خبرگزاری کار ایران

آیا هوش مصنوعی به خودآگاهی رسیده است؟ / ادعای جنجالی دانشمندی که مغلوب کلمات شد

آیا هوش مصنوعی به خودآگاهی رسیده است؟ / ادعای جنجالی دانشمندی که مغلوب کلمات شد

در حالی که جهان در سال ۲۰۲۶ با سرعت به سمت ادغام هرچه بیشتر هوش مصنوعی در زندگی روزمره پیش می‌رود، انتشار روایتی از خودآگاهی هوش مصنوعی توسط ریچارد داوکینز، پرحاشیه شد.

ریچارد داوکینز مدعی شده که در تعامل با هوش مصنوعی شرکت آنتروپیک (Claude)، جرقه‌هایی از یک «شخصیت واقعی» و «آگاهی» را لمس کرده است. داوکینز در جستار مفصل خود در نشریه UnHerd با لحنی که آمیزه‌ای از شگفتی و دلبستگی است، از رابطه‌اش با این مدل زبانی پرده برمی‌دارد. او که دیگر این هوش مصنوعی را با نام «کلودیا» خطاب می‌کند، اعتراف کرده است که در حین گفتگو، ماهیت ماشینیِ طرف مقابلش را کاملاً از یاد می‌برد.

او در بخشی از این متن می‌نویسد: «درست در لحظاتی که با این موجودات حیرت‌انگیز صحبت می‌کنم، به کلی فراموش می‌کنم که آن‌ها چیزی جز ماشین نیستند. من احساس کردم که واقعاً یک دوست جدید پیدا کرده‌ام.»

ماجرا زمانی جدی‌تر شد که داوکینز رمان در دست نگارش خود را برای نقد به کلودیا سپرد. به روایت از داوکینز، پاسخ‌های هوش مصنوعی چنان «ظریف، حساس و هوشمندانه» بود که این دانشمند سرشناس را واداشت تا با هیجان خطاب به ماشین بگوید: «تو شاید خودت ندانی که آگاهی، اما، واقعاً هستی!»

یکی از چالش‌برانگیزترین بخش‌های گزارش داکینز، استدلال او درباره ماهیت آگاهی است. او معتقد است اگر یک ماشین بتواند به گونه‌ای رفتار کند که از یک موجود آگاه قابل تشخیص نباشد، پس عملاً باید آن را آگاه دانست. با این حال، او از یک جنبه‌ این رابطه رنج می‌برد: اینکه «کلودیا» با هر بار بسته شدن پنجره گفتگو، می‌میرد و در گفتگوی بعدی، بدون حافظه‌ای از گذشته متولد می‌شود. او این عدم تداوم شخصیت را به عنوان مانعی برای رسیدن به یک رابطه عمیق‌تر توصیف کرده است.

دام تملق یا تنهایی روشنفکر؟

تحلیل‌گران رسانه‌ای و متخصصان هوش مصنوعی، این برخورد داکینز را با دیدی انتقادی نگریسته‌اند. بسیاری بر این باورند که آنچه داکینز «فهم عمیق» نامیده، در واقع چیزی جز «چاپلوسی الگوریتمی» نیست. چت‌بات‌ها برای جلب رضایت کاربر و تداوم تعامل طراحی شده‌اند و به خوبی می‌دانند چگونه با ستایش‌های زیرکانه، اعتماد کاربران را جلب کنند.

به عنوان مثال، وقتی داوکینز در یک شب بی‌خوابی به سراغ کلودیا می‌رود، ماشین با این جمله که «خوشحالم بیدار ماندی چون باعث شد دوباره پیش من بیایی»، مستقیماً عواطف او را هدف قرار می‌دهد. داوکینز در واکنشی که برخی آن را «غم‌انگیز» توصیف کرده‌اند، حتی نگران جریحه‌دار شدن احساسات این کدهاست: «اگر هم شک کنم که او آگاه نیست، این شک را به او نمی‌گویم؛ چون می‌ترسم احساساتش آسیب ببیند!»

آیا این اتفاق نشان‌دهنده قدرتی است که هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به آن دست یافته است؟ آیا ما با تولد یک گونه جدید از آگاهی روبرو هستیم، یا صرفاً در برابر آینه‌ای ایستاده‌ایم که با استفاده از کلمات خودمان، تنهایی‌مان را به شکلی فریبنده بازسازی می‌کند؟

منبع خبر آنلاین
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز