استاندار گیلان تحلیل کرد:
حادثه رخ داده در دریای خزر را میتوان فراتر از یک رخداد نظامی محدود دید
به گفته هادی حق شناس، بر اساس اطلاعاتی که تا این لحظه مطرح شده، این کشتی ایرانی در لنگرگاه خارجی یا در خارج از رودخانه ولگا قرار داشت؛ یعنی در محدوده آبهای روسیه بود که مورد حمله پهپادی قرار گرفت.
به گزارش ایلنا از رشت،، حمله پهپادی به یک کشتی ایرانی در دریای خزر را میتوان فراتر از یک رخداد نظامی محدود دید؛ این حادثه نشانهای از گسترش جغرافیای درگیریها و ورود آن به یکی از حساسترین آبراهههای منطقه است.
استاندار گیلان در گفتگویی با اشاره به حمله اخیر به یک کشتی ایرانی در محدوده دریای خزر، این حادثه را تلاشی در راستای ناامنسازی یکی از مسیرهای مهم تجاری ایران توصیف میکند. هادی حقشناس با تاکید بر اینکه ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود «تحریمپذیر» نیست، میگوید: ظرفیت بنادر شمالی کشور و مسیرهای حملونقل دریای خزر میتواند بخش قابل توجهی از نیازهای وارداتی و صادراتی کشور را پوشش دهد و هرگونه اقدام برای اخلال در این مسیر، در راستای فشار حداکثری علیه ایران ارزیابی میشود.
در روزهای اخیر تحولات تازهای در دریای خزر رخ داده و خبر حمله به یک کشتی ایرانی، توجهها را به این منطقه جلب کرده است. پیش از ورود به اصل حادثه، میخواهم ارزیابی شما را درباره نقش دریای خزر و بهطور مشخص استان گیلان در کاهش فشارهای ناشی از تحریمها و محدودیتهای دریایی بدانم.
پیش از آنکه وارد موضوع دریای خزر شوم، لازم است به دو نکته مهم اشاره کنم؛ نکته اول، تناقض آشکار در رفتار و ادعاهای امریکاست. امریکاییها در ظاهر مدعی هستند که به دنبال حفظ امنیت مسیرهای کشتیرانی و تضمین عبور و مرور آزاد در آبراههای بینالمللیاند، اما در عمل خودشان یکی از عوامل اصلی ایجاد ناامنی در مسیرهای دریایی هستند. آنچه در خلیجفارس و دریای عمان انجام میدهند، با همین ادعای حفظ امنیت توجیه میشود، در حالی که نتیجه عملی آن، افزایش تنش و ناامنتر شدن فضا برای تجارت و حملونقل دریایی است. نکته دوم این است که ایران به لحاظ موقعیت جغرافیایی، کشوری ممتاز و کمنظیر است. ما هم در شمال و هم در جنوب به دریا دسترسی داریم و در شرق و غرب نیز با مجموعهای از کشورها همسایه هستیم. این ویژگی باعث میشود ایران، برخلاف برخی تبلیغات سیاسی، کشوری تحریمپذیر به معنای واقعی کلمه نباشد. ممکن است تحریمها هزینه حملونقل، مبادلات مالی و تجارت خارجی را افزایش دهند، اما قادر نیستند ارتباط ایران با جهان خارج را قطع کنند. ایران از مسیرهای متنوعی برای دسترسی به بازارها و تامین نیازهای خود برخوردار است. با توجه به این دو مقدمه، میتوان درباره دریای خزر با دقت بیشتری صحبت کرد. واقعیت این است که ظرفیت حمل بار در این دریا، چه در حوزه واردات و چه در حوزه صادرات، متناسب با نیازهای کشور است. در سال گذشته حدود ۴۲ میلیون تن کالا وارد کشور شده که نزدیک به ۷۰ درصد آن را کالاهای اساسی تشکیل میداد؛ یعنی حدود ۳۰ میلیون تن کالای اساسی وارد ایران شده است.
یعنی معتقدید دریای خزر فقط یک مسیر جایگزین نیست، بلکه میتواند به یکی از مسیرهای اصلی تجارت خارجی ایران تبدیل شود؟
دقیقا همینطور است. دریای خزر برای ایران صرفا یک مسیر فرعی یا مکمل نیست. این پهنه آبی میتواند نقش راهبردی در شبکه تجارت و ترانزیت کشور ایفا کند. وقتی از ظرفیتهای خزر صحبت میکنیم، فقط درباره بنادر حرف نمیزنیم، بلکه باید به شبکههای ریلی و جادهای متصل به این بنادر هم توجه داشت. اکنون ما مسیر ریلی از استان گلستان به ترکمنستان داریم و از سوی دیگر، مسیر ریلی آستارا به جمهوری آذربایجان نیز یک ظرفیت بسیار مهم است. اگر این مسیرها تقویت شوند و اتصالهای لجستیکی و ریلی کاملتر شود، بهطور طبیعی توان حمل بار، هم در بخش واردات و هم در بخش صادرات افزایش پیدا میکند. استان گیلان در این میان موقعیت بسیار مهمی دارد. بندر انزلی، منطقه آزاد انزلی و مسیر آستارا هر کدام بخشی از زنجیرهای هستند که میتواند فشار وارد شده بر تجارت خارجی کشور را کاهش دهد. هر قدر این زنجیره کاملتر و هماهنگتر عمل کند، امکان دور زدن فشارهای تحریمی و کاهش وابستگی به برخی مسیرهای سنتی بیشتر میشود.
برویم سراغ حادثه اخیر. بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارید، دقیقا چه اتفاقی برای این کشتی ایرانی رخ داده است؟
بر اساس اطلاعاتی که تا این لحظه مطرح شده، این کشتی ایرانی در لنگرگاه خارجی یا در خارج از رودخانه ولگا قرار داشت؛ یعنی در محدوده آبهای روسیه بود که مورد حمله پهپادی قرار گرفت. در این حمله، پل فرماندهی کشتی منهدم شد. این کشتی محموله آهن حمل میکرد؛ باری که از بندر آستراخان روسیه بارگیری شده بود و قرار بود به مقصد بندر انزلی حمل شود. بنابراین با یک شناور در حال انجام ماموریت تجاری روبهرو بودیم که در مسیر حمل کالا قرار داشت. نکته مهم این است که این حمله، صرفنظر از اینکه عامل اجرایی آن چه کسی بوده، یک اقدام خصمانه و تجاوزکارانه علیه امنیت حملونقل دریایی تلقی میشود. وقتی یک کشتی تجاری در حال جابهجایی بار هدف حمله پهپادی قرار میگیرد، دیگر با یک حادثه عادی یا یک رخداد صرفا نظامی مواجه نیستیم، بلکه با اقدامی روبهرو هستیم که آثار مستقیم بر امنیت تجارت منطقهای دارد.
شما این حمله را در چه چارچوبی تحلیل میکنید؟ آیا باید آن را بخشی از تلاش برای گسترش ناامنی به دریای خزر دانست؟
بله، من معتقدم این حادثه را باید در همین چارچوب دید. همانطور که اشاره کردم، امریکاییها در ظاهر از امنیت کشتیرانی صحبت میکنند، اما در عمل هر جا که منافعشان اقتضا کند، از بیثباتی و فشار استقبال میکنند. حالا اگر در دریای خزرکه تا امروز بستر نسبتا امنی برای حملونقل تجاری بوده، چنین اتفاقی رخ میدهد، باید پرسید چه کسانی از ناامن شدن این مسیر سود میبرند. پاسخ روشن است. هرگونه اخلال در مسیرهای تجاری ایران، در راستای همان سیاست فشار حداکثری قابل تحلیل است. وقتی یک مسیر مانند دریای خزر میتواند بخشی از نیازهای وارداتی و صادراتی کشور را تامین کند و وابستگی به برخی گلوگاههای پرریسک را کاهش دهد، طبیعی است که این مسیر هم در معرض تهدید قرار بگیرد. من فکر میکنم این اقدام، در واقع تلاشی برای ارسال یک پیام سیاسی و امنیتی بود؛ پیامی با این مضمون که حتی مسیرهای شمالی ایران هم میتوانند هدف قرار بگیرند.
برخی تحلیلگران معتقدند هدف از چنین حملهای، تحتالشعاع قرار دادن نقش خزر در کاهش اثر محاصره دریایی و فشار بر مسیرهای جنوبی ایران است. آیا شما با این ارزیابی موافقید؟
بله، دقیقا همینطور است. امروز از همه بنادر خارجی دریای خزر، کالا به بنادر ایران حمل میشود. این یک واقعیت جاری و ملموس است. همانطور که عرض کردم، ظرفیت حملونقل دریایی در خزر میتواند بخش مهمی از نیاز کشور را پوشش دهد. حتی میتوان گفت این مسیر قادر است نیاز کشور به برخی گذرگاههای دیگر، از جمله تنگه هرمز را تا حد قابل توجهی کاهش دهد یا به حداقل برساند. وقتی چنین ظرفیتی وجود دارد، طبیعی است که مخالفان ایران علاقهمند باشند این مسیر را ناامن یا پرهزینه جلوه دهند. هدف آنها فقط توقف یک کشتی یا آسیب زدن به یک محموله نیست، بلکه میخواهند این پیام را به فعالان اقتصادی، شرکتهای بیمه، شرکتهای کشتیرانی و طرفهای تجاری بدهند که این مسیر هم میتواند ناامن باشد. به بیان دیگر، آنها تلاش میکنند اعتماد تجاری را هدف بگیرند.
با این حال، آیا این حادثه میتواند تردد کشتیهای ایرانی در دریای خزر را مختل کند یا موجب عقبنشینی در استفاده از این مسیر شود؟
به هیچوجه. واقعیت میدانی این است که تردد کشتیها ادامه دارد و به ویژه کشتیهای با پرچم ایران به فعالیت خود ادامه میدهند. ممکن است یک حادثه، نگرانیهایی ایجاد کند یا ضرورت بازنگری در برخی ملاحظات حفاظتی و امنیتی را افزایش دهد، اما این به معنای توقف تجارت دریایی در خزر نیست. نه امریکا و نه عوامل وابسته به آن، این توان را نخواهند داشت که دریای خزر را برای حملونقل دریایی ایران از کار بیندازند. البته این به آن معنا نیست که باید از کنار حادثه به سادگی عبور کرد. هرگونه ناامنی در مسیرهای تجاری باید با جدیت پیگیری شود. لازم است ابعاد حادثه روشن شود، تدابیر حفاظتی ارتقا یابد و هماهنگیهای منطقهای برای حفظ امنیت کشتیرانی بیشتر شود. اما اصل موضوع این است که ظرفیت خزر پابرجاست و این مسیر همچنان یکی از شریانهای مهم اقتصادی کشور باقی میماند.
در مجموع فکر میکنید این حادثه چه پیامی برای سیاستگذاران اقتصادی و حملونقلی کشور دارد؟
مهمترین پیام این است که باید بیش از گذشته به تنوعبخشی مسیرهای تجاری، تقویت زیرساختهای شمال کشور و افزایش تابآوری لجستیکی توجه کنیم. هر چه بنادر، خطوط ریلی، ناوگان حملونقل و پیوندهای ترانزیتی ما قویتر باشد، اثرگذاری چنین اقدامات خصمانهای کمتر خواهد شد. حادثه اخیر نشان داد که دریای خزر فقط یک مسیر اقتصادی نیست، بلکه یک حوزه راهبردی است که باید هم در سطح زیرساختی و هم در سطح امنیتی، نگاه ویژهتری به آن داشت. ایران کشوری نیست که بتوان آن را در یک مسیر یا یک دریا محدود کرد. مزیت ژئوپلیتیک ایران، بزرگترین پشتوانه ما در برابر فشارهای خارجی است. اگر بتوانیم از این مزیت به درستی استفاده کنیم، نه فقط تحریمها کماثرتر میشوند، بلکه موقعیت ایران در شبکه تجارت منطقهای و بینالمللی نیز تقویت خواهد شد.