تهرانیها و اصطلاح موشکگیجه در جنگ
در جریان جنگ تحمیلی با رژیم بعثی و به ویژه در روزهای موشکباران تهران، اصطلاحات تازهای وارد ادبیات عامه تهرانیها شد. آن روزها در گفتوگوهای مردم پس از موشکباران دشمن، اصطلاح «موشک گیجه» بین تهرانیها رایج شده بود.
آخرین و پرتنشترین فصل موشکباران شهرها در سالهای دفاع مقدس، زمانی رقم خورد که تهران و شهرهای مرکزی ایران مستقیماً هدف حملات موشکی عراق قرار گرفتند. این دوره از دهم اسفند ۱۳۶۶ آغاز شد و تا یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۷ ادامه یافت؛ روزهایی که خاطرات تلخ آن هنوز در ذهن بسیاری از مردم زنده مانده است.
در نیمه دوم دهه شصت، با وجود گذشت چند سال از آغاز جنگ و ساخت پناهگاهها در محلههای مختلف، سایه اضطراب همچنان بر زندگی روزمره مردم سنگینی میکرد. مردم با شنیدن صدای موتور جنگندهها از خانهها بیرون میآمدند، مسیر حرکتشان را به یکدیگر نشان میدادند و گاهی حدس میزدند موشک در کدام محله تهران فرود خواهد آمد. نمونهاش هم تصویر روبهرو در میدان امامحسین(ع) کنار یک پناهگاه است که لحظاتی پیش از اصابت موشک عراقی را در سال۱۳۶۶ نشان میدهد.

تهرانیها هنوز جزئیات آن شبها و روزها را به یاد دارند. شبهایی که حتی با وجود قطع نشدن برق، بسیاری ترجیح میدادند چراغ خانه را روشن نکنند. ترس از دیده شدن نور خانهها یا آغاز حملهای تازه، باعث میشد به جای لامپ، شمع یا چراغ گردسوز روشن کنند. پنجرهها نیز با روزنامه، مقوا یا پتو پوشانده میشد تا نور به بیرون نتابد و اگر انفجاری رخ داد، خردهشیشهها کمتر آسیب برساند.
همان ایام بود که اصطلاحی تازه وارد ادبیات عامه تهرانیها شد. اصطلاحی برآمده از دل جنگ و روزهای پراضطراب آن. تهرانیها به موشکهایی که در آسمان سرگردان میماندند و پس از پایان سوخت بیهدف سقوط میکردند، «موشک گیجه» میگفتند. حتی برخی با موشکگیجههایی که سقوط کرده و خرابی به بار آورده بود عکس یادگاری میاندختند.