چهار سالگی جنگ اوکراین؛
مکی: اختلاف روسیه و غرب همچنان ادامه دارد/ساختار امنیتی اروپا و توازن قدرت در جهان دگرگون شده است/ترامپ بحران اوکراین را تهدید مستقیم آمریکا نمیبیند
کارشناس مسائل اروپا گفت: با گذشت چهار سال از آغاز جنگ اوکراین، این درگیری همچنان ادامه دارد و چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به چهارمین سالگرد جنگ اوکراین در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: جنگ اوکراین ریشههای تاریخی عمیقی دارد و حمله روسیه در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ بهصورت ناگهانی و بدون مقدمه رخ نداد؛ چراکه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اعلام استقلال پانزده جمهوری سابق، معادلات سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی در منطقه و بهطور کلی در اروپا با تغییرات جدی مواجه شد. روسیه بهعنوان وارث شوروی، در شرایطی از ضعف سیاسی، اقتصادی و امنیتی در نظم پس از جنگ سرد قرار داشت، اما همچنان برای خود حوزههای امنیتی و قلمرو نفوذ تعریف کرده بود. این کشور تلاش میکرد با حفظ روابطی مناسب و نزدیک با آمریکا و کشورهای اروپایی، تا حدی در نظم جدید جهانی ادغام شود و منافع اقتصادی و امنیتی خود را حفظ کند؛ با این حال، این روند بهطور کامل محقق نشد. با به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین، روسیه مسیر ملیگرایی و تلاش برای ارتقای جایگاه خود در نظم جهانی، بهویژه در اروپا، را در پیش گرفت و در نتیجه، رقابتهای جدی میان روسیه، اروپا و آمریکا شکل گرفت.
وی ادامه داد: کشورهای اروپایی و آمریکا با گسترش چتر نظامی ناتو تلاش کردند روسیه را در مرزهایش مهار کنند، و در مقابل، روسیه نیز کوشید با ابزارهای مختلف، از جمله حمایت سیاسی و حتی نظامی از برخی جمهوریهای سابق شوروی (بهجز کشورهای حوزه بالتیک)، نفوذ امنیتی، سیاسی و اقتصادی خود را حفظ کند. در دهه ۲۰۰۰، وقوع انقلابهای موسوم به «انقلابهای رنگی» یا «مخملی» در کشورهایی مانند گرجستان، اوکراین و قرقیزستان، این رقابت را تشدید کرد. غرب تلاش میکرد از طریق ابزارهای قدرت نرم نفوذ خود را گسترش دهد، در حالی که روسیه با اتکا به قدرت سخت، در پی حفظ حوزه نفوذ خود بود. جنگ گرجستان در سال ۲۰۰۸ و تحولات سیاسی در اوکراین، از جمله انقلاب نارنجی در سال ۲۰۰۴، نشان داد که هیچیک از طرفین حاضر به عقبنشینی از مواضع راهبردی خود نیستند. در سال ۲۰۱۴، اوکراین در برابر یک انتخاب راهبردی قرار گرفت که امضای توافق همکاری و تجارت آزاد با اتحادیه اروپا یا پیوستن به اتحادیه گمرکی اوراسیا متشکل از روسیه، بلاروس و قزاقستان در بطن آن قرار داشت.
مکی گفت: زمانی که ویکتور یانوکوویچ از امضای توافق با اتحادیه اروپا خودداری کرد، اعتراضات گستردهای در اوکراین شکل گرفت که در نهایت به برکناری او و روی کار آمدن نیروهای غربگرا انجامید. روسیه این تحول را تهدیدی مستقیم علیه منافع خود تلقی کرد و در واکنش، شبهجزیره کریمه را اشغال و به خاک خود اضافه کرد. پس از این رویداد، روابط روسیه و اروپا وارد مرحلهای از تنش شدید سیاسی، اقتصادی و امنیتی شد. با این حال، اختلافنظرهایی میان آمریکا و اروپا درباره نحوه مواجهه با روسیه وجود داشت. آمریکا بر تداوم فشار حداکثری و تحریمها برای تضعیف روسیه تأکید میکرد، در حالی که برخی کشورهای اروپایی معتقد بودند باید از طریق ابزارهای اقتصادی و تعامل، روسیه را مهار و به تغییر رفتار ترغیب کرد. در همین چارچوب، پروژههای انتقال انرژی مانند خط لوله نورد استریم، که گاز روسیه را از طریق دریای بالتیک به آلمان منتقل میکرد، اجرا شد و وابستگی اروپا به انرژی روسیه افزایش یافت. با این حال، تلاش اوکراین برای نزدیک شدن به ناتو و احتمال عضویت در این پیمان، موجب افزایش تنشها شد. روسیه مانورهای نظامی گستردهای در مرزهای اوکراین انجام داد و مذاکراتی میان روسیه، آمریکا و اروپا برای کاهش تنش شکل گرفت. حتی ولودیمیر زلنسکی تا آستانه پذیرش برخی مصالحهها پیش رفت، اما در نهایت، این مذاکرات به نتیجه نرسید.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در نهایت، روسیه در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ حمله نظامی گستردهای به اوکراین آغاز کرد. مسکو تصور میکرد که در مدت کوتاهی، حتی کمتر از یک هفته، میتواند کییف را تصرف کرده و دولت اوکراین را سرنگون کند، اما این پیشبینی محقق نشد. مقاومت ارتش اوکراین و حمایت گسترده مالی، نظامی و سیاسی آمریکا و کشورهای اروپایی، مانع از تحقق اهداف اولیه روسیه شد و این کشور ناچار شد تمرکز خود را بر مناطق شرقی اوکراین محدود کند. این جنگ بهسرعت به یک جنگ فرسایشی تبدیل شد و ابعاد سیاسی، اقتصادی و امنیتی گستردهای در اروپا و حتی جهان پیدا کرد و اوکراین عملاً به میدان رقابت و جنگ نیابتی میان روسیه و غرب تبدیل شد. دولت آمریکا در دوران ریاستجمهوری جو بایدن، حمایتهای گستردهای از اوکراین انجام داد و این حمایت را در چارچوب حفظ برتری نظامی آمریکا و تقویت ناتو توجیه کرد. کشورهای اروپایی نیز با آمریکا همراه شدند و شکافهای پیشین میان دو سوی آتلانتیک تا حد زیادی کاهش یافت. در همین حال، انفجار خطوط لوله نورد استریم ۱ و ۲، بخش بزرگی از انتقال گاز روسیه به اروپا را متوقف کرد و اروپا را مجبور ساخت در زمانی کوتاه به دنبال منابع جایگزین انرژی باشد. افزایش قیمت انرژی در اروپا موجب نارضایتیهایی شد، اما دولتهای اروپایی ناگزیر بودند مسیر کاهش وابستگی به روسیه را ادامه دهند.
وی افزود: با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ آمریکا و بازگشت او به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵، رویکرد آمریکا نسبت به جنگ اوکراین تغییر کرد. ترامپ در دوران تبلیغات انتخاباتی وعده داده بود که جنگ را ظرف ۲۴ ساعت پایان خواهد داد، اما پس از ورود به قدرت، مشخص شد که اختلافات میان طرفها بسیار عمیقتر از آن است که بهسرعت حل شود. ترامپ جنگ اوکراین را بیشتر یک مسئله اروپایی میدانست تا یک تهدید مستقیم برای آمریکا و تأکید داشت که اروپا باید سهم بیشتری در تأمین امنیت خود بپردازد. او همچنین تلاش کرد مذاکراتی برای پایان جنگ با روسیه آغاز کند و بعدها ناچار شد اوکراین و کشورهای اروپایی را نیز در این روند مشارکت دهد. در همین حال، آمریکا مستقیماً اروپا را تحت فشار قرار داد تا سهم بودجه نظامی خود را افزایش دهد. از سوی دیگر، یکی از شروط مطرح در مذاکرات، پذیرش واگذاری بخشی از سرزمینهای شرقی اوکراین به روسیه بود که برای دولت و مردم اوکراین بهمعنای شکست حیثیتی تلقی میشد و قابل پذیرش نبود.
مکی در پایان خاطرنشان کرد: اختلافات میان روسیه، اوکراین، اروپا و آمریکا همچنان ادامه دارد و اروپا نیز بدون حمایت کامل آمریکا قادر نبود بهتنهایی معماری امنیتی جدیدی برای مقابله با روسیه ایجاد کند یا نیازهای نظامی اوکراین را بهطور کامل تأمین کند. در عین حال، اروپا ناچار بود با واقعیتهای جدید و سیاستهای آمریکا کنار بیاید و حالا با گذشت چهار سال از آغاز جنگ، این درگیری همچنان ادامه دارد و چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد. جنگی که بسیاری تصور میکردند ظرف چند ماه پایان یابد، به یک بحران طولانیمدت تبدیل شده است. این جنگ نه تنها سرنوشت اوکراین، بلکه ساختار امنیتی اروپا و توازن قدرت در نظام بینالملل را نیز بهطور اساسی تحت تأثیر قرار داده است و باید دید که قرار است این پرونده چگونه به پایان خود نزدیک شود.