خبرگزاری کار ایران

شکاف استراتژیک فراآتلانتیک: آیا آمریکا به دنبال تضعیف اروپاست؟

شکاف استراتژیک فراآتلانتیک: آیا آمریکا به دنبال تضعیف اروپاست؟

در میانه طوفان بحران‌های جهانی، از جنگ فرسایشی اوکراین تا تنش‌های فزاینده با ایران، اتحادیه اروپا با صدای بلندتری علیه سیاست‌های واشنگتن موضع می‌گیرد. آیا این درهم‌تنیدگی بحران‌ها، آغازگر فصل جدیدی در روابط فراآتلانتیک است؟

به گزارش ایلنا به نقل از ارم‌نیوز، در میانه‌ طوفانی که بحران‌های استراتژیک جهانی برپا کرده‌اند، از خستگی اروپا از جنگ فرسایشی اوکراین گرفته تا شعله‌ور شدن تنش‌ها با ایران، سخنان جسورانه کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، همچون سیلی بر چهره‌ روابط فراآتلانتیک نواخته شد. او در مصاحبه‌ای تکان‌دهنده با روزنامه «فایننشال تایمز» پرده از حقیقتی تلخ برداشت: «واشنگتن آشکارا خواهان تجزیه اروپاست» و «اتحادیه اروپا را دوست ندارد!»

این اظهارات، نه یک گلایه ساده، که فریادی از سردرد یک قاره‌ دردمند است؛ قاره‌ای که پس از سال‌ها تحمل بار سنگین جنگ اوکراین، اکنون با سایه‌ شوم درگیری مستقیم با ایران نیز مواجه شده است. فشارهای اقتصادی و سیاسی کمرشکن دولت ترامپ، نمکی است که بر زخم‌های اروپا پاشیده می‌شود. این سخنان، نه فقط یک تلنگر، که نشانه‌ای از تغییر رویکرد در پایتخت‌های اروپایی است؛ آغازی برای پرسشگری در مورد حدود و ثغور رابطه‌ای که زمانی ستون استوار امنیت و رفاه اروپا بود.

ایران؛ زخمی تازه بر پیکر خسته‌ اروپا

نگاه اروپا به تقابل با ایران، فراتر از محاسبات نظامی صرف است. درد و نگرانی بروکسل، پیش از هر چیز، اقتصادی و امنیتی است. تنش در خلیج فارس و دریای سرخ، شریان‌های حیاتی انرژی جهان را که اقتصاد اروپا پس از بازسازی بازارهای انرژی در پی جنگ اوکراین، به شدت به آن وابسته است، تحت فشار قرار داده است. هرگونه اختلال در این مسیرها، مستقیما به قیمت سرسام‌آور انرژی و زنجیره‌های تأمین صنعتی در قاره‌ سبز بازمی‌گردد.

از سوی دیگر، بروکسل، تشدید تنش با ایران را عاملی می‌داند که می‌تواند منطقه‌ خاورمیانه را به سمت یک درگیری گسترده‌تر سوق دهد؛ سناریویی که کابوس‌وار در ذهن پایتخت‌های اروپایی می‌چرخد. انعکاس مستقیم این تنش‌ها بر امنیت دریانوردی، تجارت بین‌الملل و بیم موج‌های آوارگی و بی‌ثباتی که ممکن است تا مدیترانه و خود اروپا گسترش یابد، نگرانی‌ها را دوچندان کرده است.

جالب اینجاست که در مواجهه با پرونده‌ ایران، تضاد منافع در درون خود اتحادیه اروپا نیز آشکار می‌شود. برخی دولت‌ها معتقدند که درگیری نظامی با تهران، مرحله‌ای طولانی از بی‌ثباتی را در خاورمیانه رقم خواهد زد، در حالی که برخی دیگر بر لزوم مقابله با برنامه هسته‌ای و سیاست‌های منطقه‌ای ایران تأکید دارند. این شکاف دیدگاه، در میان نهادهای اروپایی نیز مشهود است و بر سر چگونگی دخالت در هرگونه مواجهه نظامی جدید در منطقه، اختلاف نظر وجود دارد.

میراث اوکراین؛ پژواک نگرانی در گوش قاره‌ سبز

سخنان کالاس، در فضایی از تنش فزاینده در روابط فراآتلانتیک، به ویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، و با وجود اختلافات دیرینه بر سر تجارت و دفاع در بلوک غرب، ایراد شد. او در مصاحبه‌ خود، خواستار رویکردی یکپارچه از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا در برابر واشنگتن شد و تأکید کرد که تنها با سخن گفتن از یک صدا، موضع اروپا تأثیرگذارتر خواهد بود.

از سال ۲۰۲۲ که جنگ در اوکراین آغاز شد، گرچه اتحادیه اروپا در حمایت سیاسی و نظامی از کی‌یف در کنار واشنگتن ایستاد، اما هزینه‌های اقتصادی و سیاسی این جنگ، زخم‌های عمیقی بر پیکر قاره بر جای گذاشت. اروپایی‌ها با افزایش سرسام‌آور قیمت انرژی، رکود اقتصادی و فشارهای مالی ناشی از افزایش هزینه‌های نظامی و حمایت از اوکراین دست و پنجه نرم کردند.

حال با انتقال تدریجی کانون تنش‌های بین‌المللی به خاورمیانه و تشدید مواجهه با ایران، نگرانی اروپا از افتادن در چرخه‌ دیگری از بحران‌ها که بار سنگین‌تری بر دوش قاره خواهد گذاشت، روز به روز افزایش می‌یابد.

سیاست‌های ترامپ؛ فشاری که اروپا را به زانو در می‌آورد؟

نمی‌توان سخنان کالاس را جدا از سیاست‌های خصمانه‌ی ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری‌اش در قبال اتحادیه اروپا نادیده گرفت. در ماه‌های اخیر، واشنگتن با پرونده‌های حساس تجاری علیه بروکسل، از جمله تحقیقات تجاری جدید و تهدید به وضع عوارض گمرکی اضافی بر شرکای اقتصادی، از جمله کشورهای اروپایی، دوباره شعله‌ اختلافات را برافروخته است.

تردید نکنیم که ترامپ بارها اتحادیه اروپا را مورد انتقادهای تند قرار داده و آن را صرفا یک بهره‌کش از ایالات متحده دانسته است؛ کیانی که بیش از سهم خود، از آمریکا سود می‌برد و در شراکت فراآتلانتیک، سهم کمتری دارد. این انتقادات با رویکرد آشکار آمریکا برای تعامل دوجانبه با برخی کشورهای اروپایی در مسائل تجاری و دفاعی همراه شده است؛ امری که بروکسل از آن هراس دارد، چرا که قدرت چانه‌زنی جمعی اتحادیه را تضعیف می‌کند.

هشدار کالاس مبنی بر اینکه برخورد منفرد با واشنگتن، موضع اروپا را تضعیف می‌کند، دقیقاً در همین راستا قابل تفسیر است. او بر لزوم اتحاد اروپایی در برابر آمریکا تأکید کرد و گفت تنها زمانی که اروپا “صدایی واحد” داشته باشد، به “قدرتی هم‌تراز” با واشنگتن تبدیل خواهد شد.

وابستگی دفاعی اروپا: پارادوکسی که استقلال را می‌بلعد

با وجود تمام انتقادات تند سیاسی که در سخنان کالاس موج می‌زند، او در عین حال به یک پارادوکس آشکار در رابطه‌ اروپا و آمریکا اشاره کرد. او اذعان کرد که اروپا همچنان به خرید تجهیزات نظامی از ایالات متحده نیاز دارد، چرا که هنوز از توانایی صنعتی کافی برای تأمین نیازهای دفاعی خود برخوردار نیست.

این پارادوکس، معمایی استراتژیک است که سال‌هاست اتحادیه اروپا را در خود فرو برده است؛ از سویی، ندای «استقلال استراتژیک اروپا» برای ساختن توانمندی‌های نظامی و صنعتی مستقل از آمریکا، در قاره‌ سبز طنین‌انداز شده است، و از سوی دیگر، وابستگی دفاعی عمیق، مانعی سد راه این استقلال محسوب می‌شود.

بنابراین، رابطه‌ی فراآتلانتیک امروز، پیچیده‌تر از هر زمان دیگری به نظر می‌رسد؛ نه رابطه‌ دشمنی میان متحدان، و نه اطمینان کامل دوران گذشته.

آغاز فصلی نو در دیار کهن؛ بازنگری اروپا در جایگاه خود

با ادامه‌ جنگ در اوکراین و تشدید رویارویی با ایران، این مباحثات می‌تواند به یکی از عوامل کلیدی در تعیین شکل روابط آینده‌ی بروکسل و واشنگتن تبدیل شود؛ چرا که در این دوران، بلوک غرب در حال بازتعریف منافع و اولویت‌های خود است.

در این معادله‌ پیچیده، اروپا خود را در آستانه‌ مرحله‌ای نوین از ارزیابی جایگاهش در بلوک غرب می‌یابد. جنگ اوکراین اولویت‌های امنیتی اروپا را دوباره ترسیم کرده و تشدید تنش با ایران، جبهه‌ تازه‌ای از درگیری را در محیطی پرآشوب بین‌المللی گشوده است.

در این میان، مذاکرات در بروکسل و پایتخت‌های اروپایی برای مدیریت روابط با واشنگتن، در دورانی که پرونده‌های نظامی، اقتصادی و انرژی همزمان در هم تنیده شده‌اند، بیش از پیش گسترش می‌یابد. آیا اروپا خواهد توانست از این برزخ عبور کند و جایگاه شایسته‌ خود را باز یابد؟ زمان، تنها پاسخگوی این پرسش خواهد بود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز