چرخش بهسوی تفاهم سیاسی ایران و آمریکا؛ هرمز و پرونده هستهای در متن معامله بزرگ
در حالیکه میانجیگری پاکستان روند گفتوگوهای ایران و آمریکا را وارد مرحلهای تازه کرده، نشانهها از حرکت دو طرف بهسوی توافقی مرحلهای برای مدیریت بحران و پایان تنشها حکایت دارد؛ توافقی که همزمان پرونده هستهای، تحریمها و ترتیبات امنیتی تنگه هرمز را در یک بسته پیچیده و حساس به هم گره زده و میتواند معادلات قدرت در منطقه را وارد فاز جدیدی کند.
به گزارش ایلنا، روزنامه الاخبار در تحلیلی نوشت: نشانههای کاهش تنش میان ایران و آمریکا با شتاب بیشتری در حال ظهور است؛ روندی که با نقشآفرینی پررنگ پاکستان در میانجیگری، میتواند به شکلگیری یک توافق چارچوب برای پایان درگیریها منجر شود. در همین حال، بحثها برای ورود به مذاکراتی پیچیده، بهویژه در حوزه هستهای و ترتیبات امنیتی تنگه هرمز، در جریان است؛ هرچند اختلافات همچنان پابرجاست.
در تازهترین تحول، ایران اعلام کرده مسیر عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز را بازگشایی کرده، اما این اقدام را در قالب یک مسیر مشخص و با الزام هماهنگی با نیروی دریایی سپاه پاسداران انجام میدهد. این تصمیم عملا به معنای اعمال کنترل میدانی ایران بر این گذرگاه حیاتی است؛ موضوعی که تا زمان دستیابی به یک سازوکار امنیتی مورد توافق با کشورهای منطقه ادامه خواهد داشت.
با نزدیک شدن به دور دوم مذاکرات، تلاشها برای رسیدن به یک چارچوب اولیه افزایش یافته است. اگرچه در دور نخست، طرفین شروط حداکثری مطرح کردند، اما اکنون نشانههایی از امکان دستیابی به نقاط مشترک دیده میشود؛ بهویژه با توجه به هزینههای سنگین ادامه تنش برای هر دو طرف.
در کانون این مذاکرات، پرونده هستهای قرار دارد؛ جایی که آمریکا چهار مطالبه اصلی را دنبال میکند: توقف کامل غنیسازی اورانیوم، برچیدن تأسیسات هستهای، تحویل ذخایر اورانیوم با غنای بالا و تصویب قطعنامهای الزامآور در شورای امنیت برای جلوگیری دائمی از دستیابی ایران به سلاح هستهای. واشنگتن همچنین خواهان تعیین یک بازه زمانی طولانی، حتی تا ۲۰ سال، برای تعلیق غنیسازی است.
در مقابل، ایران این شروط را بهصورت کامل نمیپذیرد، اما نشانههایی از انعطاف در رویکرد خود بروز داده است. تهران ممکن است با تعلیق موقت غنیسازی، آن هم در چارچوبی محدودتر، موافقت کند؛ مشروط بر اینکه حق غنیسازی در خاک ایران به رسمیت شناخته شود و مدت تعهد نیز کوتاهتر باشد. این رویکرد تا حدی ناشی از شرایط فنی است؛ چراکه برخی تأسیسات هستهای بهدلیل آسیبهای اخیر، نیازمند بازسازی هستند و همین مسئله بهطور طبیعی توقفی موقت را تحمیل میکند.
در موضوع تأسیسات هستهای، اختلافات عمیقتر است. آمریکا خواهان انتقال این تأسیسات به سطح زمین برای نظارت آسانتر است، اما ایران با استناد به ملاحظات امنیتی و تجربه حملات گذشته، قاطعانه این درخواست را رد میکند. با این حال، تهران در زمینه نظارت بینالمللی، آمادگی خود را برای همکاری بیشتر با آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده، البته به شرطی که این نظارت صرفاً در چارچوب آژانس و بدون دخالت مستقیم آمریکا باشد.
یکی از اهرمهای مهم ایران در این مذاکرات، ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد است که در سالهای اخیر بهعنوان پاسخ به خروج آمریکا از برجام افزایش یافته است. برآوردها حاکی از وجود حدود ۴۲۰ کیلوگرم از این ذخایر است، هرچند میزان دقیق آن بهدلیل تحولات امنیتی اخیر مشخص نیست. آمریکا خواهان تحویل این ذخایر است یا دستکم جلوگیری از انتقال آن به کشورهایی مانند روسیه یا چین. در مقابل، ایران گزینه انتقال به یک کشور ثالث، احتمالاً پاکستان، تحت نظارت بینالمللی را مطرح کرده است.
در ازای این اقدامات، آمریکا وعده رفع کامل تحریمها را مطرح کرده و بر تصویب یک قطعنامه دائمی علیه تسلیحاتی شدن برنامه هستهای ایران تأکید دارد؛ موضوعی که از منظر ایران، با ادعای همیشگی صلحآمیز بودن برنامه هستهای، چندان چالشبرانگیز به نظر نمیرسد.
در کنار پرونده هستهای، تنگه هرمز نیز به یکی از محورهای مهم مذاکرات تبدیل شده است. آمریکا پیشنهاد مدیریت مشترک این گذرگاه و ایجاد سازوکاری برای تقسیم درآمدها را مطرح کرده، اما ایران این طرح را رد کرده و بر مدیریت منطقهای توسط کشورهای ساحلی تأکید دارد. همچنین، بحث دریافت عوارض عبور از تنگه بهعنوان نوعی جبران خسارات جنگی از سوی ایران مطرح شده که میتواند به اهرم فشار جدیدی تبدیل شود.
در مجموع، به نظر میرسد دور دوم مذاکرات، که بهزودی برگزار خواهد شد، میتواند مسیر رسیدن به یک توافق متوازن را هموار کند؛ توافقی که بر پایه حفظ حداقلی منافع دو طرف شکل بگیرد و زمینهساز کاهش تنش در منطقه شود—و در این میان، برخی بازیگران مخالف ثبات، بیش از دیگران متضرر خواهند شد.