«تنگه دوم» علیه عربستان؛ بابالمندب برگ تازه ایران را رو کرد
رسیدن انصارالله به سواحل و جزایر راهبردی بابالمندب، معادلات جنگ را در دریای سرخ تغییر داده است؛ تحولی که همزمان با اختلال در تنگه هرمز و حمله به خط لوله شرق به غرب، عربستان را در برابر گزینههایی دشوار و ایران را در برابر یک اهرم فشار تازه قرار داده است.
به گزارش ایلنا به نقل از عربی۲۱، در عرض چند روز، معادلات جنگ در سواحل غربی یمن تغییر کرده است؛ انصارالله پس از تسلط بر شهر المخا، به ذباب و جزیره میون در قلب تنگه بابالمندب رسیده و کنترل جزایر زُقَر، حنیِش بزرگ و حنیِش کوچک را نیز به دست گرفته است. یک مقام دولت مورد حمایت عربستان در یمن در اعترافی قابلتوجه گفت: «هرچه در ساحل غربی در اختیار داشتیم، سقوط کرد.»
اهمیت این تحول فراتر از مرزهای یمن است. این پیشروی در شرایطی رخ داده که تردد در تنگه هرمز بهشدت مختل شده و عربستان برای انتقال بخش بزرگی از صادرات نفت خود به دریای سرخ روی آورده است؛ مسیری که اکنون خود در معرض تهدید انصارالله قرار گرفته است.
همزمان، خط لوله شرق به غرب عربستان که مهمترین مسیر زمینی این کشور برای دور زدن هرمز است، هدف حملات پهپادی قرار گرفته و ریاض مدعی شده پهپادهای مهاجم از عراق آمدهاند.
به این ترتیب، ایران بهصورت مستقیم در هرمز و بهصورت غیرمستقیم از طریق انصارالله در یمن، دو اهرم فشار در گلوگاههای دریایی پیرامون شبهجزیره عربستان در اختیار دارد؛ وضعیتی که میتواند ریاض را با یک «فشار جغرافیایی دوگانه» مواجه کند.
از تهدید بابالمندب تا رسیدن به قلب تنگه
انصارالله پیش از این نیز توانایی خود برای تهدید کشتیرانی در دریای سرخ را نشان داده بود. حملات این جنبش در جریان جنگ غزه باعث شد شمار زیادی از شرکتهای کشتیرانی مسیر دریای سرخ و کانال سوئز را کنار گذاشته و کشتیهای خود را از اطراف دماغه امید نیک عبور دهند.
اما تحول جدید، تغییر جغرافیای این تهدید است.
انصارالله پیش از این کنترل صنعا، الحدیده و بخشهای گستردهای از شمال و غرب یمن را در اختیار داشت، اما مستقیما بر مناطق ساحلی مشرف به بابالمندب مسلط نبود. اکنون این نیرو به خودِ ساحل و ورودی این تنگه رسیده است.
تسلط بر المخا، ذباب و بهویژه جزیره میون که بابالمندب را به دو مسیر کشتیرانی تقسیم میکند، موقعیتی راهبردی در اختیار انصارالله قرار داده است؛ موقعیتی که فاصله میان توان نظامی این جنبش و مسیر عبور کشتیها را به حداقل میرساند.
«تنگه دوم»؛ اهرم فشار تازه ایران
این تحولات را نمیتوان از جنگ گستردهتر ایران و آمریکا جدا کرد. در حالی که هرمز به اهرم فشار جغرافیایی ایران تبدیل شده، بابالمندب در سوی دیگر شبهجزیره عربستان قرار دارد و دریای عرب و اقیانوس هند را به دریای سرخ، کانال سوئز و مدیترانه متصل میکند.
رویترز به نقل از منابع ایرانی، یمنی و منطقهای مدعی شده که پیشروی انصارالله در سواحل غربی با هدایت مستقیم سپاه پاسداران انجام شده و تهران از این جنبش خواسته حملات خود به عربستان را تشدید کند. ایران این ادعا را رد کرده و انصارالله را متحد خود، نه نیروی نیابتی، میداند.
با این حال، فارغ از میزان کنترل عملیاتی ایران بر اقدامات انصارالله، نتیجه راهبردی برای دو طرف روشن است: تهران یک اهرم فشار جدید در اختیار گرفته و انصارالله نیز قدرتمندترین برگ خود در برابر عربستان و دولت یمن مورد حمایت ریاض را به دست آورده است.
در صورت شکست مذاکرات احتمالی عمان برای بازگشایی مسیر کشتیرانی در هرمز، عربستان ممکن است با یک «محاصره دوگانه» مواجه شود؛ وضعیتی که میتواند ریاض را بار دیگر به مذاکره با انصارالله وادار کند.
سه مسیر صادرات نفت عربستان زیر فشار
شرایط کنونی برای صادرات نفت عربستان از بحران دریای سرخ در سالهای گذشته خطرناکتر است. آن زمان تنگه هرمز باز بود، اما اکنون هم هرمز و هم بابالمندب با تهدید مواجهاند.
پس از اختلال در هرمز، عربستان انتقال نفت از طریق خط لوله شرق به غرب به بندر ینبع را افزایش داد. بر اساس دادههای کپلر، میانگین صادرات نفت خام از ینبع بین مارس و ژوئیه به حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز رسید؛ نزدیک به پنج برابر میزان پیش از جنگ.
در نتیجه، دریای سرخ از یک مسیر مکمل به شریان حیاتی صادرات نفت عربستان تبدیل شد، اما این مسیر نیز اکنون در معرض تهدید قرار گرفته است.
ریاض پس از حملات پهپادی به خط لوله شرق به غرب، انتقال نفت از این خط را بهطور احتیاطی متوقف کرد و مدعی شد پهپادها از عراق آمدهاند. عربستان ضمن محفوظ دانستن حق خود برای اقدام، اعلام کرده فعلاً از پاسخ مستقیم خودداری میکند و از تلاشهای دولت عراق حمایت خواهد کرد.
در عمل، هر سه مسیر اصلی صادرات نفت عربستان با مشکل مواجه شدهاند: مسیر نخست از خلیج فارس و تنگه هرمز به سمت آسیا میرود و تحت تأثیر جنگ با ایران قرار گرفته؛ مسیر دوم از طریق خط لوله شرق به غرب به ینبع و سپس از بابالمندب به بازارهای آسیایی میرسد و اکنون با تهدید مستقیم انصارالله روبهرو است؛ مسیر سوم نیز از ینبع به سمت کانال سوئز و اروپا میرود و برای بازارهای آسیایی جایگزین مناسبی نیست.
دور زدن بابالمندب از طریق دماغه امید نیک نیز به معنای افزایش چشمگیر زمان و هزینه حملونقل خواهد بود. همزمان، قیمت نفت برنت از ۱۰۵ دلار عبور کرده است.
چرا جبهه ضدانصارالله فروپاشید؟
پیشروی سریع انصارالله ضعف جبههای را آشکار کرد که قرار بود مانع رسیدن این جنبش به بابالمندب شود.
نیروهای دولت مورد حمایت ریاض در یمن، گروههای محلی و نیروهای مورد حمایت عربستان و امارات طی سالهای جنگ هرگز به یک ساختار نظامی منسجم تبدیل نشدند. در نتیجه، با آغاز حملات اخیر، مواضع راهبردی یکی پس از دیگری سقوط کرد و نیروهای دولتی بهسرعت عقب نشستند.
کاهش نقش امارات نیز به تضعیف این جبهه کمک کرد. ابوظبی طی سالهای گذشته یکی از فعالترین بازیگران نظامی در جنوب یمن بود و کاهش نفوذ آن خلأیی ایجاد کرد که انصارالله توانست از آن استفاده کند.
اکنون پرسش اصلی این است که چه نیرویی قادر خواهد بود المخا، ذباب، میون و حنیِش را بازپس بگیرد و پس از آن نیز این مناطق را حفظ کند؟
ریاض میان گزینههای بد
این تحولات عربستان را در برابر معضلی قرار داده که طی سالهای اخیر تلاش کرده بود از آن فاصله بگیرد. ریاض پس از آتشبس ۲۰۲۲ بهدنبال کاهش حضور نظامی و حرکت به سمت مذاکره با انصارالله بود، اما رسیدن این جنبش به بابالمندب هزینه بیعملی را برای عربستان افزایش داده است.
ریاض اکنون سه گزینه اصلی دارد: نخست، عملیات گسترده برای بازپسگیری سواحل و جزایر که به معنای بازگشت به جنگ زمینی است؛ دوم، مذاکره و پذیرش وضعیت موجود که میتواند قدرتمندترین اهرم فشار انصارالله را تثبیت کند؛ و سوم، تلاش برای کشاندن آمریکا به مداخله مستقیمتر.
رویترز نوشته محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، دستکم دو بار از دونالد ترامپ درخواست کمک نظامی برای مقابله با انصارالله کرده است. با این حال، واشنگتن فعلا از عملیات مستقیم خودداری کرده و تنها پیشنهاد ارائه اطلاعات و کمک به شناسایی اهداف را داده است.
این بحران همچنین نشان داده ائتلافهایی که عربستان برای جبران کاهش حمایت آمریکا ایجاد کرده، هنوز جایگزین چتر امنیتی واشنگتن نیستند؛ پاکستان از مشارکت در عملیات هوایی علیه انصارالله خودداری کرده و ترکیه نیز تنها خواستار توقف درگیریها شده است.
اهرم جدید انصارالله بدون نیاز به بستن بابالمندب
انصارالله اعلام کرده قصد بستن بابالمندب را ندارد. سرتیپ ستاد یحیی سریع، سخنگوی نظامی این جنبش، پس از تسلط بر منطقه گفت کشتیرانی برای همه شرکتها امن است، جز کشتیهای سعودی که پیشتر درباره آنها هشدار داده شده بود.
قدرت اهرم جدید انصارالله نیز دقیقا در بستن کامل تنگه نیست. حفظ بابالمندب در حالت باز، در حالی که این جنبش توانایی هدف قرار دادن کشتیهای مشخص را حفظ کند، میتواند اهرم فشار مؤثرتری باشد؛ زیرا بدون ایجاد هزینه سیاسی و نظامی ناشی از بستن کامل تنگه، امکان افزایش یا کاهش فشار متناسب با تحولات جنگ و مذاکرات را فراهم میکند.
حتی بدون شلیک یک موشک، افزایش ریسک عبور از بابالمندب میتواند هزینه بیمه را بالا ببرد و شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیر وادار کند.
اکنون هرمز تحت فشار ایران، بابالمندب تحت فشار انصارالله و خط لوله شرق به غرب عربستان نیز هدف حمله قرار گرفته است؛ در حالی که آمریکا فعلا تمایلی به تبدیل این بحرانها به یک جبهه مستقیم جدید ندارد.
مشاور رهبر جمهوری اسلامی ایران، پیشروی انصارالله را «پیروزی بزرگ» توصیف کرده است. به نظر میرسد تهران در شرایط کنونی ترجیح میدهد دستاوردهای میدانی انصارالله خود گویای واقعیت باشند، در حالی که همزمان بر مذاکره تأکید میکند و هرگونه هدایت مستقیم عملیات این جنبش را رد میکند.
در نهایت، حضور انصارالله در یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان، ایران را به اهرم فشار تازهای مجهز کرده است؛ اهرمی که شاید ارزش اصلی آن نه در استفاده فوری، بلکه در حفظ امکان استفاده از آن در زمان مناسب باشد.