خبرگزاری کار ایران

عربستان و امارات چه نفعی از تجاوز آمریکا به ایران می‌برند؟

خیالِ خامِ شاهزادگانِ عرب؛ ایران به زانو درنخواهد آمد

خیالِ خامِ شاهزادگانِ عرب؛ ایران به زانو درنخواهد آمد

فرانک والتر اشتاین مایر، رئیس‌جمهور آلمان، جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «اشتباه» و «نقض قوانین بین‌المللی» خوانده است و در همین زمان نیویورک تایمز نوشت: محمدبن سلمان در تماس‌های تلفنی اخیر خود، ترامپ را برای ادامه جنگ با ایران تحت فشار قرار داده است. سوال اینجاست چرا درحالیکه اروپا و غرب که از دشمنان دیرینه ایران هستند، حتی در ظاهر آمریکا را به گفتگو با ایران ترغیب می کنند اما برخی کشورهای عربی مانند عربستان و امارات ترامپ را برای ادامه جنگ با ایران ترغیب می‌کنند؟!

به گزارش خبرنگار ایلنا، در شرایطی که جنگ میان ایران و ائتلاف متجاوزان آمریکایی - اسرائیلی  وارد بیست و هفتمین روز خود شده، مواضع بازیگران بین‌المللی و منطقه‌ای در قبال این مناقشه به شکلی قابل توجه متفاوت است. از یکسو، مقامات ارشد اتحادیه اروپا از جمله اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، و آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، آشکارا خواستار آغاز مذاکرات میان آمریکا و ایران و پایان فوری جنگ شده‌اند. درمقابل برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ویژه عربستان سعودی و امارات، نه تنها از تداوم جنگ حمایت می‌کنند، بلکه به سمت مشارکت فعال‌تر در کنار آمریکا گام برمی‌دارند. 

 چرا غرب خواستار گفتگو است؟ 

اروپا به شدت از بحران جاری در خلیج فارس آسیب دیده است. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در ۲۳ مارس ۲۰۲۶ هشدار داد که تشدید مناقشه، عرضه انرژی جهانی را مختل کرده و قیمت نفت و گاز را افزایش داده است. او وضعیت کنونی را مشابه شوک انرژی پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ توصیف کرد و تأکید نمود که اروپا هزینه‌ها را پرداخت می‌کند و رنج می‌برد.

آنتونیو کاستا، رئیس شورای اروپا، با صراحت بیشتری اعلام کرد: ما هزینه می‌دهیم، ما رنج می‌بریم و هشدار داد که ادامه جنگ می‌تواند به بحران جدید پناهندگان منجر شود. این نگرانی‌ها نشان می‌دهد که اروپا جنگ را تهدیدی مستقیم برای منافع حیاتی خود می‌بیند. 

اما یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل موضع اروپا، نارضایتی عمیق از نحوه اقدام آمریکا است. آنتونیو کاستا، ایالات متحده را به دلیل‌ عدم مشورت با متحدان اروپایی پیش از آغاز حملات به ایران مورد انتقاد قرار داده و گفته: ایالات متحده جنگی را در خاورمیانه، در همسایگی ما، بدون هیچ اطلاع قبلی به متحدان اروپایی یا ناتو آغاز کرد. 

 این اظهارات نشان‌دهنده شکاف عمیق در روابط فراآتلانتیکی و نگرانی اروپا از تبدیل شدن به بازیگری منفعل در بحرانی است که مستقیماً بر منافع آن تأثیر می‌گذارد. 

از طرفی اروپا تجربه تلخی از مشارکت در جنگ‌های آمریکا در خاورمیانه دارد و از همین رو از درگیر شدن در جنگ دیگری در خاورمیانه پس از آخرین تجربه در عراق حذر می‌کند. این حافظه تاریخی باعث شده رهبران اروپایی با احتیاط بیشتری عمل کنند و بر راهکارهای دیپلماتیک تأکید ورزند. 

 چرا عربستان و امارات خواستار تداوم جنگ هستند؟ 

در نقطه مقابل اروپا، برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به سمت حمایت فعال‌تر از جنگ با ایران حرکت کرده‌اند. پایگاه‌های آمریکا در این کشورها از آغاز جنگ، هدف مستقیم حملات ایران قرار گرفته‌اند و حال این کشورها به دنبال تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای به نفع خود هستند. آنها ازیکسو نگران جنگی بی‌هدف و بی‌پایان ازسوی آمریکا در منطقه هستند و ازسوی دیگر آمریکا را تشویق به ادامه جنگ و تجاوز به ایران می‌کنند. 

مهم‌ترین هدف راهبردی عربستان، کاهش قدرت و نفوذ منطقه‌ای ایران است. مقامات سعودی، ایران را یک تهدید وجودی می‌دانند و معتقدند تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی بر سر کار است، امنیت خلیج فارس ـ بخوانید منافع آنها ـ پایدار نخواهد بود. عربستان نگران آن است که ایران موازنه قدرت منطقه را به نفع خود تغییر دهد. 

با این وجود کارشناسان روابط آمریکا و خلیج فارس، وضعیت عربستان را «تله ساختاری» توصیف می‌کنند: اگر طرف قوی‌تر (آمریکا) مواضع ستیزه‌جویانه اتخاذ کند، طرف‌های ضعیف‌تر می‌ترسند که به جنگی کشیده شوند که نمی‌خواهند در آن بجنگند. عربستان در ازای حمایت از جنگ، به دنبال تضمین‌های امنیتی قوی‌تر از واشنگتن بود، با این حال، مقامات سعودی به شدت از عملکرد آمریکا به عنوان یک «ضامن امنیتی قابل اعتماد» ناامید شده‌اند. 

عربستان که همیشه خود را تأمین‌کننده قابل اعتماد انرژی معرفی می‌کرد، اکنون مجبور به جیره‌بندی صادرات نفت به مشتریان خود شده است. اگرچه قیمت نفت درحال افزایش است، اما مقامات سعودی این افزایش قیمت را یک تهدید جدی می‌دانند، نه منفعت. 

با بررسی شواهد موجود، می‌توان گفت عربستان بیش از آنکه از جنگ آمریکا علیه ایران منفعت ببرد، ضرر کرده است. با این حال، عربستان برای خود راهی جز همراهی با آمریکا نمی‌بیند، حال آنکه این همراهی با باور به اینکه آمریکا دیگر ضامن امنیتی قابل اعتمادی نیست، همراه است و از این رو احتمالا ریاض به دنبال متنوع‌سازی شرکای دفاعی خود با چین، روسیه و ترکیه است.

با این وجود نمی‌توان گفت مواضع کشورهای عربی دربرابر تجاوز به ایران یکسان است. به عنوان مثال عمان که همواره نقش میانجی میان ایران و غرب را ایفا کرده، رویکردی متفاوت در پیش گرفته است. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در نشریه اکونومیست نوشت که این جنگ آمریکا نیست و متحدان واشنگتن باید به آمریکا بفهمانند که این کشور به درگیری‌ای با دستاوردی اندک کشانده شده است. 

چرا مواضع عرب و غرب متفاوت است؟ 

 مهم‌ترین عامل تفاوت مواضع، فاصله جغرافیایی است. اروپا اگرچه از بی‌ثباتی در خلیج فارس متضرر می‌شود، اما مستقیماً در خط مقدم مناقشات قرار ندارند و ازسویی نگران آسیب‌های جدی به منافع خود هستند حال‌آنکه سرانجام این جنگ برای آنها از تجربه سالها تجاوز آمریکا با همراهی همپیمانان خود مشخص است. در مقابل، کشورهای عربی خلیج فارس در خط مقدم این مناقشه قرار دارند و با اینکه هرگونه تشدید تنش، نخستین ضربه را به آن‌ها وارد می‌کند، اما با رویای فروپاشی حاکمیت در ایران و تلاش‌هایی که سالیان سال برای رسیدن به این هدف انجام داده‌اند، این تجاوز را آخرین فرصت برای رسیدن به اهداف شوم خود می‌دانند.  

درنهایت باید گفت؛ مواضع متضاد اروپا و کشورهای عربی در قبال جنگ ایران و آمریکا ریشه در تفاوت‌های بنیادین در منافع، آسیب‌پذیری‌ها و راهبردهای امنیتی آن‌ها دارد. اروپا که از فاصله جغرافیایی امن و وابستگی اقتصادی غیرمستقیم برخوردار است، به دنبال پایان سریع جنگ و بازگشت به ثبات است. در مقابل، کشوری چون عربستان این جنگ را فرصتی برای بازتعریف موازنه قدرت منطقه‌ای و تضعیف ایران می‌بیند. 

درواقع هیچ‌یک از این دو گروه در مواضع خود یکدست نیستند. درون اروپا، اسپانیا موضعی سخت‌گیرانه‌تر در برابر آمریکا اتخاذ کرده، در حالی که بریتانیا تلاش می‌کند میان تعهد به اتحاد فراآتلانتیکی و فشار افکار عمومی داخلی تعادل برقرار کرده و غیرمستقیم به تجهیز آمریکا کمک کند. در منطقه خلیج فارس نیز عمان رویکردی مستقل و میانجی‌گرانه در پیش گرفته که با مواضع تهاجمی‌ عربستان و نیز امارات تفاوت دارد. 

در نهایت، آنچه این دوگانگی را برجسته می‌کند، ناتوانی هر دو طرف در تعیین مستقل سرنوشت خود است. اروپا به رغم انتقادات آشکار از آمریکا، همچنان در چارچوب ناتو به همکاری با واشنگتن ادامه می‌دهد. کشورهای عربی نیز با وجود حمایت از تداوم جنگ و کمک به آسیب بیشتر به ایران، از مشارکت مستقیم و چشمگیر خودداری می‌کنند. این واقعیت نشان می‌دهد که در بحران کنونی، هیچ بازیگری قدرت تعیین‌کننده مطلق نیست و سرانجام این مناقشه از نگاه اروپا و کشورهای خلیج فارس همچنان در هاله‌ای از ابهام است حال آنکه ایران به قدرت بلامنازع منطقه تبدیل شده و بدون نگرانی از نقشه‌های شوم جهان عرب و غرب، به دفاع مقدس خود ادامه داده و در این مسیر هرگز کوتاه نخواهد آمد.  

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز