نقد میرشکاک بر زندگی در قفسِ تمدنِ تکنیکی
یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر، در دوازدهمین جلسه از فصل دوم «شاهنامهخوانی» با اشاره به شباهت تقدیر حضرت موسی (ع) و کیخسرو، زندگی در دنیای مدرن را «قفس» خواند که گریزی از آن نیست و بر حتمی بودن مرگ برای همه انسانها تأکید کرد.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، فصل دوم جلسات «شاهنامهخوانی»، روز شنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۵، با تدریس یوسفعلی میرشکاک، شاعر و پژوهشگر، به همت دفتر پاسداشت زبان فارسی در سالن سلمان هراتی حوزه هنری برگزار شد.
میرشکاک در این نشست، با اشاره به بخشی از داستان شاهنامه که پس از شکست سپاه توران و گریختن افراسیاب در برابر رستم رخ میدهد، گفت: وقتی قرار باشد تقدیر کسی را نگه دارد، به هر نیرنگی که باشد او را نگه میدارد؛ همانطور که فرعون موسی را بزرگ کرد. از حیث تقدیر، داستان موسی و کیخسرو شبیه به هم هستند.
این شاعر و پژوهشگر سپس به اسطوره «سیریف» اشاره کرد و آن را نماد زندگی روزمره انسانها دانست و افزود: سیریف هر روز سنگی را از قله کوه بالا میبرد و دوباره آن را به پایین میاندازد و این روند را هر بار تکرار میکند. این مظهر زندگی ماست.
او با تأکید بر سختیهای زیست روزمره، اظهار کرد: تمدن تکنیکی و دنیای مدرن، یک قفس است و امکان گریز از آن وجود ندارد. ما به دلیل گستردگی شهری که در آن زندگی میکنیم، این قفس را احساس نمیکنیم. اصلاً این دنیا مجال آسایش نیست. خواجه شیراز در قرن هشتم، دنیا را بیآسایش میدید اما سوال اینجاست که اگر در دنیای امروز ما زندگی میکرد، چه میگفت؟ ما در این تمدن تکنیکی بَرده به دنیا آمدهایم و گرفتار شدهایم.
میرشکاک در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پیام بنیادین فردوسی، تصریح کرد: فردوسی میخواهد بگوید تو هر که میخواهی باش، در آخر خواهی مُرد. این تقدیر محتوم همه انسانهاست. خداوند هم در قرآن کریم به پیغمبر(ص) فرمود: تو میمیری و دیگران هم میمیرند؛ یعنی هیچکس جاودانه نیست و باید حساب کار خود را داشته باشید، در حالی که ما گمان میکنیم مرگ برای دیگران است و ما نمیمیریم.
او در پایان با نگاهی به فرهنگ عامیانه و شاهنامه، گفت: در فرهنگ عامه، واژه «شازده» گاه بهمعنای محترمِ تنبل به کار رفته است. در طول تاریخ برخی از این شازدهها پول داشتند اما شعور و سواد کافی برای زندگی نداشتند. در شاهنامه نیز گودرز چنین حالتی دارد.