خبرگزاری کار ایران

تاثیر هنر و موسیقی بر ژن‌ انسان؛

«هنر» نسخه‌‌ای برای مبارزه با افسردگی و پیری

«هنر» نسخه‌‌ای برای مبارزه با افسردگی و پیری

تحقیقات علمی نشان می‌دهد مشارکت در «هنر» حتی بر ژن‌ها اثر می‌گذارد و ساعت‌های اپی‌ژنتیکی در افرادی که اهل «هنر» هستند، «جوان‌تر» عمل می‌کند. «گاردین» در اینباره گزارشی منتشر کرده و جزییات بیشتری را از این موضوع ارائه کرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سلامتی از دوران باستان و از آن زمان که بشر بدن خود را شناخت و به ابعاد آن پی برد، اهمیت داشته است؛ هرچند در ابعاد کوچکتر از امروز. 

از آن زمان که بحث سلامتی در میان جوامع مختلف مطرح شده، علم پزشکی به مرور رشد و ارتقاء یافت تا به دنیای امروز رسید. موضوع این است که در دنیای امروز مقوله سلامتی و حفظ آن ابعاد گسترده‌تر و جدی‌تری یافته است. آگاهی بشر کار را به جایی رسانده که سلامتی صرفا به رعایت چند رژیم غذایی محدود نمی‌شود. آدمی فقط جسم نیست و سلامتی روح نیز مطرح است. براساس همین آگاهی است که بشر تمام راه‌های مرسوم را برای حفظ سلامت روح و جسم مورد آزمون قرار داده و در نهایت به «هنر» رسیده است. 

خبرگزاری «گاردین» در اینباره گزارشی تهیه کرده است.  «دیزی فنکورت» گزارش خود را اینگونه آغاز کرده است:  به‌نظر می‌رسد ما به‌طور جمعی پذیرفته‌ایم که آغاز هر سال آغاز روندی برای بازآفرینی خود است. مشکل اما برای بسیاری از مردم این است که تقریباً همه راه‌های مرسوم سلامت را امتحان کرده‌اند: «دویدن»، «یوگا»، «مدیتیشن»، «تازه‌ترین رژیم‌های غذایی»؛ حتی اگر واقعاً از آن‌ها لذت نبرده باشند، تنها به این امید که ذهن و بدن خود را بهبود بخشند.  اما چند نفر از ما به همان اندازه به خلاقیت اندیشیده‌ایم؟ اجازه دهید پیشنهاد کنم که امسال، سال آشتی دوباره با «هنر» باشد. 

پیوند «هنر» با سلامت و درمان

از زمانی که نیاکان پارینه‌سنگی ما نقاشی بر دیواره غارها را آغاز کردند، پیکره‌ها را تراشیدند، «هنر» همواره با سلامت و شفابخشی درهم تنیده بوده است. اگر متون اولیه‌ی سنت‌های بزرگ پزشکی در جهان را مرور کنیم، ردپای «هنر» را در آن‌ها می‌یابیم. 

آنچه نسبت به نظریات و تحلیل‌های عملی و نظری قبلی، نسبتاً جدید است و اتفاقا طی دو دهه اخیر به سرعت گسترش یافته؛ شکل‌گیری یک پشتوانه علمی گسترده است که فواید سلامت‌بخش «هنر» را شناسایی و اندازه‌گیری می‌کند. 

شواهد علمی درباره سلامت روان و رابطه آن با «هنر»

امروزه شمار مطالعات تصادفی درباره فواید «هنر» بر سلامت روان به صدها پژوهش می‌رسد. نتایج نشان می‌دهد فعالیت‌های منظم هنری مانند آواز، مطالعه، صنایع‌دستی و مشارکت‌های فرهنگی، علائم اضطراب، افسردگی و استرس را در تمام گروه‌های سنی کاهش می‌دهد. 

برخی مطالعات حتی حاکی از آن است که ترکیب درمان‌های خلاقانه (مانند موسیقی درمانی) با داروهای ضدافسردگی و مشاوره، می‌تواند روند بهبودی افسردگی و از بین بردن علائم آن را تقریباً دو برابر کند. 

موضوع دیگری که حال دیگر می‌توان آن را مورد تایید دانست این است که «هنر» نه تنها درمانگر؛ بلکه پیشگیرانه نیز هست.  بر اساس یافته‌ها و تحقیقات؛ افرادی که به طور منظم به تئاتر، کنسرت زنده، موزه، گالری یا سینما می‌روند، تقریباً نصف دیگران در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارند. موضوع این است که این اثرگذاری و درمان، مستقل از وضعیت اقتصادی، سبک زندگی، ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و حتی ژنتیک افراد است. 

طبق یافته‌های جدید که تکمیل‌کننده تلاش محققان قبلی است؛ مطالعات انجام گرفته روی علوم اعصاب و روان‌شناسی نشان می‌دهد هنگام مشارکت در فعالیت‌های هنری، همان شبکه‌های پاداش و لذت در مغز فعال می‌شوند که غذا، روابط انسانی و برخی داروها آن‌ها را تحریک می‌کنند و در خلال همین عملکرد ترشح هورمون‌هایی مانند دوپامین، به بهبود خلق‌وخو می‌انجامد. 

در عین حال، «هنر» نیازهای بنیادین روان‌شناختی ما (چون خودمختاری، احساس کنترل و تسلط بر اتفاقات و مسائل روزمره‌ی زندگی) را تأمین می‌کند.  مهم‌تر از همه، «هنر» ابزاری مؤثر و تاثیرگذار برای تنظیم هیجانات است. این «هنر» است که گاه ما را آرام می‌کند و گاه برمی‌انگیزد؛ و به این ترتیب است که توان مقابله با فشارهای زندگی در افراد هر جامعه، افزایش می‌یابد. 

تمرین کامل مغز

اما این فقط «هنر» و خروجی کار هنرمند نیست که درمان‌گر است. فعالیت‌های هنری نیز خود تمرینی فشرده و کارآمد برای مغز به حساب می‌آیند. فرد طی فعالیت‌های هنری موجب تحریک و فعال شدن حس‌های مختلف در خود خواهد شد. فعالیت هنری نواحی متعددی از جمله «پردازش حسی»، «حافظه»، «حرکت»، «تشخیص الگو» و «هیجان» را درگیر می‌کنند.  و در ادامه و طی فعالیت‌های بلندمدت است، مشارکت منظم در «هنر» می‌تواند ارتباط میان نواحی مغزی را تقویت و حتی حجم ماده خاکستری را افزایش دهد. 

پژوهش‌ها نشان می‌دهد مغز هنرمندان و موسیقی‌دانان آماتور، به ویژه در بخش‌هایی که در برابر پیری آسیب‌پذیرند، اتصالات قوی‌تری دارد و در تصاویر مغزی، «جوان‌تر» به نظر می‌رسد. 

پیشگیری از زوال عقل

در ادامه تحقیقات و مطالعات به مقوله‌ای به نام «ذخیره شناختی» می‌رسیم.  شرکت در «هنر» و انجام فعالیت‌های هنری مستقیما روی مغز انسان تاثیرات مثبت دارد. نوازندگی، صنایع‌دستی، مطالعه و حضور در رویدادهای فرهنگی، پدیده‌ای را رقم می‌زند که «ذخیره شناختی» نام دارد. 

 این پدیده یعنی توان مغز برای مقاومت در برابر افت شناختی. این اتفاقی بس مهم است و به طور واضح حتی اگر نشانه‌های زیستی زوال عقل آغاز شود، مغز برای مدت طولانی‌تری قادر به جبران خواهد بود. 

طبق تحقیقاتی دیگر، افرادی که به طور منظم در فعالیت‌های فرهنگی شرکت می‌کنند، با افزایش سن عملکرد شناختی بهتری دارند، کندتر دچار افت می‌شوند؛ به این معنا که خطر ابتلا به زوال عقل در آن‌ها کمتر است و در صورت تشخیص، معمولاً در سنین بالاتری با آن مواجه می‌شوند. 

تأثیر «هنر» بر سیستم ایمنی

شگفت‌انگیز است که تقریباً هیچ سیستم فیزیولوژیکی در بدن وجود ندارد که از «هنر» تأثیر نپذیرد.  در این زمینه مثال‌های زیادی وجود دارد. به طور مثال «آوازخوانی با تنفس عمیق»، عضلات تنفسی را تقویت می‌کند و همین اتفاق مستقیما روی مغز و عملکرد آن تاثیر مثبت دارد.  یا مثلا، حرکات موزون باستانی می‌تواند فشار خون و قند خون را کاهش دهد؛ حتی مؤثرتر از ورزش‌های مشابه بدون عنصر خلاقیت! 

و از همه این موارد بیان شده فراتر اینکه؛ «هنر» فعالیت سیستم ایمنی را بهبود می‌بخشد و التهاب را کاهش می‌دهد. باید تاکید کرد منظور از «هنر» تمام رشته‌های هنری است.  

در نهایت اینکه مطالعات نوظهور نشان می‌دهد مشارکت در «هنر» حتی بر بیان ژن‌ها اثر می‌گذارد و ساعت‌های اپی‌ژنتیکی در افرادی که اهل «هنر» هستند، «جوان‌تر» عمل می‌کند. 

در مجموع، «هنر» خطر درد مزمن، ناتوانی جسمی و ضعف بدنی را کاهش داده و طول دوره سلامت فعال زندگی  را افزایش می‌دهد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز