در گفت و گو با یک مدرس دانشگاه مطرح شد؛
چرا زبانشناسان ایرانی در جهان مطرح هستند؟
اینکه امروز پژوهشگران ایرانی توانستهاند در عرصه جهانی صاحب جایگاه شوند و مجلاتی در سطح نمایههای بینالمللی مانند اسکوپوس داشته باشند، نشان میدهد زبانشناسی در ایران به مرحلهای از بلوغ رسیده که حرفی برای گفتن در سطح جهانی دارد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، زبانشناسی حوزهای است که اگرچه کمتر در سطح عموم جامعه مطرح میشود اما از اهمیت بالایی در ادبیات، زندگی روزمره و رشد و توسعه داستانها و اشعار ادبی کشور برعهده دارد.
بهروز محمودی بختیاری، مدرس دانشگاه و زبانشناس درباره اهمیت زبان شناسی به ایلنا گفت: زبانشناسی در نگاه کلان سه پرسش اصلی را قصد دارد مطرح کند؛ اولین پرسش این است که زبان چیست، دومین پرسش درباره این مساله است که زبان چگونه کار میکند و سومین پرسش نیز این مساله مهم است که زبان چگونه فراگرفته میشود و یا یادگرفته میشود. در سالهای اخیر درباره موارد دیگری نیز در حوزه زبانشناسی تحقیق و بررسی میشود، مثلا این موضوع که جایگاه تحلیل دادههای زبانی در کجا قرار دارد.
بختیاری گفت: همچنین این پرسش که چگونه ما از رهگذر زبان جهان اطراف خود را مشاهده میکنیم. بر اساس این پرسشها، رشتههای مختلفی از انشعابات میانرشتهای زبان تعریف شده است.
او با اشاره به این امر که همه فعالیتهایمان به زبان مرتبط است، بیان کرد: حتی زمانی که فکر میکنیم یا با خودمان صحبت میکنیم، زمانی که قصد داریم دانشی را منتقل کنیم از رهگذر زبان این کارها را انجام میدهیم.
این مدرس زبانشناسی در دانشگاه تهران تاکید کرد: حتی زمانی که قصد داریم هنری را خلق کنیم، بخش بزرگی از هنرهایمان، درواقع هنرهای کلامی هستند. تنها راه تبادل اطلاعات همین زبان است. اگر همه این موارد را در نظر بگیریم، شاید اهمیت زبانشناسی بیش از پیش مشخص شود. زبان یک مساله مهم و بنیادی در زندگی بشر است.
زبان نخستین دستاورد بشر است
او افزود: نخستین نظامی که بشر ایجاد کرده، پیش از آنکه خانه بسازد، لباس بدوزد، زبان بوده است. زبان نخستین دستاورد بشر است و به همین دلیل است که بسیاری از رشتههای جدید در دانشگاهها درباره گرامر واژههای تخصصی تحقیق میکنند.
بختیاری گفت: امروز در حوزه معماری مفهومی با عنوان «گرامر شهر» مطرح میشود؛ ایدهای که ریشه آن در خودِ زبان است. انسان نخستین نظامی که تولید کرد، زبان بود و بر پایه همان نظام فکری و ساختارمند، بعدها توانست درباره پدیدههای دیگر نیز فکر و اظهار نظر کند؛ از شهر و معماری گرفته تا پوشاک، غذا و سایر وجوه زندگی اجتماعی. به همین دلیل است که ما برای بسیاری از این مفاهیم از واژههایی مانند «گرامر»، «نحو» و «ساختار» استفاده میکنیم.
او افزود: دلیل این مسئله آن است که زبان، نخستین و ریشهدارترین سیستمی بود که بشر پدید آورد؛ سیستمی پیچیده، پویا و متنوع. امروز هزاران زبان زنده در جهان وجود دارد و هر یک از آنها دارای نظام و ساختار مشخصاند. زبانی که فاقد دستور، نظام واژگانی و قواعد نباشد، اساساً زبان محسوب نمیشود. ممکن است برخی زبانها متعلق به قبایل یا جوامع بدوی باشند، اما «زبان بدوی» به معنای فاقد ساختار و نظام، وجود ندارد.
بهروز بختیاری با اشاره به این امر که زبان بدوی نداریم، بیان کرد: ما ممکن است «مردم بدوی» داشته باشیم، اما «زبان بدوی» نداریم. اتفاقاً بسیاری از زبانهایی که در میان قبایل و جوامع موسوم به بدوی تکلم میشوند، از نظر ساختار دستوری و نظام زبانی، گاه پیچیدگیهایی بسیار بیشتر از زبانهای رایج و مدرن دارند.
او افزود: زبان، به عنوان نخستین دستاورد سیستماتیک بشر و مهمترین ابزار ارتباطی انسان، قرنهاست که مورد مطالعه قرار گرفته است. اما از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، با ظهور فردینان دو سوسور، مطالعه زبان شکل آکادمیک و دانشگاهی پیدا کرد و زبانشناسی به عنوان یک دیسیپلین مستقل علمی مطرح شد. در سال ۱۹۱۶ نیز با انتشار کتاب «درسگفتارهایی در زبانشناسی عمومی»، این رشته به صورت رسمی وارد دانشگاههای جهان شد و به تدریج در ایران نیز، بهویژه از دهه ۱۳۳۰، جایگاه دانشگاهی پیدا کرد.
بختیاری درباره تاریخچه زبانشناسی تاکید کرد: در سال ۱۳۱۷ بود که ایرانیان بهطور جدی با مفهوم «زبانشناسی» آشنا شدند و بعدها، حدود سال ۱۳۴۵، نخستین فارغالتحصیل رشته زبانشناسی در ایران، یعنی محمدرضا باطنی، وارد جامعه علمی کشور شد. از آن زمان تاکنون، زبانشناسی در دانشگاههای ایران تدریس شده و امروز در بسیاری از شهرهای بزرگ کشور نیز دانشجو میپذیرد. همه این روندها ریشه در همان تلاشهای اولیه و بنیانگذاریهای علمی دارد که به وسیله چهرههایی چون دکتر باطنی و دیگر پیشگامان این حوزه شکل گرفت.
او در ادامه با اشاره به زبانها و خطهای باستانی، از جمله خط میخی بیان کرد: ممکن است برخی زبانها یا نظامهای نوشتاری از میان رفته باشند، اما این به معنای بیاهمیت بودن آنها نیست. مطالعه این زبانها به ما کمک میکند مسیر تحول زبانهای امروزی را بشناسیم. آنچه امروز ما به عنوان فارسی صحبت میکنیم، حاصل یک روند تاریخی و تحولی طولانی است.
بختیاری افزود: در زبانشناسی تاریخی ـ تطبیقی، که در ایران بیشتر در قالب رشته «فرهنگ و زبانهای باستانی» تدریس میشود، تلاش بر این است که سیر دگرگونی زبانها بررسی شود؛ از فارسی باستان تا فارسی میانه و در نهایت فارسی امروز. در واقع، زبانی که اکنون من و شما با آن سخن میگوییم، نتیجه قرنها تحول، تغییر و تداوم تاریخی است.
بختیاری گفت: در زبانشناسی همگانی، تلاش ما بیشتر معطوف به بررسی وضعیت کنونی زبان و کاربردهای آن است؛ اینکه زبان امروز چگونه عمل میکند، چه تحولاتی را از سر میگذراند و در ارتباطات انسانی چه نقشی دارد. اما در زبانشناسی تاریخی، تمرکز بر سیر تحول زبانهای ایرانی است؛ از مهمترین آنها یعنی فارسی باستان، که به فارسی میانه رسید و در نهایت به فارسی امروزی تبدیل شد؛ زبانی که امروز ما با آن سخن میگوییم.
او افزود: همانطور که مطالعه تاریخ به ما کمک میکند امروز و هویت خودمان را بهتر بشناسیم، مطالعه تاریخ زبان و زبانشناسی تاریخی نیز به ما امکان میدهد درک دقیقتری از ویژگیها، ساختارها و دگرگونیهای زبان خود پیدا کنیم. در واقع، بسیاری از خصوصیات زبان فارسی امروز، تنها زمانی قابل فهماند که سیر تاریخی و تحولات چندصدساله آن را بشناسیم.
بختیاری درباره توجه به زبانشناسی و میزان اهمیت این رشته در ایران بیان کرد: متأسفانه همان اتفاقی که در سالهای اخیر برای بسیاری از رشتههای علوم انسانی رخ داد، تا حدی گریبان زبانشناسی را هم گرفت؛ یعنی نوعی گسترش کمّی بیحساب که باعث شد این رشته در دانشگاههای متعدد و گاه بدون زیرساخت لازم ارائه شود. همان بلایی که پیشتر بر سر رشتههایی مثل ادبیات فارسی آمده بود. طبیعی است وقتی یک رشته بیش از اندازه و بدون برنامه توسعه پیدا میکند، در برخی موارد کیفیت آموزشی آن هم افت میکند.
او افزود: با این حال، هنوز در دانشگاههای معتبر و بزرگ ایران، مانند دانشگاه تهران، دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه شیراز، دانشگاه بوعلی سینا و دانشگاه فردوسی مشهد، زبانشناسی با کیفیت مطلوب تدریس میشود. معمولاً هم انتظار بر این است که دانشجویان پیش از ورود به این رشته، پیشزمینهای در حوزه زبان داشته باشند؛ مثلاً در مقطع کارشناسی ادبیات فارسی یا یکی از رشتههای زبانی تحصیل کرده و با مفاهیم اولیه دستور و ساختار زبان آشنا باشند.
زبانشناسان ایرانی در دنیا مطرحند
بختیاری گفت: خوشبختانه سالهاست که امکان تحصیل در رشته زبانشناسی تا مقطع دکتری در ایران فراهم شده و مجلات علمی معتبری نیز در این حوزه منتشر میشود. از جمله مجله «جستارهای زبانی» که اگر اشتباه نکنم، تنها مجله زبانشناسی ایران است که در نظام رتبهبندی اسکوپوس نمایه شده و دکتر شیرینژاد نیز سردبیری آن را برعهده دارند.
او افزود: اینکه امروز پژوهشگران ایرانی توانستهاند در عرصه جهانی صاحب جایگاه شوند و مجلاتی در سطح نمایههای بینالمللی مانند اسکوپوس داشته باشند، نشان میدهد زبانشناسی در ایران به مرحلهای از بلوغ رسیده که حرفی برای گفتن در سطح جهانی دارد.
او درباره تاثیر زبانشناسی بر ادبیات معاصر ایران نیز معتقد است این تاثیر کاملاً محسوس و انکارناپذیر بوده است. به گفته او، بسیاری از نویسندگان و شاعران امروز، بهویژه کسانی که در رشته ادبیات فارسی تحصیل کردهاند، برای بهروز کردن دانش خود به سمت تحصیلات تکمیلی در زبانشناسی رفتهاند و این آگاهی تازه، ناخودآگاه در آثارشان بازتاب پیدا کرده است؛ چه در تکنیکهای داستاننویسی و چه در شیوه نگاه به شعر و روایت.
بختیاری با اشاره به پژوهشهای لیلا صادقی در حوزه شعرشناسی شناختی بیان کرد: برخلاف تصور رایج، هر کسی که ادبیات فارسی خوانده باشد الزاماً زبانشناس نیست. اما زبانشناسی افقهای تازهای را پیش روی بسیاری از اهل ادبیات گشود و باعث شد گروهی از آنها جذب این حوزه شوند. از رهگذر نظریههایی چون نقد ساختارگرا، نشانهشناسی و روایتشناسی، شیوه تحلیل متون ادبی نیز دگرگون شد.
او در ادامه از کوروش صفوی نام برده و بیان کرد: دکتر صفوی، که ادامهدهنده و گسترشدهنده مسیر علمی علیمحمد حقشناس بود، عملاً ریل تازهای برای تحلیل زبانشناختی متون ادبی در ایران ایجاد کرد. امروز بخش مهمی از تحلیلهای روایتشناختی، نشانهشناختی و حتی خوانشهای ساختارگرا و پساساختارگرا بر پایه دستاوردهای زبانشناسی انجام میشود. اساساً نمیتوان متنی را از منظر روایتشناسی یا ساختارگرایی تحلیل کرد، بدون آنکه مبانی زبانشناسی را بهخوبی شناخت.
او تاکید کرد: زبانشناسی در دهههای اخیر نقد ادبی ایران را بهطور جدی متحول کرده است. در گذشته، نقد ادبی بیشتر بر پایه سنتهای کلاسیک و شیوههای سخنسنجی استادانی چون عبدالحسین زرینکوب و محمد صورتگر پیش میرفت، اما امروز با ورود نظریههای جدید زبانشناختی، نگاه به متن و شیوه تحلیل آثار ادبی دچار تغییرات بنیادین شده است.