مصدق پور در گفتوگو با ایلنا:
اسرائیل برای پیشبرد عادیسازی، از شکافهای شورای همکاری خلیج فارس استفاده میکند/دلایل اصرار آمریکا بر صلح اعراب و تلآویو
کارشناس مسائل منطقه گفت: آمریکا تلاش میکند مذاکرات با ایران را به ابزار فشار بر کشورهای عربی تبدیل کند.
مصدق مصدق پور، کارشناس مسائل منطقه با اشاره به اعمال فشار ایالات متحده به کشورهای عربی برای پیوستن به پیمان ابراهیم در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: ایالات متحده آمریکا در مجموع تلاش میکند از شرایط ناشی از جنگ و تنش با ایران، برای افزایش فشار بر کشورهای عربی استفاده کند اما این جنگ معادلات را دگرگون کرده است. امروز کشورهای عربی به این نتیجه رسیدهاند که پایگاههای نظامی آمریکا که در خاک آنها ایجاد شده، آنگونه که تصور میشد قادر به تأمین امنیتشان نیست. حتی خود آمریکاییها نیز نتوانستند از این پایگاهها و متحدانشان بهطور مؤثر حمایت کنند و عملاً نشان داده شد که این ساختار، ظرفیت لازم برای حفظ جهان عرب یا دولتهای عربی منطقه را ندارد. از سوی دیگر، درگیریهای اخیر، کشتارها و نسلکشیهایی که در غزه رخ داد، تأثیر بسیار منفی بر افکار عمومی جهان عرب گذاشت و روند عادیسازی روابط با اسرائیل را دچار اختلال کرد. این پروژه که از ابتدا نیز با تردیدهایی همراه بود، اکنون با کندی بیشتری مواجه شده است.
وی ادامه داد: حاکمیتهای عربی یا خود به این جمعبندی رسیدهاند که این مسیر نتیجه مطلوبی ندارد، یا تحت فشار افکار عمومی ناچار به تجدیدنظر شدهاند. اکنون نیز بحث صلح با ایران و پیامدهای آن مطرح است؛ موضوعی که تبعات بسیار حساسی برای آمریکا و متحدانش دارد. پرسشهایی جدی در رسانهها و افکار عمومی مطرح میشود؛ از جمله اینکه ترامپ پس از حمله به ایران، ترور فرماندهان و تلاش برای تضعیف ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، عملاً چه دستاوردی کسب کرد؟ این اقدامات باعث شد همان نظام با چهرهای جوانتر، باانگیزهتر بازسازی شود. در نهایت نیز شرایط به جایی رسید که آمریکا برای باز شدن تنگه هرمز و کنترل بحران اقتصادی و انرژی، ناچار به امتیازدهی شد. این مسئله در افکار عمومی و رسانهها بهعنوان یک پرسش جدی مطرح است که اگر آمریکا بدون دستیابی به اهداف راهبردی خود وارد توافق یا صلح شود، چه توجیهی برای این همه هزینه سیاسی و نظامی خواهد داشت؟ اگر ترامپ بدون کسب امتیاز مشخص یا دستیابی به یک هدف راهبردی، به سمت توافق با ایران برود، این موضوع میتواند برای او بسیار پرهزینه باشد؛ بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که ممکن است تبعات منفی آن متوجه حزب جمهوریخواه نیز شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در چنین شرایطی، به نظر میرسد آمریکا، ترامپ و اسرائیل بیش از هر چیز در تلاش هستند پروژه عادیسازی روابط کشورهای عربی با اسرائیل را نجات دهند؛ پروژهای که هدف اصلی آن دور کردن کشورهای عربی از ایران است. زیرا ایران در تحولات اخیر نشان داد که به یک قدرت بسیار اثرگذار و حتی ابرقدرت منطقهای تبدیل شده است. به همین دلیل، تلاش میشود مانع از تثبیت این جایگاه شوند و تمام اقدامات فعلی را میتوان نوعی واکنش دفاعی در برابر ظهور ایران بهعنوان قدرتی بزرگتر و مؤثرتر در منطقه دانست. با این وضعیت، ترامپ نمیتواند بهراحتی وارد صلح با ایران شود؛ چراکه خود او روند مذاکرات را برهم زد و فضای تنش را تشدید کرد. اکنون نیز همهچیز به مسئله عادیسازی روابط گره خورده است. حتی در موضوعات اقتصادی و آزادسازی منابع مالی ایران نیز نوعی شرطگذاری سیاسی دیده میشود. در مقابل، ایران نیز به این جمعبندی رسیده که آمریکا از این پس به دنبال محدودسازی جدی برنامه هستهای و غنیسازی خواهد بود و همین مسئله بر پیچیدگی شرایط افزوده است.
وی افزود: اظهارات اخیر سخنگوی وزارت خارجه نیز نشان میدهد که هنوز مسیر دیپلماسی کاملاً بسته نشده، اما فضای مذاکرات بهشدت شکننده است. در حال حاضر، به نظر میرسد مهمترین انگیزه ترامپ، کاهش فشارهای سیاسی ناشی از بحران نتانیاهو و حفظ حیات سیاسی اوست؛ زیرا سرنوشت سیاسی این دو به یکدیگر گره خورده است. خود ترامپ نیز چند روز پیش صراحتاً اعلام کرد که بدون رضایت اسرائیل، توافقی با ایران نخواهد داشت. از همینجا فشار لابیها و اسرائیل بر ترامپ آغاز شد؛ فشارهایی که بهگفته برخی تحلیلگران، با استفاده از ابزارهای سیاسی و رسانهای تلاش میکنند او را از هرگونه عقبنشینی بازدارند. ترامپ نیز بهخوبی میداند که ورود به توافق بدون دستاورد ملموس، میتواند هزینههای سنگینی برایش ایجاد کند. در این میان، کشورهای عربی نیز اینبار با احتیاط بیشتری رفتار میکنند. آنها از یکسو تحت فشار آمریکا قرار دارند و از سوی دیگر، نسبت به واکنش ایران نگرانی جدی دارند؛ نگرانیای که بهمراتب برایشان خطرناکتر به نظر میرسد. ایران نیز بهصراحت اعلام کرده که در صورت حمله به خاک یا تأسیساتش، تمام منافع انرژی و پایگاههای آمریکا در منطقه را هدف قرار خواهد داد و حتی دامنه پاسخ ممکن است فراتر از منطقه نیز گسترش یابد.
مصدق پور گفت: کشورهای عربی اکنون بهخوبی دریافتهاند که پایگاههای نظامی آمریکا، با وجود هزینههای هنگفت، نتوانستهاند امنیت واقعی ایجاد کنند. آنها همچنین مشاهده کردند که ایران توان هدف قرار دادن این پایگاهها و حتی حمله مستقیم به اسرائیل را دارد. هرچند برخی رسانههای عربی تلاش میکنند دستاوردهای نظامی ایران را کمرنگ نشان دهند، اما این رویکرد فقط ناشی از همسویی با آمریکا یا اسرائیل نیست؛ بلکه نگرانی از افزایش محبوبیت و نفوذ ایران در افکار عمومی منطقه نیز در آن نقش دارد. افزایش محبوبیت ایران در میان افکار عمومی عربی، برای برخی دولتهای منطقه یک تهدید محسوب میشود؛ زیرا مردمشان این پرسش را مطرح میکنند که چرا در برابر اسرائیل چنین موضعی اتخاذ نکردهاند. همین مسئله موجب شده دولتهای عربی با احتیاط و «دست به عصا» حرکت کنند. اسرائیل نیز برای پیشبرد پروژه عادیسازی، از شکافهای ایجادشده در شورای همکاری خلیج فارس استفاده کرده است. در گذشته عربستان نقش محوری در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس داشت، اما اختلافات با قطر و چنددستگیهای منطقهای، زمینه نفوذ بیشتر آمریکا و اسرائیل را فراهم کرد؛ بهویژه امارات که نقش مهمی در نزدیکسازی روابط با اسرائیل ایفا کرد. با این حال، جنگ غزه و مسئله نسلکشی، شرایط را تغییر داده است. عربستان سعودی نیز رسماً اعلام کرده تا زمانی که جنگ غزه متوقف نشده و راهحل سیاسی مشخصی ارائه نشود، وارد روند عادیسازی نخواهد شد. در نتیجه، نفوذ عربستان در شورای همکاری خلیج فارس دوباره افزایش یافته است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اکنون بسیاری در منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که اسرائیل از منظر راهبردی و سیاسی با شکست مواجه شده است. کشورهای عربی که پیشتر به قدرت پایگاههای آمریکا و ناوگان پنجم امید داشتند، اکنون متوجه شدهاند که این ساختار امنیتی آنگونه که تصور میکردند کارآمد نیست. به همین دلیل عربستان در سالهای اخیر به سمت چین، روسیه و حتی بهبود روابط با ایران حرکت کرده است. ترامپ نیز میداند که تغییر موضع عربستان و دیگر کشورهای عربی، پروژههای آمریکا را با چالش جدی روبهرو میکند. از نگاه برخی تحلیلگران، آمریکا تلاش میکند مذاکرات با ایران را به ابزار فشار بر کشورهای عربی تبدیل کند؛ به این معنا که یا وارد روند عادیسازی شوند، یا با خطر جنگ گستردهتر مواجه خواهند شد. در مقابل، ایران نیز تلاش میکند این کشورها را متقاعد کند که هدفش تهدید مستقیم آنها نیست و خطر اصلی، پروژه توسعهطلبانه اسرائیل در منطقه است. در چنین شرایطی، ایران باید علاوه بر اقدامات دیپلماتیک، از ظرفیت رسانهای و سیاسی خود نیز برای روشنگری در منطقه استفاده کند؛ چه از طریق رسانهها و چه از طریق تبادلات سیاسی و اعزام هیئتهای دیپلماتیک. هدف این است که کشورهای عربی نسبت به پیامدهای پروژه عادیسازی و طرحهای منطقهای اسرائیل آگاهتر شوند. در نهایت، هرچه ایران بتواند تصویری منطقیتر، باثباتتر و قابلاعتمادتر از خود در منطقه ارائه دهد، احتمال کاهش نگرانی کشورهای عربی و شکست پروژههای تنشزا بیشتر خواهد شد.