زلزله در رم؛ ملونی شرطبندی روی ترامپ را باخت
همهپرسی اصلاحات قضایی در ایتالیا با رای منفی قاطع مردم به پایان رسید و نخستوزیر این کشور، متحمل شکستی سیاسی شد. این شکست در حالی رقم خورد که تلاشهای او برای بهرهبرداری از رابطه با ترامپ نیز نتوانسته امتیازی عملی برای کشورش به همراه داشته باشد.
به گزارش ایلنا به نقل از ارمنیوز، در بحبوحه بحرانهای داخلی، جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا، دو هفته پس از بازدید هوایی از روستای ویرانشده نیشیمی سیسیل بر اثر رانش زمین، سرانجام پای در گل و لای گذاشت. این تصویر، چکیدهای از چهار سال حضور او در قدرت بود؛ رهبری که از فراز بحرانها، بدون لمس کردن آنها، نظارهگر است. اما همهپرسی ۲۲ و ۲۳ مارس، این تصویر را با اعداد و ارقام عیان ساخت: ۵۳.۷ درصد از ایتالیاییها، طرح اصلاحات قضایی او را که با هدف جداسازی مسیر دادستانها و قضات تدوین شده بود، رد کردند. این در حالی بود که مشارکت در این همهپرسی به ۵۵.۷ درصد رسید که بالاترین میزان در سالهای اخیر محسوب میشود.
روزنامه «لوموند» فرانسه در تحلیلی، این رویداد را «بدترین شکست سیاسی» در کارنامه ملونی از زمان رسیدنش به قدرت در سال ۲۰۲۲ توصیف کرده است.
هزینه سنگین ایدئولوژی
آلن کاوال، پژوهشگر و خبرنگار «لوموند» در رم، میگوید: جورجیا ملونی در ترازوی حکمرانی خود، «ایدئولوژی» را بر «کارآمدی» برتری داد. او به جای آنکه انرژیِ سیاسیِ خود را صرف اصلاحات ملموس و حل ناترازیهای اقتصادی زندگی شهروندان کند، راهبرد «تسخیر سنگرهای فرهنگی» را برگزید. این چرخشِ راهبردی، به معنایِ اولویت دادن بازسازی ارزشهای هویتی و نهادینهسازی گفتمان راستگرایانه در لایههای زیرین جامعه (از جمله نظام آموزشی) بود؛ اقدامی که اگرچه در کوتاه مدت برای بدنه حامیان او جذابیت داشت، اما در نهایت، پیوندِ میانِ دولت و مطالبات واقعیِ جامعه را دچار گسست کرد.
کاوال توضیح میدهد: «در حالی که بنیانهای خدمات عمومی در معرض فرسایش عمیق قرار گرفته و موتور رشد اقتصادی با رکود مزمن دستوپنجه نرم میکند، اراده سیاسی دولت در قبال این بحرانهای بنیادین، به ورطه انفعال خزیده است. این انفعال، در پس نقاب «کاهش کسری بودجه» – سیاستی که صرفا در حلقه سرمایهگذاران بیرونی مورد ستایش قرار میگیرد – پنهان شده است. واقعیتی که شهروندان عادی، هیچ بازتاب ملموسی از آن را در زندگی روزمره خود مشاهده نمیکنند؛ گویی این «نجات مالی» صرفا برای مخاطبانی غیر از مردم خودِ کشور طراحی شده است.
او افزود: نبرد او با دستگاه قضایی، نمونهای از این انتخاب بود. از دیدگاه ملونی، قضات «دشمنان داخلی» محسوب میشدند که مانع اجرای پروژه پرهزینه و فاقد هدف مشخص «احداث مراکز بازداشت مهاجران در آلبانی» شدند. اما هنگامی که پای همهپرسی به میان آمد، ایتالیاییها قانون اساسی خود را بر اصلاحاتی که قصد تضعیف آن را داشت، ترجیح دادند.
قانون اساسی زیبا، پیروز بر ایدئولوژی
به گفته کاوال، نکته جالبتوجه در شکست ملونی، نمادین بودن آن است؛ چرا که این شکست توسط خود قانون اساسی ایتالیا رقم خورد. این قانون که در سالهای ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸ با توافق میان کاتولیکها، کمونیستها، سوسیالیستها و لیبرالهای اردوگاه ضد فاشیسم (دشمنان تاریخی خانواده سیاسی ملونی) تدوین شده بود، در نهایت بر ایدئولوژی او غلبه کرد.
بر اساس ماده ۱۱ این قانون اساسی، «جنگ به عنوان وسیلهای برای محدود کردن آزادی ملتها صراحتا رد شده است.» نکته قابلتأمل اینجاست که رایدهندگان جوان، که احزاب بزرگ مدتها آنها را نادیده گرفته بودند، با جمعیتی بیسابقه در همهپرسیها، از این قانون اساسی دفاع کردند.
شرطبندی بر ترامپ؛ بر بادی رفت
کاوال به شکستی موازی اشاره میکند: «ملونی بخش قابلتوجهی از نفوذ بینالمللی خود را بر پایه رابطهاش با دونالد ترامپ بنا نهاده بود، اما ثمره این شرطبندی آنگونه که تصور میکرد، حاصل نشد.»
ایتالیا، مانند همسایگانش، از تعرفههای گمرکی آمریکا متأثر شد. همچنین، جنگ ایران که ترامپ از آن حمایت کرد، اقتصاد شکننده ایتالیا را بیش از پیش تحت فشار قرار داد. در حالی که اروپاییها، از جمله ایتالیاییها، از ترامپ دل خوشی نداشتند، روابط ویژه با کاخ سفید هیچ امتیاز عملی برای رم به ارمغان نیاورد.
ملونی، که در فرانسه از ماریون ماریشال، راستگرای افراطی، حمایت کرد و نتوانست با پاریس رابطهای پراگماتیک برقرار کند، امروز در سطح اروپا منزوی شده است؛ آن هم در مقطعی که ایتالیا بیش از هر زمان دیگری به چیزی فراتر از گفتمانهای ایدئولوژیک نیاز دارد.
اما خطرناکتر از همه، از نگاه کاوال، این است که این شکست، پیروزیای برای چپ ایتالیا به ارمغان نیاورده است؛ بلکه «مجمعالجزایری» از سازمانهای جامعه مدنی و شخصیتهای مستقلی را که کمپین ضد اصلاحات را سازماندهی کردند، به پیروزی رسانده است. این اپوزیسیونی است که نه منتظر هدایت احزاب، بلکه خواهان شنیده شدن صدای خود است.