خبرگزاری کار ایران

یادداشتی از بهمن اکبری؛ رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان؛

چشم‌انداز تشکیل ارتش واحد اروپایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی جدید

چشم‌انداز تشکیل ارتش واحد اروپایی در پرتو تحولات ژئوپلیتیکی جدید

حجت الاسلام دکتر بهمن اکبری (رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان) با بررسی تحولات منطقه اروپا در یادداشتی نوشت: تحولات ژئوپلیتیکی دهه‌های اخیر، به‌ویژه افزایش تنش‌های بین‌المللی بویژه جنگ روسیه علیه اکراین و وابستگی امنیتی اروپا به ایالات متحده، و بویژه حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ بار دیگر بحث تشکیل ارتش واحد اروپایی را به مرکز توجه سیاستمداران اروپایی بازگردانده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نظریه «اروپای واحد» از دیرباز یکی از آرمان‌های مهم نخبگان سیاسی و فکری قاره اروپا بوده است. این آرمان در حوزه‌های مختلفی چون اقتصاد، سیاست و امنیت دنبال شده و در برخی حوزه‌ها نظیر همگرایی اقتصادی و ایجاد پول مشترک (یورو) به دستاوردهای قابل توجهی رسیده است. با این حال، همگرایی نظامی همچنان یکی از حلقه‌های مفقوده پروژه اروپای واحد به‌شمار می‌رود. تحولات ژئوپلیتیکی دهه‌های اخیر، به‌ویژه افزایش تنش‌های بین‌المللی بویژه جنگ روسیه علیه اکراین و وابستگی امنیتی اروپا به ایالات متحده، و بویژه حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ بار دیگر بحث تشکیل ارتش واحد اروپایی را به مرکز توجه سیاستمداران اروپایی بازگردانده است. در این میان، درخواست پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، مبنی بر تشکیل «یک ارتش مشترک و واقعی اروپایی» نشان‌دهنده تشدید دغدغه‌های امنیتی در سطح اتحادیه اروپا است. این یادداشت مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی زمینه‌های تاریخی، سیاسی و امنیتی طرح ارتش اروپایی و چالش‌ها و پیامدهای احتمالی آن می‌پردازد. 

سرآغاز 

از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، پروژه همگرایی اروپایی یکی از مهم‌ترین تجربه‌های همکاری منطقه‌ای در نظام بین‌الملل به شمار می‌آید. شکل‌گیری نهادهایی همچون جامعه زغال‌سنگ و فولاد اروپا، جامعه اقتصادی اروپا و نهایتاً اتحادیه اروپا، نشان‌دهنده تلاش مستمر دولت‌های اروپایی برای کاهش تعارضات تاریخی و افزایش همکاری‌های اقتصادی و سیاسی بوده است. 

در این میان، همگرایی پولی با ایجاد واحد پول مشترک یورو در سال ۱۹۹۹ یکی از مهم‌ترین گام‌ها در جهت تحقق «اروپای واحد» محسوب می‌شود. با وجود این پیشرفت‌ها، حوزه امنیت و دفاع همچنان از انسجام لازم برخوردار نبوده و کشورهای اروپایی در عمل برای تضمین امنیت خود به پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و به‌ویژه قدرت نظامی ایالات متحده وابسته باقی مانده‌اند. 

در سال‌های اخیر، تغییرات در محیط امنیتی جهانی و افزایش بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای، بار دیگر موضوع استقلال دفاعی اروپا را در دستور کار قرار داده است. در همین راستا، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، از اتحادیه اروپا خواسته است که تشکیل یک ارتش مشترک و واقعی اروپایی را «بدون فوت وقت و از همین فردا» آغاز کند. این درخواست نشان‌دهنده تقویت دیدگاه‌هایی است که معتقدند اروپا برای حفظ منافع و امنیت خود نیازمند ظرفیت نظامی مستقل است. 

پیشینه تاریخی ایده ارتش اروپایی 

نظریه تشکیل یک نیروی نظامی مشترک اروپایی سابقه‌ای طولانی دارد. نخستین تلاش جدی در این زمینه به دهه ۱۹۵۰ و طرح «جامعه دفاعی اروپا» (European Defence Community) بازمی‌گردد. هدف این طرح ایجاد ساختاری نظامی مشترک میان کشورهای اروپای غربی بود، اما در نهایت به دلیل مخالفت‌های سیاسی، به‌ویژه در پارلمان فرانسه، به مرحله اجرا نرسید. 

پس از آن، امنیت اروپا عمدتاً در چارچوب پیمان ناتو تعریف شد. در دوران جنگ سرد، تهدید اتحاد جماهیر شوروی سبب شد کشورهای اروپای غربی ترجیح دهند امنیت خود را در قالب یک اتحاد فراآتلانتیکی با رهبری ایالات متحده تضمین کنند. با پایان جنگ سرد، بحث استقلال دفاعی اروپا دوباره مطرح شد و ابتکارهایی همچون «سیاست امنیتی و دفاعی مشترک اتحادیه اروپا» (CSDP) شکل گرفت، اما این ابتکارها بیشتر به همکاری‌های محدود عملیاتی و مأموریت‌های صلح‌بانی محدود ماندند. 

دلایل احیای بحث ارتش واحد اروپایی 

چند عامل مهم باعث شده است که موضوع تشکیل ارتش مشترک اروپایی در سال‌های اخیر دوباره مطرح شود: 

نخست، تغییرات در ساختار قدرت جهانی و افزایش رقابت میان قدرت‌های بزرگ که باعث شده اروپا نیاز بیشتری به ظرفیت‌های دفاعی مستقل احساس کند. 

دوم، نگرانی برخی کشورهای اروپایی از میزان تعهد بلندمدت ایالات متحده به امنیت اروپا. این نگرانی به‌ویژه در دوره‌هایی که رویکردهای سیاست خارجی آمریکا بر کاهش نقش در امنیت اروپا تأکید داشته، افزایش یافته است. 

سوم، افزایش بحران‌های امنیتی در محیط پیرامونی اروپا، از جمله در خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپای شرقی، که نشان داده است اتحادیه اروپا برای واکنش مؤثر به بحران‌ها به ابزارهای نظامی هماهنگ‌تری نیاز دارد. 

چهارم؛ حمله آمریکا و اسرائیل علیه ایران وعدم همراهی کشورهای اروپایی با آمریکا در این اقدام نظامی و سخنان تند ترامپ علیه متحدان اروپایی خود و از همه مهمتر عدم همراهی ناتو در این حمله غیرقانونی. 

در این چارچوب، درخواست پدرو سانچز برای تشکیل ارتش اروپایی را می‌توان بخشی از تلاش‌های جدید برای تقویت «خودمختاری راهبردی اروپا» دانست. 

چالش‌های تشکیل ارتش اروپایی 

با وجود جذابیت نظری این ایده، تحقق آن با چالش‌های قابل توجهی روبه‌رو است. 

یکی از مهم‌ترین چالش‌ها مسئله حاکمیت ملی است. تصمیم‌گیری درباره استفاده از نیروی نظامی از اساسی‌ترین مؤلفه‌های حاکمیت دولت‌ها محسوب می‌شود و بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی ندارند این اختیار را به نهادهای فراملی واگذار کنند. 

چالش دوم، تفاوت دیدگاه‌های راهبردی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا است. کشورهای اروپای شرقی عموماً همچنان به ناتو و حضور نظامی آمریکا به عنوان تضمین اصلی امنیت خود نگاه می‌کنند، در حالی که برخی کشورهای اروپای غربی بیشتر بر استقلال راهبردی اروپا تأکید دارند. 

چالش سوم نیز مسائل مالی و ساختاری است. ایجاد یک ارتش مشترک مستلزم هماهنگی در بودجه‌های دفاعی، استانداردهای تسلیحاتی، ساختار فرماندهی و دکترین نظامی است؛ امری که در میان ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا بسیار پیچیده خواهد بود. 

پیامدهای احتمالی تشکیل ارتش اروپایی 

در صورت تحقق، ارتش واحد اروپایی می‌تواند پیامدهای مهمی برای نظام بین‌الملل داشته باشد. چنین نیرویی می‌تواند اتحادیه اروپا را به یک بازیگر امنیتی مستقل‌تر در نظام جهانی تبدیل کند و توانایی این اتحادیه برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای را افزایش دهد. 

از سوی دیگر، تشکیل چنین ارتشی ممکن است روابط فراآتلانتیکی و نقش ناتو را نیز تحت تأثیر قرار دهد. برخی تحلیلگران معتقدند ارتش اروپایی می‌تواند مکمل ناتو باشد، در حالی که برخی دیگر آن را بالقوه رقیب این پیمان می‌دانند. 

سخن پایانی 

پروژه «اروپای واحد» طی دهه‌های گذشته در حوزه‌های اقتصادی و نهادی پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است، اما حوزه امنیت و دفاع همچنان یکی از دشوارترین عرصه‌های همگرایی به شمار می‌رود. درخواست اخیر نخست‌وزیر اسپانیا برای تشکیل یک ارتش مشترک اروپایی نشان‌دهنده افزایش توجه به ضرورت استقلال دفاعی اروپا در شرایط متغیر نظام بین‌الملل است. با این حال، تحقق چنین ایده‌ای مستلزم غلبه بر چالش‌های سیاسی، نهادی و مالی گسترده‌ای است. در نتیجه، آینده ارتش اروپایی تا حد زیادی به میزان اراده سیاسی دولت‌های عضو اتحادیه اروپا و توانایی آن‌ها در ایجاد اجماع راهبردی بستگی خواهد داشت.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز