خبرگزاری کار ایران

مکی در گفت‌وگو با ایلنا:

شکست آلمان در شورای امنیت، نتیجه افول قدرت نرم برلین بود/ اروپا بهای سیاست‌های خود در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا را می‌دهد

شکست آلمان در شورای امنیت، نتیجه افول قدرت نرم برلین بود/ اروپا بهای سیاست‌های خود در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا را می‌دهد

کارشناس مسائل اروپا گفت: آلمان در حال پرداخت بهای سیاست دوگانه در قبال اسرائیل و سایر تحولات جهان است.

مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا در تشریح دلایل و پیامد عدم موفقیت آلمان در کسب کرسی عضویت غیردائم شورای امنیت در گفت‌وگو با ایلنا اظهار کرد: موفق نشدن آلمان در کسب کرسی شورای امنیت سازمان ملل، یک شکست سیاسی قابل توجه هم برای آلمان و هم برای اروپا محسوب می‌شود. آلمان به‌عنوان بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی اروپا و یکی از بازیگران مؤثر در روند همگرایی اروپایی، با این ناکامی پیام‌ها و نشانه‌های مهمی را دریافت کرده است؛ پیام‌هایی که نه‌تنها متوجه برلین، بلکه متوجه کل اتحادیه اروپا نیز هستند. این اتفاق را می‌توان نشانه‌ای از افول قدرت هنجاری و قدرت نرم آلمان دانست؛ کشوری که هم در سطح اتحادیه اروپا نقش تعیین‌کننده‌ای در بسیاری از روندها دارد و هم در سطح جهانی به‌عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی و سیاسی شناخته می‌شود. در بیش از دو سالی که از آغاز جنگ غزه و کشتار گسترده فلسطینیان می‌گذرد، و همچنین در شرایطی که آلمان از اوکراین در برابر حمله روسیه حمایت کرد، این رفتار دوگانه در مواجهه با دو نوع اشغالگری، هزینه‌های سنگینی برای آلمان و اروپا به همراه داشت.

وی ادامه داد: این رویکرد، ماهیت سیاست‌های دوگانه و ابزاری آلمان در استفاده از مفاهیمی همچون حقوق بشر، دموکراسی، حقوق مدنی و آزادی‌های اجتماعی را هم برای افکار عمومی اروپا و هم برای افکار عمومی جهان آشکار کرد. آلمان حتی بیش از بسیاری از کشورهای اروپایی از جمله ایتالیا، اسپانیا و فرانسه، حمایت‌های صریح و بی‌پرده‌ای از اقدامات اسرائیل در غزه، کرانه باختری و دیگر مناطق فلسطینی انجام داد. هیچ‌یک از این کشورها به اندازه آلمان با چنین صراحتی از سیاست‌های رژیم صهیونیستی و اقدامات اشغالگرانه آن دفاع نکردند. همان‌گونه که وزیر امور خارجه آلمان نیز اشاره کرده است، برلین بهای این سیاست دوگانه و ابزاری را پرداخت کرد. این موضوع نشان داد که اروپا تا چه اندازه در حوزه قدرت نرم و قدرت هنجاری در سطح جهان دچار افول شده است. این افول صرفاً در قالب عدم موفقیت آلمان برای کسب کرسی شورای امنیت نمود پیدا نمی‌کند، بلکه نشانه‌های دیگری نیز از خود برجای خواهد گذاشت.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: برای نمونه، در منطقه خلیج فارس و در جریان تحولات و تنش‌های اخیر، مشاهده شد که اروپا عملاً از روندهای میانجی‌گری و تحرکات سیاسی کنار گذاشته شده و نقش مؤثری ایفا نمی‌کند. علت این وضعیت آن است که اروپا بخش قابل توجهی از قدرت نرم، قدرت هنجاری و توان تأثیرگذاری خود را در معادلات سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان از دست داده است. در پاسخ به این پرسش که از دست رفتن این کرسی چه تأثیری بر وجهه آلمان در سیاست خارجی و همچنین بر جایگاه اتحادیه اروپا خواهد داشت و چه پیامدهایی برای دولت آلمان به همراه می‌آورد، باید گفت که این اتفاق را می‌توان آغاز یک روند دانست؛ روندی که از افول تدریجی آلمان و اتحادیه اروپا در معادلات سیاسی و امنیتی جهان حکایت دارد.

وی افزود: آلمان و دیگر کشورهای اروپایی اکنون بهای سیاست‌هایی را می‌پردازند که در برابر یکجانبه‌گرایی آمریکا اتخاذ کردند. در سال‌های اخیر، به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، آمریکا عملاً نقش و جایگاه متحدان اروپایی خود را در بسیاری از پرونده‌های مهم، به‌خصوص در موضوع اوکراین، نادیده گرفت. با این حال، اروپا واکنش جدی و مستقلی در برابر این روند نشان نداد و امروز آثار آن را در قالب کاهش نفوذ سیاسی خود مشاهده می‌کند. پیامدهای این شکست سیاسی را می‌توان در غیبت آلمان از بسیاری از کانون‌های بحرانی جهان و کاهش تأثیرگذاری آن بر روندهای سیاسی بین‌المللی مشاهده کرد. همچنین در داخل کشورهای اروپایی، به‌ویژه در آلمان، شاهد روندی از واگرایی سیاسی خواهیم بود. به نظر می‌رسد استفاده ابزاری از مفاهیم حقوق بشر، حقوق بین‌الملل و ارزش‌های انسانی با چالش‌ها و بن‌بست‌های جدی مواجه شده و اروپایی‌ها دیگر نمی‌توانند مانند گذشته از ظرفیت نهادهای بین‌المللی، سازمان‌های مدنی و نهادهای حقوق بشری برای پیشبرد اهداف سیاسی و امنیتی خود بهره‌برداری کنند.

مکی در پایان خاطرنشان کرد: در همین چارچوب، رشد احزاب راست افراطی که بسیاری از آنها پایبندی چندانی به قواعد حقوق بشر و حقوق بین‌الملل ندارند و سیاست‌های مهاجرستیزانه را دنبال می‌کنند، می‌تواند یکی از پیامدهای همین نگاه ابزاری به مفاهیم انسانی و حقوق بشری باشد. این احزاب اکنون در بسیاری از کشورهای اروپایی در مسیر دستیابی به قدرت قرار دارند. پیروزی حزب اصلاح به رهبری نایجل فاراژ در انتخابات محلی بریتانیا، افزایش محبوبیت جریان‌های راست افراطی در فرانسه در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری و همچنین موقعیت متزلزل احزاب سنتی در آلمان، همگی نشانه‌هایی از این روند هستند. این تحولات نشان می‌دهد که اروپایی‌ها نه‌تنها در عرصه نقش‌آفرینی بین‌المللی و امنیتی با چالش مواجه‌اند، بلکه در داخل کشورهای خود نیز با بحران‌های سیاسی و اجتماعی فزاینده‌ای روبه‌رو هستند. مجموعه این چالش‌ها می‌تواند توان اروپا را برای ایفای نقش مؤثر در منازعات و معادلات جهانی بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد و روند کاهش نفوذ سیاسی این قاره در نظام بین‌الملل را تسریع کند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز