خبرگزاری کار ایران

شریف لک‌زایی:

بحران‌ها زمینه‌ساز زایش قدرت‌های نوین و تمدن اصیل هستند

بحران‌ها زمینه‌ساز زایش قدرت‌های نوین و تمدن اصیل هستند

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تشریح نسبت میان بحران و قدرت، ایده رایج مبنی بر خطی و انباشتی بودن قدرت را رد کرد و گفت: در نگاه ماتریالیستی، قدرت تنها بر اساس ابزارها سنجیده می‌شود و فقدان آن‌ها به معنای ناقدرتی است. این نگاه، بحران را عامل کاهش قدرت و فرسایش جامعه می‌داند.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، شریف لک‌زایی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در نشست علمی مردم در قلب میدان که در سالن کوثر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم برگزار شد، با طرح دیدگاهی سه‌لایه به بررسی نقش مردم در بحران‌ها پرداخت و اظهار داشت: لایه اول این بحث، بنیان روانشناختی است که بر اساس آن، انسان ایرانی در مواجهه با بحران‌ها زنده‌تر و پویاتر می‌شود و انسجام و همبستگی او افزایش می‌یابد. این ویژگی، انسان ایرانی را در مقایسه با جوامع دیگر متمایز می‌سازد. 

وی افزود: در طول تاریخ نیز شاهد بوده‌ایم که ملت ایران در بزنگاه‌های بحرانی، توانسته خود را به شکلی متفاوت نشان دهد و از کیان کشور محافظت کند. از منظر فلسفه اسلامی، بحران‌ها نه یک تهدید، بلکه محرکی متعالی برای رشد و شکوفایی انسان محسوب می‌شوند. این در حالی است که انسان مدرن غربی در بحران دچار فروپاشی عصبی می‌شود. 

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، هویت ایرانی-اسلامی را بر اساس «حرکت جوهری» تعریف کرد و گفت: در این نگاه، بحران مساوی با تمرین رشد و تعالی است و تهدیدها به معنای آشکارسازی ظرفیت‌های نهفته تلقی می‌شوند. فشارهای رسانه‌ای، روانی، اقتصادی و نظامی، در واقع بیداری غریزه جمعی برای بقا و تعالی را به همراه دارند. 

لک‌زایی، جنگ غزه را مثال عینی این موضوع دانست و بیان کرد: تصور رسانه‌های معاند مبنی بر انفعال و تسلیم جامعه با انتشار اخبار اصابت، خلاف واقعیت بود. آنچه رخ داد، حضور پویاتر مردم در قلب میدان، چه در فضای حقیقی و چه مجازی، با شعارها و نمادهای مقاومت بود. این رویدادها، به جای تضعیف، منجر به بازتولید هویت جدید ایرانی و تکمیل هویتی شد که پس از انقلاب اسلامی شکل گرفته بود. 

وی با بیان تمایز این نگاه با دیدگاه‌های پوپولیستی و نخبه‌گرایانه، تصریح کرد: در نگاه غربی، مردم یا توده‌های قابل هدایت هستند یا مصرف‌کنندگان منفعل اخبار. اما در فلسفه اسلامی، مردم نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه کانون اراده و تصمیم‌سازی هستند. به یک معنا، مردم‌سالاری یعنی خروج از حالت تماشاگری و ورود به صحنه تعیین سرنوشت. 

این پژوهشگر در ادامه به بنیان راهبردی این دیدگاه اشاره کرد و گفت: قدرت در جامعه ما از بطن مردم و حضور آن‌ها در صحنه ناشی می‌شود. تأکید رهبرانقلاب نیز بر لزوم قدرتمند شدن جامعه در عرصه‌های مختلف بوده است. قدرتمند شدن، پشتوانه پیشرفت کشور تلقی می‌شود. 

لک‌زایی به نقطه تمایز قدرت در نگاه رایج غربی و دیدگاه اسلامی اشاره کرد و افزود: در حالی که در نگاه غربی، قدرت اغلب به معنای سلطه و استیلا تعریف می‌شود، در نگاه ما، قدرت مبتنی بر حضور و اراده مردم و در خدمت پیشرفت و تعالی جامعه است. 

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در تشریح نسبت میان بحران و قدرت، ایده رایج مبنی بر خطی و انباشتی بودن قدرت را رد کرد و گفت: در نگاه ماتریالیستی، قدرت تنها بر اساس ابزارها سنجیده می‌شود و فقدان آن‌ها به معنای ناقدرتی است. این نگاه، بحران را عامل کاهش قدرت و فرسایش جامعه می‌داند. 

وی افزود: اما بر اساس فلسفه سیاسی اسلامی، قدرت یک کیفیت وجودی است، نه کمیت. بحران نه پایان قدرت، بلکه رحم زایش قدرت‌های جدید است و این تحول به سه دلیل رخ می‌دهد؛ مورد اول حرکت جوهری است که جامعه در بحران به جهش وجودی دست یافته و ظرفیت‌های نهفته فعال می‌شوند. نمونه بارز آن، حضور مردم در دفاع مقدس است که ظرفیت پنهان آن‌ها را در مواجهه با جنگ آشکار کرد. مورد دوم بیدار شدن فطرت است که بحران، غریزه بقا و همبستگی جمعی را بیدار می‌کند. قدرتی که از اراده جمعی در بحران زاده شود، از هر قدرت مادی فراتر می‌رود. 

وی افزود: مورد سوم نصرت الهی است که تاریخ بستر تحقق سنت‌های الهی از جمله نصرت و قدرت الهی پس از صبر و استقامت است. جامعه‌ای که پس از ترور رهبر و فرماندهانش، همچنان پس از چهل تا پنجاه روز مقاومت کرده و احساس عزت و کرامت می‌کند، مشمول نصرت الهی است و این همان چیزی است که مانع فروپاشی آن شده است. 

لک‌زایی به بنیان تمدنی اشاره کرد و گفت: تمدن‌ها نیز در بحران‌ها زاده می‌شوند. سخن گفتن از «قدرت جهانی چهارم» در دوران جنگ تحمیلی اخیر، بی‌راه نیست و مبنای فلسفی در حکمت سیاسی متعالیه دارد. تمدن حقیقی، نه امری تزیینی یا انباشتی، بلکه بر اساس حرکت جوهری انسان و جامعه و در مواجهه با بحران‌های بنیادین شکل می‌گیرد. 

وی تصریح کرد: تمدن تحمیلی و تقلیدی در رفاه و آرامش ساخته نمی‌شود؛ نمونه آن کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس بود که شکننده از آب درآمدند. تمدن غرب نیز از طریق جنگ نرم و سخت، تمدن خود را تحمیل می‌کند. اما تمدن اصیل و متعالی مورد نظر انقلاب اسلامی، در کوره بحران ساخته و پرداخته می‌شود و شکلی نو به جامعه می‌بخشد که ناگسستنی و پایدار است. 

وی با ذکر نمونه‌هایی چون بحران عاشورا و تمدن‌سازی پس از آن، انقلاب اسلامی که در بحران طاغوت متولد شد، و دفاع مقدس که هویت ملی را ساخت، افزود: جنگ تحمیلی سوم نیز به نظر می‌رسد رحم زایش یک تمدن نوین اسلامی-ایرانی باشد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز