خبرگزاری کار ایران

سروده یک شعر تاجیک؛

بترس از خروشِ دماوندِ پیر!

بترس از خروشِ دماوندِ پیر!

یک شاعر تاجیک در سروده‌ خود برای ایران، این کشور را ستود و از پایداری آن گفت.

به گزارش ایلنا، یک شاعر تاجیک در سروده‌ خود برای ایران، این کشور را ستود و از پایداری آن گفت.

فردوس اعظم، شاعر تاجیک، در پی تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، در شعری سروده است:

یکی خیره‌سر، بر سریرِ دروغ

که جانش ندارد نشان از فروغ

به پندارِ باطل که با زور و شر

بسوزد دل این «کهَن‌بوم و بَر»

نفس‌های او بوی خاکستر است

ابرقدرت؟ اصلا! ابرابتر است!

که این کینه‌توزِ غریب و دژم

چه داند از ایران و از جامِ جم؟

نداند که ایران نه مشتی گِل است

که نبضِ جهان است و جان و دل است!

ندانَد که این فرّ و این عشقگاه

به شمشیر و آتش نگردد تباه!

بسی دیوِ کین آمد و درگذشت

چو بادی که نالید در کوه و دشت

بله، آمدند از پیِ غارتش

که ویران کنند آن همه شوکتش

سکندر کجا؟ آن همه کین چه شد؟

«شکوهِ» دروغینِ «شاهین» چه شد؟

همه باد گشتند و ایران بجاست،

که این ریشه در سایه‌گاهِ بقاست!

تو ای  تاجرِ جنگ و دیوِ زمان

چه دانی ز خشم - آهِ ایرانیان!

تو از نرخ خون گویی و سود خویش

من از ریشه می‌گویم از اصل و کیش!

بترس از خروشِ دماوندِ پیر

زِ خشمِ نهفته در این شرزه‌شیر!

ستون‌های دیرینِ تختِ مهین

گواهِ بقا باشد از سرزمین!

بله مامِ ایران بماند چنان

به امروزیان و به آیندگان!

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز