یادداشت آزاد؛
بعثت بشریت، برترین جانشین برای نهادهای بینالمللی و حکمران جهانی
«دبیر ستاد راهبری کار و اشتغال حوزههای علمیه کشور» با اشاره به نقش بیداری اجتماعی در «بعثت جمعی» تصریح کرد: راه احیای اخلاق و معنویت در جهان امروز، نه صرفاً در اصلاح ساختارها بلکه در تعمیق ایمان و آگاهی انسانها و بیدارسازی لایههای درونی جامعه نهفته است.
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی مرکز نوآوری و رشد اشراق، حجتالاسلام والمسلمین محمد قطبی «دبیر ستاد راهبری کار و اشتغال حوزههای علمیه کشور» و «مدیر عامل مرکز نوآوری و رشد اشراق دفتر تبلیغات اسلامی» در یادداشتی نوشت: در روزگاری که خیرهسری و حیلهگری درونمایه اصلی حکمرانی و اداره جهان شده و بازار مکاران و خیانتکاران روز به روز داغ و داغتر و پیچیدگیهای تمدنی و گسترش منافع فردی و رقابتهای بیمهار، به کاهش شفافیت، بیباوری به ارزشهای اخلاقی و تضعیف اعتماد اجتماعی انجامیده است، طبیعی است که بسیاری از انسانها احساس کنند معیارهای انسانی و معنوی از صحنهی مدیریت جهانی فاصله گرفتهاند.
در چنین فضایی، نهادهای رسمی – هرچند ضروری و کارآمد – بهتنهایی نمیتوانند حامل تمام آن بار عظیم اخلاقی، معنوی و انسانی برای جهان باشند که وجدان بشر از جهان انتظار دارد.
از همینجاست که اهمیت «بیداری اجتماعی» و «کنش جمعی آگاهانه» آشکار میشود. تاریخ بشری نشان داده است که هرگاه نیروهای مردمی، وجدانهای بیدار، و الهامگرفته از معنویت و فطرت انسانی در کنار هم قرار گرفتهاند، جریانهای تازهای از معنا، امید و اصلاح در جامعه پدید آمده است.
قدرتی که از این همبستگی زاده میشود، نوعی «قدرت اجتماعی» است؛ قدرتی که برخلاف قدرتهای مبتنی بر اجبار یا فریب، از سرچشمهی آگاهی، اخلاق و پیوند انسانی تغذیه میکند.
قدرت اجتماعی، زمانی که بر پایهی فضایل دینی و انسانی مانند صداقت، عدالتخواهی، خیرخواهی و معنویت شکل گیرد، به یکی از پاکترین و پایدارترین نیروهای تمدنساز تبدیل میشود.
این قدرت، نه در پی غلبه بر انسانها، بلکه در پی رشد و اصلاح آنهاست؛ نه از ترس و اجبار، بلکه از عمق فطرت روشنشدهی انسانها برمیخیزد.
بر همین اساس، راه احیای اخلاق و معنویت در جهان امروز، نه صرفاً در اصلاح ساختارها، بلکه در تعمیق ایمان و آگاهی انسانها و بیدارسازی لایههای درونی جامعه نهفته است:
آگاهیای که ریشه در اخلاق انسانی و معنویت دارد،
درک عمیق از کرامت و آزادی انسان را تقویت میکند،
و جامعه را از درون توانمند میسازد.
این بیداری اجتماعی، اگر با آموزههای معنوی و ارزشهای الهامبخش همراه شود، میتواند نوعی «بعثت جمعی» پدید آورد؛ بعثتی که نه در معنای سیاسی، بلکه در معنای تحول درونی، اخلاقی و وجودی به کار میرود. چنین تحولی، جامعه را قادر میسازد تا در برابر جریانهای فریبنده، بیثباتکننده و غیراخلاقی، از خود مصونیت و درایت نشان دهد و مسیر انسانیتری را برای آینده بگشاید.
در این چشمانداز، مدیریت جهان نه صرفاً بر دوش نهادها، که بر شانههای وجدان بیدار انسانها و همبستگیهای نیکخواهانهی جوامع استوار میشود. هرچه این بعثت و بیداری، گستردهتر، ریشهدارتر و آگاهانهتر باشد، جریانهای ناسازگار با اخلاق و عدالت کماثرتر شده و انسانیت مجال بیشتری برای سربرآوردن خواهد یافت.
بنابراین، توسعهی آگاهی، تعمیق معنویت، و تقویت پیوندهای اخلاقی در میان انسانها، نه تنها یک ضرورت فردی بلکه راهبردی تمدنی برای بازگرداندن جهان به مسیر روشنتری از انسانیت است.
این ماموریت پیشِ روی انقلاب اسلامی در مسیر ساخت تمدن نوین ایرانی اسلامی بر روی کره زمین است که باید برای تحقق آن کمر همّت را بست و به پا خاست.