یادداشتی از محمد هادی فلاحزاده؛
ﻃﻮﻓﺎن ﺑﻴﺪاری در ﻗﻠﺐ ﺟﻬﺎن اﺳﻼم؛ ﺗﺠﻠﻰﮔﺎه اﻣﺖ ﺣﺴﻴﻨﻰ و ﻃﻠﻮع ﺗﻤﺪن ﻧﻮﻳﻦ
محمد هادی فلاحزاده؛ رییس دانشگاه بینالمللی مذاهب اسلامی؛ در یادداشتی به بررسی انعکاس تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب پرداخته و نوشت: رهبر شهید رفت، اما «شبکهی اجتماعی» که از اشکها و فریادهای این تشییع متولد شد، چنان درهم تنیده است که هیچ قدرتی در جهان قادر به فروپاشی آن نخواهد بود. این سرمایه اجتماعی عظیم، اکنون سوخت موشک «تمدن نوین اسلامی» است؛ تمدنی که نه با زور شمشیر که با پیوند عمیق «نمادهای مقدس» و «ارادهی جمعی تودههای آگاه»، جهان را به سوی عدالتِ مهدوی (عج) رهنمون خواهد شد.
ﺗﺎرﻳﺦ ﺿﺮورﺗﺎً در دورهﻫﺎی ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺟﻠﻮه ﮔﺮی ﻧﻤﻰﻛﻨﻨﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﮔﺎﻫﻰ در یک مقطع تاریخی ﺑﺮوز ﻳﺎﻓﺘﻪ و ﻫﻤﻪ ﺗﺎرﻳﺦ را ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻰآورد، مانند دو روز ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ و ﻋﺎﺷﻮرای ﺣﺴﻴﻨﻰ. در ﻣﺜﻞ ﻣﻨﺎﻗﺸﻪ ﻧﻴﺴﺖ، اﻣﺎ ﻣﻰﺗﻮان ادﻋﺎ ﻛﺮد ﺗﺎرﻳﺦ اسلام (ﺗﺸﻴﻊ) ﻳﻚﺑﺎر دﻳﮕﺮ در ﻛﺎﻟﺒﺪِ ﭼﻬﺎر روز ﺟﻠﻮهﮔﺮ ﺷﺪ و اﻳﻦ ﭼﻬﺎر روز ﻗﺮنﻫﺎ، از مدینه، تا ﻣﺴﺠﺪ ﻛﻮﻓﻪ و ﺑﻘﻴﻪ ﺗﺎ ﺻﺤﺮای ﻛﺮﺑﻼ و شام و سامرا را در ﺧﻮد ﻓﺮﻳﺎد زﻧﺪ. و ﻣﺼﺪر اﻳﻦ ﻓﺮﻳﺎد اﻳﻦ ﺑﺎر زﻣﻴﻨﻪ و زﻣﺎﻧﻪای ﺷﺪ ﻛﻪ ﻛﺸﺘﻰﺑﺎنِ ﺑﻰﺑﺎکِ اﻧﻘﻼب، از ﻣﻠﻜﻮتِ ﺧﺎک ﺑﻪ اﻓﻼکِ ﺟﺎن ﭘﺮ ﻛﺸﺪ، آﻧﭽﻪ در اﻳﺮان و ﻋﺮاق ﺗﺠﻠﻰ ﻳﺎﻓﺖ رواﻳﺖِ ﻳﻚ ﺗﺸﻴﻴﻊِ ﻣﻌﻤﻮﻟﻰ ﻧﻴﺴﺖ؛ اﻳﻦ، «ﺳﻴﺮ ﺻﻠﻰاﷲ» ﻳﻚ اﻣﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﭼﻬﺎر ﭘﺮدهی ﺣﻤﺎﺳﻰ، ﻋﺮﻓﺎﻧﻰ و ﺷﺎﻋﺮاﻧﻪ، از ﻗﻠﺐ ﺗﻬﺮان و قم و نجف و کربلا ﺗﺎ ﺣﺮﻳﻢ رﺿﻮی، در ﺟﺴﺖوﺟﻮی ﻻﻟﻪای ﻣﻰدود ﻛﻪ رﻳﺸﻪ در ﻛﺮﺑﻼ داﺷﺖ.
ﺳﻪﺷﻨﺒﻪ، ﭘﺎﻧﺰدﻫﻢ ﺗﻴﺮ. ﺗﻬﺮان دﻳﮕﺮ ﻳﻚ ﻛﻼنﺷﻬﺮِ ﺧﺎﻛﻰ ﻧﺒﻮد؛ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺑﻴﺎن ﺟﻬﺎدﮔﺮ ﺑﺪون ﻣﺮز و ﻳﺎر دﻳﺮﻳﻦ رﻫﺒﺮی ﺷﻬﻴﺪ ﺣﺎج ﻗﺎﺳﻢ ﻋﻠﻴﻪاﻟﺮﺣﻤﻪ، ﺣﺮﻣﻰ ﺑﻮد ﺑﻪ وﺳﻌﺖ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ و ﺧﻴﺎﺑﺎنﻫﺎﻳﺶ ﻣﺤﺮاﺑﻰ از ﻧﻮر و ﺧﻮن. آﻧﮕﺎهﻛﻪ ﭘﻴﻜﺮِ ﻣﻄﻬﺮ ﻗﺎﺋﺪ ﺷﻬﻴﺪ در ﺳﻴﻞ ﺧﺮوﺷﺎن ﻣﺮدم ﻗﺮار ﻣﻰﮔرفت، «ﻃﻮﻓﺎن ﺑﻴﺪاری» در ﻗﻠﺐ اﻳﺮان ﺑﻪ ﭘﺎ خاست
اﻳﻦ ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﮕﻰ، ﺟﻮﺷﺸﻰ از اﻋﻤﺎقِ ﻓﻄﺮت اﺳﺖ؛ ﺗﺠﻠﻰﮔﺎه ﭘﻴﻮﻧﺪی ﻛﻪ ﻣﻴﺎن «روﺣﺎﻧﻴﺖِ ﻣﺘﻌﻬﺪ» و «ﺗﻮدهﻫﺎی آﮔﺎه» ﺑﺮﻗﺮار ﺑﻮد. در اﻳﻦ ﻣﻴﺎن، ﻫﻮﻳﺖِ دینی- اﻳﺮاﻧﻰ از اﻧﺘﺰاع ﺑﻪ ﻋﻴﻨﻴﺖ ﻣﻰﭘﻴﻮﻧﺪد. اﻳﻦ ﺗﺸﻴﻴﻊ، ﭘﻴﺎﻣﻰ ﻛﻮﺑﻨﺪه و ﻟﺮزه ﺑﺮاﻧﺪاز ﺑﻪ ﻛﺎﻧﻮنﻫﺎی اﺳﺘﻜﺒﺎر، آﻣﺮﻳﻜﺎ و ﻏﺪهی ﺳﺮﻃﺎﻧﻰ اﺳﺮاﺋﻴﻞ ﻣﺨﺎﺑﺮه ﻣﻰﻛﻨﺪ: «ﺷﻤﺎ ﭘﻴﻜﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه را ﺑﻪ ﺧﺎک ﺳﭙﺮدﻳﺪ، اﻣﺎ اﻧﺪﻳﺸﻪی او را در رگهای ﻣﻴﻠﻴﻮنﻫﺎ ﺣﺴﻴﻦِ دﻳﮕﺮ ﺟﺎری ﻛﺮدﻳﺪ. ﻣﺤﺎﺳﺒﺎتِ ﺷﻤﺎ ﺑﺎﻃﻞ و دورانِ ﺑﺎﻣﺪادِ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ شامِ ﻏﻢﺑﺎرﺗﺎن رﺳﻴﺪه اﺳﺖ.»
و آﻧﮕﺎهﻛﻪ ﻛﺎروانِ ﻧﻮر ﺑﻪ ﻗﻢ، ﺷﻬﺮِ ﻓﺎﻃﻤﻪی ﻣﻌﺼﻮﻣﻪ (س) و ﻣﻬﺪِ ﺗﺸﻴﻊِ ﻋﻠﻮی ﻣﻰرﺳﺪ، رﻧﮓ و ﺑﻮی ﺗﺸﻴﻴﻊ از ﺣﻤﺎﺳﻪ ﺑﻪ ﻋﺮﻓﺎن ﻣﻰﮔﺮاﻳﺪ. ﭼﻬﺎرﺷﻨﺒﻪ، ﺷﺎﻧﺰدﻫﻢ ﺗﻴﺮﻣﺎه. ﻗﻢ دﻳﮕﺮ ﺷﻬﺮ ﺣﺠﺮهﻫﺎ و ﻣﻨﺎرهﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻴﻌﺎدﮔﺎه ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻰ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺎلﻫﺎ از ﻣﺤﻀﺮآن ﻳﺎرِ ﺳﻔﺮﻛﺮده، درس اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ و ﺑﺼﻴﺮت آﻣﻮﺧﺘﻪاﻧﺪ.
در ﺣﺮمِ ﻛﺮﻳﻤﻪی اﻫﻞﺑﻴﺖ و در ﻣﻴﺎن ﺣﻮضﺧﺎﻧﻪی ﻋﻠﻢ و ﺗﻘﻮا، اﺑﻌﺎدِ «ﺗﻤﺪن ﺳﺎز» ﺗﺸﻴﻊ آﺷﻜﺎر ﻣﻰﮔﺮدد. ﻗﻠﻢﻫﺎ ﺑﺮ ﺻﻔﺤﻪی ﻛﺎﻏﺬ ﻣﻰاﻳﺴﺘﻨﺪ، اﻣﺎ ﺟﻮﻫﺮِ اﻧﺪﻳﺸﻪی او ﺑﺮ ﺻﺤﻴﻔﻪی ﺗﺎرﻳﺦ ﺟﺎوداﻧﻪ ﻣﻰﺷﻮد. اﻳﻦ وداع، ﺗﺠﺪﻳﺪِ ﻣﻴﺜﺎقِ ﺣﻮزهی ﻋﻠﻤﻴﻪ و مردم قم ﺑﺎ آرﻣﺎنﻫﺎی اﻧﻘﻼب اﺳﺖ؛ ﭘﻴﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻧﺸﺎن ﻣﻰدﻫﺪ ﺳﺘﻮنﻫﺎی «ﺗﻤﺪن ﻧﻮﻳﻦ اﺳﻼﻣﻰ» ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﺸﻴﺮ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻗﻠﻢ، اﻧﺪﻳﺸﻪ و ﻣﺠﺎﻫﺪت در رﻛﺎب وﻻﻳﺖ اﺳﺘﻮار ﻣﻰﻣﺎﻧﺪ و وقتی به مسجد جمکران میرسد انتظار را دوچندان میکند.
اﻣﺎ اوج اﻳﻦ ﺳﻴﺮِ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ، ﭼﻬﺎرﺷﻨﺒﻪ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﺗﻴﺮﻣﺎه اﺳﺖ؛ آﻧﮕﺎهﻛﻪ ﭘﻴﻜﺮ ﻣﻄﻬﺮ از ﻣﺮزﻫﺎی ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﻋﺒﻮر ﻛﺮده و ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﻴﻦِ ﻧﺠﻒِ اﺷﺮف و ﻛﺮﺑﻼیِ ﻣﻌﻠﻰ ﻣﻰرﺳﺪ. اﻳﻦ، ﺗﻨﻬﺎ ﻳﻚ ﺟﺎﺑﻪﺟﺎﻳﻰِ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻰ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﺑﻠﻜﻪ «ﻫﺠﺮتِ از ﻣﻠﻜﻮتِ اﻳﺮان ﺑﻪ ﻣﻠﻜﻮتِ اﻫﻞﺑﻴﺖ» اﺳﺖ.
در ﻧﺠﻒ، در ﺟﻮار اﻣﻴﺮاﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ و در کربلا، در حریم سید شهدالهدا (ع)، «بین المللی بودنِ» این تشییع به زیباترین تصویر خود بدل میشود. میلیونها زائر از لبنان بحرین یمن و سراسر جهان اسلام اعم از شیعه و سنی، شانه به شانهی عراقیها پیکر رهبر شهید را بر دوش میکشند. این صحنه تجلی عینی امت واحدهی اسلامی است امتی که خون رهبرانش مرزهای ساختگی استعمار را در نوردیده و قلبها را به هم گره زده است. در کربلا فریاد «هیهات منا الذله» در فضا میپیچد و جبههی مقاومت جهانی میثاقی دوباره با خون سردارانش میبندد.
و سرانجام جمعه هجدهم تیرماه خورشید ولایت پس از طواف حرم امن الهی در نجف و کربلا به سوی مشرق زمین به سوی خراسان رضوی پر میکشد. مشهد شهر غریبان و پناهگاه دل شکستگان در آغوش امام مهربانیها میزبان فرزند زهرا (س) میشود.
در حرم مطهر رضوی آنجا که ضریحِ طلا تابشِ خورشیدِ ولایت را در خود منعکس میکند عرفان به اوج خود میرسد. رهبر شهید اکنون در جوار ضامن آهو در سرزمینی که روزگاری پناهگاه مهاجران علوی بود، به خواب ابدی و بیداری قیامت میرود. این خاکسپاری نقطهی پیوندِ «انقلابِ اسلامی» با «ریشههای تاریخی تشیعِ خراسان» است.
این چهار روزِ تاریخی، از تهران تا قم، از نجف و کربلا تا مشهد، تنها یک مراسم وداع نبود؛ بلکه «بیانیه ظهور تمدن نوین اسلامی» بود. تمدنی که بر پایهی عدالتِ علوی، ایثارِ حسینی، بصیرتِ فاطمی، اندیشهی جعفری و مهربانی رضوی بناشده است.
رهبرِ شهید رفت اما در میلیونها سینه جای گرفت. او که معمار این تمدن نوین بود اکنون خود به سنگ بنای این کعبهی آمال بدل شده است. طوفان بیداری در قلب جهان اسلام اکنون با قدرتی هزار چندان غبار استکبار را از چهرهی تاریخ میزداید و طلوع خورشید عدالت الهی و ظهور مهدی موعود (عج)، سلام الله علیه یومَ وُلِدَ و یوم یُبعَثُ و یوم یموت… را بشارت میدهد.
اما در پسِ این اشکها نالهها و طوفان جمعیت جهانی پنهان از «کیمیاگری اجتماعی» در جریان است. آنچه از نگاه عادی تنها سوگی عظیم مینماید، در هندسهی جامعهشناسی تشیع سیاسی کارگاه عظیم تولید سرمایه اجتماعی است. تشییع رهبر شهید لحظهی نادر تاریخ است که در آن «سرمایه نمادین» حاصل از قرنها میراثِ عاشوراء مرجعیت دینی و کاریزمای ولایی با سرعتی نورگونه به «سرمایه اجتماعی» است تبدیل میشود: سرمایهای که ملت را در برابر طوفان فننه ها، بیمه و تابآور میسازد.
در تئوری جامعه شناسیِ سیاسی سرمایه نمادین به معنای اعتبار قداست مشروعیتِ الهی و پرستیزی است که در کالبدِ یک نماد محقق میشود. در اینجا، پیکرِ رهبر و نمادهای حسینی، تجلی مییابد، اما سرمایه اجتماعی، شبکهای از اعتماد، همبستگی، هنجارهایِ مشترک و کنشِ جمعی است که جامعه را در برابر بحرانها استوار میدارد. تشییعِ چهار روزه، از تهران تا مشهد، با عبور از قم، نجف و کربلا بزرگترین ماشینِ تبدیلِ این دو سرمایه به یکدیگر است. این تبدیل از طریقِ چهار مکانیزمِ کلیدی رخ میدهد:
۱. شبکهسازیِ فراملی و تولیدِ همبستگیِ فرامرزی: مسیر تشییع، تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد تنها یک جابه جاییِ جغرافیایی نیست؛ بلکه «ترسیم فیزیکی شبکههای اجتماعی جهان اسلام» است. حضور میلیونها زائر از لبنان، یمن، بحرین و… سرمایه نمادینِ «تشیع ایرانی» را به سرمایه اجتماعی «محور مقاومت» تبدیل میکند. این پیوندهای عاطفی که در بستر سوگ مشترک شکل میگیرد، اعتمادِ متقابل استراتژیک میان ملتها را عمیقتر کرده و شبکهی اجتماعی مقاومت را در برابر هژمونی استکبار، چنان محکم میبافد که هیچ تحریم یا تهدیدی یارای گسستن آن را ندارد.
۲. تبدیل «سوگ فردی» به «کنش جمعی تمدنساز»: در بسیاری از جوامع سوگ رهبران به انفعال اجتماعی میانجامد، اما در الگوی شیعی، سوگ به «شور حسینی» و کنشگری مدنی گره میخورد. سرمایه نمادین «شهادت و ولایت»، به هنجارِ اجتماعیِ «ایثار» و مسئولیتپذیری» تبدیل میشود. مردمی که در این تشییع شانه به شانهی هم حرکت میکنند، در واقع در حالِ بازتولید «قرارداد اجتماعی» خود با نظام اسلامی هستند. این همافزاییِ عاطفی، به انسجام درون گروهی، اعتماد به آینده و آمادگی برای از خود گذشتگیهای بزرگتر در مسیر ساخت تمدن نوین اسلامی منجر میشود
۳. بازتولید مشروعیت و تابآوری ملی در برابر جنگِ شناختی: دشمن همواره تلاش میکند با هدف قرار دادن نمادها، سرمایه اجتماعیِ (اعتمادِ) مردم را هدف گیرد، اما تشییعِ باشکوه رهبر شهید، نشان میدهد که سرمایه نمادین نظام، ریشه در اعماقِ فطرت و باورهای تودهها دارد. این حضور میلیونی، پیامی کدگذاریشده به دشمنان است: «شما نمیتوانید با جنگ نرم پیوند ارگانیک میان ملت و مکتب حسین را بکسلید این رخداد، سرمایه اجتماعی یعنی «اعتماد عمومی» و «تاب آوری ملی» را به شدت افزایش داده و جامعه را در برابر پاسافکنیهای دشمن واکسینه میکند.
۴. نهادینهسازی تداومِ سیستم (از شخص به اندیشه): ظریفترین بخش این کیمیاگری، گذار از «کالبد خاکی رهبر» به «اندیشه جاودان او» است. سرمایه نمادینِ مرتبط با یک شخصیت، با خطر زوال مواجه است، اما تشییع باشکوه امت، این سرمایه را در قالب «گفتمان مقاومت» و «بیانیهی گام دوم» نهادینه میکند. بدین ترتیب، سوگ مردم به «تعهد اجتماعی» برای ادامهی راه و اشکها به «سرمایه اجتماعی انگیزشی» برای جوانان مؤمن و انقلابی تبدیل میشود تا پرچم تمدنسازی را بر دوش کشند.
لذا این چهار روز، تنها وداع با یک مردِ بزرگ نبود؛ بلکه «بیانیه جامعه شناختی» یک تمدن بود که نشان داد چگونه میتوان با تکیه بر سرمایههای نمادین آسمانی یعنی عاشورا ولایت و شهادته مستحکمترین سرمایههای اجتماعی زمینی یعنی وحدت شبکههای مقاومت اعتماد عمومی و کنشگری تمدنساز را بنا کرد.
رهبر شهید رفت، اما «شبکهی اجتماعی» که از اشکها و فریادهای این تشییع متولد شد، چنان درهم تنیده است که هیچ قدرتی در جهان قادر به فروپاشی آن نخواهد بود. این سرمایه اجتماعی عظیم، اکنون سوخت موشک «تمدن نوین اسلامی» است؛ تمدنی که نه با زور شمشیر که با پیوند عمیق «نمادهای مقدس» و «ارادهی جمعی تودههای آگاه»، جهان را به سوی عدالتِ مهدوی (عج) رهنمون خواهد شد.
وتمت کَلِمَتُ رَبِّکَ حیدَقًا وَعَدْلًا، لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ، وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
و سخن پروردگارت از روی راستی و عدل کامل شد سخنان او را تغییر دهندهای نیست و او شنوا و داناست.
(آیه ۱۱۵ سوره انعام)