زرگر در گفتوگو با ایلنا:
هدف اسرائیل از توقف ناوگان صمود، حفظ وضعیت بحرانی غزه است/سازمانهای بینالمللی نباید درباره رفتار تلآویو سکوت کنند
کارشناس مسائل منطقه گفت: باید دید فضای بینالمللی تا چه اندازه آمادگی حمایت از اعضای ناوگان صمود و مهار رفتارهای رادیکال اسرائیل را خواهد داشت.
علیاصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به بازداشت اعضای ناوگان صمود توسط اسرائیل در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: اسرائیل، بهطور طبیعی، سیاستهای مشخصی دارد که بر پایه خشونت حداکثری بنا شده است و به هیچوجه نمیخواهد مسئله فلسطین جنبهای بینالمللی پیدا کند. به نظر میرسد تلآویو این موضوع را مسئلهای داخلی تلقی میکند و حاضر نیست منافعش از سوی هیچ گروه یا جریان دیگری تهدید شود یا کمکی به غزه و فلسطینیها صورت گیرد. اما پرسش اینجاست که چرا این میزان خشونت در برابر انسانهای بیطرفی وجود دارد که صرفاً با انگیزههای اخلاقی و انساندوستانه تلاش میکنند محاصره غزه را بشکنند یا کمکهایی را به مردم این منطقه برسانند؟ این کشتیها حامل کمکهای انساندوستانه برای مردمان آواره غزه بودند و وابسته به دولت خاصی هم محسوب نمیشدند. در واقع، گروهی از انسانها به دلیل وضعیت بحرانی ایجادشده در غزه، همانند نهادهایی نظیر پزشکان بدون مرز که در کشورهای مختلف به امدادرسانی میپردازند، تصمیم گرفتند به مردم کمک کنند. این اقدامات الزاماً جنبه سیاسی نداشت و هدف آن زیر سؤال بردن حاکمیت دولتی خاص نبود؛ بلکه تلاشی بود برای کمکرسانی به مردمی که در سرزمین خود آواره شدهاند و پناهی ندارند.
وی ادامه داد: از همین رو این افراد حرکت کردند تا به منطقه نزدیک شوند و کمکهای انساندوستانه را به مردم غزه برسانند. با این حال، اسرائیل ظاهراً همچنان همان سیاستهای پیشین خود را دنبال میکند؛ سیاستی که مبتنی بر آوارگی کامل مردم فلسطین است. به نظر میرسد اسرائیل میخواهد شرایط را به نقطهای برساند که غزه عملاً بخشی از خاک اسرائیل تلقی شود و هرگونه ورود یا دخالت خارجی در این منطقه را غیرقابل قبول بداند. از سوی دیگر، به نظر میرسد هدف این است که شرایط زیست در غزه آنقدر غیرقابل تحمل شود که خود مردم غزه به این نتیجه برسند که دیگر امکان زندگی در این منطقه وجود ندارد و باید بهصورت جمعی به مکانی دیگر مهاجرت کنند. این میزان از رادیکالیسم همچنین نشان میدهد فشارهای بینالمللی آنگونه که باید علیه اسرائیل وجود ندارد. کشورهایی که عملاً از اسرائیل حمایت میکنند (از جمله آمریکا، انگلستان، آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی) با پشتیبانیهای خود زمینه چنین رفتارهایی را فراهم کردهاند. افزون بر این، انفعال سازمان ملل متحد و دیگر نهادهای بینالمللی نیز به اسرائیل اجازه داده است تا چنین رفتارهایی را ادامه دهد؛ تا جایی که حتی کاروانهای بیطرف امدادرسان را محاصره، بازداشت و تحقیر میکند و مانع رسیدن کمکها به غزه میشود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: این اقدامات صرفاً ناشی از رفتار اسرائیل یا حتی دولت و وزیران آن نیست، بلکه محصول حمایت کشورهایی نظیر آمریکا، انگلستان، آلمان و بخشهایی از اروپا از اسرائیل است. اگر کشورهای بیشتری، مانند اسپانیا یا تا حدی یونان، ایتالیا و برخی دولتهای خاورمیانه، مواضعی سختگیرانهتر در برابر اسرائیل اتخاذ میکردند، احتمالاً این رفتارها تا این حد گسترش پیدا نمیکرد. امروز حتی شاهد آن هستیم که اسرائیل، علاوه بر ایران، ترکیه را نیز تهدید میکند. این رفتارها بهنظرم ناشی از همان حمایتهای بیقیدوشرطی است که از سوی آمریکا و برخی کشورهای دیگر در اختیار اسرائیل قرار میگیرد. آمریکا و دیگر کشورها همچنان به اسرائیل سلاح میرسانند و از آن حمایت میکنند. حتی کشورهایی مانند ترکیه که از طریق خطوط لوله و نفت آذربایجان بخشی از نیازهای اسرائیل را تأمین میکنند، بهنوعی در استمرار این وضعیت نقش دارند. این حمایتها موجب شده اسرائیل تا این اندازه جسور شود و نهتنها در برابر ایران، بلکه در برابر هرگونه تلاش برای کمک به مردم غزه نیز چنین رفتاری داشته باشد. در پاسخ به این پرسش که چه اهرمهای حقوقی و سیاسی برای مقابله با اسرائیل وجود دارد، باید گفت ابزارها کم نیستند.
وی افزود: اگر آمریکا تصمیم بگیرد ارسال سلاح به اسرائیل را متوقف کند، یا حتی صرفاً تهدید کند که دیگر به این روند ادامه نخواهد داد، این مسئله میتواند تأثیرگذار باشد. اگر آلمان و دیگر کشورهای اروپایی نیز چنین رویکردی اتخاذ کنند، یا اتحادیه اروپا بخشی از روابط تجاری خود با اسرائیل را محدود سازد، این فشارها میتواند بسیار مؤثر واقع شود. با این حال، سازمانهای بینالمللی عملاً در وضعیت انفعال کامل قرار دارند. تاکنون قطعنامههای متعددی در مجمع عمومی سازمان ملل علیه اسرائیل تصویب شده است؛ از جمله درباره توقف شهرکسازی در سرزمینهای فلسطینی. اما این قطعنامهها ضمانت اجرایی نداشتهاند و اسرائیل نیز توجهی به آنها نکرده است. از این رو، به نظر میرسد از سازمانهای بینالمللی در وضعیت فعلی کاری ساخته نیست. حتی اگر شورای امنیت نیز قطعنامهای صادر کند، احتمال وتوی آن از سوی آمریکا، فرانسه یا انگلستان وجود دارد. بنابراین، به نظرم باید خط قرمزی بر کارآمدی سازمانهای بینالمللی در این پرونده کشید.
زرگر گفت: درباره افرادی که بازداشت یا تحقیر شدهاند نیز باید واقعبین بود. بسیاری از این افراد، که با انگیزههای انساندوستانه سوار کشتیها و قایقها شدهاند، در کشورهای خود نیز منتقد سیاستهای حاکم هستند. برخی از آنها شخصیتهای شناختهشده، نویسنده، بازیگر، سیاستمدار سابق یا فعال مدنی هستند. به همین دلیل، در داخل کشورهای خود نیز الزاماً از حمایت کامل دولتهایشان برخوردار نیستند. البته همه این افراد را نمیشناسم، اما برخی چهرههای شناختهشدهای که بازداشت شدهاند، در کشورهای خود نیز منتقد سیاستهای داخلی بودهاند و همین مسئله باعث میشود دولتهایشان تمایل چندانی به حمایت جدی از آنها نداشته باشند. بنابراین، نباید انتظار داشت که این دولتها بهطور گسترده از این افراد پشتیبانی کنند؛ مگر آنکه فشار افکار عمومی و فضای بینالمللی افزایش پیدا کند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در گذشته نیز، برای مثال در ماجرای کشتیهای مرمره ترکیه، تعدادی از افراد کشته شدند و واکنشهایی شکل گرفت. اکنون نیز ممکن است برخی کشورها مانند اسپانیا یا ایتالیا (که تا حدی منتقد سیاستهای آمریکا و اسرائیل هستند) مواضعی اتخاذ کنند. اما از کشورهایی که رهبرانشان روابط نزدیکی با دولت ترامپ یا سیاستهای آمریکا دارند، طبیعتاً نمیتوان انتظار واکنش جدی داشت. در نهایت، باید دید فضای بینالمللی تا چه اندازه آمادگی حمایت از این افراد و مهار این نوع رفتارهای اسرائیل را خواهد داشت.