مکی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
امکان سنجی کنارهگیری نخستوزیر انگلیس از قدرت/دلایل رشد راست افراطی در لندن و اروپا
کارشناس مسائل اروپا گفت: بسیاری بر ضعف و ناتوانی استارمر تأکید دارند، اما هنوز چهرهای وجود ندارد که بخواهد مستقیماً او را به چالش بکشد.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به احتمال کنارهگیری نخستوزیر انگلیس از سمت خود در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: انتخابات محلی انگلیس که حدود ۱۰ روز پیش برگزار شد، معادلات سیاسی این کشور را تا حد زیادی بر هم زد و ساختار سنتی دوحزبیای را که طی یک قرن گذشته میان دو حزب کارگر و محافظهکار قدرت را مدیریت میکردند، با تغییر جدی مواجه کرد. حزب راستگرای «اصلاح» شگفتیآفرین ظاهر شد و توانست با کسب حدود ۲۵ درصد آرا، بالاتر از احزاب کارگر، محافظهکار، لیبرالدموکرات و سبزها قرار بگیرد؛ اتفاقی که از آن بهعنوان یک شگفتی انتخاباتی یاد میشود. هرچند تا حدودی امکان چنین تغییری پیشبینی میشد، اما نتایج انتخابات فشار سیاسی سنگینی را بر استارمر و حزب کارگر وارد کرد. استارمر از همان ابتدای نخستوزیری نیز چهرهای محبوب محسوب نمیشد؛ نه در درون حزب کارگر، نه در عرصه سیاسی و نه در افکار عمومی. او بیشتر بهعنوان جایگزینی برای جرمی کوربین، رهبر پیشین حزب کارگر مطرح شد؛ رهبری که بهدلیل مواضع لیبرال و حمایت از فلسطین، تحت فشار شدید جناحهای داخلی حزب قرار داشت. در نهایت، استارمر توانست با تکیه بر جریان راست حزب کارگر به قدرت برسد.
وی ادامه داد: با وجود آنکه حزب کارگر در انتخابات پارلمانی پیروزی بزرگی به دست آورد و بهدلیل شکاف عمیق در حزب محافظهکار اکثریت قابلتوجهی کسب کرد، اما نتوانست وعدههای اقتصادی و اجتماعی خود را، از جمله کاهش مالیاتها و تقویت خدمات رفاهی و اجتماعی، عملی کند. افزون بر این، پس از وقوع جنگ رمضان و حملاتی که از سوی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران مطرح شد، تبعات جهانی بحران و بسته شدن تنگه هرمز فشار اقتصادی مضاعفی را به انگلستان وارد کرد. در نتیجه، این کشور با افزایش قیمت حاملهای انرژی، بالا رفتن هزینه زنجیره تأمین غذا و کالا و تشدید فشارهای معیشتی روبهرو شد؛ موضوعی که در شکست سنگین حزب کارگر در انتخابات محلی نقش مهمی داشت. البته محافظهکاران نیز در این انتخابات شکست سختی را تجربه کردند. آنها در مدتی که از قدرت دور بودند، نتوانستند شکافهای سیاسی داخلی حزب را ترمیم کنند و همچنان با وضعیتی شکننده مواجهاند. حزب محافظهکار حتی پس از حزب کارگر قرار گرفت و این مسئله نشان داد که بحران تنها محدود به دولت فعلی نیست.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: شاید انتظار میرفت پس از این نتایج، حزب کارگر با تحولات و تغییرات جدی درونحزبی روبهرو شود، اما چنین اتفاقی رخ نداد. یکی از دلایل آن نیز این بود که حزب محافظهکار نتوانست فشار سیاسی و تبلیغاتی مؤثری را علیه دولت سازماندهی کند؛ چراکه خود این حزب نیز در شرایط مطلوبی قرار ندارد و با شکافهای عمیق سیاسی دستوپنجه نرم میکند. حتی احتمال انشعاب در حزب محافظهکار نیز مطرح شده است. جریان راست این حزب بهشدت به شعارهای مهاجرستیزانه و نژادگرایانه نایجل فاراژ نزدیک شده و همین همسویی، محافظهکاران را نیز در وضعیت شکنندهای قرار داده است.
وی افزود: در حال حاضر، بیشتر فشارها علیه استارمر در سطح رسانهای مطرح میشود. دلیل اصلی آن نیز این است که هنوز در داخل حزب کارگر موجی جدی برای کنار گذاشتن او شکل نگرفته است. بسیاری بر ضعف و ناتوانی استارمر تأکید دارند، اما هنوز چهرهای وجود ندارد که بخواهد مستقیماً او را به چالش بکشد. تنها در برخی محافل رسانهای به این موضوع اشاره شده که ممکن است او به نفع شهردار منچستر از قدرت کنار برود. این ادبیات بیشتر با هدف ایجاد فشار روانی و سیاسی مطرح میشود تا بدون برگزاری رأیگیری رسمی در حزب، استارمر را به کنارهگیری ترغیب کنند و انتقال قدرت در حزب کارگر بدون تنش و هزینه سیاسی برای جناحهای مختلف انجام شود. با این حال، استارمر تاکنون هیچ نشانهای مبنی بر پذیرش قطعی کنارهگیری نشان نداده است و با توجه به اینکه هنوز موج گستردهای در درون حزب کارگر علیه او شکل نگرفته، بهنظر میرسد این فشارها فعلاً در همین سطح باقی بماند؛ مگر آنکه اتفاق خاصی رخ دهد و موجی از اعتصابات و اعتراضات سیاسی و اجتماعی در انگلیس شکل بگیرد که در آن صورت، احتمالاً فشارها برای استعفای او جدیتر خواهد شد.
مکی در پایان خاطرنشان کرد: نهتنها انگلستان، بلکه کل اروپا با شرایطی از بیثباتی سیاسی مواجه است. ساختارهای سنتی سیاسی در کشورهای اروپایی بهشدت متزلزل و شکننده شدهاند و گرایش به احزاب راست افراطی، چه در انگلیس و چه در سایر کشورهای اروپایی، بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است. محور اصلی شعارهای این جریانها نیز مهاجرستیزی و شعارهای نژادی است؛ شعارهایی که مدعیاند میتوانند تحول و تحرک تازهای در دولتهای اروپایی ایجاد کنند. با این حال، همین رشد جریانهای راست افراطی آینده سیاسی انگلیس را مبهمتر کرده است. اگر نتایج انتخابات محلی در انتخابات سراسری نیز تکرار شود و حزب اصلاح به رهبری فاراژ بتواند اکثریت کرسیهای مجلس عوام را در اختیار بگیرد، انگلستان با تغییرات عمیقی در عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو خواهد شد؛ کشوری که همواره یکی از الگوهای همزیستی و ادغام فرهنگی مهاجران در اروپا بهشمار میرفته است. انگلیس اکنون با یک پارادوکس جدی مواجه است. حزب محافظهکار با شعار برگزیت و کاهش ورود مهاجران توانست در همهپرسی سال ۲۰۱۶ پیروز شود، اما در تمام سالهای حاکمیت محافظهکاران نهتنها از تعداد مهاجران و پناهجویان کاسته نشد، بلکه این روند ادامه پیدا کرد. دلیل آن روشن است؛ بخشهای خدماتی، بهداشتی و آموزشی انگلیس به نیروی کار مهاجر، چه نیروی کار ماهر و چه نخبگان مهاجر، وابستگی جدی دارند. دانشگاههای معتبر انگلیس بخش مهمی از ظرفیت خود را از طریق مهاجران تأمین میکنند و نظام سلامت این کشور نیز بدون نیروی انسانی مهاجر عملاً قابل اداره نیست.