بازنگری در کلیشهها؛ چرا بخشی از راستگرایان آمریکا از اسلام سخن میگوید؟
واشنگتنپست در تحلیلی تازه به تحول در بخشی از محافل محافظهکار آمریکا اشاره کرده است؛ تحولی که در آن نگاه سنتی مبتنی بر تقابل با اسلام، جای خود را به رویکردی متفاوت داده است.
به گزارش ایلنا، یک گزارش تحلیلی روزنامه واشنگتنپست به بررسی تغییرات قابل توجه در بخشی از جریان راستگرای آمریکا پرداخته و از شکلگیری نوعی بازنگری در نگاه برخی چهرهها و مؤثران این جریان نسبت به اسلام خبر داده است؛ تغییری که از نگاه این گزارش، در چارچوب تحولات گستردهتر فرهنگی و سیاسی در فضای غرب قابل ارزیابی است.
بر اساس این گزارش، شماری از چهرههای رسانهای و فعالان جریان راست جدید در آمریکا، که پیشتر رویکردی انتقادی و امنیتمحور نسبت به اسلام داشتند، در سالهای اخیر در برخی موارد به بازتعریف این نگاه روی آوردهاند؛ بهگونهای که در برخی اظهارنظرها، جنبههایی از اسلام یا ساختارهای اجتماعی جوامع اسلامی مورد توجه یا حتی تحسین قرار گرفته است.
در این میان به افرادی همچون تاکر کارلسون، کندیس اوونز و نیک فوئنتس اشاره شده که در فضای رسانههای جایگزین و پادکستها، نسبت به برخی کلیشههای رایج درباره اسلام موضعی متفاوت اتخاذ کردهاند؛ موضعی که در مواردی با انتقاد از گفتمان ضداسلامی پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر همراه بوده است.
این گزارش همچنین به مواردی از تغییرات فردی در میان برخی چهرهها اشاره میکند که فراتر از سطح گفتمانی، به پذیرش یا گرایشهای دینی نیز رسیده است؛ هرچند این موارد بهعنوان استثنا در میان یک روند کلی مطرح شدهاند.
بر اساس تحلیل واشنگتنپست، این تحول صرفا یک گرایش دینی یا فرهنگی محدود نیست، بلکه در برخی موارد با یک بازتعریف ایدئولوژیک از نسبت میان غرب، لیبرالیسم و ارزشهای سنتی همراه شده است. در این چارچوب، برخی از این چهرهها به نقد جدی مدل لیبرال غربی پرداخته و آن را عامل تضعیف ساختارهای اجتماعی و خانوادگی معرفی میکنند.
در ادامه این تحلیل آمده است که بخشی از این جریان، جوامع اسلامی را بهعنوان نمونهای از انسجام اجتماعی، پایبندی ارزشی و ساختارهای سنتی معرفی میکند؛ امری که در نگاه آنان در غرب معاصر کمرنگ شده است. این نگاه، بهویژه در میان برخی نسلهای جوانتر، با جذابیتهایی در حوزه هویت، نقشهای اجتماعی و ساختار خانواده همراه شده است.
در کنار ابعاد فرهنگی، این روند دارای بُعد سیاسی نیز معرفی شده است؛ بهگونهای که در برخی دیدگاهها، اسلام بهعنوان ابزاری برای نقد نظم لیبرال جهانی و سیاست خارجی ایالات متحده مورد استفاده قرار میگیرد. در این چارچوب، برخی نظریهپردازان نیز به دنبال تعریف ائتلافهای جدید فکری و سیاسی در برابر آنچه «نظم لیبرال غربی» خوانده میشود، هستند.
با این حال، گزارش تأکید میکند که این برداشتها اغلب گزینشی و ایدئالسازیشده هستند و با واقعیتهای متنوع جهان اسلام و تفاوتهای گسترده میان کشورهای اسلامی همخوانی کامل ندارند. همچنین به تنوع رویکردهای سیاسی و اجتماعی در جوامع مسلمان و نبود یک بلوک واحد در برابر غرب اشاره شده است.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که این تغییر نگاه، بیش از آنکه بیانگر یک تحول دینی عمیق باشد، نشاندهنده نوعی جستوجوی هویتی در بخشی از جریانهای سیاسی غرب است که در واکنش به بحرانهای درونی لیبرالیسم شکل گرفته است؛ با این حال، ساختار کلی نظم جهانی همچنان از ثبات نسبی برخوردار بوده و الگوهای مسلط آن همچنان نقش تعیینکنندهای در معادلات بینالمللی دارند.