خبرگزاری کار ایران

«حماسه همدلی»؛ سند ماندگار همراهی ملت ایتالیا با ایران است

«حماسه همدلی»؛ سند ماندگار همراهی ملت ایتالیا با ایران است

کتاب «حماسه همدلی» به‌عنوان سندی فرهنگی و تاریخی از همبستگی انسانی میان ملت‌های ایران و ایتالیا منتشر شد؛ اثری که با گردآوری پیام‌های تسلیت مقامات، اندیشمندان، رهبران دینی، دانشگاهیان، فعالان فرهنگی، اصحاب رسانه و شهروندان ایتالیایی تصویر ماندگاری از دیپلماسی عمومی و زبان مشترک انسانیت را در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران به ثبت رساند.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کتاب «حماسه همدلی» با هدف ثبت و ماندگار کردن موج گسترده همدردی و ابراز احساسات انسانی مردم و نخبگان ایتالیا نسبت به ملت ایران، منتشر شد؛ اثری که فراتر از یک مجموعه پیام تسلیت، روایتی مستند از تجلی ارزش‌های انسانی، احترام متقابل میان ملت‌ها و ظرفیت دیپلماسی فرهنگی در نزدیک‌تر کردن جوامع به یکدیگر ارائه می‌کند.

این کتاب، پیام‌های ثبت‌شده در دفتر یادبود سفارت جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا و همچنین صدها پیام ارسال‌شده از طریق پست الکترونیکی را در بر می‌گیرد؛ پیام‌هایی که از سوی مقامات رسمی، نمایندگان احزاب، شخصیت‌های سیاسی و مذهبی، استادان دانشگاه، اندیشمندان، فعالان فرهنگی، اصحاب رسانه و شهروندان ایتالیایی در ابراز همدردی با ملت ایران ارسال شده است.

در کنار این پیام‌ها، مقالات تحلیلی و نوشتارهایی از شماری از اندیشمندان برجسته ایتالیایی و نیز یادداشتی از محمدرضا صبوری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ایتالیا در این مجموعه منتشر شده است.

سفیر جمهوری اسلامی ایران در بخشی از یادداشت خود اظهار می‌کند: امید است این مجموعه نه‌تنها یادآور رنج‌ها و فداکاری‌های گذشته باشد، بلکه به‌عنوان مایه تأمل و منبع الهامی برای آینده قرار گیرد؛ آینده‌ای که در آن عدالت بر زور، حقیقت بر تحریف و انسانیت بر خشونت و تجاوز غلبه کند و ملت‌ها در ساختن جهانی عادلانه‌تر برای نسل‌های آینده سهیم باشند.

«حماسه همدلی»؛ سند ماندگار همراهی ملت ایتالیا با ایران است

در مقدمه اثر لورنزو ماریا پاچینی با نگاهی انسانی به فلسفه شکل‌گیری این کتاب می‌نویسد: امید آنکه این صفحات برای آنان که آنها را دریافت می‌کنند، مرهمی بر دل و برای آنان که می‌خوانند، بذری برای اندیشه و امید باشد؛ گواهی بر این حقیقت که فراتر از مرزها، باورها و تفاوت‌ها هنوز جامعه‌ای انسانی وجود دارد که می‌تواند با هم اشک بریزد و با هم امید داشته باشد. از همین رو «حماسه همدلی» تنها یک کتاب نیست، بلکه نشانه‌ای از دوستی و تلاشی امیدوارانه برای ساختن آینده‌ای بهتر میان دو ملت کهن ایران و ایتالیاست؛ دو ملتی که به گفته او «برای شناخت و درک یکدیگر آفریده شده‌اند.

«حماسه همدلی» تصویری روشن از روزهایی ارائه می‌دهد که موج همدردی با ملت ایران، مرزهای سیاسی و جغرافیایی را درنوردید و زبان مشترک انسانیت، جایگزین همه اختلاف‌ها شد. گردآوری این پیام‌ها در کنار یادداشت‌های شخصیت‌های برجسته، این اثر را به سندی کم‌نظیر از همبستگی انسانی و گفت‌وگوی میان ملت‌ها تبدیل کرده است.

این کتاب تلاشی برای ثبت بخشی از حافظه تاریخی روابط ایران و ایتالیا به شمار می‌رود؛ حافظه‌ای که در آن، صدای همدلی مقامات، نخبگان و افکار عمومی ایتالیا در کنار یکدیگر شنیده می‌شود و این پیام مشترک را به آیندگان منتقل می‌کند که کرامت انسانی، احترام و همدردی، ارزش‌هایی فراتر از مرزها و اختلافات سیاسی هستند.

در ادامه مقدمه دکتر پاچینی بر کتاب «حماسه هم‌دلی» را که با عنوان «فراتر از گفته‌ها؛ دشتی است که در آن جا تو را خواهیم یافت» به رشته تحریر درآمده است را با هم می‌خوانیم؛

بعضی کتاب‌ها بر اساس یک طرح و برنامه از پیش تعیین‌شده نوشته می‌شوند و بعضی دیگر از دل یک نیاز واقعی شکل می‌گیرند. کتابی که اکنون در دست دارید، بی‌تردید از دسته دوم است. این کتاب حاصل یک پروژه از پیش طراحی‌شده، فصل‌بندی‌شده و مبتنی بر اثبات یک نظریه نیست؛ بلکه باز تاب یک احساس جمعی و خودجوش است. مجموعه‌ای از صدها که از گوشه و کنار ایتالیا، در یک مقطع زمانی مشترک، برخاستند تا تنها یک پیام را برسانند: «ما در کنار شما هستیم».

ساختار این مجموعه نیز به خوبی ماهیت آن را آشکار می‌کند. این کتاب نه یک رساله دانشگاهی است و نه مجموعه‌ای از استدلال‌های نظری؛ بلکه صدای جمعی انسان‌هایی است که خواسته‌اند احساسات خود را بیان کنند. آنچه در این صفحات می‌خوانیم، بیش از آن که استدلال باشد، گواهی صادقانه انسان‌هایی است که در اندوه دیگران شریک شده‌اند.

شاید سوگوار می‌بینی که این متن از کهن‌ترین و فراگیرترین رفتارهای انسانی باشد. خیلی پیش از آنکه انسان نوشتن را بیاموزد و پیش از آنکه قانون و نهادهای اجتماعی پدید آیند، برای مردگان خود عزا داری می‌کرد و آنان را به خاک می‌سپرد. باستان‌شناسی به ما می‌آموزد که توجه به درگذشتگان یکی از نشانه‌هایی است که انسان را از موجود صرفاً حیوانی متمایز می‌کند؛ هر جا قبری وجود داشته باشد، نشانه‌ای از یک تمدن نیز وجود دارد. اما تأثیرگذارتر از آن، اندوهی است که نه برای یکی از عزیزان خود، بلکه برای انسانی ناشناس در جایی دورست یا برای مردمی ابراز می‌شود که آن‌ها را تنها از خلال کتاب‌ها، اخبار و شاید خاطرات مبهم یک سفر می‌شناسیم. پیام‌هایی که در این کتاب گردآوری شده‌اند از همین جنس‌اند؛ پیام‌هایی که بدون هیچ پیوند خونی یا نزدیکی جغرافیایی نوشته شده‌اند و تنها از یک احساس عمیق انسانی سرچشمه گرفته‌اند: همدردی. همان توانایی ارزشمند انسان برای شریک شدن در رنج دیگران؛ احساسی که از همه مرزها فراتر می‌رود و انسان‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند.

در این رفتار چیزی وجود دارد که با معیارهای معمول سیاست و منفعت‌طلبی سازگار نیست. کسانی که این پیام‌ها را نوشته‌اند، به دنبال هیچ منفعتی نبوده‌اند؛ بلکه در بسیاری از موارد صدای خود را برخلاف جریان غالب، برخلاف افکار عمومی رایج و حتی برخلاف مواضع دولت خود بلند کرده‌اند. از این رو، ابراز همدردی با مردمی در گوشه‌ای دیگر از جهان، یک رفتار کاملاً اخلاقی و بی‌چشم‌داشت است و درست به همین دلیل ارزش فراوانی دارد. زیرا نشان می‌دهد که در ژرفای دل انسان‌ها هنوز حس عدالت‌خواهی و برادری زنده است؛ حسی که هیچ مصلحت سیاسی و هیچ منفعت حکومتی نمی‌تواند آن را به‌طور کامل خاموش کند.

این همان صدای وجدان است؛ صدایی که گاه درست در زمانی که انتظارش نمی‌رود شنیده می‌شود و در همان ناتوانی ظاهری خود، وال‌ترین کرامت و ارزش انسانی‌اش را نشان می‌دهد.

از این رو، صفحات پیش روی پدیده‌ای را ثبت و مستند می‌کنند که شایسته است با آرامش و احترام به آن نگرسته شود؛ وجود جهانی از هم‌دلی و همراهی با ایران اسلامی و انقلاب اسلامی، با مردم ایران و با رهبر معظم انقلاب اسلامی در لایه‌های عمیق جامعه ایتالیا؛ هم‌دلی و نزدیکی‌ای که رسانه‌ها و روایت‌های رسمی به ندرت آن را بازتاب می‌دهند.

این‌ها صدای شهروندان عادی هستند؛ زنان و مردان، جوانان و سالمندان، پیروان ادیان گوناگون و حتی کسانی که خود را پیرو هیچ دین خاصی نمی‌دانند. آنچه همه آنان را به هم پیوند می‌دهد، احساس نیاز به سخن گفتن در لحظه‌ای آکنده از اندوه و فقدان است. همین تنوع و گوناگونی، بزرگ‌ترین نقطه قوت آنان است؛ زیرا نه به نام یک حزب سیاسی سخن می‌گویند و نه از جانب یک مکتب فکری. آن‌ها از زبان همان وجدان اخلاقی مشترکی سخن می‌گویند که در لحظات سرنوشت‌ساز می‌تواند میان ظلم و عدالت تفاوت قائل شود و تشخیص دهد که همبستگی خود را در کدام سوی ماجرا قرار دهد.

برای درک کامل معنای این پیام‌ها، باید نگاه خود را گسترده‌تر کنیم و آن‌ها را در چارچوبی تاریخی و معنوی قرار دهیم؛ چارچوبی که به گفت‌وگوی طولانی و کهن میان جهان ایرانی و جهان ایتالیایی باز می‌گردد. نویسندگان این پیام‌ها، حتی اگر خود آگاهی دقیقی از این پیشینه نداشته باشند، در واقع به حافظه‌ای رجوع می‌کنند که طی قرن‌ها شکل گرفته است؛ نوعی شناخت و احترام متقابل میان دو تمدن که از روزگاران دور با یکدیگر روبه‌رو شده‌اند، رقابت کرده‌اند، یکدیگر را تحسین کرده‌اند و بر هم تأثیر گذاشته‌اند.

زمانی که روم قلمرو خود را تا رود فرات گسترش داده بود، در سوی دیگر جهان شناخته‌شده تنها قدرتی قرار داشت که رومیان همواره آن را هم‌تراز خود می‌دانستند: نخست امپراتوری اشکانیان و سپس شاهنشاهی ساسانیان. این رویارویی چندین قرن ادامه داشت؛ رویارویی‌ای که هم شامل جنگ‌های بزرگ و ماندگار بود و هم پیمان‌ها، روابط دیپلماتیک و تبادلات فرهنگی. رومیان هرگز به ایرانیان مانند «بربر‌های» شمالی نگاه نکردند. آن‌ها در پادشاهی تیسفون، سلطنت مقتدری هم‌سنگ اقتدار خود، درباری باشکوه و سنتی سیاسی و دینی با نهایت شکوه و منزلت می‌دیدند.

هنگامی که امپراتور وال‌رین به دست شاپور یکم اسیر شد، این رویداد در سنگ‌نگاره‌ها جاودانه شد؛ نشانه‌ای از آن که دو امپراتوری بزرگ جهان آن روزگار، نه در مقام فرمانروا و فرمان‌بردار، بلکه به‌عنوان قدرت‌هایی هم‌تراز در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند. در سراسر تاریخ باستان، کمتر مرزی را می‌توان یافت که چنین احترام متقابل عمیقی میان دو تمدن پدید آورده باشد.

اما ماجرا به همین جا ختم نمی‌شود. تمدن ایران در طول تاریخ میراث‌های معنوی ارزشمندی به غرب و به‌ویژه به ایتالیا بخشیده است. آیین مهر که در ایران باستان شکل گرفت، در سراسر امپراتوری روم گسترش یافت و در سده‌های پیش از گسترش مسیحیت و هم‌زمان با آن، تأثیر عمیقی بر باورها و نگارش‌های دینی مردم گذاشت. هنوز هم در زیر شهر رم و بسیاری از شهرهای ایتالیا، بقایای میراثی که متاثر از تمدن با شکوه ایران پدید آمده، به چشم می‌آیند؛ یادگارهای خاموشی از یک پیوند معنوی کهن میان دو جهان حکایت دارند.

نباید فراموش کرد که به روایت انجیل، نخستین کسانی که تولد عیسی مسیح را تشخیص دادند و برای ادای احترام به او راهی بیت‌لحم شدند، همان «سه مغ» یا فرزانه‌ای بودند که از مشرق‌زمین آمده بودند؛ حکیمانی که در سنت ایرانی جایگاهی ویژه داشتند و به دانش ستاره‌شناسی و علوم دینی روزگار خود شهرت داشتند. از همان آغاز، در فرهنگ مسیحی و در نتیجه در فرهنگ ایتالیا، چهره حکیم ایرانی با خرد، حقیقت‌جویی و احترام به مقدسات پیوند خورده است.

لورنزو ماریا پاچینی- نویسنده مقدمه کتاب «حماسه همدلی»

این پیوند در قرون وسطی و دوران رنسانس نیز از میان نرفت. جاده‌های ایریشم، سرنوشت تجارتی و فرهنگی ایتالیا را با فلات ایران در هم آمیختند و جمهوری‌های دریایی ایتالیا، به‌ویژه ونیز، روابط گسترده‌ای با سرزمین‌های ایرانی برقرار کردند. مارکو پولو در سفر خود به ایران، با تحسین فراوان از شهرها، آداب و رسوم و شکوه این سرزمین سخن گفته است؛ با اشتغنتی کسی که با تمدنی بسیار پیشرفته و باشکوه روبه‌رو شده است.

در سال‌های بعد، هیت‌های دیپلماتیک ایران به دریاهای ایتالیا رفت و آمد داشتند و با احترام فراوان پذیرفته می‌شدند. شعر فارسی، هنر فرش‌بافی، نگارگری و معماری باغهای ایرانی توجه هنرمندان و حاکمان ایتالیایی را به خود جلب کرد. هنگامی که اروپا از طریق مطالعات شرق‌شناسی دوباره با عظمت شعر حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی آشنا شد، در حقیقت با یک میراث بزرگ معنوی و ادبی روبه‌رو گردید که تأثیر عمیقی بر فرهنگ غرب گذاشت. گوته شیفته این جهان شد و در ایتالیا نیز نسل‌های متعددی از پژوهشگران عمر خود را صرف ترجمه و معرفی گنجینه‌های ادبیات فارسی کردند.

اما گفت وگوی میان ایران و ایتالیا تنها به تجارت و روابط سیاسی محدود نبود. میان این دو تمدن نوعی نزدیکی عمیق‌تر و ظریف‌تر نیز وجود داشت؛ گویی هر دو تمدن، درک مشترکی از زیبایی داشتند. باغ ایرانی، همان «پردیس» که واژه «پارادایس» یا «بهشت» در زبان‌های اروپایی از آن گرفته شده است، با جوی‌های آب، گل‌ها و نظم چشم‌نوازش الهام‌بخش هنر باغ‌آرایی در اروپا شد و رد پای آن را می‌توان در بسیاری از باغ‌ها و ویلاهای ایتالیا دید.

نفوش و طرح‌های ایریشم و سفال ایرانی راه خود را به پارچه‌ها و کاشی‌های ایتالیا باز کردند و دانش نجوم و ریاضیات که در مراکز علمی ایران پرورش یافته بود، از مسیر انتقال علوم در قرون وسطی به ایتالیا رسید. گویی آنچه در طول قرن‌ها این دو تمدن را به هم نزدیک کرده، عشق مشترکشان به اعتدال، هماهنگی و زیبایی بوده است؛ زیبایی‌ای که تنها یک زینت ظاهری نیست، بلکه بازتاب نظم عمیق‌تر و والاتر است. این میراثی است که بسیاری از مردم شاید از آن آگاه نباشند، اما همچنان در لایه‌های پنهان فرهنگ حضور دارد و زمینه را برای شناخت متقابل و هم‌دلی فراهم می‌کند.

همچنین نمی‌توان از تأثیر عمیق حکمت ایرانی بر اندیشه اروپایی چشم‌پوشی کرد. دوران شکوفایی فلسفه اسلامی در مشرق‌زمین، از ابن‌سینا که در مدارس و دانشگاه‌های اروپای قرون وسطی با احترام فراوان مطالعه می‌شد، تا حکمت اشراق سهروردی و فلسفه ملاصدرا، تا حد زیادی در سرزمین ایران شکل گرفت و بالای آثار این اندیشمندان از طریق ترجمه‌هی لاتین به مراکز علمی اروپا راه یافت و بر متفکرانی همچون توماس آکویناس و بسیاری دیگر از اندیشمندان غربی تأثیر گذاشت.

زمانی که اساتید ایتالیایی در سده‌های سیزدهم و چهاردهم میلادی درباره روح، عقل و هستی به بحث و گفت‌وگو می‌پرداختند، در واقع، گاه بی‌آنکه خود بدانند، با سنت بزرگ اندیشه ایرانی در حال گفت‌وگو بودند. بنابراین پیوند میان این دو تمدن تنها از مسیر بازارگان و سفیران عبور نمی‌کنید، بلکه در عرصه‌های اندیشه، فلسفه و معنویت نیز ریشه‌ای عمیق دارد.

این پیشینه طولانی صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی یا دانسته‌های دانشگاهی نیست. همین پیشینه توضیح می‌دهد که چرا وقتی یک شهروند ایتالیایی قلم به دست می‌گیرد تا برای سفارت ایران نامه‌ای بنویسد، مخاطب او یک موجودیت دور و ناشناخته نیست، بلکه مردمی هستند که در حافظه جمعی اروپا به‌عنوان ملتی کهن، شریف و وارث یکی از بزرگ‌ترین تمدن‌های تاریخ بشر شناخته می‌شوند.

همدی و نزدیکی‌ای که در این پیام‌ها دیده می‌شود، امری ناگهانی و اتفاقی نیست؛ بلکه یادآور پیوندی است که ریشه در قرن‌ها تاریخ مشترک و احترام متقابل دارد. در کنار حافظه تاریخی که در کتاب‌ها و اسناد ثبت می‌شود، ملتها از نوع دیگری از حافظه نیز برخوردارند: حافظه‌ای عمیق‌تر و ماندگارتر که از احساس نزدیکی، شناخت متقابل و پیوندهای درونی شکل گرفته است. همین حافظه است که در لحظات حساس دوباره خود را نشان می‌دهد و در سطرهای این نامه‌ها و پیام‌ها جان می‌گیرد.

این کتاب از رویدادی سرنوشت‌ساز و تاریخی زاده شده است: شهادت حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای رحمت پروردگار بر او باد، رهبر جمهوری اسلامی ایران که در جریان حملاتی که از ۲۸ فروریه ۲۰۲۶ این کشور را هدف قرار داد، جانش را برای اعتقادات و اعتلای ملت خود بخشید. رهبر معظم انقلاب که سال‌ها از فضیلت شهادت سخن گفته و آن را بزرگ‌ترین آرمان مؤمنان دانسته بود، سرانجام به این خواسته قلبی یا همان شهادت با فناوری نظامی، سرسخت‌ترین دشمنان انسانیت نائل آمد. ایشان که بیش از سی‌وپنج سال، عالی‌ترین مرجع معنوی و سیاسی ایران انقلابی بودند؛ میراث امام خمینی بزرگ که رحمت خدا بر او باد را پاس داشت و کشور را در دهه‌هایی سرشار از جنگ، تحریم، فشار و تلاش برای انزوا، با استواری هدایت کردند.

پیام‌هایی که در این مجموعه گرد آمده‌اند، همگانی با زبانی آکنده از ارادت و تکریم خطاب به ایشان نوشته شده‌اند؛ زبانی که عمیقاً تأثیرگذار است و از همان نخستین سطرها می‌توان دریافت که از دل برآمده و از صمیمیتی عمیق سرچشمه گرفته که جایی برای دوری صرفاً عقلانی باقی نمی‌گذارند. این، زبان نویسنده‌ان این پیام‌هاست و این مقدمه نیز می‌کوشد بی‌آنکه در آن دخل و تصرفی کند، همان لحن و حال‌وهوای اصیل را به خواننده منتقل کند.

برای نویسندگان این پیام‌ها، و نیز برای جامعه گسترده مؤمنانی که در سراسر جهان، ایران را قلب سیاسی تشیع معاصر می‌دانند، آیت‌الله خامنه‌ای (ره) بسیار فراتر از یک رئیس دولت بود. او «رهبر» به معنای کامل و کهن این واژه بود؛ کسی که راه را نشان می‌دهد و الگوی حرکت است. دوران طولانی رهبری ایشان، هم‌زمان با تثبیت ایران، نخست به‌عنوان قدرتی مستقل در سطح منطقه و سپس به‌عنوان قدرتی اثرگذار در عرصه جهانی بود؛ کشوری که توانست استقلال خود را در برابر قدرت‌های بزرگ سلطه‌گر حفظ کند و با پایداری، از حاکمیتی دفاع نماید که بر ارزش‌های برخاسته از هویت خود، استمرار انقلاب اسلامی و آزادی‌ای استوار بود که ملت ایران هزاران سال با جان و دل از آن پاسداری کرده است.

آنچه در سخنان شهروندان ایتالیایی بیش از همه جلب توجه می‌کند، نگاه آنان به آیت‌الله خامنه‌ای (ره) به‌عنوان شخصیتی است که در وجود او سیاست و معنویت به هم پیوند خورده‌اند؛ پیوندی که جهان مدرن غرب تا حد زیادی آن را از یاد برده و به جدایی کامل میان عرصه قدرت و ساحات قدسی خو گرفته است. بسیاری از این پیام‌ها دقیقاً بر همین ویژگی تأکید دارند: عظمت مردی که در نگاه ملت خود و دوستانش، اقتداری را مجسم می‌ساخت که تنها به اداره امور کشور محدود نمی‌شد، بلکه از سرچمه‌ای معنوی و متعالی نیرو می‌گرفت.

از روزگاری که رهبری سیاسی بیش از پیش به مدیریت اداری و مهارت‌های ارتباطی تقلیل یافته است، وجود رهبری که از اصول بنیادین و ارزش‌های والا سخن می‌گوید، ذهن‌ها را به خود جلب می‌کند و در دل کسانی که خلاً معنوی عصر حاضر را احساس می‌کنند، احترامی عمیق و حتی نوعی حسرت برمی‌انگیزد. بسیار پیش می‌آید که ایتالیایی‌ها با افتخار از دین‌یاری خود سخن بگویند؛ از حضور نهادهای کهنی همچون کلیسای کاتولیک و از تاریخی سرشار از معنویت، اما بسیار کمتر می‌توان دید که آن‌ها احساسات عمیق و صادقانه درونی خود را چنین آشکار و بی‌پرده ابراز کنند. احساساتی که متوجه شخصی است که در سرزمینی دور زندگی می‌کند، حتی متعلق به دینی دیگر، اما در نگاه مردمان این کشور نمونه‌ای معتبر از قداست، معنویت و هدایت‌پذیری در بین ملیت‌های مختلف جهان محبوب می‌شود.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز