مردمی که جاویدشاه گفتند به پهلوی رای نمیدهند
این گروه احساس میکنند این حکومت از چیزی بدشان میآید باید آن را بگویند. مثلا اگر جمهوری اسلامی الان در شرایط فعلی میگوید: «سفید» این گروه بدون توجه به هر مسالهای میگوید: «سیاه».
ناصر ایمانی؛ فعال سیاسی اصولگرا در گفتگو با روزنامه اعتماد تحلیلی از وضع موجود ارائه داده که بخشی از آن را در ادامه میخوانیم:
ناصر ایمانی، تحلیلگر سیاسی و فعال سیاسی اصولگرا در این گفتوگو تاکید دارد که فراخوان پهلوی در اعتراضات اخیر از اساس محلی از اعراب ندارد. او میگوید که پهلوی بحثی انحرافی و اشتباه است، چراکه کسانی که بعضا در خیابان جاوید شاه گفتند از اساس هیچ شناخت روشنی از خاندان پهلوی ندارند و حتی اگر فرض کنیم که بر فرض محال یک روزی صندوق رایی باشد که به پهلوی رای دهند اکثریت قاطع همین جماعتی که امروز ممکن است در خیابان شعار جاوید شاه میدهند، به پهلوی و روی کار آمدنش رای منفی میدهند. او علت این امر را لجاجت با حکومت میداند و میگوید که «این گروه احساس میکنند این حکومت از چیزی بدشان میآید باید آن را بگویند. مثلا اگر جمهوری اسلامی الان در شرایط فعلی میگوید: «سفید» این گروه بدون توجه به هر مسالهای میگوید: «سیاه» .
ایمانی در گفتوگو تاکید میکند که غرب هم نگاه خاصی نسبت به پهلوی ندارد و از اساس گزینه قابل اعتنایی برای غرب نیست. او توضیح میدهد که مساله و برنامه اصلی غرب برای منطقه و نه فقط ایران موضوع تجزیه سرزمینی است و موضوع از اساس حضور یا عدم حضور جمهوری اسلامی یا حتی تصویر غیرواقعی بازگشت پهلوی نیست.
رخدادهای اعتراضی اخیر حالا وارد مرحله جدیدتری شده است. بعد از درگیریهای جدی در روزهای اخیر مساله اصلی در ریشهیابی این اعتراضات توجه به انگیزههای معترضین است. آیا تنها گرانیهای اخیر منجر به وقوع وقایع اخیر شد یا با انباشتی از اعتراضات از جنسهای مختلف در سالهای اخیر اعم از اقتصادی و غیراقتصادی روبهرو بودیم؟
هر دو پاسخ درست است. وقتی که تورم 40 تا 50 درصدی به صورت دایم در کشور وجود دارد یک اعتراض انباشته شده داریم. بعد از آن وقتی قیمت کالاهای سفره مردم افزایش مییابد، اتفاق جدیدی است. تورم 40 تا 50 درصدی مربوط به سفره مردم نیست، تورم سفره مردم 100 درصد بوده است. این نارضایتی طی زمان ایجاد شده و روی هم سوار میشود. دولت در زمینه کاهش ارزش پول ملی بیاحتیاطی کرد و ظرف 10 روز به شکل افسارگسیخته بدون حضور دولت در صحنه رخ داد. هیچ مسوول دولتی از بانک مرکزی تا چهرههای دولت هیچ توضیحی برای مردم ندادند. سکوت محض کردند. منجر به جرقهای شد که در بازار زده شد و این بحق بود. بازار نمیدانست با چه نرخی کالای خود را بفروشد. هر ساعت قیمت کالا یک چیز بود. بنابراین یک نارضایتی عمومی از تورم سفره مردم زده شد و تهیه و دسترسی به دارو نیز برای مردم به مساله پیچیده تبدیل شده است. از قبل به صورت مستمر دلسوزان به دولت تذکر میدادند که ارزش پول ملی را دریاب. رهبری در سخنان اخیر خود تذکر دادند. از آن زمان 40 تومان روی قیمت ارز رفت. این تذکرها از جانب همه به دولت داده شد. دولت کوتاهی کرد و این جرقه زده شد.
یعنی نارضایتیهای اجتماعی قبلی سهم کمتری داشت و مساله اصلی موضوعات اخیر و گرانیهای یک ماه گذشته است؟
خیر، این عاملی بود که استارت اعتراضات را زد. اگر عامل کاهش ارزش پول ملی نبود شاید این اتفاق به این شکل نمیافتاد، اما تلنبار شدن اعتراضات قبلی به اضافه گرانیهای اخیر کار را تمام کرد. بازاریان به خیابانها آمدند و اعتراض کردند. رهبری هم گفتند اینها حق داشتند.
این نخستینبار است که به نظر میرسد مدل حضور مردم در خیابان و شعارهایشان با اعتراضات یک دهه قبل تفاوتهایی داشت. مشخصا شعارهای چند روز اخیر با فراخوان پسر شاه مخلوع ایران متفاوت شد. ریشه جامعهشناسی این موضوع چیست؟ از اساس گروهی که چنین شعارهایی میدهند چه تصویری از موضوع دارند؟
من بحث خاندان پهلوی را بحثی انحرافی و اشتباه میدانم. کسانی که در خیابان جاوید شاه میگویند هیچ شناخت روشنی از خاندان پهلوی ندارند و حتی اگر فرض کنیم که بر فرض محال یک روزی صندوق رایی باشد که به پهلوی رای دهند اکثریت قاطع همین جماعتی که امروز ممکن است در خیابان شعار جاوید شاه میدهند، به پهلوی و روی کار آمدنش رای منفی میدهند. چرا این گروه در اعتراضات شعارهایی در ارتباط و راستای با پهلوی دادند؟ تنها علت لجاجت با حکومت است.
این گروه احساس میکند این حکومت از چیزی بدشان میآید باید آن را بگوید. مثلا اگر جمهوری اسلامی الان در شرایط فعلی میگوید: «سفید» این گروه بدون توجه به هر مسالهای میگوید: «سیاه». کمی تا قسمتی همین رخداد اجتماعی را بر سر موضوع روسری از سال 1401 به بعد شاهد بودیم. انتقادات و اعتراضات انباشته شده بخشی از معترضین را به سمت لجاجت سوق داده است. یعنی از اساس این گروهی که در میانه اعتراضات با هیجان یا بیهیجان شعارهایی مرتبط با پهلوی میدهند از اساس انتخابی در این زمینه انجام ندادهاند. آنها در ذهن خود تحلیلی مبنی بر برتری کدام حکومت بر دیگری ندارند. فقط از لج جمهوری اسلامی این شعارها را میدهند نه اینکه حکومت مطلوب معترضین پهلوی یا فردی از این خاندان باشد.
از این پیرکودک پسر شاه شناختی وجود ندارد. حتی کسانی که امروز در میانه اعتراضات بعضا این شعارها را میدهند هیچ نشانه و شناسهای در این مرد به عنوان یک حاکم نمیبینند تا بخواهد که یک کشور را اداره کند. حتی اطرافیان خود این پسر هم چنین چیزی نمیبینند؛ حتی مادرش!
در شرایط فعلی چه باید کرد؟
تردید ندارم که معترضین محترم با هر شعاری که میدهند واقعا به یک مرحلهای رسیدند که شرایط برایشان غیرقابل تحمل است، اما گروهی که در بین معترضینند، سازمان یافته هستند. در رأسشان رژیم صهیونیستی است. این را من نمیگویم، خود نتانیاهو میگوید. سلاحدارها در گروههایی در بین معترضین هستند. تردیدی نیست که باید برخورد جدی با این سرسلسلهها شود.
آقای ایمانی این فضا البته در هر دوره از اعتراضات مردمی ترسیم میشود. نمیتوان در هر اعتراضاتی با این نگرانی که سرسلسلههای خارجی در داخل معترضین فعال هستند به این سمت و سو رفت.
از اساس شرایط فعلی هرگز پیش از این در دورههای قبلی اعتراضات وجود نداشته است. اعتراضات 1404 از این حیث متفاوت از هر دوره قبلی از اعتراضات 88 تا امروز است. این مدل و این نفوذ و سوار شدن بر اعتراضات جدید است. در یک مرور ساده کاملا این مساله قابل درک است.
در حوادث بعد از انتخابات سال 1388 موسوم به جنبش سبز، هرگز با این حجم از نفوذ سرویسهای بیگانه روبهرو نبودیم. نقش سرویسهای بیگانه بسیار کمرنگ بود. با اینکه حدود یکسال و نیم طول کشید. سال 1398 اعتراضات خشونتباری داشتیم اما باز هم نقش سرویسهای بیگانه کمرنگ بود. سال 1401 اعتراضات و اغتشاشات جدی داشتیم، اما باز هم با این حجم از سازماندهی و نقش سرویسهای بیگانه مواجه نبودیم. امروز خودشان دارند به صراحت میگویند که در حال تزریق هستند و ساماندهی دارند. این دیگر تحلیل ما نیست، خبر و فکتی است که خود آنها بیان میکنند که در حال نقشآفرینی هستند. صراحتا میگویند کشور باید به آشوب کشیده شود.
متاسفانه مردمی که اعتراض دارند در این فضا از اعتراض خود محروم میشوند. وقتی خشونت وارد ماجرا میشود نظام باید چه کار کند؟ بایستد و نگاه کند که به کلانتری حمله کردند و سلاحهایش را بردهاند.طبیعی است مقابله کند.
من تصور میکنم یکی از شانسهای جمهوری اسلامی ایران است که هیچ آلترناتیوی ندارد.در مورد ایران هم همین است.