای سیاسی و دیپلماتیک کمک کرده است؛ روندهایی که در نهایت موضوع مذاکرات مستقیم را از حالت فرضی به یک احتمال جدی تبدیل کرده است.
با این حال، آنچه بهعنوان غافلگیری اصلی مطرح شده، اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا درباره احتمال برگزاری دیدار میان رئیسجمهور لبنان و نخستوزیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن است. موضوعی که با وجود تکذیبها و ملاحظات اولیه، همچنان در سطح رسانهای و سیاسی مورد پیگیری قرار دارد.
در این میان، برخی تحلیلگران تأکید میکنند که هرگونه دیدار احتمالی در این مقطع زمانی، بدون در نظر گرفتن شرایط میدانی و سیاسی، میتواند پیامدهای جدی برای لبنان به همراه داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که آتشبس شکنندهای برقرار است، حضور نظامی اسرائیل در برخی مناطق لبنان ادامه دارد و همزمان فشارهای بینالمللی برای دستیابی به یک توافق سریع افزایش یافته است.
بر این اساس، منتقدان این سناریو معتقدند ورود به چنین دیداری بدون دستیابی به نتایج مشخص، میتواند موازنه سیاسی را به زیان لبنان تغییر دهد و یکی از مهمترین اهرمهای این کشور یعنی مخالفت با عادیسازی پیش از عقبنشینی کامل را تضعیف کند.
در همین راستا هشدار داده شده است که تبدیل موضوع اشغالگری به یک پرونده قابل مذاکره، به جای پایان فوری آن، میتواند زمینه تثبیت وضعیت موجود را فراهم کرده و به رژیم صهیونیستی فرصت بیشتری برای تحکیم موقعیت خود بدهد.
در داخل لبنان نیز چنین سناریویی با نگرانیهای جدی همراه است و تحلیلگران از احتمال بروز شکاف سیاسی عمیق و حتی بحرانهای داخلی در صورت اتخاذ تصمیمات حساس در این زمینه سخن میگویند؛ شرایطی که میتواند فراتر از سطح سیاسی، به تنشهای اجتماعی نیز منجر شود.
همچنین برخی دیدگاهها به ابعاد حقوقی و بینالمللی این موضوع اشاره دارند و تأکید میکنند که با توجه به پروندههای موجود علیه رژیم صهیونیستی در نهادهای قضایی بینالمللی، هرگونه تماس مستقیم سیاسی در این سطح میتواند با واکنشهای حقوقی و سیاسی همراه شود، حتی اگر پیامد مستقیم حقوقی برای لبنان نداشته باشد.
در ادامه گزارش آمده است که تجربههای گذشته نشان میدهد دورههای انتقالی و خلأهای سیاسی همواره توسط طرف مقابل برای تثبیت واقعیتهای جدید میدانی مورد استفاده قرار گرفته است؛ موضوعی که در صورت نبود توافق روشن و الزامآور، میتواند به تغییر خطوط تماس و ایجاد وضعیتهای جدید در میدان منجر شود.
در جمعبندی این تحلیل تأکید شده است که با توجه به تحولات کنونی، هرگونه گفتوگو یا دیدار احتمالی باید در چارچوب هدف روشن یعنی پایان کامل حضور نظامی اسرائیل انجام شود و پس از آن امکان ورود به سایر اختلافات مرزی و سیاسی فراهم خواهد شد.
همچنین اشاره شده است که هرچند ممکن است پیشنهادها و «مشوقهای سیاسی» برای پذیرش چنین دیداری مطرح شود، اما تجربه لبنان نشان میدهد اتکا به تضمینهای خارجی همواره با تردید جدی همراه بوده است.
این گزارش در پایان تأکید کرده که لبنان در شرایط کنونی فاقد هرگونه ظرفیت برای اشتباهات راهبردی است و هر تصمیم شتابزده میتواند قواعد بازی را به شکلی تغییر دهد که بازگشت از آن بسیار دشوار باشد؛ بهگونهای که تفاوت اصلی نه در خودِ دیدار، بلکه در شرایطی است که قبل از آن شکل میگیرد.