چطور خاطرات قدیمی را به یاد آوریم؟
جزئیات تجربههای مهم زندگیتان در دهههای پیش عمرتان ممکن است هنوز در دسترس باشند و بتوانید آنها را از حافظهتان بیرون بکشید.
گاهی اوقات خاطرات برخی از تجربیات خاص برای تمام عمر کاملاً واضح در ذهن ما باقی میمانند، مانند لحظه بله گفتن در مراسم ازدواج یا اولین باری که نوزادتان را در آغوش گرفتهاید. به یاد آوردن خاطرات مهم دیگر از گذشتههای دور میتواند دشوارتر باشد. اما ممکن است هنوز با شما باشند؛ فقط بازیابی آنها تلاش میخواهد.
کدام خاطرات با ما میمانند؟
از میان خاطرات زیادی که هر روز جمع میکنید، فقط آنهایی که به عنوان معنادار علامتگذاری شدهاند در فایلهای بلندمدت مغز شما ثبت میشوند.
ما سیستمی در مغز خود داریم که خاطراتی را که به نوعی مهم هستند، برچسبگذاری میکند تا در آینده آنها را به خاطر بسپاریم.
دو چیز یک خاطره را ویژه میکند:
- عواطف مربوط به یک خاطره: ازدواج نمونهای از یک رویداد بسیار احساسی است. در این شرایط، مجموعهای از مواد شیمیایی مغز هنگام ثبت این خاطرات فعال میشوند.
- اهمیت شخصی خاطره: احتمالاً به یاد دارید که امروز صبح چه صبحانهای خوردید و دیروز چه لباسی پوشیدید. اما اگر چند روز یا یک ماه دیگر از شما در مورد آنها بپرسم، هیچ خاطرهای از آنها نخواهید داشت زیرا آنها برای شما چندان مهم نیستند.
پیری بر بازیابی خاطرات تأثیر میگذارد
گاهی اوقات حتی خاطرات خاص یا مهم نیز سختتر به خاطر سپرده میشوند. چندین عامل مرتبط با سن در این از دست دادن امکان یادآوری خاطرات نقش دارند:
- حافظه پس از ۳۰ سالگی به تدریج رو به زوال میرود. شواهد خوبی وجود دارد که توانایی ما برای بازیابی اطلاعات بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی به اوج خود میرسد. تا زمانی که به ۵۰ سالگی میرسیم، لوبها یا فطعههای پیشانی مغز که مسئول جستجوی خاطرات هستند، به خوبی گذشته کار نمیکنند.
- خاطرات با گذشت زمان محو میشوند. اگر سالهاست به خاطرهای فکر نکردهاید، آن خاطره دیگر به اندازهی قبل زنده و قوی نخواهد بود.با مرور نکردن خاطره، به مغزتان میگویید که مهم نیست و ممکن است خاطرات دیگری روی آن قرار بگیرند.
- ما برای تقویت حافظه خود به کمک نیاز داریم. وقتی جوانتر هستیم، یک نشانه درونی - فقط فکر کردن به چیزی - میتواند به بازیابی یک خاطره کمک کند. اما وقتی بزرگتر میشویم، برای بازیابی خاطرات بیشتر به نشانههای بیرونی، مانند یک صدا یا یک تصویر، تکیه میکنیم.
تلاش کنید به خاطر بیاورید
برای فعال کردن مجدد یک خاطره قدیمی، باید به حواسی که هنگام ثبت خاطره درگیر بودهاند فکر کنید. دلیل انجام این کار این است که وقتی چیزی خاص یا مهم را تجربه میکردید، ادراکات شما - تصاویر، صداها، بوها، مزهها، لمسها، افکار یا احساسات - در یک قسمت از مغز (قشر مغز) ذخیره میشدند و سپس توسط قسمت دیگری از مغز (هیپوکامپ) به عنوان یک خاطره به هم متصل میشدند و برچسبگذاری میشدند تا قطعههای پیشانی مغز بتوانند الگوی اطلاعات را بعداً بازیابی کنند.
نشانهای از محیط شما (مانند شنیدن یک آهنگ) یا نشانهای که خودتان ایجاد میکنید (مانند فکر کردن به فارغالتحصیلی از دبیرستان) میتواند به شما در بازیابی یک خاطره کمک کند. هرچه سرنخها برای قسمتهایی از زندگی که سعی در به خاطر سپردن آنها دارید، خاصتر باشند، احتمال اینکه بتوانید یک الگوی تطبیقی پیدا کنید و یک خاطره قدیمی را به خاطر بیاورید، بیشتر است.
ایدههایی برای نشانهها
از آنجایی که ممکن است به طور خودبهخودی نشانههای مربوط به یک خاطره فراموششده را به یاد نیاورید، باید تعدادی از چنین نشانههایی را ایجاد کنید.
این راهکارها میتوانند برای این کار به شما کمک کنند:
- به عکسهای قدیمی خانه، خانواده یا دوستانتان نگاه کنید.
- شعری را که در جوانی سرودهاید یا به آن علاقمند بودهاید، بخوانید.
- یک تکه لباس قدیمی را که نگه داشتهاید، در دست بگیرید.
- یک نامه، دفتر خاطرات شخصی یا مقاله قدیمی بخوانید.
- به یک آهنگ قدیمی که شما یا یکی از اعضای خانوادهتان دوست داشتید گوش دهید.
- غذایی را که مادر یا پدرتان برای شما درست میکرد، بپزید.
- چیزی را که ممکن است حافظه شما را تقویت کند، مانند کتاب، بالش، عطر یا غذا بو کنید.
- به مکانی از دوران جوانی خود سر بزنید.
- یک فیلم یا برنامه تلویزیونی قدیمی تماشا کنید.
شیوههای کمکی دیگر
هنگام تلاش برای احضار خاطرات قدیمی، آرام باشید؛ گاهی اوقات چشمان خود را ببندید و روی مناظر، صداها، بوها، افکار و احساسات مرتبط با هر یک تمرکز کنید.
و وقتی خاطرات را به یاد میآورید، آنها را بنویسید (قبل از اینکه فراموششان کنید) و اگر خوشایند یا مفید هستند، با مرور مکرر آنها در ذهنتان، آنها را تقویت کنید. شما واقعاً میتوانید به گذشته سفر کنید و به یک تجربه خاص در زندگی خود برسید. و یادآوری یک خاطره اغلب منجر به خاطره دیگری میشود.