خداحافظی جولین بارنز با نویسندگی/ نویسندهای خوب اما معمولی!
کتاب "Departure(s)" پانزدهمین رمان جولیان بارنز و آخرین کتاب اوست. او با این کار قصد دارد پیش از آنکه بیماری یا مرگ مانع او شوند، به انتخاب خودش با دنیای نویسندگی خداحافظی کند.
به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از تلگراف، کتاب "Departure(s)" (وداع ها) پانزدهمین رمان جولیان بارنز است که همزمان با هشتادمین سالگرد تولد این نویسنده بریتانیایی، منتشر شد. بارنز به صراحت اعلام کرد که این اثر آخرین کتاب او خواهد بود و با این کار قصد دارد پیش از آنکه بیماری یا مرگ مانع او شوند، به انتخاب خودش با دنیای نویسندگی خداحافظی کند.
ساختار و سبک ادبی
این اثر به عنوان یک «خود-زندگینامه داستانی» (Autofiction) توصیف شده است که مرزهای میان داستان، خاطرات شخصی و جستار (مقاله) را درهم میآمیزد. کتاب با حجمی حدود ۱۷۶ صفحه، اثری کمحجم اما «سنگین و عمیق» توصیف شده است. سبک نگارش بارنز در این رمان «عریان و بیتکلف» است و به کشتیای تشبیه شده که برای دوام آوردن در طوفان، تمام بادبانهای اضافی خود را جمع کرده است.
راوی و شباهت به زندگی واقعی نویسنده
راوی داستان نویسندهای به نام جولیان (ملقب به جولز) است که در شمال لندن زندگی میکند و شباهتهای بسیاری به خودِ بارنز دارد: او به نوعی سرطان خون (میلوپرولیفراتیو نئوپلاسم) مبتلا است که اگرچه درمانناپذیر است، اما با مصرف روزانه قرصهای شیمیدرمانی قابل مدیریت است؛ وضعیتی که راوی آن را به خودِ «زندگی» تشبیه میکند. او همچنان با غم از دست دادن همسرش (پت کاوانا) که در سال ۲۰۰۸ بر اثر تومور مغزی درگذشت، دست و پنجه نرم میکند. بخشی از تأملات او به مرگ دوستان صمیمی و نویسندهاش، یعنی کریستوفر هیچنز و مارتین آمیس، اختصاص دارد.
خلاصه داستان
هسته اصلی رمان به داستان دو دوست دوران دانشگاه به نامهای استیون و جین میپردازد که راوی در دهه ۱۹۶۰ در آکسفورد آنها را به هم معرفی کرده بود. آنها پس از فارغالتحصیلی از هم جدا میشوند، اما ۴۰ سال بعد درحالیکه در دهه ششم زندگی خود هستند، با میانجیگری جولیان دوباره به هم میپیوندند و این بازگشت را «آخرین شانس برای خوشبختی» مینامند. جین، که شخصیتی صریح دارد، نویسنده را نقد میکند و او را متهم میکند که با تبدیل روابط واقعی آنها به «مواد خام داستان»، به حقیقت و وعدههایش خیانت کرده است.
درونمایههای اصلی
اخلاق نویسندگی: بارنز این پرسش را مطرح میکند که آیا نویسندگان با مبالغه و تبدیل واقعیت به داستان، به اطرافیان خود خیانت میکنند یا خیر؟
تأمل در پایانها: موضوع اصلی کتاب «پایانها» است؛ چه پایان یک رابطه، چه پایان زندگی حرفهای و چه پایان عمر. حافظه و زمان: او به تأثیر زمان بر حافظه و چگونگی ساختن هویت از طریق خاطرات میپردازد و در این مسیر از نویسندگانی چون پروست و ویرجینیا وولف تأثیر گرفته است.
جایگاه در کارنامه بارنز
منتقدان این کتاب را اثری «بازیگوشانه و عمیق» میدانند که از نظر کیفیت با بهترین آثار او مانند «درک یک پایان» (برنده جایزه بوکر ۲۰۱۱) و «طوطی فلوبر» برابری میکند. این رمان به عنوان یک «خروج باشکوه» تلقی میشود که در آن بارنز با شجاعت، شوخطبعی و اندکی تلخی با شرایط خودش از دنیای ادبیات کنارهگیری میکند.