خبرگزاری کار ایران

شکست روایت پیروزی: چگونه جنگ ایران، محاسبات سیاسی آمریکا را بر هم زد؟

شکست روایت پیروزی: چگونه جنگ ایران، محاسبات سیاسی آمریکا را بر هم زد؟

رئیس‌جمهور آمریکا در مواجهه با جنگی پیچیده با ایران قرار گرفته است؛ جنگی که اعلام پیروزی در آن در این مقطع، زودهنگام و غیرواقعی به نظر می‌رسد. شواهد نشان می‌دهد که این جنگ به تدریج از کنترل خارج شده و پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی آن روز به روز پیچیده‌تر می‌شود.

به گزارش ایلنا، استیون کولینسون، در مقاله‌ای تحلیلی در وب‌سایت “سی‌ان‌ان”، با این مقدمه توضیح داده است که هرگونه نگاه واقع‌بینانه به وقایع نشان می‌دهد که آمریکا هنوز پیروز نشده است؛ زیرا پیچیدگی فزاینده، روایت پیروزی که از نظر سیاسی مناسب است را زیر سوال می‌برد.

این موضوع، اولین دلیل از هفت دلیلی است که مانع از اعلام پیروزی واقع‌بینانه می‌شود؛ هرچند رئیس‌جمهور در روز چهارشنبه اعلام کرد: “اجازه دهید صریح بگویم: ما پیروز شدیم. می‌دانید، اعلام زودهنگام پیروزی مطلوب نیست. ما پیروز شدیم. ما پیروز شدیم، در همان ساعت اول تمام شد، اما ما پیروز شدیم.”

دلیل دوم، تصمیم ایران برای بستن تنگه هرمز بود؛ یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهانی برای انتقال نفت. باز کردن مجدد آن با زور، کار آسانی نیست. هرچند بسته شدن آن، همراه با حملات به نفتکش‌ها در خلیج‌فارس، قیمت نفت و سوخت را در سطح جهانی به شدت افزایش داد و هزینه‌های بیمه کشتی‌ها را نیز بالا برد؛ امری که بازتاب گسترش پیامدهای اقتصادی جنگ است.

بنا به تأکید تحلیلگران، مشکل اصلی این است که بسیاری از چالش‌های ایران، اساسا سیاسی هستند نه نظامی؛ این بدان معناست که حل آن‌ها تنها با زور غیرممکن است. حتی اگر ایالات متحده در باز کردن تنگه موفق شود، تضمین باز ماندن آن نیازمند حضور نظامی مداوم و پرهزینه است که ممکن است فراتر از توان ناوگان‌های غربی باشد که در حال حاضر فرسوده شده‌اند.

هرچند حملات هوایی مشترک بین ایالات متحده و اسرائیل، موفقیت‌های عملیاتی محدودی مانند تضعیف توانایی‌های نظامی ایران و آسیب رساندن به برنامه‌های موشکی و پهپادی آن را به همراه داشته است، اما این موفقیت‌های تاکتیکی لزوما به معنای دستیابی به یک پیروزی استراتژیک جامع نیست.

اعلام پیروزی زودهنگام؟

از این رو، دلیل سوم -به گفته نویسنده- این است که تداوم فعالیت نسبتا عادی نهادهای حکومتی ایران، امید به سقوط یا فروپاشی نظام را تضعیف کرده است.

دلیل چهارم، ناتوانی واشنگتن در پایان دادن به جنگ در زمان دلخواه است. این امر به دلیل تمایل اسرائیل -با توجه به موقعیت جغرافیایی و ماهیت درگیری‌هایش در منطقه- به برخورد با امنیت منطقه‌ای به عنوان یک نبرد طولانی‌مدت است. این رویکرد ممکن است با محاسبات سیاسی ترامپ، به خصوص با نزدیک شدن به انتخابات در ایالات متحده، همخوانی نداشته باشد.

پرونده هسته‌ای

پرونده هسته‌ای ایران به عنوان دلیل پنجم، بر پیچیدگی صحنه افزوده است. گزارش‌های بین‌المللی بر این ادعا استوار است که تهران ممکن است هنوز ذخایری از اورانیوم با غنای بالا داشته باشد؛ این بدان معناست که پتانسیل فنی برای توسعه برنامه هسته‌ای، علی‌رغم حملات هوایی به تأسیسات هسته‌ای، به طور کامل از بین نرفته است.

این نویسنده به دلیل ششم اشاره کرد که پیش‌بینی‌های ترامپ مبنی بر احتمال وقوع شورش مردمی در داخل ایران علیه نظام، تاکنون محقق نشده است. در عوض، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که محتمل‌ترین سناریو، تقویت کنترل امنیتی نظام پس از پایان بمباران‌ها خواهد بود؛ امری که دستیابی به اهداف سیاسی جنگ را تا حدود زیادی غیرممکن می‌کند.

اما دلیل هفتم در داخل آمریکا ظاهر می‌شود؛ جایی که برخی از پیامدهای امنیتی با وقوع حوادث خشونت‌آمیز در داخل ایالات متحده آغاز شده است که گمان می‌رود ممکن است با تنش‌های ناشی از جنگ مرتبط باشند. همچنین، افزایش قیمت سوخت و فشارهای اقتصادی ممکن است بر روحیه عمومی رأی‌دهندگان تأثیر بگذارد؛ امری که بازاریابی جنگ به عنوان یک موفقیت آشکار را برای دولت آمریکا دشوار می‌سازد.

نویسنده در پایان اینگونه نتیجه‌گیری می‌کند که آمریکا علی‌رغم برتری نظامی قابل توجه، هنوز به پیروزی قاطعی در این جنگ دست نیافته است. به خصوص که بزرگترین چالش برای ترامپ، نحوه پایان دادن به این درگیری به گونه‌ای است که بتوان آن را به عنوان یک پیروزی به افکار عمومی ارائه داد، پیش از آنکه برتری نظامی اولیه فرسایش یافته و جنگ به آزمونی طولانی برای تحمل تبدیل شود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز