منشور فکری رهبر شهید برای رسانه ملی، منظومهای راهبردی و آیندهنگر
تهیهکننده برنامه «شاهدان حضور» شبکه تهران که با رویکردی مستند و گفتوگومحور، خاطرات افرادی را روایت میکند که در سالهای گذشته با رهبر شهید انقلاب دیدار داشتهاند، پیرامون چگونگی پرداختن به ذوابعاد بودن شهید آیتالله خامنهای در تولیدات رسانه ملی عنوان کرد: بهنظرم، اکنون بیشتر به برخی از ابعاد شناختهشده و مشهور شخصیت رهبر شهید پرداخته میشود.
وی تصریح کرد: از نگاه من، رهبر شهید در چند قرن گذشته، بدون اغراق، یکی از بزرگترین استراتژیستهای تاریخ ایران بودهاند. این بُعد از شخصیت ایشان بسیار مغفول مانده است. اگرچه در جنگ اخیر تا حدی این مسئله روشن شد؛ اما بهدلیل مشغلههای جنگ و درگیریهای رسانهای، هنوز کمتر به این وجوه شخصیتی شهید آیتالله خامنهای اشاره شده است. میبینیم راهبردهای کلان و بلندمدت ایشان، امروز اهمیت خود را نشان دادهاند. اگر آن راهبردها تدوین نشده بود و آن بودجهها و ظرفیتها با سختی فراهم نشده بود، در جنگ ۱۲روزه و جنگ تحمیلی اخیر، کشور با خطرات بسیار جدی مواجه میشد.
طباطبایی افزود: این مسئله نشان میدهد نگاه آیندهنگر ایشان تا چه اندازه تعیینکننده بوده است. به باور من، در ۴۰۰ یا ۵۰۰ سال گذشته، دستکم از زمان صفویه تا امروز، و با در نظر داشتن اینکه امام راحل(ره) آغازگر مسیر بودند، ما رهبری با این میزان از آیندهنگری، درک مسئله و توانایی شناخت دقیق مسائل کشور نداشتهایم. این موضوع باید بهصورت جدی به اسناد تاریخی تبدیل شود و روایت دقیق آن شکل بگیرد.
این تهیهکننده متذکر شد: درباره رهبر شهید انقلاب، دسترسی به آرشیوها و اسناد بسیار مهمتر از برخی چهرههای دیگر است. ما نباید منتظر بمانیم تا مثل روال تاریخی برخی کشورها، هر ۲۰ یا ۳۰ سال یک بار اسناد طبقهبندیشده در اختیار مردم قرار گیرد. البته برخی اسناد مربوط به مسائل دفاعیاند و طبعاً اکنون نمیشود آنها را منتشر کرد؛ اما بسیاری از جزئیات را میتوان گفت. باید این اسناد در دسترس پژوهشگران، مستندسازان و تولیدکنندگان محتوا قرار گیرد. اگر این کار انجام شود، تولیدات بیشتری در شأن این شخصیت بزرگ شکل خواهد گرفت. درباره شهید سپهبد قاسم سلیمانی هم همین مسئله مطرح بود و اگر دادهها، اطلاعات و آرشیوهای دقیقتری در اختیار مستندسازان قرار میگرفت، قطعاً آثار بیشتری در شأن این شهید نیز تولید میشد.
وی با تأکید بر اینکه اسناد باید در قالب برنامهریزیهای متنوع مورد استفاده قرار گیرند، اظهار کرد: فقط برنامههای گفتوگومحور برای شناخت شخصیت رهبر شهید کافی نیست. باید مستند ساخته شود، پژوهشها به مردم معرفی شوند، دانشگاهها فعال باشند و تلویزیون این دست تولیدات را پوشش دهد. این موضوع باید بهشکلهای متنوع فرهنگی و هنری، ازجمله مستند، تئاتر، کتاب و فیلم بازنمایی شود. در چنین حالتی ذوابعاد بودن رهبر شهیدمان در حافظه عمومی ماندگار شده و صرفاً در سطح گفتوگو نمیماند.
طباطبایی اضافه کرد: نسل جدید با نسل گذشته تفاوت دارد. بهنظرم، نسل گذشته آنچنان که بایدوشاید به ابعاد واقعی تاریخ واقف نشده است. در مقابل، بخشی از نسل جدید، باتوجهبه گسترش وسایل ارتباطی، حتی بدون مطالعه عمیق تاریخ، ایشان را شناخته و حس کرده که با شخصیتی متفاوت روبهرو است. برای این نسل باید از قالبهای قابلفهمتر، ازجمله مقایسه تاریخی با پادشاهان و حکام گذشته ایران، نشان دادن نتایج تصمیمها و راهبردها استفاده کرد؛ چراکه روایت تصمیمهای راهبردی رهبر شهید برای آنها اهمیت بیشتری دارد. برای مثال، درباره اهمیت لبنان و سوریه، ایشان بارها هشدار داده بودند. برخی میگفتند این صرفاً یک رویکرد ایدئولوژیک است؛ اما امروز میبینیم که درواقع، رهبر شهید یک راهبرد تاریخی و قدیمی را احیا کردند و این همان راهبردی است که از دورههای باستانی در ایران وجود داشته است.
وی تأکید کرد: اگر مجموعه سخنرانیها و مواضع رهبر انقلاب از دهه ۷۰ درباره رسانه ملی، تصویر، هنر و تلویزیون گردآوری و با هم مقایسه شود، همین اقدام یک برنامه مستقل و جذاب خواهد شد. در این مقایسه میتوان دید که ایشان در دهه ۷۰ و 80 و ۹۰ چه گفتهاند و چگونه سخنانشان بهمرور کاملتر شده، بیآنکه سخن قبلی را نفی کند. این دقت نظر نشان میدهد که نگاه ایشان به رسانه، نگاه راهبردی و دقیق بوده و صرفاً دیدگاه اجرایی یا شعاری نداشتند.
این برنامهساز ادامه داد: من باور دارم که میراث فکری رهبر انقلاب برای رسانه ملی، صرفاً توصیههای اجرایی نیست، بلکه یک منظومه راهبردی، آیندهنگر و فرهنگی است که باید استخراج، مستندسازی و مقایسهپذیر شود و آن را در قالبهای هنری و رسانهای متنوع به مردم ارائه کنیم. این میراث اگر درست فهم شود، میتواند هم در سطح رسانه و هم در سطح تاریخنگاری و فرهنگ عمومی، اثر ماندگار داشته باشد.