مومنی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل تشدید درگیری میان اوکراین و روسیه/هدف اروپا از گسترش حمایت از کییف
کارشناس مسائل روسیه گفت:پوتین در شرایطی قرار گرفته که نه میتواند جنگ را آنگونه که مدنظر دارد ادامه دهد و نه قادر است آن را خاتمه دهد.
قاسم مومنی، کارشناس مسائل روسیه در تشریح دلایل تشدید درگیری میان اوکراین و روسیه در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: جنگ اوکراین جنگی طولانی خواهد بود. دلیل این مسئله آن است که اوکراین بهتنهایی مسئول این جنگ با روسیه نیست، بلکه در واقع نقش نیابتی اروپا را در تقابل با روسیه ایفا میکند. اروپاییها همواره از روسیه احساس خطر داشتهاند و نسبت به جاهطلبیها و سیاستهای توسعهطلبانه ولادیمیر پوتین نگران بودهاند. آنان معتقد بودند که پوتین برای تثبیت موقعیت خود در داخل روسیه به یک جنگ خارجی نیاز دارد تا بتواند مخالفان را مهار کرده و حاکمیتی یکدستتر ایجاد کند. از همین رو، بهویژه آمریکا و کشورهای اروپایی در کشاندن روسیه به این جنگ نقش مهمی داشتند. به اعتقاد من، روسیه در نتیجه یک فریب اطلاعاتی از سوی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و اروپا وارد جنگی شد که آغاز آن با روسیه بود، اما پایان آن دیگر در اختیار روسیه نیست. روسها نمیتوانند بدون دستیابی به دستاوردی ملموس از اوکراین خارج شوند، زیرا در آن صورت هم احتمال بروز گرایشهای تجزیهطلبانه در روسیه وجود دارد و هم این احتمال مطرح است که ولادیمیر پوتین از سوی الیگارشها و نخبگان روسی تحت فشار قرار گیرد.
وی ادامه داد: به همین دلیل، پوتین در شرایطی قرار گرفته که نه میتواند جنگ را آنگونه که مدنظر دارد ادامه دهد و نه قادر است آن را خاتمه دهد. اکنون تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا علیه روسیه وارد پنجمین سال خود شده است. بخش قابل توجهی از داراییهای مقامات و الیگارشهای روسیه، که ستونهای اقتصاد این کشور محسوب میشوند، در اروپا و آمریکا توقیف و مصادره شده و آرامشی که آنان پس از فروپاشی اتحاد شوروی در عرصه بینالمللی تجربه میکردند، از میان رفته است. این موضوع فشار قابل توجهی بر حاکمیت روسیه وارد کرده است. از سوی دیگر، اوکراین در واقع طعمهای بود که روسیه قصد بلعیدن آن را داشت، اما این طعمه در گلوی روسها گیر کرد. اروپاییها این وضعیت را به شکلی هدفمند طراحی کرده بودند. اوکراین سرزمینی وسیع است که روسیه تاکنون حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد آن را تصرف کرده، اما با گذشت چند سال از جنگ، نیروهای روس همچنان در مواضع خود باقی ماندهاند. ممکن است پیشرویهای محدودی داشته باشند، اما آن هدف اولیه که تصرف اوکراین ظرف یک یا دو ماه، تعیین یک رئیسجمهور همسو و سپس خروج از کشور بود، محقق نشده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در این مدت، اوکراینیها دو اقدام اساسی انجام دادهاند. نخست، اعزام نیروهای خود برای آموزش در حوزه جنگهای نوین و آشنایی با سامانههای مدرن غربی. آنان با تجهیزات آمریکایی و اروپایی آشنا شدند؛ در حالی که ساختار تسلیحاتی اوکراین پیش از جنگ عمدتاً مبتنی بر فناوری روسی بود. اکنون خلبانان اوکراینی با جنگندههای اف-۱۶ پرواز میکنند، نیروهای زرهی از تانکهای آمریکایی و انگلیسی بهره میبرند و در حوزه توپخانه و پهپاد نیز به فناوریهای پیشرفته دست یافتهاند. علاوه بر این، اوکراین موفق شده بخشی از فناوریهای اروپایی را بومیسازی کند و حتی به برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر خدمات موشکی و پهپادی ارائه دهد. به عبارت دیگر، اوکراینیها به مرحلهای رسیدهاند که قادر به صادرات بخشی از فناوریهای خود هستند.
وی افزود: ضرباتی که اوکراین طی سالهای اخیر وارد کرده نیز قابل توجه بوده است. در ابتدای جنگ، درگیریها عمدتاً در فاصله چند صد کیلومتری از خطوط نبرد جریان داشت، اما اکنون دامنه عملیات به نزدیکی مسکو رسیده است. هنگامی که صدها پهپاد و موشک روسی به سمت اوکراین شلیک میشوند و در مقابل، انفجارهایی در نزدیکی کرملین رخ میدهد، این بدان معناست که حریم هوایی روسیه دچار شکاف شده و آن امنیتی که پوتین برای کشورش ترسیم کرده بود، آسیب دیده است. اوکراینیها توانستهاند مسیر نفوذ به آسمان مسکو را پیدا کنند و این مسئله از منظر فناوری و سامانههای پدافندی، شکست بزرگی برای روسیه محسوب میشود. ارتش روسیه در پی این حملات دچار نوعی تحقیر شده و احتمالاً مسکو برای جبران این وضعیت ناچار خواهد بود دست به اقدامات تلافیجویانه بزند؛ اقداماتی که ممکن است با استفاده از تسلیحات بسیار مخرب و حمله به زیرساختهای اقتصادی، انرژی و حتی تصرف مناطق بیشتری از اوکراین همراه باشد. با این حال، مشکل اصلی روسیه حفظ و اداره این مناطق خواهد بود.
مومنی گفت: از منظر تلفات نیز روسیه هزینههای سنگینی پرداخته است. حملات اوکراین به پالایشگاهها و رسیدن دامنه عملیات به مسکو، امنیت پایتختنشینان روسیه را تحت تأثیر قرار داده و فشار را مستقیماً به مرکز قدرت منتقل کرده است. در گذشته حملات اوکراین به مناطق مرزی محدود میشد، اما اکنون هدف، پایتخت روسیه است؛ جایی که نخبگان، مراکز تصمیمگیری، صنایع و قلب اقتصادی کشور قرار دارند. اگر این منطقه ناامن شود و مسئولان ناچار باشند شبها را در پناهگاهها سپری کنند، طبیعی است که کارآمدی نظام تصمیمگیری تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و این مسئله میتواند در نهایت به زیان روسیه تمام شود. لذا به نظر میرسد حملات گسترده اخیر اوکراین با هدف افزایش فشار بر ولادیمیر پوتین برای حضور در میز مذاکره انجام شده است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، اوکراین با حمایت اروپا این پیام را به روسیه و شخص پوتین منتقل کرده که اگر مذاکرات را نپذیرند، دیگر هیچ نقطهای از روسیه، حتی مسکو و سنپترزبورگ، امن نخواهد بود و این حملات ادامه خواهد یافت. بنابراین، این اقدامات را میتوان نوعی هشدار به ساختار قدرت روسیه و شخص پوتین دانست تا در مذاکرات انعطاف بیشتری نشان دهند و امتیازاتی بدهند که زمینه پایان جنگ فراهم شود. از سوی دیگر، دونالد ترامپ تمایل دارد این جنگ در دوران ریاستجمهوری او به پایان برسد و این موفقیت را در کارنامه سیاسی خود ثبت کند. از همین رو، حمایت آمریکا از اوکراین را میتوان در چارچوب اعمال فشار بر روسیه برای حضور در مذاکرات و دستیابی به نوعی بدهبستان سیاسی میان طرفین ارزیابی کرد.