«من زندهام»؛ مستندی از دلِ رنج و واقعیت است/ روایت بیواسطه صدای کمترشنیدهشدهها
محمدباقر شاهین، کارگردان مستند تلویزیونی «من زندهام»، با اشاره به تجربههای میدانی خود در بحرانها و جنگهای منطقهای، گفت: انگیزه اصلیاش برای ساخت این مستند، حضور در دل واقعیت و شنیدن صدای آدمهایی بوده که کمتر سراغشان میروند. او تأکید کرد که این اثر با تکیه بر نگاه جستوجوگرانه، سادگی در روایت و همراهی راوی زن، توانسته ارتباطی صمیمی و مؤثر با سوژهها برقرار کند.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، مستند تلویزیونی «من زندهام» بهکارگردانی محمدباقر شاهین، تهیهکنندگی سیدمحمدحسین و با روایت مژده لواسانی هر شب ساعت ۱۹:۳۰ از شبکه نسیم پخش میشود. این مستند، با تمرکز بر روایتهای انسانی از دل واقعیتهای تلخ و پرحادثه، تلاش دارد صدای کمتر شنیدهشده خانوادههای آسیبدیده، مجروحان و شهدا را بازتاب دهد. شاهین در این گفتوگو از انگیزه شکلگیری این مستند، شیوه انتخاب سوژهها، نقش راوی و تلاش گروه تولید برای حفظ سادگی و صداقت در روایت میگوید.
محمدباقر شاهین، کارگردان مستند تلویزیونی «من زندهام»، در گفتوگو با خبرنگار ما درباره انگیزه اصلی ساخت این اثر اظهار کرد: در حالی که تهران درگیر شرایط خاص خودش بود، ذهن من مدام درگیر هرمزگان، تنگه هرمز، مسائل ترانزیتی و حتی فاجعه مدرسه شجره طیبه بود. با وجود آنکه شبانهروز در حال کار بودم، ذهنم دنبال فرصتی میگشت تا بتوانم به آن منطقه بروم و در دل ماجرا حضور داشته باشم. تا اینکه مرکز سیمرغ با ما تماس گرفت و اعلام شد قرار است یک مجموعه مستند تلویزیونی با محوریت هرمز و تنگه هرمز تولید شود. با وجود همه مشغلهها و سوژههایی که از قبل دنبال میکردم، نتوانستم به این پیشنهاد «نه» بگویم.
تفاوت «من زندهام» با دیگر مستندهای این حوزه
شاهین در پاسخ به این سؤال که مستند تلویزیونی «من زندهام» چه تفاوتی با آثار مشابه در این حوزه دارد، توضیح داد: ما تلاش کردیم در لوکیشنهایی که حضور پیدا میکردیم، با نگاهی جستوجوگرانه به کشف آدمها برسیم. ما سعی کردم دخل و تصرفی نسبت به حال و هوای افراد داغدیده نداشته باشیم و افراد را در مکانهای سوگواریشان کشف کرده و از همانجا با ایشان همراه شویم.
وی افزود: در واقع سعی کردیم با نگاهی جستوجوگر وارد فضاهایی شویم که حادثه، فاجعه، شهدا یا خانوادههایشان در آن حضور داشتند و بتوانیم با آنها ارتباط بگیریم و پای حرف دلشان بنشینیم. دوست داشتیم دوربین ما گوش شنوای آدمهایی باشد که کمتر به سراغشان رفتهاند و خودشان هم کمتر تمایل داشتند جلوی دوربین قرار بگیرند.
کارگردان «من زندهام» درباره نقش راوی این مستند گفت: مژده لواسانی، علاوه بر اینکه راوی کار بود، نویسندگی متن را هم بر عهده داشت و همین موضوع کمک زیادی به انسجام و پیشبرد روایت کرد. حضور او باعث شد بتوانیم از بسیاری از موانع عبور کنیم و راحتتر وارد خانه مجروحان، خانواده شهدا و خانواده مدافعانی شویم که همچنان در میدان حضور دارند.
وی اضافه کرد: خانم لواسانی بهعنوان یک همراه، یک همدل و یک گوش شنوا وارد این فضا شد. همین نگاه باعث شد ارتباط بسیار خوبی با خانوادهها شکل بگیرد. از سوی دیگر، تسلط ایشان بر ادبیات و شعر نیز کمک کرد تا گفتوگوها و روایتها با لطافت و عمق بیشتری پیش برود.
سادگی در روایت، راز موفقیت کار
شاهین در ادامه با تأکید بر رویکرد ساده و بیپیرایه گروه سازنده گفت: ما سعی کردیم در کل کار، سادگی را حفظ کنیم. دنبال پلانهای عجیبوغریب یا روایتهای پیچیده نبودیم. هدف ما این نبود که کاری متفاوت به معنای مصنوعی آن بسازیم، بلکه تلاش کردیم به همان واقعیتی که در محل حضور دارد وفادار بمانیم.
وی بیان کرد: خوشبختانه من و تمام اعضای گروه، از تهیهکننده، تدوینگر تا فیلمبردار، همفکر و هممسیر بودیم و همین انسجام باعث شد بتوانیم به روایتی برسیم که تا امروز بازخورد خوبی هم داشته است.
این مستندساز با اشاره به گستره تصویربرداری اثر گفت: اگرچه بخشهایی از کار در بندرعباس، اصفهان و جزیره هرمز انجام شده، اما بیشترین قسمتهای مستند در شهر میناب تولید شده است. در واقع ما چهار قسمت را در میناب ساختهایم و همین منطقه برای ما اهمیت ویژهای داشته است.
شاهین تصریح کرد: من سالهاست که در مناطق جنگزده و در بررسی حوادث و فاجعههایی که در شهرها و کشورهای مختلف رخ داده، حضور و مطالعه داشتهام. همین تجربهها به من کمک کرد تا با نگاه دقیقتری سراغ سوژه «من زندهام» بروم و تلاش کنم روایتی انسانی، صادقانه و نزدیک به واقعیت ارائه دهم.
وی در ادامه گفتوگو با اشاره به تجربه حضور گروه سازنده در میناب اظهار کرد: ما وقتی برای نخستینبار وارد میناب شدیم و به گلزار شهدا رفتیم، با صحنهای روبهرو شدیم که واقعاً برای همه اعضای گروه بسیار سنگین بود. با اینکه اعضای تیم ما، از جمله تدوینگر و فیلمبردار، سابقه حضور در جنگها و بحرانهای مختلف را داشتند، اما آنچه در میناب دیدیم، برای همه ما تجربهای متفاوت و تکاندهنده بود.
شاهین افزود: حجم بالای شهدایی که بسیاری از آنها کودکانی در سنین پنج، شش تا ده، یازده سال بودند، برای ما بسیار دردناک بود. در بسیاری از این خانوادهها، فرزند شهید یا تکفرزند بود یا کوچکترین فرزند خانواده. همین موضوع باعث شد اعضای تیم، بهویژه در برخی صحنهها، بهشدت تحت تأثیر قرار بگیرند؛ تا جایی که بعضی از بچههای گروه حتی در حین فیلمبرداری اشک میریختند.
تلاش برای وفاداری به واقعیت، نه نگاه توریستی
این مستندساز ادامه داد: ما سعی کردیم با این سوژهها نگاه توریستی نداشته باشیم. در عین حال، محدودیتهای زیادی هم پیش روی ما بود؛ چون باید شرایط روحی خانوادهها، بچههای بازمانده و معلمانی را که آسیب دیده بودند، درک میکردیم. همین مسئله کار را برای ما سختتر میکرد، اما تلاش کردیم با تحمل بیشتر و دقت بالاتر، مسیر کار را ادامه دهیم.
شاهین با تأکید بر نقش گروه در حفظ انسجام مستند گفت: بخشی از این بار عاطفی در میدان توسط خانم لواسانی مدیریت میشد و بخشی دیگر هم در مرحله تدوین و مونتاژ توسط تیم فنی ما جمعبندی میشد. همین همراهی گروهی باعث شد بتوانیم از دل آن شرایط سخت، به روایت قابلقبولی برسیم.
وی در بخش دیگری از سخنانش به همراهی عوامل اجرایی اشاره کرد و گفت: خدا را شکر که دوستان سیمرغ، بهویژه کارگروه غیرنمایشی و جناب ماندگاران، بسیار برای این پروژه زحمت کشیدند. در هر شهری که وارد میشدیم، از جمله اصفهان، بندرعباس و میناب، یک نفر از طرف آنها به استقبال ما میآمد و همین موضوع بسیاری از مشکلات ما را برطرف میکرد.
اهمیت حضور در خانه خانوادههای شهدا و مجروحان
شاهین با اشاره به دیدارهای میدانی با خانوادههای شهدا و مجروحان توضیح داد: ما به خانههایی سر میزدیم که بعضی از آنها کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند. مثلاً خانوادههایی بودند که فرزندشان شهید شده بود یا همسرشان درگیر حادثه بود و هنوز آنطور که باید، حمایت نشده بودند. حضور ما در این خانهها و نشستن پای حرف دل آنها، هرچند برای خودمان بسیار سخت بود، اما برای آن خانوادهها نوعی دلگرمی ایجاد میکرد.
وی افزود: مژده لواسانی خیلی خوب میتوانست با این خانوادهها ارتباط برقرار کند و همین مسئله کمک میکرد که گفتوگوها صمیمیتر و مؤثرتر پیش برود. برای ما مهم بود که این خانوادهها احساس کنند گوش شنوایی وجود دارد و صدایشان شنیده میشود؛ چون ممکن است این اتفاق برای یک روز برای آنها رخ داده باشد، اما برای ما این یک مسیر دائمی در فهم و روایت دردهای انسانی است.
کارگردان «من زندهام» درباره بازتاب پخش بخشهایی از مستند گفت: خدا را شکر تا اینجا بازخوردها خوب بوده است. بعضی از قسمتها، بهویژه بخشهای سختتر و ناراحتکنندهتر، در فضای مجازی بیشتر دیده شده و خیلی هم وایرال شدهاند. امیدواریم توانسته باشیم دستکم گوشهای از درد بچههای میناب را نشان بدهیم.
وی ادامه داد: برای ما مهم بود که خانوادههایی که کمتر به آنها توجه شده، بفهمند که یک گوش شنوا وجود دارد. دوست داشتیم این حس منتقل شود که حرف آنها شنیده میشود و دردشان دیده میشود. امیدواریم این روایتها بتواند تا حدی به آرامش و تسکین آنها کمک کند.