به گزارش ایلنا؛
نشست نقد و بررسی نمایش «هملت z» برگزار شد/فرو ریختن ساختار کلاسیک برای نسل امروز/
انتقاد رضا آشفته از اجرای نمایش آرش پنج میلیون تومانی!
نشست نقد و بررسی نمایش«هملت z » به نویسندگی و کارگردانی بابک محمودزاده، عصر روز گذشته یکشنبه دوم شهریورماه در مجموعه تئاتر لبخند برگزار شد. رضا آشفته و چند منتقد دیگر در این رویداد حضور داشتند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، جلسه نقد و بررسی نمایش «هملت z» عصر روز گذشته، یکشنبه دوم مردادماه در مجموعه تئاتر لبخند برگزار شد.
علاوه بر بابک محمودزاده، نویسنده و کارگزدان اثر و دیگر عوامل اجرایی، رضا آشفته، بهنام ترابی، سجاد خلیل زاده، احسان زیور عالم و فریال آذری به عنوان منتقد در این رویداد حضور داشتند.
گفتنی است «هملت z» از نمایشنامه «هملت ماشین» نوشته هاینر مولر اقتباس شده و ایمان میرهاشمی، طاها احمدی، فاطمه محمدی، ملینا محمودزاده، محمد جعفری، پارسا اطمینان بخش، و فائزه حاصلی نیز یازیگران اثر هستند.
اجرای برنامه نیز به عهده بابک پرهام بود.

«هملت زد» سوژهای شکسته و شخصیتی محاصرهشده دارد
در ابتدای برنامه، فریال آذری گفت: در هملت z سوژه شکسته و شخصیت از جنسیت خودش بیزار است و از درون و بیرون محاصره شده. مجموعه این اتفاقها اثر را به سمت تئاتر پسادراماتیک میبرد. تقدم و تأخر نداریم و جای آن صدا و بیان و ریتم را داریم. این موارد اثر را پیش میبرند و ساختار کلاسیک فرو میریزد.
او افزود: در بخش دیگر در هملت z متنهای در اجرا جاهایی دگرگون میشوند. همه چیز در هم است و تنیده میشود و این کلاف سردرگم است و قرار نیست همه چیز خطی باشد؛ مانند تور ماهیگیری که با گرههای درهم درست میشود.
آذری ادامه داد: در این اثر بینامتنی، گفتوگو متن را به بحران میرساند. به نظرم در هملت z این گسیختگی بیشتر بوده است.
این منتقد اذعان داشت: زمانی به تجربه بحران نزدیک میشویم و چیزی جدید از آن درمیآید. این نوعی اقتباس است که در عین حفظ متن مبدأ آن را دگرگون میکند.
وی در ادامه توضیحاتش گفت: هملت قرار است به نسل z برسد. او انسانی گرفتار است و بین امر نمادین و واقعی حرکت میکند. دلش میخواهد حرف بزند، اما کلامش فروپاشیده است. در تاریخ و صحنه مدام از هم گسیخته میشود. در چنین اوضاعی دیگر خودآگاهی معنی ندارد و سوژه زخمخورده ما مطمئن میشود. هملت در وجودش با سایهاش مواجه میشود که پر از نفرت و تردید است.
هملت در مرز میان درون و بیرون ایستاده است
آذری در ادامه گفت: یونگ در کتابش «انسان و سمبلهایش» از سایهاش میگوید که فرد آن را نمیپذیرد؛ اما برایش اتفاق میافتد. هملت نیز چنین است. کریستوا میآید و مفهوم ابژه را چون صحنه مینگرد و به آن حضور آغشتهگرانه برمیگردد. ابژه نه کاملاً بیرون است و نه درون. هملت در همین مرز میایستد.
وی افزود: در آستانه عبور نیز قصه متوقف میشود و روی صحنه ویرانی به جا میگذارد. هملت ضدقهرمان است و این ضدالگو با جهان مولر سازگارتر است و میبینیم. هملت وارد تلاطم میشود.»
شخصیتهایی فراتر از جنسیت
فریال آذری بیان کرد: در نمایش، جایی هملت میگوید کاش من زن بودم و افلیا در لباس مرد است. انگار او آرزوی برآوردهنشده هملت است، اما او نمیفهمد. به این ترتیب، زن دیگر یک جوهر نیست.
وی در پایان صحبتهایش گفت: هملت z هم روی زمان حاضر کار میکند و هم روی زمان غائب. انتخاب مرد زنپوش گویا انتقادی را مطرح میکند. از طرفی وارد تراژدی اکنون میشویم که روایت خطی ندارد. اکنونیت در آن هملت شاهزاده نیست و بدن معاصری است که مدام له میشود.
«هملت z» خوانشی از هملت کلاسیک نیست!
سجاد خلیل زاده، دیگر منتقد حاضر در برنامه، نیز دقایقی درباره اثر توضیح داد و به بیان نکاتی پرداخت.
او گفت: آنچه برایم مهم بود خوانشی از هملت کلاسیک نیست. از نسل z خیلی گفته شده و هملت زد نسل فراموش امروز است.
وی افزود: جدا از فرم و جدا از افلیای عاشق و هملت کلاسیک یا کودکی که ابزاری عاطفی است، این هملت اثر آقای محمودزاده است که با تکرار و تمرین به دست آمده. امروز اجرایی دیدیم که با نسل امروز تلفیق شده است. از اندیشهای صحبت میکنیم که اگر بسط داده شود پاسخگوی سوالات نسل امروز است.
امیدوارم «هملت زد» جریانساز باشد
وی بیان کرد: امیدوارم هملت زد به اجرا ختم نشود و جریانساز باشد. ما از تئاتر جهان بیست سال عقب هستیم. خوانشی از مولر داریم که با امروز یکسانسازی کرده است. چرا این نگاه نباید ادامهدار باشد.
خلیل زاده ادامه داد: پیشتر دو سؤال مطرح کرده بودم. هملت زد برای من یک خوانش مجدد نیست و آزمایش و پرسش است که آیا میتوانیم هملت امروز را درک نماییم؟ چرا که جهان نمایشی هملت مولر متفاوت است.
وی افزود: موضوع بعدی سطحبندی تئاترها در ایران است که همه جای نقد دارند. در تهران هر ماه لااقل ده، دوازده نمایش جدید میبینم و هملت محمودزاده از آنهاست که باید یکی، دو سال روی صحنه بماند تا گفتمانش را بیان کند.
خلیل زاده در بخش دیگری از صحبتهایش بیان کرد: «از بازی افلیا لذت بردم و اما چنین اجرایی میطلبد جهانی شود، نه محدود به یک نشست ساده. باید سه، چهار جلسه درباره آن صحبت شود. پرداختن به هملت مولر با نسل زد حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
او در ادامه گفت: موضوع بعدی نسبت اثر با تئاتر امروز ماست. در دو، سه دهه اخیر افرادی چون خیمهدوز و آشفته تغییر نگاهی در نقد و بازآفرینی آثار دیدهایم.
چرا چنین نمایشی باید در این دوره روی صحنه برود؟
احسان زیورعالم، دیگر منتقد حاضر در نشست، نیز به بیان توضیحاتی درباره اثر پرداخت.
او گفت: سؤال این است که چرا چنین نمایشی باید در این دوره روی صحنه برود و مخاطب اول فکر میکند با هملت کلاسیک طرف است، اما تا آنجا که میدانم بخشهایی کمدی نیز دارد.
وی افزود: «به سال ۱۹۱۶ برمیگردم که یک دیپلمات کهنهکار به انگلیس میرود تا برای سیصدمین سالگرد تولد شکسپیر صحبت کند. شانزده سال بعد است که هملت در ایران اجرا میشود.»
او ادامه داد: «در ادامه است که رضاشاه میگوید اثری از هملت در ایران اجرا نشود. سال ۱۳۵۰ قفل باز میشود و چند ترجمه از هملت میآید. در دوره اصلاحات و ریاست جمهوری خاتمی هم این اتفاق میافتد و اجراها به دوازده تا در سال میرسد.»
آثار شکسپیر بیش از آثار بیضایی در ایران اجرا شده است
زیور عالم بیان کرد: آثار شکسپیر بیش از آثار بیضایی در ایران اجرا شده و میبینیم گره ماجرا با مکبث مهندسپور گشوده میشود. انگار الهام شده بود به اینکه کارگردانها با آثار شکسپیر بخواهند حرفهای سیاسی بزنند!
وی گفت: برای من مورخ آن شکسپیرها مهم است. چرا هملت دهه هفتاد به هملت دهه هشتاد شباهتی ندارد؟ چه میشود که از مکبث آرام مهندسپور به آثار دیگر میرسیم؟
او افزود: در دورهای همه به سراغ مصرفگرایی و مخالفت آن میروند. ما خیلی وقت پیش وارد پستمدرن شدیم. سال ۹۶ به بعد همه جهان سلطنتی هملت را کنار گذاشتند.
پستمدرن به معنای آشفتگی مطلق نیست
بهنام ترابی نیز گفت: از دو منظر میتوان به هملت نگاه کرد. زمانی که از پستمدرن صحبت میکنیم به معنی آشفتگی مطلق نیست. مولر نتیجه و میراث جامعه آلمان را مدنظر دارد. گفته بودند ما شما را به رستگاری میرسانیم، اما آنها را به تنزل فرهنگی و جنایت رساندند. و در نهایت به سال ۱۹۴۸ شاهد پستمدرن بودهایم.
تئاتر امروز دیگر مانند گذشته نیست
رضا آشفته، منتقد تئاتر، نیز گفت: تئاتر را میرویم روی صحنه ببینیم و فیلم و نقد تئاتر پیامدهای اثر هستند و خودش نیستند.
وی افزود: تئاتر آوانگارد و مستقل شصت سال عمر دارد و از اواسط دهه چهل شروع شد. در ادامه مطالعات جدید تبدیل به زبان نو شدند و دیگران نیز کارهایی کردند و به نظر میرسد ریشههای محکمتری را در پی داشته. آنجا که نعلبندیان مورد توجه قرار میگیرد و در شیراز و جشن هنر برگزیده میشود و سال بعد آرین است که اثر را اجرا میکند. قدیمیهای تئاتر وجه تجربی را بیشتر تجربه کردهاند.
ما تئاتر تجربی نداریم چون مانیفست نداریم
وی بیان کرد: ما تئاتر تجربی نداریم چون مانیفست نداریم. جز بیضایی کسی اینگونه نیست. در عین حال جشن هنر شیراز یکی از مهمترین اتفاقاتی است که کارگردانهای تجربی را وارد ایران کرد.
آشفته افزود: دوازده سال تلاش مجموعهای از آدمها بر باد رفت. نویسندگانی چون اسماعیل و دیگران، خلج با تمام اشکالها بزرگ هستند.
وی اذعان داشت: از سال ۶۸ کارهایی شد، اما تکافتادگی فرهنگی مانع میشد جریانی شکل بگیرد.
فرهنگ بدون حمایت در هیچ جای جهان به وجود نمیآید
وی از رویه فعالیت در تئاتر امروز اظهار تأسف کرد و گفت: میبینم فردی جوان در چند سال و در مدت زمانی کوتاه هفده اثر اجرا برده، اما فاصله اجرای بیضایی از مرگ یزدگرد تا بنداربیدخش ۱۸ سال فاصله داشته است!
آشفته افزود: چرا آن فرد هفده اثر اجرا برده؟ چون چیزی نمیداند! آدمهایی که درست کار میکنند و فعال هستند، اگر فعال نباشند تئاتر پیش نمیرود.
نسل z حرفهایی برای گفتن دارد
آشفته گفت: «واقعاً اینطور نیست که بگوییم هفته بعد برویم کار ببینیم. این کار هم به واسطه اصطلاح پستدراماتیک که ترجمان جدیدی از اثر اصلی است صورت گرفته.»
وی افزود: «نسل z حرفهایی برای گفتن دارد و اگر هنر با اقتضای زمان پیش نرود، هنر نیست.»
آشفته تأکید کرد: «نسل z عجیب است و باید به آنها توجه شود چون متفاوت و عجیب هستند. جامعه به این نسل نیاز دارد و ما خیلی مأخوذ به حیا بودیم. هر انسانی حقانیت دارد و تئاتر بعدی مال نسل زد است و آنها تئاتر ما را دگرگون میکنند.»
نوشین اولین کسی بود که تئاتر را درست تعریف کرد
رضا آشفته گفت: «آقای نوشین اولین کسی بود که تئاتر را درست تعریف کرد و اولین نفری بود که از ایران رفت. او تئاتر را درست تحلیل میکند و سالن و گروه تشکیل میدهد، اما او را فراری دادند. بله آدمهایی بودند که خوب کار میکردند، اما بعد همه چیز به انحراف کشیده شد.»
وی افزود: «در روزگاری که مردم نان ندارند، آنها چه کسانی هستند که تئاتر میبینند؟»
او در ادامه گفت: «مثلاً آرش چه نسبتی با علی سرابی دارد؟ او چه فهمی از آرش دارد؟ چرا بیضایی آرش را کار نکرد و چرا این آرش باید پنج میلیون مبلغ بلیتش باشد؟ من بغضم میگیرد وقتی اینها را میشنوم.»
محمودزاده آینده خوبی دارد، اما ریتم را نمیشناسد
آشفته گفت: «آقای محمودزاده آینده خوبی دارد و با فهم درست پیش رفته. اما کارش یک اشکال دارد. او ریتم را نمیشناسد یا بد میشناسد! ریتم براساس دو عنصر صدا و تصویر به وجود میآید.»
وی در پایان گفت: «ریتم اگر روایتت را به هم ریخت باید تصحیح شود. تصاویر نباید از هم مجزا باشند. پیوست درونی را تصویرها باید ایجاد کنند تا ریتم به وجود بیاید. ریتم و هماهنگی دو عنصر برجستهای هستند که در هر اجرایی باشند، آن اثر حداقل یک بار دیده خواهد شد.»