ژنرال منیر؛ مردِ ترامپ یا کارت پنهان ایران؟!
در حالیکه عاصم منیر بهعنوان یکی از کانالهای اصلی ارتباطی میان واشنگتن و تهران مطرح شده، گزارشهای اطلاعاتی درباره روابط نزدیک او با ایران، تردیدها در محافل آمریکایی نسبت به نقش واقعی این میانجی را افزایش داده است؛ نقشی که از تمجیدهای مکرر دونالد ترامپ تا هشدارهای امنیتی را همزمان در بر میگیرد.
به گزارش ایلنا به نقل از ارمنیوز، در میانه تحولات پرتنش منطقه، نام ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به یکی از محورهای بحث در محافل اطلاعاتی و رسانهای آمریکا تبدیل شده؛ جایی که برخی گزارشها از او بهعنوان «نقطه خطر» یاد میکنند؛ آن هم بهدلیل ارتباطات ادعایی عمیق با سپاه پاسداران ایران.
این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها از ژنرال منیر بهعنوان یک میانجی مؤثر منطقهای تمجید کرده و او را «چهرهای استثنایی» و «فرماندهای برجسته» خوانده است. اما همزمان، برخی نهادهای اطلاعاتی و اندیشکدههای آمریکایی نسبت به پیوندهای گسترده او با ساختار نظامی ایران هشدار دادهاند.
گزارشها حاکی است منیر در ماههای اخیر به یکی از کانالهای اصلی ارتباط غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران تبدیل شده و نقش پررنگی در انتقال پیامها، بهویژه درباره پروندههایی چون تنگه هرمز و برنامه هستهای ایران ایفا کرده است. سفر اخیر او به تهران و دیدار با مقامات ارشد، از جمله مسعود پزشکیان، در همین چارچوب ارزیابی میشود.

با این حال، در سوی مقابل، دستگاههای اطلاعاتی آمریکا نگاه متفاوتی دارند. برخی گزارشها تأکید میکنند که ارتباطات منیر با فرماندهان ارشد ایرانی، از جمله سردار شهید قاسم سلیمانی و شهید حسین سلامی، به سالهای گذشته بازمیگردد؛ زمانی که او مسئولیتهای اطلاعاتی مهمی در ارتش پاکستان بر عهده داشت.
برخی کارشناسان آمریکایی پا را فراتر گذاشته و نسبت به اعتماد به اسلامآباد هشدار دادهاند. آنها با اشاره به سابقه پاکستان در تحولات افغانستان، این کشور را «شریکی غیرقابل اتکا» توصیف کرده و مدعی هستند نزدیکی ژنرال منیر به تهران میتواند مسیر مذاکرات را تحت تأثیر قرار دهد.
در عین حال، همین ویژگی دوگانه باعث شده تا منیر به بازیگری خاص در معادلات منطقهای تبدیل شود؛ چهرهای که از یکسو مورد اعتماد نسبی واشنگتن است و از سوی دیگر، کانال ارتباطی قابل قبولی برای تهران به شمار میرود.
ناظران معتقدند تکیه دولت آمریکا بر چنین میانجیای، بازتاب نوعی شکاف در داخل ساختار تصمیمگیری این کشور است؛ جایی که ملاحظات سیاسی برای پیشبرد سریع توافق، در برابر هشدارهای امنیتی درباره تبعات بلندمدت قرار گرفته است.