خبرگزاری کار ایران

یادداشتی از محمود توسلیان؛

زبانِ نبرد و نبردِ زبانی

زبانِ نبرد و نبردِ زبانی

زبان در جنگ کارکردی چندبعدی دارد. زبان رسمی و رسانه‌ای در زمان جنگ، به دولت‌ها امکان می‌دهد تا مردم را بسیج کنند. واژگان مانند «مقاومت»، «شهادت»، «دفاع»، «آزادی» و «خطر» بار معنایی ویژه‌ای می‌یابند و احساسات جمعی را هدایت می‌کنند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، محمود توسلیان، نمایش‌نامه نویس، دریاره نقش زبان و نقش نویسندگان در دوران جنگ، یادداشتی را در اختیار ایلنا قرار داده است.

او نوشته است: 

جنگ تنها میدان‌های نبرد نظامی نیست؛ جنگی است که در اذهان، کلام و رسانه‌ها نیز جریان دارد. در این میدان نامرئی، زبان و نویسندگان نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. از دوران باستان تا امروز، کلمات توانسته‌اند سرنوشت ملل را رقم بزنند، همسوئی‌ها را شکست دهند و امیدها را بسازند.

زبان در جنگ کارکردی چندبعدی دارد. زبان رسمی و رسانه‌ای در زمان جنگ، به دولت‌ها امکان می‌دهد تا مردم را بسیج کنند. واژگان مانند «مقاومت»، «شهادت»، «دفاع»، «آزادی» و «خطر» بار معنایی ویژه‌ای می‌یابند و احساسات جمعی را هدایت می‌کنند. شاعران، نویسندگان و سخنرانان با انتخاب واژگان خاص، می‌توانند ترس را کاهش دهند، روحیه را تقویت کنند یا برعکس، ناامیدی را دامن بزنند. زبان در زمان جنگ، ابزار مدیریت بحران روانی جامعه است. در عصر حاضر، جنگ‌ها به‌شدت رسانه‌ای شده‌اند.

هر روایتی که در رسانه‌ها پخش می‌شود، واقعیتی می‌سازد. نویسندگان، سردبیران و خبرنگاران در این فرآیند، معنای رویدادها را تفسیر کرده و جهت می‌دهند. شاعران و نویسندگان در زمان جنگ، نه تنها روایت‌گر، بلکه سازندگان حقیقت هستند. آن‌ها با انتخاب زاویه دید، کلمه‌ها و لحن، مخاطب را در موقعیتی خاص قرار می‌دهند.

خبرنگاران میدان جنگ، با گزارش‌های مستقیم خود، تصویری از واقعیت به مخاطب می‌دهند. اما حتی در این گزارش‌ها نیز گزینش خبر، انتخاب تیتر و لحن گزارش، تحت تأثیر چارچوب‌های زبانی و ایدئولوژیک است. 

شاعران و رمان‌نویسان با ایجاد نمادها و تم‌های نمادین، عمق رنج، امید و مقاومت را به تصویر می‌کشند. این نمادها در فرهنگ ملی می‌مانند و نسل‌ها را شکل می‌دهند.

اهمیت زبان در دوران جنگ

۱. حفظ هویت ملی

در زمان جنگ، زبان یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفظ هویت ملی است. وقتی زبان تحت فشار قرار می‌گیرد یا دستکاری می‌شود، هویت ملی نیز آسیب می‌بیند.

۲. مقابله با جنگ روانی دشمن

دشمن در جنگ روانی، با زبانی مهندسی‌شده تلاش می‌کند اعتماد عمومی را ویران کند. نویسندگان و متفکران داخلی باید با زبانی متقابل، این جنگ روانی را خنثی کنند.

۳. مستندسازی تاریخی

کلمات نویسندگان در زمان جنگ، مستند آینده می‌شوند. آن‌ها تاریخ را برای نسل‌های بعد روایت می‌کنند و درس‌هایی برای آیندگان ثبت می‌سازند.

۴. الهام‌بخشی و امیدآفرینی

در سخت‌ترین لحظات جنگ، ادبیات و زبان می‌توانند چراغی برای ادامه راه باشند. اشعار، داستان‌ها و خاطرات، روحیه‌ای زنده نگه می‌دارند. 

در هشت‌سال دفاع مقدس تبلیغات فرهنگی و محصولاتی که زبان در آن‌ها اهمیت ویژه‌ای داشت، نقش نویسندگان، شاعران و مطبوعات در ایجاد روحیه مقاومت بی‌بدیل بود. در جنگ‌های معاصر، نقش شبکه‌های اجتماعی و نویسندگان دیجیتال، روایت جنگ‌ها پیش برده اما پیچیده‌تر کرده است.

زبان در جنگ، تنها ابزار ارتباط نیست؛ سلاح است، مدافع است، مستند است و رهنمون آینده. شاعران و نویسندگان و رسانه‌ها در این میدان، نه ناظران بی‌طرف، بلکه بازیگران فعال و تأثیرگذارند. در دنیای امروز که جنگ‌ها بیش از گذشته رسانه‌ای شده‌اند، آگاهی از قدرت کلمه و مسئولیت شاعر و نویسنده، برای هر شهروند، هر رسانه و هر جامعه‌ای حیاتی است. زبانی که در جنگ به کار می‌رود، باید هوشمندانه، متعهد و انسانی باشد؛ زیرا کلمات، سرنوشت می‌سازند.

انسان ایرانی معاصر در شرایط جنگی، ویژگی‌های فرهنگی خود را فعال می کند و فراتر از انسان مدرن ظاهر می‌شود. در چنین روزهایی رفتن به سمت گنجینۀ بزرگ فرهنگی که همان زبان فارسی باشد، در خط مقدم حضور پیدا می کند و با بر ساختن شعار به گونه‌ای ظهور و بروز می‌یابد که این شب‌ها در میادین شهر می‌توان دید. پرچم‌ها و شعارها و دهان‌ها تسلیحاتی هستند که در هیچ کجای این جهان نمی‌توان مشابه و معادلش را دید و همین روش است که ایران و ایرانی را متمایز می‌کند.

کوتاه اینکه نبرد حاضر، علاوه بر نبرد نظامی، نبرد فرهنگی است و در نبردهای فرهنگی زبان کارکرد بسیار ویژه‌ای دارد و می‌تواند پیروز میدان را مشخص کند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز