گزارش وبینار علمی با عنوان «نقش دانشگاه و دانشگاهیان در جنگ رمضان»؛
آیا در شرایط جنگی، نهاد آموزش تعطیل است؟
نشست علمی با عنوان «نقش دانشگاه و دانشگاهیان در جنگ رمضان» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزههای اندیشه دینی، علوم اجتماعی و روابط بینالملل، به بررسی جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاهها در مواجهه با تحولات جدید منطقهای و تجاوزهای آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت.
به گزارش ایلنا، نشست علمی با عنوان «نقش دانشگاه و دانشگاهیان در جنگ رمضان» با حضور جمعی از استادان و پژوهشگران حوزههای اندیشه دینی، علوم اجتماعی و روابط بینالملل، به بررسی جایگاه علمی و فرهنگی دانشگاهها در مواجهه با تحولات جدید منطقهای و تجاوزهای آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت.
در این نشست، دکتر محمدهادی فلاحزاده، رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی، دیدگاهها و تحلیلهای خود را درخصوص اقدامات راهبردی و عملیاتی دانشگاه و دانشگاهیان در جنگ رمضان، نگاه انتقادی به نقش وزارت علوم در تحقق این اهداف، بررسی چالشها و فرصتهای بینظیر برای نگاهی نو و کاربردی به مسئولیتهای علمی و عملی در مسیر مقاومت و وحدت جهان اسلام مسئولیت مراکز علمی و دانشگاهی در قبال این تحولات را ارائه نمود.
دکتر محمدهادی فلاحزاده؛ رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی در ابتدا ضمن عرض تسلیت شهادت امام و قائد شهید امت حضرت امام خامنهای و جمعی از فرماندهان، مسوولان و هموطنان عزیزمان درپی جنگ تحمیلی رمضان از اقدام بهجا و مسئولانه خبرگان ملت در تعیین جانشین رهبری که با انتخاب خلف صالح ایشان، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، صورت گرفت و موجب آرامش و اطمینان خاطر در جامعه گردید، قدردانی نمود.
وی با اشاره به موضوع مهم نقش دانشگاه و دانشگاهیان در جنگ رمضان گفت: در این مدت برخی از دانشگاهها فعالیتهایی داشتهاند؛ اما این فعالیتها نیازمند هدفمندی، ساماندهی و جهتدهی دقیقتری است.
وی با بیان اینکه از منظر الهیاتی، نگاه ما به این جنگ و به مسئله ایثار و شهادت، در پرتو آیات و روایات قابل فهم است، افزود: قرآن کریم میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَی مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ؛ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ…» این آیه بیانگر آن است که جان و مال مؤمنان در معاملهای الهی در مسیر جهاد و دفاع قرار میگیرد و پاداش آن نیز بهشت الهی است.
دکتر فلاح زاده ادامه داد: در باب استقامت نیز در روایات آمده است که: «المؤمن کالجبل الراسخ»؛ مؤمن همچون کوهی استوار است. در بسیاری از تعالیم دینی نیز به صبر و استقامت توصیه شده است. این آیات و روایات برای اساتید و نخبگان دانشگاهی روشن و مبرهن است و نیازی به شرح تفصیلی آنها نیست؛ اما یادآوری آنها از این جهت اهمیت دارد که چارچوب الهیاتی بحث ما را روشن میکند.
رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم (ص) مبنی براینکه هنگامی که فتنهها و آشوبها پدیدار میشود، مردم باید به علما و دانشمندان مراجعه کنند، گفت: در روایت دیگری نیز آمده است: «إذا ظهرت الفتن والفساد فی أمتی فعلی العالم أن یُظهر علمه؛ فمن لم یفعل فعلیه لعنة الله والملائکة والناس أجمعین، لا یقبل الله منه صرفاً ولا عدلاً.» این دو حدیث در واقع مبنای اصلی بحث ما را شکل میدهد و نشان میدهد که چرا در چنین شرایطی باید درباره نقش دانشگاه و عالمان و پژوهشگران سخن گفت.
مفاهیم مهم و ارزشمند مورد استفاده جامعه دانشگاهی که در جنگ رمضان زیر سوال رفتهاند
وی بیان داشت: ما مفاهیمی مانند: انسان، عدالت، ظلم، تجاوز، مظلوم، متجاوز، زن، کودک، حقوق بشر، جامعه انسانی، جامعه اسلامی، استعمار، اعتماد، عقود یا قراردادها، مشارکت جمعی، روابط انسانی، روابط پایدار، اهداف جمعی، اعتماد عام یا تعمیمیافته، گسست اجتماعی، ارزشهای عام هویتبخش و انسانی، زندگی مدرن و عاری از تعارضات و جنگ و خونریزی، اعتبار مبادلات در زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، اعتماد بر پایه زور و اجبار، اعتماد رضایتبخش و همگرایی اجباری داریم که در حوزههای دانشگاهی عمدتاً به آنها پرداخته میشود؛ اما احساس میکنیم در این جنگ، همه اینها زیر سؤال رفتهاند.
دکتر فلاح زاده در ادامه به نقش دانشگاهها در جوامع مدرن به عنوان یکی از نهادهای مهم تولید و بازتولید دانش که نهتنها وظیفه تخصصی آموزش را بر عهده دارد، بلکه در شکلدهی به گفتمانهای فکری، فرهنگی و اجتماعی نیز برای آن نقش تعیینکننده قائل هستند، اظهار داشت: طبیعتاً در شرایط عادی، دانشگاهها به وظایف آموزشی خود میپردازند؛ اما در دوران بحران و فشارهای بینالمللی، کارکرد دانشگاه ابعاد گستردهتری پیدا میکند. منازعات بینالمللی امروز دچار تحول شده است. جنگهای نظامی کلاسیک که در گذشته بود و امروز هم هست، شکلهای پیچیدهتری یافته است. در ادبیات علوم سیاسی و جامعهشناسی با مفاهیمی مانند «جنگ ترکیبی»، «جنگ شناختی»، «رقابت در عرصه قدرت نرم» و مانند اینها مواجه هستیم. حال پرسش اصلی ما این است که دانشگاهها در چنین شرایطی چه کارکردها و رسالتهایی میتوانند داشته باشند؟
وی افزود: جامعهشناسی دانشی بر این فرض استوار است که دانش و معرفت در خلأ شکل نمیگیرد؛ بلکه تحت تأثیر ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی تولید میشود. مانهایم که یک جامعهشناس است، میگوید تولید دانش همواره با موقعیتهای اجتماعی و منافع گروههای مختلف در ارتباط است؛ و ما الان کاملاً در چنین وضعیتی هستیم. از این منظر، دانشگاه بهعنوان مرکز اصلی تولید دانش، میتواند نقش مهمی در شکلگیری برداشتهای جامعه بر عهده داشته باشد. پییر بوردیو دانشگاه را بخشی از «میدان علمی» میداند. او میگوید کنشگران در این میدان برای کسب سرمایههای مختلف از جمله سرمایه علمی، فرهنگی و نمادین رقابت میکنند. در شرایط منازعه، این میدان علمی میتواند به عرصهای برای رقابت گفتمانها و روایتها تبدیل شود.
دکتر فلاحزاده تاکید کرد: دانشگاهها در چنین شرایطی میتوانند با تولید دانش و تحلیلهای علمی، در شکلگیری روایتهای معتبر و مبتنی بر پژوهش نقش ایفا کنند. پس با نگاه علمی، وقتی به منازعات مینگریم، میبینیم که گفتمانها و روایتها در دل همین منازعات شکل میگیرند.
وی در ادامه به کارکردهای دانشگاه در سطح کلان در شرایط جنگ و منازعه پرداخت و بیان داشت: الف) اولین کارکرد دانشگاه، تولید تحلیل علمی و شناخت دقیق از تحولات است. یعنی تولید دانش علمی و تبیین دقیق واقعیتهای اجتماعی. در چنین شرایطی، فضای عمومی جامعه معمولاً با حجم گستردهای از دادهها و اطلاعات مواجه است. از این اطلاعات و روایتها، تفسیرهای مختلفی ارائه میشود که بخشی از آنها ممکن است ناقص، جهتدار یا فاقد پشتوانه علمی باشد. در این شرایط، دانشگاه بهعنوان نهادی که مبتنی بر روششناسی علمی است، میتواند نقش مهمی در تفکیک، غربالگری و ارزیابی این تحلیلها و روایتها ایفا کند. تولید علم مستلزم بهرهگیری از دادهها، روشهای پژوهشی نظاممند و چارچوبهای نظری است. کجا چنین بستری را در اختیار دارد؟ دانشگاه.
ب) دومین کارکرد دانشگاه، تقویت سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی بهعنوان مجموعهای از شبکههای اعتماد، هنجارهای مشترک و الگوهای همکاری، یکی از منابع اساسی پایداری اجتماعی در جامعه معاصر به شمار میرود. در شرایط جنگ، درگیری و منازعه، معمولاً با افزایش بیاعتمادی، اضطراب جمعی و تضعیف پیوندهای اجتماعی روبهرو هستیم (البته در کشور ما، بر خلاف بسیاری از جوامع، در شرایط بحران پیوند اجتماعی بسیار قوی است).
دکتر فلاحزاده با بیان اینکه دانشگاه در تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام نهادی، بهعنوان یک نهاد عمومی و مرجع، در بازتولید اعتماد اجتماعی و تقویت همبستگی، اهمیت فوقالعادهای دارد، افزود: دانشگاه است که میتواند فضای گفتوگوی علمی و انتقادی را فراهم کند، امکان تعامل میان گروههای مختلف فکری و اجتماعی را فراهم سازد. فضای علم و دانش است که میتواند سوءتفاهمها را کاهش دهد، تنشهای اجتماعی را تعدیل کند، درک متقابل را تقویت کند، دانش را انتقال دهد و همزمان بهعنوان یک میانجی اجتماعی میان گروهها و نهادهای مختلف عمل کند. از نظر نهادی نیز دانشگاه با حفظ کارکرد حرفهای خود—یعنی پایبندی به اصول و روشها و پایبندی به نظریهها—میتواند الگویی از نظم، شفافیت و پاسخگویی ارائه کند.
ج) سومین کارکرد دانشگاه، توسعه ظرفیتهای علمی و فناوری است.
هرچند بدیهی است که در شرایط جنگ، توسعه علمی و فناورانه، بهویژه در حوزههای دفاعی، اقتصادی و فناورانه، اهمیتی مضاعف پیدا میکند.
د) چهارمین کارکرد، بازتولید عقلانیت تخصصی و تربیت نخبگان است؛ چه در شرایط عادی و چه در شرایط منازعه.
دکتر فلاحزاده با بیان اینکه بازتولید عقلانیت صرفاً به معنای آموزش یا انتقال دانش فنی نیست، اظهار داشت: وقتی تفکر انتقادی، با رویکرد بهبودبخشی و تحلیلهای چندبعدی صورت میگیرد، این ویژگیهاست که به جامعه امکان میدهد در مواجهه با مسائل جدید، تصمیمهای بهتر و خردمندانهتری بگیرد. دانشجویان و پژوهشگران از طریق پژوهش و مشارکت در فعالیتهای علمی، بهتدریج سرمایه علمی و مهارتهای حرفهای لازم را برای ایفای نقش در ساختارهای اجتماعی و نهادی کسب میکنند.
وی افزود: در مجموع، دانشگاه با تقویت عقلانیت تخصصی، به شکلگیری ظرفیتهای انسانی لازم برای اداره و توسعه جامعه کمک میکند. در چنین شرایطی که مسائل اجتماعی و بینالمللی پیچیدگی فزایندهای پیدا کرده است، نخبگان آموزشدیده، برخوردار از توان تحلیل علمی و متعهد میتوانند نقش مهمی در ارتقای کیفیت تصمیمگیریها و افزایش کارآمدی نهادهای اجتماعی ایفا کنند. در شرایط جنگی و منازعات، احساسات بر تصمیمگیریها غالب میشود؛ اما نهاد دانشگاه میتواند با تحلیلهای علمی خود بر تصمیمگیریها اثرگذار باشد.
ه) پنجمین کارکرد دانشگاهها، حفظ و نهادینهسازی نقد علمی است.
در شرایطی که جوامع با چالشها و فشارهای مختلفی مواجهاند، اهمیت وجود فضای نقد علمی بیش از پیش آشکار میشود؛ البته نقد همدلانه و دلسوزانه، نه نقد واگرایانه یا تخریبگرایانه. نقد علمی این امکان را میدهد که مسائل اجتماعی و سیاسی از منظرهای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا بتوانیم انتخاب «احسن» داشته باشیم. نهادینهسازی نقد علمی در دانشگاه، به تقویت فرهنگ گفتوگوی علمی و ارتقای بلوغ فکری جامعه کمک میکند.
رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود به کارکردهای دانشگاه در شرایط جنگ؛ راهبردها و مصادیق آن به شرح ذیل پرداخت:
الف) کارکرد تبیینی و شناختی: دانشگاه در این عرصه چه اقداماتی میتواند انجام دهد؟ یکی از مهمترین حوزهها «روایتسازی» است. روایت در واقع بنیان ادراکی ما از واقعیت جنگ را شکل میدهد؛ آنچه در نهایت در حافظه تاریخی و ذهن جمعی جامعه باقی میماند، صرفاً خود واقعیت نیست، بلکه روایتی است که از آن ساخته و منتقل میشود. از این رو، روایتسازی در چنین شرایطی یک ضرورت اساسی و بنیادین است.
• این روایتسازی میتواند در عرصههای گوناگونی شکل بگیرد؛ از جمله:
• تبیین خود جنگ و علل شکلگیری آن،
• تحلیل اهداف و مقاصد دشمنان،
• بازنمایی جنایتها، کشتارها و موارد نقض قوانین جنگ،
• تبیین دستاوردها و پیروزیها و همچنین شکستهای دشمن،
• تحلیل الگوی مدیریت جنگ در این شرایط،
• بررسی نقش مردم، فرآیندها و روندهای اجتماعی، و نیز نقاط قوت و ضعف،
• تبیین جلوههای ایستادگی و پایداری؛ چه در میان رزمندگان اسلام و چه در سطح جامعه،
• بررسی حمایتها و اشکال مختلف مقاومت،
• تحلیل ترفندها و فریبهای دشمن در قالب عملیات روانی،
• بررسی واکنشهای جهانی،
• و تحلیل نقش رسانهها در این میدان.
وی با بیان اینکه کار دانشگاه تحلیل، تبیین و فهم عمیق این پدیدههاست، گفت: تأکید من بر دانشگاه از آن روست که موضوع بحث ما دانشگاه است و مخاطبان نیز عمدتاً در این محیط قرار دارند. با این حال، بهطور عام، پژوهشگران، نخبگان و فعالان عرصه آموزش—چه در دانشگاه، چه در حوزههای علمیه و حتی بیرون از ساختارهای رسمی آموزشی—در چنین شرایطی مسئولیتی جدی در این زمینه بر عهده دارند.
دکتر فلاحزاده افزود: تابآوری و استواری مردم، نیروهای نظامی و رهبری کشور در شرایطی که میبینیم هم نیروهای ارشد نظامی زیر ضرب هستند و هم مدیریت عالی کشور هدف حملات قرار میگیرد و گاه به شهادت میرسند، باید تبیین و روایت شود، روایتسازی ابعاد گستردهای دارد؛ آنچه عرض شد تنها بخشی از مصادیق و موضوعاتی است که دانشگاهیان میتوانند به آن بپردازند.
وی در بخش دیگری از ارائه خود به کارکرد گفتمانسازی دانشگاهها پرداخت و گفت: جنگها کانون گفتمانسازیاند. اشاره کردم که در منازعات، گفتمانها عمدتاً شکل میگیرند. گفتمانها برآیند وجوه معنایی و شناختیاند که در مفاهیم تجلی پیدا میکنند. گفتمانها دارای تنوعاند؛ لذا باید به آنها توجه شود. برخی از گفتمانهایی که اگر عزیزان دانشگاهی و پژوهشگران بخواهند به آن بپردازند، عبارتاند از:
• گفتمان «خیانت اپوزیسیون»:
اپوزیسیون در شرایط فعلی خیانتهای بزرگی مرتکب شده است؛ تا جایی که حتی بخشی از اپوزیسیون علیه بخش دیگری از اپوزیسیون برخاستهاند. وظیفه دانشگاهیها این است که اینها را صرفاً بهعنوان یک خبر نشنوند و از آن عبور نکنند، یا فقط در سایتها نقل نکنند؛ بلکه آنها را تحلیل و تبیین کنند.
• گفتمان «مقاومت مردم»:
در بسیاری از نقاط دنیا، زمانی که جنگی رخ میدهد، مردم نهتنها فرار میکنند، بلکه از مسئولان میخواهند جنگ را پایان دهند؛ اما اینجا برعکس است: مردم به خیابان میآیند و میگویند صلح نکنید، جنگ را پایان ندهید. این، گفتمان مقاومت مردم است.
• گفتمان «ایرانیت و روح ملی»:
هویت ملی ما و هویت دینیمان درهمتنیده است و از هم جدا نیست. شهید مطهری در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» بهخوبی به این موضوع پرداخته است؛ ایرانِ جغرافیایی، تاریخی و سرزمینی، با همه ارزشهای گذشته تا امروز، بخشی از هویت ماست. گفتمان ایرانیت، که هویت ملی ماست، موضوعیت دارد. در بسیاری از مباحث تأکید کردهام که گذشته ما جزو هویت ماست؛ فعل ما نیز جزو هویت ماست. نمیتوانیم گذشته را نفی کنیم؛ میتوانیم آن را نقد کنیم، اما نمیتوانیم آن را انکار کنیم. مثلاً درباره بحثهای مربوط به «هفتم آبان جعلی»، بارها تأکید کردهام که کوروش نه ضد انقلاب است و نه ضد اسلام؛ کوروش بخشی از هویت، تاریخ و افتخار ماست. لذا گفتمان ایرانیت و روح ملی باید مورد توجه قرار گیرد.
• گفتمان «ایمان و عامل پایداری»:
مرحله فعلی مبتنی بر یک باور اعتقادی است. این نظام بر اساس یک ایمان دینی شکل گرفته است. این ایمان و ایدئولوژی که بهعنوان اندیشه از آن یاد میشود، رزمندگان ما را به این سطح از فداکاری رسانده و مردم را به این صورت به صحنه آورده است. این باید بهعنوان یک گفتمان تحلیل و تبیین شود.
• گفتمان «همبستگی اقشار، اقوام و طبقات مختلف مردم»،
• گفتمان «وفاق مردم و حاکمیت»:
مردم نارضایتیهایی دارند؛ نمیخواهم خوشبینانه سخن بگویم؛ شاید ۷۰ درصد، کم یا زیاد، نوعی نارضایتی در مردم وجود داشته باشد. اما این نارضایتی به معنای براندازی نیست، به معنای جایگزینی نظام نیست، به معنای دگرخواهی ساختاری نیست؛ بلکه نارضایتی از نوعی رفتار، کردار و گفتار است و این باید تحلیل شود.
• گفتمان «خیابان و میدان»:
وقتی رزمندگان ما در میدان میگویند «ما در میدان هستیم، شما در خیابان»، این خود یک گفتمان است که باید تبیین شود.
• گفتمان «شجاعت نظامیان، مردم و مسئولان در شرایط فعلی»،
• گفتمان «سکوت سلبریتیها»:
سلبریتیها در برخی موارد برای یک موضوع جزئی غوغاسالاری میکنند، اما در این شرایط سکوت میکنند. من معتقد به طرد و نفی آنها نیستم، اما این رفتار باید تحلیل شود و آگاهیبخشی صورت گیرد تا خود آنها بدانند در چه جایگاهی قرار دارند و چه میکنند.
• گفتمان «رهبریت»:
رهبری عامل اقتدار و انسجام است؛ هم در جنگ دوازدهروزه این را دیدیم و هم اکنون. گفتمان رهبریت، مبتنی بر نظام ولایت فقیه، با وجود همه هجمههایی که آن را دیکتاتوری و امثال آن معرفی میکنند، در عمل کارآمدی خود را برای انسجام، پویایی، یکپارچگی و بسیج مردم در برابر دشمن غدّار نشان داده است. این گفتمان باید تبیین شود.
• گفتمان «تابآوری» رزمندگان و نظامیان،
• گفتمان «پیروزی در برابر دشمنان»:
ما امروز عملاً میبینیم که از نظر راهبردی دست برتر را داریم. دشمن ما یک راهبرد داشته که با زدن رأس نظام، نظام را ساقط کند؛ راهبرد دیگری ندارد، و تحلیلگران خارجی نیز همین را میگویند. اما جنگ ما بر اساس یک راهبرد مشخص پیش میرود و ما تعیینکنندهایم که چه کنیم. این گفتمان باید از منظر علمی مورد توجه قرار گیرد.
- گفتمان «شکست دشمنان»،
- گفتمان «اعتماد و امید به پیروزی»،
- گفتمان «استیصال و حیرانی دشمنان»،
- گفتمان «جنایت دشمنان»،
- گفتمان «آرامش»؛ آرامشی که مردم در زندگی روزمره خود حفظ کردهاند،
- گفتمان «زندگی»؛ تداوم سبک زندگی و رویههای عادی، با وجود شرایط جنگی. اگر دیگران شعار «زن، زندگی، آزادی» دادند، امروز ما باید از «گفتمان زندگی» در دل جنگ سخن بگوییم، اینکه در شرایط جنگی، چگونه زندگی ادامه دارد.
- گفتمان «قدرت ایران در برابر دشمنان»،
- گفتمان «رهبری شهید»؛ که نماد ایرانیت، اسلامیت و تدبیر است،
- گفتمان «جهان همراه»؛ یعنی افکار عمومی جهانی که در بسیاری موارد، همراه و همدل هستند.
اینها نمونهای از گفتمانهایی است که دانشگاهیان میتوانند و باید به آنها بپردازند. دایره گفتمانسازی بسیار وسیع است.
رئیس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی همچنین به تغییر جنگ و عملکرد و اقدامات دانشگاهها پرداخت و گفت: ابتدا باید به پیشینه جنگ پرداخت: اقدامات پیشین آمریکا و اسرائیل، جنگ دوازدهروزه، و اینکه چه میزان در دانشگاهها درباره آن پژوهش شده و بدان پرداخته شده است.
اهداف و مقاصد جنگ عبارتاند از: تجزیه ایران، نابودی زیرساختها، تسلیم ایران و در یک کلمه «نابودی ایران»؛ اینها را خودشان در اظهاراتشان بیان کردهاند. ما این موارد را تنها بهصورت خبر میبینیم، اما وظیفه دانشگاهیان است که آنها را تحلیل کنند، با سوابق تاریخی و دادههای پیشین بسنجند و آگاهی لازم را به جامعه بدهند تا جامعه بداند اهداف دشمنان چیست.
نقش مردم در فرآیند جنگ، ابعاد جامعهشناختی و روانشناختی آن، و نیز الگوهای جنگ—شناختی، روانی، سایبری، الکترونیکی و نظامی—همگی باید برای جامعه تبیین شود تا مردم بتوانند در همه عرصهها همراهی و یاری کنند.
وی افزود: همچنین الگوی مدیریت کشور در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی است، اما در عین حال آرامش نسبی برقرار است، نیازمند بررسی و تحلیل است؛ در بسیاری از نقاط جهان، با یک انفجار کوچک، هجوم به مغازهها و آشوب مشاهده میشود، اما در اینجا مغازهها پر از کالا است و مردم خرید عید خود را انجام میدهند، هرچند طبیعتاً در شرایط جنگی هستیم. این الگو باید تحلیل شود.
دکتر فلاحزاده بحث شهادت امام جامعه و برخی فرماندهان، عملیات پیشدستانه دشمن، بازیگران جنگ و نقشهای آشکار و پنهان، را از جمله موضوعاتی دانست که باید در پژوهشها مورد توجه و واکاوی قرار گیرد.
وی افزود: آن گفتمان مربوط به سلبریتیها و اپوزیسیون که گفته شد نیز ادامه دارد: نقش اپوزیسیون در فرآیندهای پیش از جنگ، حین جنگ و پس از جنگ. اخبار آن را دستگاههای نظامی، اطلاعاتی و امنیتی منتشر میکنند؛ اما پژوهشها کجاست؟ تجمیع دادهها کجاست؟ نتیجهگیری و تحلیل راهبردی کجاست؟ اینها همه باید در حوزه دانشگاهها انجام شود. در غیر این صورت، دستگاههای عملیاتی در حین عملیات کار خود را انجام میدهند و رسانه تنها خبر میدهد، اما کار ما تحلیل است.
در عرصههای مختلف، باید به موضوع «جامعه توانمند و هوشمند» پرداخت: چرایی کارکردها، تداوم تصمیمسازی، قدرت نظامی ایران و نوآوریهای صورتگرفته، الگوی جنگ مبتنی بر دانش و فناوری و استفاده از بنیانهای علمی سختافزاری و نرمافزاری؛ اینها همه مواردی است که باید تبیین شود.
۵) تبیین ابعاد حقوقی جنگ: این موضوع نیز بسیار مهم است. تهاجم به مدارس، بیمارستانها و مراکز مسکونی باید با استناد به مدارک و اسناد بینالمللی و حقوقی، و نیز آیات و روایات قرآنی تبیین شود؛ آیات و روایات برای جامعه اسلامی و اسناد حقوقی برای افکار عمومی جهان.
۶) حوزه پژوهش، مستندسازی و تدوین تاریخی
عنوانها و موضوعات فراوانی در این راستا میتوان بیان کرد؛ بخشی را عرض میکنم:
- پژوهش در مسائل جامعهشناختی جنگ رمضان،
- پژوهش درباره کنشها و اقدامات دشمنان،
- پژوهش درباره ابعاد تابآوری ایرانیان و چگونگی آن،
- پژوهش درباره حمایت، مقاومت و پایداری سربازان، فرماندهان و نیروهای نظامی پشتیبان،
- پژوهش در ابعاد دفاعی و تهاجمی ایران، تبیین چرایی موفقیت ایران در برابر تهاجم دشمنان،
- پژوهش درباره بسیج اجتماعی و نقش آن در مدیریت جنگ،
- الگوی جنگ روانی دشمنان علیه کشور،
- چرایی تهاجم به کانونهای غیرنظامی و آثار و کارکردهای آن،
- رویکردها، راهبردها و نقش اپوزیسیون در راهبردها و الگوهای دشمنان،
- قدرت ایران و بهرهبرداری از موقعیت ژئوپلیتیک (مثل تنگه هرمز).
- بررسی و تحلیل الگوی تجزیه ایران؛ چرایی این روند، بازیگران آن و تبعاتش چیست؟ برخی از افراد، از سر نارضایتی، میگویند «بگذار هرچه میخواهد بشود»، چون تصور روشنی از وضعیت پس از آن ندارند. اگر اینها برای جامعه تبیین نشود، بخشی از جامعه چنین سخنانی بر زبان میآورد.
- نقش نیروهای حمایتی همچون حزبالله، حشدالشعبی و دیگر گروههای مقاومت در فرآیند جنگ و ضرورتهای وجودی و تداوم آنها،
- اسرائیل و آیندهاش؛ سناریوها و راهبردهای آن.
دکتر فلاحزاده اظهار داشت: یکی از کارهای حوزه پژوهش، آیندهپژوهی است که دانشگاهها باید به آن بپردازند. همچنین یکی از کارکرد دانشگاهها، آگاهیبخشی و اطلاعرسانی است. طبیعتاً بخشی از جامعه و اقشار مختلف در معرض تهاجم فزاینده اطلاعات قرار میگیرند؛ تهاجمی که شناخت و آگاهی کاذب از واقعیت جنگ ایجاد میکند و نمیگذارد واقعیت صحنه را درست درک کنند. روشنگری و ارائه تصویر درست و دقیق از جنگ، یک ضرورت بنیادین است. برخی از محورهای آگاهیبخشی عبارتند از:
- اقدامات دشمن در شرایط جنگ و روندهای آن،
- اهمیت تابآوری—که پیشتر آن را در قالب روایت و گفتمان گفتیم—اینجا باید به صورت خاص به اهمیت آن پرداخته شود؛ بردبار بودن در صحنه جنگ،
- حفظ روحیه جمعی،
- حمایت از کودکان، نوجوانان و زنان،
- مسائل روانشناختی جنگ و ضرورتهای آن،
این نکته مهم است که همه این موارد متوجه همه دانشگاهیان نیست؛ هر بخش مربوط به حوزه تخصصی خاصی است: کسی که در حوزه جامعهشناسی کار میکند، بخش جامعهشناختی را بر عهده میگیرد؛ کسی که در روانشناسی کار میکند، بخش روانشناختی را؛ در حوزههای سیاسی، اقتصادی و… نیز به همین ترتیب. قرار نیست همه به همه موضوعات بپردازند. من تلاش کردم با کمک برخی از اساتید، مجموعهای از موارد را گردآوری کنم و اینجا ارائه بدهم تا جامعه دانشگاهی در سطح کلان، اگر موضوعی را برای تحقیق، پژوهش، گفتمانسازی یا روایتسازی انتخاب کند، تصویر نسبتاً جامعی پیش رو داشته باشد.
از دیگر محورهای آگاهیبخشی:
- مقاصد و رویکردهای دشمنان در قبال مردم کشور،
- جنایات جنگی دشمنان،
- واکنشهای جهانی نسبت به اقدامات دشمنان، بهویژه در میان مراکز علمی، دانشگاهی و آموزشی،
- واکنشهای جهان اسلام: واکنشها چه بوده و هست؟ آیا فراگیر است یا خیر؟ آیا ما وظیفهای در قبال آن داریم یا نداریم؟
- نقش و حضور کنشگرانه مردم در جنگ،
- ضعف دشمنان و نشانههای آن در فرآیندهای متعدد.
خبرها میآید؛ برخی میگویند این خبرها صرفاً برای عملیات روانی و روحیهبخشی است؛ اما تحلیلگران دانشگاهی میتوانند این ضعف یا قوت را با روش علمی، دقیق و مستند تحلیل کنند؛ هم ضعف دشمن را و هم قوت خودمان را.
- چرایی انسداد راهبرد دشمنان در برابر ایران: اکنون روشن است که آنها بیش از یک راهبرد ندارند و همان راهبرد هم مسدود شده است؛ چرایی این امر باید تبیین شود.
- آگاهیبخشی درباره الگوهای فریب و جنگ روانی دشمنان،
- آگاهیبخشی نسبت به عملیات شناختی و راهبردهای رسانهای دشمنان.
۷) کارکرد انتقادی و روشنگرانه دانشگاه
نقد رویکرد دشمنان در نقض حقوق بینالملل، نقد تهاجم به مدارس، بیمارستانها و مراکز غیرنظامی، نقد اقدامات دشمنان در قتل کودکان، نقد و بررسی علت و چرایی سکوت نهادهای بینالمللی: چه اتفاقی افتاده که نهادهای بینالمللی بیخاصیت شدهاند؟ چه روندی، چه مداخلاتی، چه وابستگیهایی در میان قدرتها و کشورهای مختلف رخ داده که این نهادها چنین وضعی پیدا کردهاند؟ وقتی اینها با دادههای تاریخی و واقعیتهای موجود دنیا تحلیل شود، تصویر روشنی به مخاطب ارائه میشود؛ نه اینکه فقط به صورت یک خبر دیده شود و از کنار آن عبور کنند. همچنین:
- نقد و بررسی رویکردها و کارکردهای جریانهای اجتماعی و چهرهها در قبال جنگ،
- بررسی و ارزیابی رویکرد و عملکرد مردم در فرایند جنگ،
- نقد و بررسی رویکرد، کارکرد و عملکرد جریانهای اپوزیسیون،
- نقش نظام رسانهای فارسیزبان خارج از کشور و نقش تخریبی آنها: این همه شبکه دارند و مرتب سوگیریها و جهتگیریهای خود را به جامعه القا میکنند. کسی که نگاه تحلیلی داشته باشد، میفهمد این رسانهها سوگیرانه و جهتدار عمل میکنند و به نوعی در پی تضعیف روحیه جامعهاند. بازنمایی و نقد این اخبار، فیلمها و مطالب، بر عهده کیست؟ بر عهده دانشگاهیان است. رسانه کارش خبر رساندن است؛ با سرعت بیشتر و با اولویت خبر؛ اما تحلیل و نقد وظیفه دانشگاه است.
- بررسی و تحلیل روند تاریخی شکلگیری جنگ و تهاجم علیه ایران؛ جنگ دوازده روزه و نقش آن در زمینهسازی جنگ رمضان،
- تحلیل شخصیتها و بازیگران تأثیرگذار—مثل ترامپ—از نظر نظام روانی، رفتاری و بنیانهای شخصیتی،
- نقد جهان اسلام در بخشی که سکوت کرده یا حتی همراهی با متجاوزان داشته است.
همینجا مثال بزنم: الازهر بیانیهای صادر کرده؛ ابتدا برخی گفتند واقعی نیست، بعد معلوم شد واقعی است. ما دانشگاه الازهر را دوست و همراه خود میدانیم؛ در دانشگاه بینالمللی مذاهب، برای یکی از اساتید برجسته آنها نکوداشتی برگزار کردیم. طبیعی است که الان هم قصد تخریب نداریم؛ اما باید واقعیتها را بدانند و بدانند چرا ما برخی پایگاهها را هدف قرار میدهیم؛ پایگاههایی که در اختیار دشمن قرار گرفتهاند. بر اساس آیات و روایات، نباید سرزمین، مال و امکانات مسلمانان در اختیار دشمنی قرار گیرد که از آن علیه مسلمین استفاده کند. اینها باید از نظر دینی و حقوقی تبیین شود؛ اگر آقایان نمیدانند چرا ما به این پایگاهها حمله میکنیم، باید این چرایی برایشان روشن شود.
چرایی منطقهای شدن جنگ و کارکردهای آن نیز موضوع مهمی است. حضرت آقا فرمودند: اگر شما اقدامی انجام بدهید، جنگ منطقهای میشود. این چرایی و کارکردهای منطقهای شدن جنگ را چه کسی تدوین کرده است؟ نتایجش را امروز میبینیم؛ اما تحلیل نظری آن بر عهده دانشگاههاست.
۸) ضرورتهای بازاندیشی در نظامات اجتماعی و راهبردی آینده:
برای دوران پساجنگ، باید از الان تحقیق صورت بگیرد. باید نوسازی ارتباطی با جامعه را دنبال کنیم؛ تغییر پایگاههای ارتباطی با جامعه را از الان در نظر بگیریم. از ابتدای پیروزی انقلاب، نوعی ارتباط جدید با جامعه برقرار شد: دعاهای کمیل، ندبه، نماز جمعه و مناسبتهای ملی، همه پایگاهها و روشهای جدید ارتباطی با جامعه بودند. اما آیا این پایگاهها و روشها نیاز به نوسازی ندارند؟ آیا اینها کل جامعه را در بر میگیرد یا بخشی از جامعه را؟ آیا فقط با کسانی ارتباط برقرار میکنیم که همعقیده ما هستند، یا با کل جامعه؟
وقتی حاکمیت، نظام و دانشگاهها، دانشگاههای نظام اسلامی هستند، باید برای دوران پساجنگ به نوسازی ارتباطی با جامعه فکر کنیم. دشمن در دوران پساجنگ هم فعال خواهد بود؛ مردم شرایط جنگی را نمیبینند، بخشی از مسائل را فراموش میکنند و ممکن است در بخشی از جامعه روحیه لذتجویی غلبه پیدا کند. ما باید از اکنون درباره ارتباطات اجتماعی فکر کنیم:
آیا فقط پایگاه مسجد و دعای کمیل کافی است، یا باید پایگاههای جدیدی ایجاد کنیم؟ راهیان نور یک پایگاه و نوسازی ارتباطی بود؛ اربعین نیز چنین است. اما آیا اینها کل جامعه را در بر میگیرد؟ آیا خود این پایگاهها نیاز به نوسازی ندارند؟ اینها از موضوعات مهم دوران پساجنگ است که دانشگاهها باید به آن بپردازند.
۹) ظرفیتهای بینالمللی دانشگاهها: ظرفیتهای دانشگاه در سطح بینالمللی نیز بسیار مهم است: ارتباط با دانشگاههای کشورهای مختلف، انجمنهای علمی، اساتید دانشگاههای دیگر؛ هم برای تولید محتوا و هم برای نقد گفتمانها. همچنین ارتباط با نهادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جهان، برای طراحی و مدیریت مسائل اجتماعی و روانشناختی جنگ در سطح بینالمللی. ارتباط با مجامع بینالمللی، نهادهای حقوقی بینالمللی، اتحادیهها و نهادهای اجتماعی، نامهنگاری با دانشگاههای جهان، برگزاری سمینارها—که الحمدلله بخشی از آن در حال انجام است—همه در این چارچوب میگنجد.
آیا در شرایط جنگی، نهاد آموزش تعطیل است؟
۱۰) نقد وضعیت مدیریت آموزش عالی در شرایط جنگ
اما یک سؤال اساسی از وزارت علوم و شخص وزیر محترم و دوست عزیزم جناب آقای دکتر سیمایصراف دارم. بنده بهعنوان رئیس دانشگاه، در طول این ایام مرتب با نامههای مختلف و متعدد از وزارت علوم مواجه میشوم و روزانه نامه دریافت میکنیم. سؤال این است: آیا در شرایط جنگی، نهاد آموزش تعطیل است؟
اگر میگوییم شش نهاد در جامعه مؤثرند—نهاد آموزش، نهاد دین، نهاد سیاست، نهاد اقتصاد، نهاد خانواده و نهاد فرهنگ—نهاد آموزش از مهمترین آنهاست. این نهاد در کنار دین و فرهنگ، در حوزه فرهنگ، آموزش، دین، اقتصاد و سیاست کارکرد دارد. آیا در شرایط جنگی، منِ عضو کوچک جامعه دانشگاهی، نباید حتی یک نامه بهعنوان رئیس دانشگاه دریافت کنم که «وظیفه ما در شرایط جنگی چیست»؟
ممکن است بگویند سیستم قطع بوده باشد، اما در شرایط اضطراری، اگر مطلبی داشتند، میتوانستند حتی خارج از سیستم هم پیام بدهند. سؤال این است: چرا چنین اتفاقی نیفتاده است؟
بعد از وقایع هفدهم و هجدهم دیماه، برخی بزرگان توصیه کردند که اتفاقاتی در کشور افتاده و ممکن است فضای دانشجویی ملتهب باشد؛ مطرح شد که آموزشها را غیرحضوری و مجازی کنید. آنجا گفته شد فضای علم تعطیلبردار نیست و دانشگاهها باز شد؛ اما دیدیم که چقدر ارزشهای ملی و دینی و نمادهای ما زیر سؤال رفت. آیا این بستر برای سوءاستفاده فراهم نشد؟
اما امروز که مورد تهاجم قرار گرفتهایم و دشمن به ما حمله کرده، آیا دانشگاه باید تعطیل باشد؟ آیا نباید هیچ دستورالعملی به دانشگاهها ابلاغ شود؟ آیا نباید پژوهشگران و اساتید بسیج شوند؟ آیا فقط آموزش حضوری وظیفه ماست؟ نهاد آموزش در ساخت جامعه، همگراسازی جامعه، آمادهسازی جامعه و پشتیبانی جامعه، هیچ نقشی ندارد؟ این نقد، نقدی دلسوزانه است؛ نقدی تند و تخریبی نیست؛ نقدی است که با گوشت و پوست و خون خودم در دانشگاه لمس کردهام. وقتی عزیزان دانشگاهی میپرسند: «آیا دانشگاه تعطیل است؟ شما چرا فلان کار را میکنید؟» چه پاسخی باید بدهم؟
اگر یک رئیس دانشگاه، دلسوزانه اساتید و دانشجویان خود را برای کار در این عرصه به کار گیرد، با این فضا مواجه میشود که «دانشگاهها تعطیلاند». در حالی که بسیاری از دانشگاهها فعال بودهاند، کار کردهاند، از جمله همین دانشگاه ادیان و مذاهب که اکنون میزبان این نشست است. اما انتظار این بود که وزارت علوم و مسئولان ذیربط بنشینند و ببینند دانشگاهها چه نقشها و کارکردهایی میتوانند داشته باشند و این نقشها را— اگر الزامآور هم نباشد—بهصورت راهکار و پیشنهاد به دانشگاهها ابلاغ کنند.
مردم در خیابانها حاضر شدهاند، از جان و مال خود میگذرند؛ عدهای در میدان جنگ هستند، شبها در ایستگاههای بازرسی و زیر بمباران. ما بهعنوان یک نهاد تأثیرگذار در اجتماع، آیا باید در سکوت باشیم؟ برای من جای تعجب دارد. انشاءالله این اشتباه تکرار نشود و از این به بعد—حتی همین ایام—نباید دانشگاهها در عمل تعطیل باشند.
حتی اگر دورکاری مطرح است، یکی از روشها این است که موضوعات مشخصی تعیین شود تا اساتید و دیگران که در خانه هستند، فعالانه روی آن کار کنند. من یقین دارم اگر برای اساتید و دانشجویان وظیفهای تعریف شود، از زیر آن شانه خالی نخواهند کرد. انتظار چنین نگاهی از وزارت علوم جمهوری اسلامی، در شرایط جنگی، اصلاً انتظار بیجایی نیست.