گزارش سازمان جهانی کار از زندگی مشقتبار یک کارگر زن پنبه چین
در گزارش سازمان جهانی کار به مناسبت روز جهانی زن، به زندگی یک زن کارگر عضو اتحادیههای کارگری پاکستان که روزگاری کودک کار یکی از این مزارع بوده، پرداخته شده است.
به گزارش ایلنا و به نقل از سازمان جهانی کار، این سازمان در گزارشی میدانی، به مناسبت روز جهانی زن، گزارشی درباره زندگی مشقتبار زنان شاغل در مزارع پنبه پاکستان ارائه داد.
در گزارش سازمان جهانی کار به مناسبت روز جهانی زن، به زندگی یک زن کارگر عضو اتحادیههای کارگری پاکستان که روزگاری کودک کار یکی از این مزارع بوده، پرداخته شده است.
«حافظ مای»، کارگری که از کودکی در مزارع کار مشقتبار میکرده، رهبری یک اتحادیه کارگری در پاکستان را بر عهده دارد. او در این اتحادیه تلاش میکند تا زنان کارگر در بخش پنبه را قادر سازد تا حقوق خود را مطالبه کرده و از فرزندانشان در برابر کار کودکان محافظت کنند.
او میگوید: «نام من حافظ مای است. من ۴۵ سال دارم و اهل پنجاب پاکستان هستم. وقتی کودک بودم، میخواستم به مدرسه بروم، اما در عوض والدینم مرا برای چیدن پنبه فرستادند. من خیلی کوچک بودم. من و خواهرانم کار میکردیم، در حالی که برادرانمان به مدرسه فرستاده میشدند. ما تمام روز را به عنوان یک خانواده کار میکردیم و فقط ۱۵۰ روپیه (۰.۵۵ دلار آمریکا) برای یک تلی پنبه (۴۰ کیلوگرم) درآمد داشتیم. هنگام کار در مزارع توسط حشرات گزیده شدم و جراحات زیادی متحمل شدم - بیشتر از آنچه که حتی میتوانم توصیف کنم. یک بار، در نزدیکی یک تیر برق در مزرعه به شدت مجروح شدم. وقتی ۱۴ساله بودم، والدینم تصمیم گرفتند که به من بگویند زمان ازدواج من فرا رسیده است. هرچند بعدها، شوهرم فهمید چه اتفاقی افتاده و پشیمان شد، چون فهمید چقدر جوان و بیگناه بودهام. ازدواج و کار، دوران کودکیام را در هم کوبید. تنها چیزی که همیشه میخواستم، تحصیل و رهایی از چیدن پنبه بود. رویاهایی که از من دریغ شده بود، سعی کردم از طریق چهار فرزندم به آنها جامه عمل بپوشانم. به همین دلیل آنها را به مدرسه فرستادم. سپس شوهرم به دلیل سن بالا بیمار شد و به مدت ۱۶ سال در بستر بیماری ماند تا اینکه درگذشت. من در آن زمان هنوز خیلی جوان بودم. فشار معیشتی باعث شد همه فرزندانم مدرسه را ترک کنند و در مزارع پنبه کار کنند.»
این فعال کارگری از نحوه تشکیل اتحادیه کارگری خود سخن گفته و میگوید: «در آن زمان، سازمان جهانی کار به منطقه ما آمد، آنها از پنبهچینهایی مثل من حمایت کردند و امکان رفتن به مدرسه را برای فرزندانمان فراهم کردند. من مطمئن شدم که فرزندانم تا پایان دوره متوسطه درس بخوانند. سازمان بینالمللی کار کتاب، لباس فرم، کیف و وسایل آموزشی فراهم کرد. حتی کفش هم برایشان فراهم شد. بیشتر کارگران بخش پنبه زن هستند. این کار طاقتفرسا است، دستمزد کمی دارد و در گذشته دستمزدهای ما اغلب ماهها به تعویق میافتاد.
در آن روزها، ما لباس مناسبی برای کار در مزارع پنبه نداشتیم. بعد از ساعتهای طولانی کار، دستهایمان میخارید، چشمانمان میسوخت و گاهی انگشتانمان خونریزی میکرد. اغلب احساس سرگیجه میکردیم. ما فکر میکردیم که کودها از شکر سفید ساخته شدهاند. ما نمیدانستیم که اسپریها چقدر مضر هستند. بچهها بطریهای اسپری را با آب اشتباه میگرفتند و بیمار میشدند. آگاهی تنها پس از ارتباط ما با سازمان بینالمللی کار حاصل شد. ما اقدامات ایمنی اولیه و حقوق خود را آموختیم. ما فهمیدیم که این اسپریهای شیمیایی به پوست آسیب میرسانند و باعث آسیبهای ماندگار میشوند. سمپاشی منظمتر و ایمنتر شد. ما با کمک سازمان جهانی کار اتحادیه کارگری ساختیم. قبل از اتحادیه، زندگی ما پر از ترس بود. صاحبخانهها ما را تهدید میکردند، گاهی اوقات اسلحه و چاقو میآوردند و ما نمیتوانستیم به کسی چیزی بگوییم یا کاری در مورد آن انجام دهیم.
در گزارش سازمان جهانی کار از وضعیت تبعیض حقوقی میان زنان و مردان کارگر در پاکستان آمده است: تبعیض زیادی بین کار زنان و مردان وجود دارد. مردان حدود ۱۰۰۰ روپیه (۳.۵۸ دلار آمریکا) به عنوان دستمزد روزانه برای کار در کشت پنبه دریافت میکردند، اما زنان فقط ۳۵۰ روپیه (۱.۲۵ دلار آمریکا) بر اساس مقدار پنبهای که در تمام طول روز برداشت میکردند، دریافت میکردند. ما معتقدیم که کار برابر باید دستمزد برابر داشته باشد. اتحادیههایی از جنس تشکل کارگری کارگران مزارع پنبه در پاکستان از بسیاری جهات کمک میکنند و در مقابل دستمزدهای پایین مقاومت میکنند، اما در این کشور کماکان حقوق زنان کمتر از مردان بوده و مبارزه در این جهت ادامه دارد.