ایلنا پیگیری کرد؛
واکاوی حادثه مرگبار معدن ذعال سنگ خمرود/ یک واقعیت دردناک: تجهیزات فرسوده است!
متأسفانه بسیاری از معادن ما به لحاظ تجهیزات و ماشینآلات استخراجی و ایمنی، شرایط مطلوبی ندارند و از تکنولوژیها و ادوات قدیمی استفاده میکنند. این «قدیمی بودن تجهیزات» یکی از دلایل اصلی است که باعث میشود حتی با وجود نظارت، حوادث در این معادن زیاد اتفاق بیفتد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، سریال حوادث کار در استان کرمان گویی پایانی ندارد؛ بار دیگر صدای آژیر خطر از دل زمین شنیده شد؛ این بار در ۳۵ کیلومتری شهرستان زرند. چهاردهم دی ماه، در حادثهای تلخ در «معدن ذغال سنگ خمرود» که تحت بهرهبرداری «شرکت فولاد زرند ایرانیان» قرار دارد، واژگونی یک دستگاه نفربر منجر به جان باختن یک کارگر و مصدومیت دو تن دیگر شد.
به نظر میرسد قرار نیست معادن روی آرامش ببیند و حوادث کارگری در آن تمامی ندارد؛ گویی جانباختن کارگران در دل سیاه معادن به امری عادی و روزمره تبدیل شده که دیگر تعجب کسی را برنمیانگیزد. اما در پسِ این عادیسازی، سوالات بیپاسخ بسیاری نهفته است: دلایل واقعی این حجم از حوادث مرگبار معادن کشور و به طور مشخص در استان کرمان چیست؟ و اگر نهادهای نظارتی و اداره کار مدعی بازرسی مستمر هستند، چرا نمودار حوادث نزولی نمیشود؟
برای پیگیری جزئیات حادثه اخیر و یافتن پاسخی برای این ابهامات، با «محمدصالح روانبخش»، سرپرست بازرسی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان کرمان گفتوگو کردیم.
برسی ابعاد فنی واژگونی نفربر در معدن خمرود
ابتدا درباره جزئیات فنی حادثهای که در معدن ذغال سنگ خمرود رخ داد توضیح دهید. وضعیت فعالیت این واحد معدنی چگونه بوده و دقیقاً چه عاملی منجر به بروز حادثه برای کارگران شد؟
متأسفانه چهاردهم دی، شاهد بروز یک حادثه منجر به فوت در یکی از معادن شهرستان زرند (معدن خمرود) بودیم. بهرهبردار این معدن «شرکت فولاد زرند ایرانیان» است. نکته قابل توجه این است که این واحد در یک ماه گذشته عملاً فعالیت استخراجی نداشته و در حالت تعطیل موقت بوده است؛ یعنی صرفاً کارهای نگهداری و تهویه تونلها توسط تیم فنی شرکت انجام میشده. روز حادثه، حوالی ساعت ۱۲ ظهر، تیمی متشکل از ۶ نفر از مسئولان فنی شامل سرپرست ایمنی، رئیس معدن و سرپرستهای بخش آمادهسازی و پیشروی، برای بازدید از وضعیت نگهداری و ایمنی وارد معدن میشوند. مأموریت آنها بررسی شرایط تونل بوده است. اما متأسفانه در حین بازگشت و در مسیر خروجی، وسیله نقلیه (نفربر) حامل این افراد از کنترل خارج شده و واژگون میشود. در پی این واژگونی، متأسفانه یک نفر فوت میکند و دو نفر دیگر مصدوم شده و به مراکز درمانی منتقل میشوند.
آیا علت دقیق واژگونی مشخص شده است؟ نقص فنی نفربر محرز شده یا بحث خطای انسانی مطرح است؟
هنوز نمیتوان به صورت قطعی اظهار نظر کرد. موضوع هماکنون در دست بررسی دقیق کارشناسی است تا مشخص شود علت اصلی انحراف و واژگونی نفربر چه بوده. باید تمام جوانب فنی و انسانی ماجرا سنجیده شود و پس از تکمیل گزارشها، نظر نهایی اعلام خواهد شد.
در حاشیه این حادثه، برخی شنیدهها حاکی از وجود معوقات مزدی در این واحد معدنی است. آیا اداره کار بر اساس مستندات خود این موضوع را تأیید میکند؟
من چنین چیزی را بعید میدانم. بر اساس سوابق و بازرسیهایی که داریم، در این واحد خاص بحث معوقات مزدیِ جاری مطرح نیست. شاید در گذشتههای دور مسائلی بوده باشد، اما اخیراً گزارشی مبنی بر عدم پرداخت حقوق در این معدن نداشتهایم و این موضوع صحت ندارد.
اجازه بدهید نگاهی کلیتر به وضعیت ایمنی در استان کرمان داشته باشیم. رصد اخبار کارگری نشان میدهد که حجم حوادث کار در استان کرمان، بهویژه در معادن، افزایشی نگرانکننده داشته و تقریباً هفتهای نیست که خبری از مرگ یا مصدومیت کارگران مخابره نشود. سوال اساسی اینجاست که چرا با وجود بازرسیها، این حوادث مدام تکرار میشوند؟ اگر هدف بازرسی «پیشگیری» است، چرا خروجی آن کاهش ملموس حوادث نیست؟
ببینید، اداره بازرسی کار بر اساس رسالت قانونی خود، بازرسیها را به صورت مرتب انجام میدهد. ما امسال تمرکز ویژهای روی معادن زغالسنگ داشتیم و طبق آمار، تا امروز بالغ بر ۸۵ مورد بازرسی اختصاصی تنها از معادن زغالسنگ انجام شده است. علاوه بر بازرسان کار، ما طبق سیاستهای وزارتخانه، «کمیته ایمنی معادن» را در استان تشکیل دادهایم. این کمیته متشکل از بازرسان اداره کار، نظام مهندسی معدن، کارشناسان مرکز بهداشت و سازمان صمت است که به صورت تیمی و دورهای از معادن بازدید میکنند. تاکنون ۲۸ مورد بازرسی تیمی توسط این کمیته انجام شده است. هرجا نقصی دیده شده، ابلاغ کردهایم و حتی طبق تبصره ۱ ماده ۱۰۵ قانون کار، در مواردی که خطر جدی بوده، درخواست تعطیلی کارگاه را دادهایم و پروندههایی را به مراجع قضایی ارجاع دادهایم که منجر به برخورد قانونی هم شده است.
اما ابهام اصلی پابرجاست؛ اگر نظارتها دقیق است و برخورد قضایی هم صورت میگیرد، چرا نمودار حوادث نزولی نیست و ما همچنان شاهد قربانی شدن کارگران هستیم؟
باید واقعیت ماهیت کار در معادن زیرزمینی را بپذیریم. معادن زغالسنگ در ذات خود دارای بالاترین ریسک و خطر هستند. اما یک مسئله اساسی دیگر هم وجود دارد که نمیتوان انکار کرد: «فرسودگی تجهیزات».
متأسفانه بسیاری از معادن ما به لحاظ تجهیزات و ماشینآلات استخراجی و ایمنی، شرایط مطلوبی ندارند و از تکنولوژیها و ادوات قدیمی استفاده میکنند. این «قدیمی بودن تجهیزات» یکی از دلایل اصلی است که باعث میشود حتی با وجود نظارت، حوادث در این معادن زیاد اتفاق بیفتد.
بسیاری از کارگران در تماس با خبرگزاری ایلنا گلایه دارند که بازرسیها صوری است یا آنها اصلاً بازرسان را نمیبینند. آنها معتقدند بازرسان اداره کار پای درد دل کارگر نمینشینند و فقط با کارفرما تعامل دارند. پاسخ شما به این نقد جدی چیست؟
من این ادعا را قویاً تکذیب میکنم. ببینید، وقتی بازرس ما به یک معدن مراجعه میکند که ممکن است ۱۰۰ یا ۱۵۰ کارگر داشته باشد و چندین جبهه کاری و کارگاه مختلف در آن فعال باشد، امکانپذیر نیست که بازرس با تکتک این ۱۵۰ نفر چهرهبهچهره صحبت کند. بازرس نهایتاً میتواند از یک یا دو کارگاه نمونهبرداری و بازدید کند. طبیعتاً کارگرانی که در سایر بخشها هستند شاید اصلاً متوجه حضور بازرس نشوند، اما این به معنای صورت نگرفتن بازرسی نیست. ما نواقص را میبینیم، گزارش میکنیم و تا رفع کامل آن پیگیر هستیم. اینکه کارگری بازرس را ندیده، دلیل بر انجام نشدن وظیفه ما نیست.
سخن پایانی
آنچه از این گفتگو و حوادث مکرر برمیآید، حقیقتی تلخ و گزنده است؛ در زنجیره بیپایان حوادث کار، تنها حلقه ضعیف و آسیبپذیر، «کارگران» هستند که هر روز بر تعداد قربانیان این گروه افزوده میشود. سوال بنیادین اینجاست: چرا حوادث مرگبار در استانی مانند کرمان که بر روی گنجینهای عظیم از منابع خدادادی خوابیده و لقب «بهشت معادن ایران» را یدک میکشد، رخ می دهد؟ چرا کارگران معادن ذغال سنگ در استانهای مختلف قربانی می شوند؟ چرا بعد از حادثه تلخ معدنجوی طبس و مرگ بیش از پنجاه کارگر، اصلاحات ساختاری اتفاق نیفتاد؟
مگر نه اینکه همین کارگران و معدنکاران شریف، استخراجکنندگان اصلی این ثروت عظیم هستند؟ پس چرا سهم آنان از این سفره گسترده، به جای رفاه و ایمنی، تنها ترس، حادثه و احیاناً مرگ است؟
تداوم استفاده از تجهیزات فرسوده و آمار بالای تلفات، نشان از یک شکاف عمیق مدیریتی دارد و باید پرسید دقیقاً چه زمانی قرار است جانِ انسان بر سودِ معدن ارجحیت یابد و ترمز حوادث مرگبار کشیده شود؟
گزارش: سعید حسام الدینی