استاد روابط بینالملل در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
ملاحظات ایران و آمریکا برای امضای تفاهمنامه احتمالی/ عوامل بازدارنده ترامپ برای حمله مجدد در مقابل عوامل محرک/ اقتصاد جهانی دیگر کشش ادامه درگیریها را ندارد
استاد روابط بینالملل درباره احتمال توافق بین ایران و آمریکا گفت: در این تفاهمنامه فقط ایران و آمریکا متعهد شدهاند که به یکدیگر حمله نکنند و مهمترین ضمانت اجرایی آن نیز میانجیگرها هستند. ولی همه میدانند وقتی پای امنیت ملی و منافع ملی کشورها در میان باشد، مسائل اخلاقی، میانجیها، حقوق بینالملل و نهادهای بینالمللی رنگ میبازند. در نتیجه، ما اساساً نمیتوانیم درباره اینکه چه تضمین عینیای وجود دارد که آمریکا تعهداتش را اجرا کند، صحبت قطعی داشته باشیم. حتی اگر سختترین تضمینها هم گرفته شده باشد، یک سیاستمدار خوب باید این احتمال را در نظر بگیرد که هیچکدام از این تضمینها ممکن است کارساز نباشند.
نوذر شفیعی استاد روابط بینالملل و عضو هیات علمی دانشگاه تهران در گفتوگو با ایلنا، درباره احتمال توافق بین ایران و آمریکا گفت: واقعیت این است که در خصوص این تفاهمنامه که در آستانه امضا قرار دارد، دو بحث وجود دارد؛ یکی اینکه همچنان تا قبل از امضا، من دیدم از سوی آمریکاییها تلاش میشود تا حمله به جبهه لبنان را از این تفاهمنامه خارج کنند. درحالی که اگر پایان جنگ در همه جبههها یکی از اصول این تفاهم باشد، در این صورت ادامه جنگ در لبنان میتواند اساساً مانع شکلگیری این تفاهم شود.
ترامپ تحت سه ملاحظه تفاهمنامه با ایران را امضا خواهد کرد
وی ادامه داد: نکته دوم این است که اگرچه این تفاهمنامه در حال انجام شدن است و اگر واقعاً به پایان جنگ منجر شود، تفاهمنامه بسیار خوبی خواهد بود، اما به نظر من ترامپ تحت سه ملاحظه این تفاهمنامه را امضا کرده و احتمالاً در آینده بهانههای کافی برای نادیده گرفتن این تفاهم وجود خواهد داشت.
این استاد روابط بینالملل با اشاره به این سه عامل گفت: اول اینکه بازیهای جام جهانی قرار است در آمریکا برگزار شود و آمریکا نیاز به شرایطی آرام دارد. دوم اینکه انتخابات میاندورهای مجلس آمریکا در پیش است و ترامپ نیازمند پیروزی در آن است و سوم اینکه مقاومت ایران مانع از یک پیروزی زودرس برای ترامپ شد. این سه عامل، ترامپ را فعلاً از ورود به یک درگیری جدید منع کرده است، ولی به نظر من از این به بعد، وقتی بحث مسائل هستهای پیش بیاید، بهخصوص موضوع غنیسازی و خروج اورانیوم از ایران مطرح شود، ممکن است وارد دورهای از تنشهای مجدد شویم.
شفیعی گفت: در هر حال، این تفاهمنامه یک گام رو به جلو است؛ چون اولاً فرصتی تنفسی برای ایران فراهم میکند تا بتواند نفت خود را صادر کند یا بخشی از داراییهای بلوکهشدهاش را دریافت کند. همینطور فرصتی است برای پایان دادن به این محاصره دریایی از سوی آمریکاییها. اما درباره اینکه مدیریت ایران بر تنگه هرمز از این به بعد چگونه خواهد بود، هنوز ابعاد و زوایای آن روشن نیست.
هیچ چیزی جز رضایت کشورها بهعنوان ضمانت اجرای توافقات وجود ندارد
وی ادامه داد: همچنین درباره اینکه پس از اتمام این مهلت که در تفاهمنامه مشخص شده و مذاکرات درباره موضوعات بعدی آغاز میشود، آن موضوعات تا چه حد قابل حل خواهند بود و طرفین تا چه اندازه میتوانند در مواضع خود انعطاف نشان دهند، همچنان علامت سؤال و ابهامی پیش روی این تفاهمنامه قرار میدهد. با همه این اوصاف، این تفاهمنامه یک گام به جلو برای حل مسائل میان ایران و آمریکا و همچنین گامی رو به جلو برای تثبیت موفقیت ایران در جنگ چهل روزه بوده است.
این کارشناس مسائل بین الملل با توجه به اینکه گفته میشود ممکن است یک فرصت ۳۰ روزه یا ۶۰ روزه مطرح شود تا در آن به موضوعات دیگر، از جمله عدم پیگیری سلاح هستهای از سوی ایران یا مسئله اورانیوم غنیسازیشده پرداخته شود، آیا اساساً تضمینی وجود دارد که در این زمان دوباره حملهای صورت نگیرد، گفت: در مجموع در روابط بینالملل هیچ تضمینی برای رفتار کشورها وجود ندارد؛ نه حقوق بینالملل، نه سازمان ملل، نه توافقنامههای دوجانبه و نه حتی اخلاقیات. هیچ چیزی جز رضایت کشورها بهعنوان ضمانت اجرای توافقات وجود ندارد.
مهمترین ضمانت اجرایی تفاهمنامه میانجیگرها هستند
شفیعی گفت: بنابراین، در این تفاهمنامه فقط ایران و آمریکا متعهد میشوند که به یکدیگر حمله نکنند و مهمترین ضمانت اجرایی آن هم میانجیگرها هستند. ولی همه میدانند وقتی پای امنیت ملی و منافع ملی کشورها در میان باشد، مسائل اخلاقی، میانجیها، حقوق بینالملل و نهادهای بینالمللی رنگ میبازند. در نتیجه، ما اساساً نمیتوانیم درباره اینکه چه تضمین عینیای وجود دارد که آمریکا تعهداتش را اجرا کند، صحبت قطعی داشته باشیم. حتی اگر سختترین تضمینها هم گرفته شده باشد، یک سیاستمدار خوب باید این احتمال را در نظر بگیرد که هیچکدام از این تضمینها ممکن است کارساز نباشند.
وی ادامه داد: بنابراین، همهچیز به حسن نیت و اراده سیاسی ایران و آمریکا بستگی دارد. اگر این دو ویژگی در هر دو طرف وجود داشته باشد، این تفاهمنامه و توافقنامهها میتوانند هم شکل بگیرند، هم اجرا شوند و هم مبنای رفتار قرار گیرند. اما اگر حسن نیت و اراده سیاسی لازم وجود نداشته باشد، هیچکدام از این توافقات جامه عمل به خود نخواهند پوشید.
تفاهمنامه تنظیم شده عصاره چیزی است که میتوانست ایران و امریکا را قدری به هم نزدیک کند
هشدار درباره فروپاشی چهارچوب تفاهمنامه
این استاد روابط بین الملل درباره اینکه با توجه به اینکه احتمال دارد این تفاهمنامه با مخالفت اسرائیل یا فشار جریانهای داخلی آمریکا، بهویژه جریانهای تندرو، مواجه شود، اگر تغییراتی از سوی آمریکا در آن ایجاد شود، آیا احتمال دارد که ایران آن را بپذیرد، گفت: از نگاه من هم آمریکا و هم ایران سعی کردند در این تفاهم نامه به هم نزدیک شوند و این محصول، نتیجه لابیهای سیاسی گسترده و زمان و انرژی فراوانی است که هم کشور تسهیلگر، یعنی پاکستان، انجام داده و هم بسیاری از کشورهای منطقه از طریق گفتوگو با ایران و آمریکا صرف کردهاند. این تفاهم نامه، عصاره چیزی است که میتوانست این دو کشور را به هم نزدیک کند.
شفیعی گفت: حالا اگر قرار باشد در این چارچوب دوباره تغییراتی ایجاد شود، به نظر من باعث فروپاشی آن خواهد شد. یعنی کمترین تقاضا برای تغییر در چارچوبی که بر سر آن تفاهم شده، میتواند به فروپاشی همان چارچوب منجر شود. دلیلش این است که ایران و آمریکا باید به این نتیجه برسند که پیامد نبود این چارچوب بسیار هزینهبردار خواهد بود. هزینه آن بیش از سرزنش یک فرد در کنگره آمریکا علیه ترامپ یا انتقاد فردی مانند نتانیاهو از ترامپ است. هزینه فروپاشی این چارچوب بسیار بیشتر از این سرزنشها خواهد بود.
وی ادامه داد: یعنی آمریکا ممکن است به جایی برسد که نه دستاوردی داشته باشد و در عین حال، این سرزنشها هم به شکلهای دیگری و حتی تندتر متوجه ترامپ شود؛ بهویژه زمانی که آمریکا عملاً در این درگیری شکست بخورد. بنابراین، ترامپ باید عواقب و پیامدهای هرگونه تغییر در این چارچوب را مدنظر داشته باشد. هزینه شکستن این چارچوب بسیار بالاتر از هزینهای است که ممکن است در کنگره آمریکا یا در اسرائیل متوجه ترامپ شود و او را متهم کنند که بیش از حد انعطاف نشان داده است.
عوامل بازدارنده آمریکا برای حمله مجدد در مقابل عوامل محرک
اقتصاد جهانی دیگر کشش ادامه درگیریها را ندارد
این استاد روابط بین الملل درباره اینکه آیا اگر این تفاهمنامه به سرانجام نرسد، احتمال حمله مجدد وجود دارد، گفت: به نظر من چند عامل بازدارنده وجود دارد؛ انتخابات میاندورهای آمریکاست، جام جهانی و نگرانی کشورهای منطقه. البته عامل چهارمی هم وجود دارد و آن فشار و اصراری است که احتمالاً میانجیگرها مجدداً بر ترامپ وارد خواهند کرد. اینها عوامل بازدارنده هستند.
شفیعی گفت: اما در مقابل، عوامل محرک هم قویاند. یکی اسرائیل است که دائماً آمریکا را به حمله تحریک میکند. دوم، خود ترامپ ممکن است نخواهد شکست را بهصورت آشکار بپذیرد. همین حالا هم ترامپ در تلاش است که خود را از زیر بار یک شکست خارج کند و این مذاکرات در واقع بهصورت تدریجی او را از فشار ناشی از یک شکست نظامی رها میکند و طبیعتاً خودش تمایل دارد این مسیر ادامه پیدا کند. اما اگر تفاهمنامه به هر دلیلی به نتیجه نرسد، همانطور که عرض کردم، اسرائیل میتواند ترامپ را به سمت جنگ تشویق کند. از سوی دیگر، تحمل شکست برای فردی مثل ترامپ یا برای کشوری ابرقدرت مانند آمریکا دشوار است. اینها انگیزههایی هستند که ممکن است ترامپ را به سمت جنگ سوق دهند.
وی ادامه داد: البته جنگ هم تعریفهای مختلفی دارد؛ اینکه آیا صرفاً در محدوده دریا خواهد بود یا در سطحی شدیدتر به بمباران زیرساختهای ایران منجر میشود، دامنه آن احتمالاً قابل پیشبینی نیست. اما هر شکلی از جنگ که بخواهد رخ دهد، سایه انتخابات آمریکا و سایه جام جهانی بر سر ترامپ سنگینی خواهد کرد. حتی اگر جنگی هم رخ دهد، باید بهگونهای مدیریت شود که آن دو موضوعی که عرض کردم، تحت تأثیر جدی قرار نگیرند. البته در این زمینه اقتصاد جهانی هم مطرح است؛ یعنی شرایط اقتصاد جهانی دیگر کشش ادامه این درگیریها را ندارد و اقتصاد جهانی هم یکی از همان عوامل بازدارنده محسوب میشود. در واقع، اقتصاد جهانی دیگر تحمل ادامه این سطح از تنش و درگیری را ندارد و بهعنوان یک مانع جدی در برابر گسترش بحران عمل میکند.