مکی در گفتوگو با ایلنا:
لندن با بحران عمیق در نظام سیاسی خود روبرو است/نخستوزیر جدید همچنان توسط مطالبات عمومی محاصره خواهد بود
کارشناس مسائل اروپا گفت: محبوبیت مردمی اندی برنهام شاید بتواند برای مدتی ثباتی نسبی در سطح جامعه انگلستان ایجاد کند، اما اگر او نیز نتواند در این فاصله زمانی به خواستهها و مطالبات مردم پاسخ دهد، سرنوشتی متفاوت از نخستوزیر پیشین نخواهد داشت.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به روی کار آمدن نخست وزیر جدید انگلیس در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: جایگزین شدن اندی برنهام بهعنوان هفتمین نخستوزیر انگلیس در ۱۰ سال گذشته، خود نشانهای از جابهجاییهای سیاسی و وجود یک بحران عمیق در داخل نظام سیاسی انگلستان است. این مسئله نشان میدهد بحرانی که از سال ۲۰۱۶ در داخل کشور وجود داشته، همچنان در دوره حاکمیت حزب کارگر نیز تداوم پیدا کرده است. همین بحران موجب شد که نخستوزیر پس از حدود دو سال حضور در قدرت، تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی مجبور به کنارهگیری شود. چهرهای مانند اندی برنهام که به «پادشاه شمال» نیز معروف است، شخصیتی است که گفته میشود از محبوبیت مردمی بالایی برخوردار است و ارتباطات بسیار خوبی با جامعه دارد. او در دوره شهرداری منچستر، که از سال ۲۰۱۷ این مسئولیت را بر عهده داشته، کارنامه نسبتاً درخشانی در حوزه حملونقل و خدمات اجتماعی از خود به جای گذاشته است. همین عملکرد باعث شده تا او به چهرهای مردمی تبدیل شود و از او بهعنوان گزینهای یاد شود که میتواند هم حزب کارگر و هم انگلستان را از یک نابسامانی سیاسی و اقتصادی خارج کند و به حزب کارگر انسجام و قوام بیشتری ببخشد.
وی ادامه داد: حزب کارگر پس از پیروزی بسیار بزرگ در انتخابات سال ۲۰۲۴، عملاً نتوانست به وعدههای انتخاباتی خود عمل کند. شکست سنگینی که این حزب در انتخابات محلی متحمل شد، فشارها برای کنارهگیری نخستوزیر کی یر استارمر) از قدرت را بهشدت افزایش داد. او تلاش میکرد در برابر این فشارها مقاومت کند، اما در نهایت، همانطور که در نظامهای لیبرالدموکراتیک معمولاً اتفاق میافتد، احزاب و چهرههای سیاسی زمانی که تحت فشار زیادی قرار میگیرند، گاهی چارهای جز فدا کردن یک چهره سیاسی برای حفظ حزب و منافع کشور ندارند. نخستوزیر پیشین، شخصیتی از جریان میانه و جناح راست حزب کارگر بود و اکنون جای خود را به چهرهای میدهد که از جناح چپ این حزب میآید. گفته میشود اندی برنهام تلاش بیشتری خواهد کرد تا پایگاه اجتماعی حزب کارگر را که در سالهای اخیر بسیار متزلزل و ناراضی شده، تقویت کند. او همچنین باید تلاش کند انسجام و قوام بیشتری در حزب کارگر ایجاد کرده و به شعارهایی که این حزب بهطور سنتی با آنها شناخته میشود، بهویژه در زمینه تأمین مطالبات طبقه متوسط جامعه، جامه عمل بپوشاند. اما این پرسش مطرح است که اندی برنهام، پس از جایگزین شدن، اساساً تا چه مدت نخستوزیر باقی خواهد ماند و آیا چالشهایی که نخستوزیر پیشین با آنها مواجه بود، او نیز با همان مشکلات روبهرو خواهد شد یا خیر. بهصورت کلی، میتوان گفت که احتمالاً بخشی از این چالشها همچنان وجود خواهد داشت.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: دوره نخستوزیری در انگلستان معمولاً پنج ساله است، اما این کشور قانون اساسی مدونی به شکل برخی کشورهای دیگر ندارد و بسیاری از مسائل بر اساس عرف سیاسی پیش میرود. اگر احزاب احساس کنند که موقعیت آنها بهگونهای است که برگزاری انتخابات زودهنگام میتواند نتیجه بهتری برایشان داشته باشد، ممکن است این ریسک را بپذیرند تا موقعیت خود را تثبیت کنند. البته در برخی موارد نیز چنین تصمیماتی میتواند برخلاف انتظار عمل کرده و به شکست حزب در انتخابات منجر شود. با این حال، بر اساس عرف سیاسی موجود، اندی برنهام احتمالاً تا سال ۲۰۲۹ در جایگاه نخستوزیری باقی خواهد ماند و به کار خود ادامه خواهد داد. اما مسئله اصلی این است که آیا او میتواند به وعدههای متعددی که برای بازسازی حزب کارگر و پاسخ به مطالبات طبقه متوسط جامعه مطرح کرده، عمل کند یا خیر. اصلاحات در بخش بهداشت و درمان انگلستان، بهبود شرایط حملونقل و فاصله گرفتن از برنامههای خصوصیسازی در بخش خدمات عمومی و حملونقل، از جمله مهمترین وعدههایی است که انتظار میرود او برای تحقق آنها تلاش کند.
وی افزود: همانطور که نخستوزیر پیشین با وجود وعدههای انتخاباتی متعدد نتوانست به همه آنها عمل کند، اندی برنهام نیز با چالشهای مشابهی مواجه خواهد بود. مهمترین چالش او، مسئله بودجه، رشد پایین اقتصادی انگلستان و فشارهای مالی و اقتصادی است که دولت با آنها دستوپنجه نرم میکند. مسئله اصلی این خواهد بود که آیا برنهام میتواند با وجود تمام این مشکلات مالی و اقتصادی، به وعدههای انتخاباتی خود عمل کند یا خیر. او در این مسیر با موانع و چالشهای زیادی مواجه خواهد بود. شاید در شهری مانند منچستر بتوان با برخی ابتکارات و تغییرات در سیاستهای مدیریتی، بخشی از مطالبات مردم را پاسخ داد، اما در سطح کلان، زمانی که قرار است شکافهای منطقهای، قومی، سیاسی و مذهبی موجود در داخل انگلستان کاهش پیدا کند، با توجه به حجم مشکلاتی که موجب ایجاد و تعمیق این شکافها شدهاند، چالشهای بسیار زیادی وجود خواهد داشت. محبوبیت مردمی اندی برنهام شاید بتواند برای مدتی ثباتی نسبی در سطح جامعه انگلستان ایجاد کند، اما اگر او نیز نتواند در این فاصله زمانی به خواستهها و مطالبات مردم پاسخ دهد، سرنوشتی متفاوت از نخستوزیر پیشین نخواهد داشت.
مکی گفت: در این زمینه میتوان به انتخابات سال ۱۹۹۷ اشاره کرد؛ زمانی که نخستوزیر محافظهکار انگلیس پس از سالها حضور در قدرت مجبور به کنارهگیری شد و حزب کارگر پس از ۱۸ سال دوری از قدرت، پیروزی بسیار بزرگی به دست آورد. در آن مقطع، تونی بلر شخصیتی بسیار محبوب بود و با اندیشه نوسازی حزب کارگر و جامعه انگلستان، تغییرات مهمی را ایجاد کرد. در دوره نخستوزیری او، شرایط اقتصادی جامعه انگلستان بهبود یافت و رشد اقتصادی نسبتاً پایداری شکل گرفت. با این حال، درگیری و همراهی او با آمریکا در حمله به عراق موجب شد که عملاً بخش قابل توجهی از دستاوردهایی که در عرصه اقتصادی و سیاسی به دست آورده بود، تحت تأثیر قرار گیرد و در نهایت در سال ۲۰۰۷ از قدرت کنارهگیری کند. اندی برنهام نیز تقریباً با چنین شرایطی وارد عرصه نخستوزیری میشود. او از یک سو از محبوبیت و جایگاه خوبی در میان نمایندگان حزب کارگر و پایگاه اجتماعی این حزب برخوردار است و از سوی دیگر، باید دید آیا میتواند اقداماتی مشابه آنچه در سال ۱۹۹۷ در مسیر رشد و توسعه اقتصادی انگلستان انجام شد، به اجرا بگذارد یا خیر.
وی در پایان خاطرنشان کرد: این مسئله در شرایطی مطرح میشود که حزب کارگر و دولت انگلیس هم در داخل کشور و هم در سطح اروپا با چالشهای متعددی مواجه هستند؛ چالشهایی که بخشی از آنها ناشی از پیامدهای سیاستهای گذشته برای لندن است. در سطح جهانی نیز مجموعهای از بحرانها و بیثباتیهای موجود، از جمله بحرانآفرینیهای آمریکا در منطقه خاورمیانه، شرایطی را ایجاد کرده که میتواند محدودیتهای بسیاری برای پیشبرد برنامههای اقتصادی و اجتماعی دولت جدید انگلستان به وجود آورد. بنابراین، اندی برنهام در حالی وارد ساختمان نخستوزیری میشود که از یک سو با انتظارات گسترده مردم و پایگاه اجتماعی حزب کارگر مواجه است و از سوی دیگر، با مشکلات اقتصادی، فشارهای بودجهای، شکافهای اجتماعی و منطقهای و همچنین چالشهای ناشی از تحولات اروپا و نظام بینالملل روبهرو خواهد بود. موفقیت او در گرو این است که بتواند میان وعدههای انتخاباتی، مطالبات اجتماعی و واقعیتهای اقتصادی و سیاسی موجود توازن ایجاد کند؛ در غیر این صورت، محبوبیت فعلی او نیز ممکن است نتواند مانع از تکرار سرنوشت نخستوزیر پیشین شود.