نظر ایوب آقاخانی درباره نقش خودش در سریال گذرگاه: فرهادِ شبیه خودم است
ایوب آقاخانی، بازیگر مجموعه نمایشی «گذرگاه» درباره فضای این قصه گفت: «گذرگاه» یک داستان اجتماعی و ملودراماتیک در بستر تاریخ است که در دو دوره زمانی متفاوت بین دو رفیق شکل میگیرد و اتفاقاتی را که در زندگی این دو نفر رقم میخورد، به تصویر میکشد.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی رسانه ملی، آقاخانی افزود: داستان از قبل انقلاب و در فضایی خاص بین این دو رفیق شروع میشود و تا پس از انقلاب با یک علامت سؤال بزرگ و مفقود شدن یکی از آنها ادامه پیدا میکند؛ این قصه تا جایی پیش میرود که درنهایت همه رمزورازها گشوده و دلایل حادثههای مختلفی که این افراد را احاطه کرده است، برای همگان روشن میشود.
وی ادامه داد: ماجرای «گذرگاه»، گذر این مردمان در مقطعی از تاریخ معاصر با تمام علاقهمندیها و علامت سؤالها، عشقورزیها، دغدغهها و ایدئولوژیها به مخاطب گزارش میشود و در دل یک داستان خوشایند و جذاب، مخاطبان را در این سفر ۲۶ قسمتی همراهی میکند.
این بازیگر در پاسخ به این سؤال که چه چیز در فیلمنامه وی را ترغیب به بازی در این مجموعه کرده است، گفت: مهمترین ویژگی کار که باعث شد آن را بپذیرم، این بود که مدتها بود چنین نقشی بازی نکرده بودم. نقشی مثبت که خلاف کارنامه کاریام بود و دیگر اینکه این نقش آرام، صبور، سربهزیر، خلوتگزین، منزوی و شاعرمسلک است. کسی که از دل بحرانهای ساختار نظامی قبل از انقلاب برآمده و امروز این عزلت را برگزیده است. بعد از صحبت با کارگردان، ایشان هم موافق با نحوه نزدیک شدن من به این نقش بود و این بهترین فرصت بود که من اثری متفاوت از سایر بازیهایم را در کارنامه داشته باشم. مهمترین حسن «گذرگاه» فارغ از رفاقتها و دوستی با عوامل این اثر، چالش جدیدی بود که در این نقش و قصه با آن مواجه بودم و میخواستم که بازی این شخصیت، ردی متفاوت در کارنامهام به جای بگذارد.
این هنرمند افزود: نکته مهم دیگر این است که حالوهوای «گذرگاه» بسیار شبیه به داستانگویی رمانهای فارسی است و فکر میکنم چون مردم این شیوه از داستانگویی را دوست دارند، این سریال را هم دوست خواهند داشت. امیدوارم بازی و اجرای ما و تمام زحماتی که برای این کار کشیده شده است هم مقبول مردم بیفتد و این اثر را دوست داشته باشند و از تماشای آن لذت ببرند.
آقاخانی درباره دشواریهای اجرای این نقش تصریح کرد: اساساً این کار برای خودم چالشی نداشت و مشکل اصلی برای افراد گروه، بهخصوص کارگردان و مدیر برنامهریزی این کار بود. اینکه آرامش، طمأنینه و مثبت نمودن شخصیت با موفقیت اجرا شد، برایشان شگفتانگیز بود، چراکه تصورشان این بود شاید اجرای این نقش برای من سخت باشد. این نقش تا حد زیادی شبیه خودم بود. اساساً برای من بازی در نقشهای منفی دشوار است، چون باید از خودم دور شوم و چون هر نقشی رمزورازهای خودش را دارد و باید در ابعاد منفی شخصیت قدم بگذارید، آن هم در جایی که آنها لزوماً به زندگی ما نزدیک نیستند؛ چالش، اجرای اینگونه نقشهاست.
وی افزود: در این قصه نقش فرهاد را دارم. او در وظیفهشناسی، رفاقت و شکست در عشق و پای عهد خود ماندن، رفتارهایی دارد که بیشوکم همه ما در زندگی خود تجربه کردهایم و تنها چالش در چنین موقعیتی شاید این باشد که تلاش کنم مخاطب من را شبیه بازی در نقشی دیگر و قصهای دیگر نبیند.