چرا بعضی اوقات بیدلیل بیمار میشویم؟
داستان دلمشغولیها، ناآرامیها، استرس و اضطرابهای ما لزوما به دلیل اتفاقات امروز نیستند و شاید مرتبط با داستانهای دور و درازی باشند که ریشه آنها را باید در کودکی جستجو کرد.
زخمهایی وجود دارند که آشکارند و آثار کبودی به جا میگذارند و پس از مدتی هم آثارشان از بین میرود، اما زخمهایی هم هستند که سالها در بدن باقی میمانند. همه آثار زخمهای دوران کودکی قابل مشاهده نیستند. برخی از آنها دههها بعد به صورت حملات پانیک، بیخوابیهای شبانه، دردهای بیدلیل بدن، مشکلات گوارشی، خستگی یا حتی بیماریهای مزمن ظاهر میشوند. بسیاری از بزرگسالان سالها صرف درمان علائم میکنند، بدون اینکه هرگز متوجه شوند که داستان ممکن است خیلی زودتر شروع شده باشد.
پزشکی مدرن با این نگاه که از مشکلات روحی و روانی ما ریشه در کودکی دارند، موافق است. آسیبهای دوران کودکی دیگر به عنوان «اتفاقاتی عاطفی» که مردم به سادگی از آن عبور میکنند، تلقی نمیشوند. محققان اکنون میدانند که ترس، غفلت، بیثباتی یا سوءاستفاده اولیه میتواند سیستم عصبی، هورمونها، ایمنی و حتی خطر ابتلا به بیماریهای طولانی مدت را شکل دهد.
همانطور که سیستمهای مراقبتهای بهداشتی در کشورهای مختلف به آرامی شروع به تشخیص این پیوندهای پنهان میکنند، نادیده گرفتن یک حقیقت غیرممکن میشود: تجربیاتی که کودکان تجربه میکنند میتواند بیسروصدا سلامت آنها در دوره بزرگسالی را تهدید کند.
وقتی خاطرات همچنان زنده هستند
دکتر پریتیکا سینگ، کارآفرین مراقبتهای بهداشتی میگوید: زنی ۴۰ ساله با کمردرد مزمن، مشکلات مداوم روده و اضطرابی که نمیتوانست شدت آن را توضیح دهد، به من مراجعه کرد. آزمایشها نتیجهی قابل توجهی نشان نمیدادند. چیزی که پرونده او نشان نمیداد این بود که او در خانهای بزرگ شده که مشخصه رفتاری در آن خشونت و بیتوجهی عاطفی بوده. تعداد کمی از پزشکانی که او به آنها مراجعه کرده بود به فکر پرسیدن پرسشهایی از گذشته او افتاده بودند.
این سکوت رایجتر از آن چیزی است که بسیاری تصور میکنند. سالها، تروما عمدتا از دریچه سلامت روان مورد بحث قرار میگرفت. اما دانشمندان اکنون میدانند که استرس مکرر در دوران کودکی میتواند از نظر فیزیکی نحوه رشد بدن را تغییر دهد. کودکانی که در محیطهای غیرقابل پیشبینی یا ناامن زندگی میکنند، اغلب در حالت «جنگ یا گریز» مداوم باقی میمانند. هورمونهای استرس مانند کورتیزول و آدرنالین برای مدت طولانی بالا میمانند و با گذشت زمان، این فشار تقریبا بر تمام سیستمهای اندام تأثیر میگذارد.
سینگ توضیح میدهد: بدن آنچه را که از سر گذرانده، اغلب با دقت بیشتری نسبت به ذهن، به یاد میآورد. نتیجه همیشه فوری نیست. گاهی اوقات دههها بعد از طریق میگرن، بیماریهای خودایمنی، فشار خون بالا، چاقی، افسردگی، التهاب مزمن یا اختلالات خواب آشکار میشود.
مطالعهای که نگاه پزشکی را تغییر داد
یکی از تأثیرگذارترین مطالعات در این زمینه در اواخر دهه ۱۹۹۰ در آمریکا انجام شد. مطالعه تجربیات نامطلوب دوران کودکی (ACE) که توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماریها (CDC) و «کایزر پرماننته» انجام شد، بیش از ۱۷۰۰۰ بزرگسال را بررسی کرد. محققان الگوی قابل توجهی را کشف کردند. افرادی که اشکال مختلفی از سختیهای دوران کودکی، از جمله سوءاستفاده، بیتوجهی، خشونت خانگی یا اعتیاد در خانواده را تجربه کردهاند، خطر ابتلا به بیماریهای جدی در بزرگسالی مانند بیماری قلبی، دیابت، افسردگی، سرطان و بیماری ریوی در آنها بسیار بیشتر است.
یک بررسی بزرگ دیگر که توسط «جاما پدیاتریکز» منتشر شد، ارتباط بین ترومای دوران کودکی و اختلالات خودایمنی در مراحل بعدی زندگی را نشان داد. این یافتهها دیدگاه بسیاری از پزشکان را در مورد بیماریهای مزمن تغییر داد.از این پس تروما دیگر فقط به عنوان یک خاطره عاطفی دیده نمیشد. بلکه به عنوان یک رویداد بیولوژیکی با عواقب طولانی مدت شناخته شد.
آغاز مداوا با تغییر پرسشها
مراقبتهای مبتنی بر تروما به آرامی در حال تبدیل شدن به بخش مهمی از مراقبتهای بهداشتی مدرن هستند. این مراقبتها پزشکان و بیمارستانها را تشویق میکند تا به جای بررسی بیماران فقط از طریق اسکن و گزارشهای آزمایشگاهی، پرسشهای ملایمتر و عمیقتری بپرسند. گاهی اوقات، مداوا زمانی آغاز میشود که فرد بالاخره احساس کند شنیده میشود.
این بدان معنا نیست که هر بیماری ناشی از تروما است. اما تشخیص این ارتباط میتواند به بیماران کمک کند تا مراقبت کاملتری را دریافت کنند که شامل حمایت از سلامت روان، درمان، تنظیم استرس، حمایت اجتماعی و درمان پزشکی با هم باشد.
همانطور که دکتر سینگ با تاکید میگوید، گاهی اوقات قطعه گمشده در داستان یک بیمار اسکن یا نسخه دیگری نیست، بلکه تشخیص این است که خود بقا آثار فیزیکی به جا میگذارد. شاید این قلب اثر پروانهای آسیبهای اولیه باشد. ترس خاموش یک کودک ممکن است در طول دههها به آرامی طنینانداز شود. اما با آگاهی، شفقت و حمایت مناسب، درمان و مداوا نیز میتواند طنینانداز شود.