آیا ترامپ درقبال جنگهای ایران و اوکراین از تایوان صرفنظر میکند؟
با توجه به معادلات پیچیده میان آمریکا و چین در نظام بینالملل، این پرسش مطرح است که آیا واشنگتن میتواند در قالب یک توافق احتمالی، از بخشی از مواضع خود درباره تایوان عقبنشینی کند؛ در مقابل، پکن نیز از نفوذ اقتصادی خود برای فشار بر ایران و روسیه جهت پایان دادن به درگیریهای جاری در خاورمیانه و اروپا استفاده کند.
به گزارش ایلنا، در گزارشی که در پایگاه «اویل پرایس» منتشر شده، همزمانی سفر اخیر دونالد ترامپ به پکن و دیدار او با شی جینپینگ بهعنوان نقطه آغاز بحثی گسترده درباره مجموعهای از پروندههای حساس میان دو کشور مطرح شده است؛ پروندههایی که در صدر آنها نقش چین در تأمین غیرمستقیم منابع مالی ایران و روسیه از طریق خرید انرژی قرار دارد.
چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران محسوب میشود و بخش عمده صادرات نفتی این کشور را جذب میکند؛ موضوعی که عملا به تداوم جریان درآمدی تهران در شرایط تحریم کمک کرده است. در کنار آن، ادامه جنگ اوکراین و تنشهای خاورمیانه نیز به رشد قیمت جهانی انرژی دامن زده و این مسئله به یکی از محورهای اصلی رقابت و چانهزنی میان قدرتهای بزرگ تبدیل شده است.
در این چارچوب، این بحث مطرح است که آیا پکن حاضر خواهد شد از اهرم اقتصادی خود برای اعمال فشار بر تهران و مسکو استفاده کند یا نه؛ بهویژه با توجه به اینکه خود چین نیز یکی از بزرگترین واردکنندگان انرژی از روسیه است و روابط انرژی گستردهای با مسکو دارد.
وابستگی متقابل میان چین، ایران و روسیه باعث شکلگیری شبکهای از مبادلات مالی و انرژی شده که تا حدی خارج از چارچوب نظام مالی غرب و سلطه دلار عمل میکند. همین موضوع، فضای مانور واشنگتن برای فشار مستقیم بر پکن را محدود کرده است.
در نتیجه، روابط دو قدرت در عمل به سمت نوعی موازنه مبتنی بر بدهبستان حرکت کرده است؛ جایی که هر طرف تلاش میکند از ابزارهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود برای کسب امتیاز استفاده کند.
در همین فضا، برخی تحلیلها احتمال میدهند که در صورت شکلگیری چنین بدهبستانی، موضوع تایوان میتواند به یکی از محورهای اصلی چانهزنی تبدیل شود؛ چرا که از نگاه چین، تایوان بخشی از اصل «چین واحد» محسوب میشود، در حالی که آمریکا همچنان سیاستی مبهم و دوگانه در قبال آن دنبال میکند.
در ساختار فعلی روابط، واشنگتن بهطور رسمی چین را به عنوان دولت واحد به رسمیت میشناسد، اما در عین حال استقلال تایوان را نیز تأیید نمیکند؛ سیاستی که سالهاست با عنوان «ابهام راهبردی» شناخته میشود و همچنان مبنای تعامل دو طرف باقی مانده است.
در ماههای اخیر نیز نشانههایی از تغییرات محدود در موضعگیریهای رسمی آمریکا درباره تایوان دیده شده که با واکنش تند پکن همراه بوده و آن را مغایر با اصل «چین واحد» دانسته است.
در نهایت، این تحلیل بر این جمعبندی استوار است که چین در حال تقویت نفوذ جهانی خود از مسیر ابزارهای اقتصادی و ابتکارهایی مانند «کمربند و جاده» است، در حالی که آمریکا همزمان با رقابت فشرده با پکن، درگیر بحرانهای متعدد در اروپا و خاورمیانه است؛ شرایطی که میتواند زمینهساز گفتوگوها و مذاکرات پیچیده و چندلایه میان دو قدرت بزرگ باشد.