خبرگزاری کار ایران

فرشاد مومنی مطرح کرد:

قدرت قیمت‌گذاری بازیگران مافیایی متوقف شود/ چرا رییس‌جمهور از شوک‌درمانی دفاع می‌کند؟

قدرت قیمت‌گذاری بازیگران مافیایی متوقف شود/ چرا رییس‌جمهور از شوک‌درمانی دفاع می‌کند؟

یک کارشناس اقتصادی اظهار داشت: قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه بازیگران مافیایی باید متوقف شود، این روند اگر متوقف نشود، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد. در شرایطی که به مردم می‌گوییم قناعت پیشه کرده و صرفه‌جویی کنند، بی‌مهارترین و رهاشده‌ترین الگوی واردات کالاهای غیراساسی را شاهد هستیم

به گزارش خبرنگار ایلنا، فرشاد مومنی، کارشناس اقتصادی در همایش سالانه مرزهای دانش به مناسبت 23 امین سالگرد درگذشت حسین عظیمی با تأکید بر ضرورت بازنگری جدی در سیاست‌های اقتصادی کشور اظهار داشت: یکی از حیاتی‌ترین نیازهای معرفتی کنونی ایران برای اینکه از این اندوه‌های فاجعه‌ساز نجات پیدا بکند، این است که باید از همه اندیشه‌ورزان استمداد شود و فرصت برای آن‌ها فراهم شود تا امکان ارائه یک صورت‌بندی نظری سطح توسعه از شرایط کنونی ایران و چشم‌انداز آینده ایران در صورت ادامه روندهای پیشین فراهم باشد.

وی ادامه داد:  تعداد بحران‌آفرینی‌هایی که از دل روندهای به‌ویژه ۳۷ ساله گذشته در ایران پدیدار شده از حدود متعارف خارج است و این وضعیت بیشتر ریشه در منافع دارد تا خرد، از این رو به‌شدت نیاز داریم که یک صورت‌بندی نظری جامع‌الاطراف ارائه شود.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به اشتباه تکرار سیاست‌های شکست‌خورده توسط دولت‌ها، تصریح کرد: وقتی که یک دولت در طی ۳۷ سال یک‌سری سیاست‌های معین را به کار می‌گیرد و در هر سال چند بار آن را تکرار می‌کند، در حالیکه بدون استثنا در همه موارد هم شکست می‌خورد اما اصرار بر تداوم آن وجود دارد، این معنا را دارد که ما دیگر فقط با دولت رانتی روبه‌رو نیستیم، بلکه سطوح معنی‌داری از تسخیرشدگی کانون‌های تصمیم‌گیری به دست مافیاها و رباخوارها و کسانی که پیوندهای مشکوک بیرونی دارند، مشاهده می‌شود.

مومنی، واکاوی عالمانه این روندها را شرط اصلی نجات کشور دانست و گفت: برای اداره شرافتمندانه و آبرومندانه اقتصاد و جامعه ایران در شرایط کنونی، فهم روندهایی که باید متوقف شوند و سیاست‌های غیرخردمندانه‌ای که باید متوقف شوند، از وجوه ایجابی فهم مورد نیاز بسیار حیاتی‌تر است.

وی با انتقاد از نحوه مدیریت اقتصاد کشور و تداوم شوک‌های ارزی اظهار داشت: این شوک ارزی فاجعه‌های انسانی دی‌ماه را پدید آورد و خارجی‌های تجاوزگر را دچار طمع کرد. حال اینکه اگر در این مملکت خردی در حد فهم بدیهیات اولیه عقل سلیم و فهم چهار عمل اصلی وجود داشت، این اتفاقات رخ نمی‌داد.

مومنی افزود: چگونه می‌شود که امروز شوک نرخ ارز ایجاد می‌شود و از فردا صبح همه قیمت‌ها خود را با نرخ جدید ارز تنظیم می‌کنند، در حالی که روغنی که امروز در بازار عرضه می‌شود، با دلار نرخ جدید وارد نشده که بخواهد با نرخ جدید قیمت‌گذاری شود؛ برای واردات روغنی که امروز در بازار به فروش می‌رسد حداقل هشت ماه قبل تدارک دیده شده باشد، پس با دلارهای با قیمت هشت ماه پیش وارد شده‌اند، چگونه می‌شود که با این دلار جهش‌یافته عرضه می‌شوند؟

وی با اشاره به وجود ده‌ها دستگاه متولی کنترل در قوای سه‌گانه، از نبود حاکمیت واقعی در این زمینه انتقاد کرد و گفت: گویی در این زمینه ما دولت نداریم؛ البته منظور از دولت فقط قوه مجریه نیست، بلکه گویی حکومت نداریم؛ یک شهر بی‌کلانتر است که هرکس هر کار دلش می‌خواهد می‌کند. چطور می‌شود که اگر یک نفر با احساساتی شدن یک کلمه از دهانش در بیاید، به اندازه یک دولت یا یک حکومت واکنش نشان می‌دهیم، اما آنجایی که یک اجحاف به چندده میلیون نفر رخ می‌دهد، دولت ساکت است؟

قدرت قیمت‌گذاری بازیگران مافیایی متوقف شود

این کارشناس اقتصادی یکی از مواردی را که باید متوقف شود را مهار قدرت قیمت‌گذاری دلبخواه بازیگران مافیایی عنوان کرد و گفت: این روند اگر متوقف نشود، سنگی روی سنگ بند نخواهد شد. در شرایطی که به مردم می‌گوییم قناعت پیشه کنند و صرفه‌جویی کنند، بی‌مهارترین و رهاشده‌ترین الگوی واردات کالاهای غیراساسی را شاهد هستیم که برای هر یک از آن‌ها باید بر احوال آن قوم گریست که برایش این‌گونه قاعده‌گذاری می‌شود.

مومنی ادامه داد: گفته می‌شود بحران ارزی وجود دارد، اما در عین حال با یک سیل بنیان‌کن واردات کالاهای لوکس و تجملی روبه‌رو هستیم و با یک سیل بنیان‌برانداز واردات کالاهای قابل تولید در داخل مواجه‌ایم.

وی تاکید کرد: این احساس بی‌پناهی که این رهاسازی‌های مشکوک و مافیامحور بر سر این مردم می‌آورد، چیست؟ وقتی که عده‌ای می‌گویند عجب مردم با معرفت و باشعور و با غیرتی داشتیم که علیرغم این احساس بی‌پناهی غیرمتعارفی که از ناحیه سیاست‌های مشکوک اقتصادی به ایران تحمیل می‌شود، بازهم منافع ملی را به چیزهای دیگر ترجیح دادند واقعاً باید برای این ملت سر تعظیم فرود آورد و این ملت بسیار شرافت دارد.

این اقتصاددان با اشاره به گزارش‌های رسمی درباره وضعیت فقر شدید در میان بخش قابل توجهی از جامعه گفت:  گزارش‌های رسمی حاکی از آن است که پیش از این دو جنگ، ۸ میلیون ایرانی در شرایط فقر شدید  قرار دارند و بین ۶۰ تا ۷۰ درصد جمعیت اگر اعانه‌های یارانه‌ای را دریافت نکنند، قادر به تأمین حداقل نیازهای اساسی خود نیستند.

 مومنی این وضعیت را با سیاست‌های اقتصادی پس از جنگ مقایسه کرد و گفت: چقدر جنایتکارانه است که در چنین وضعی به سمت سیاست‌هایی بروی که در دوره شش‌ماهه پس از نخستین تجاوز اجنبی‌ها، رشد تورم مواد غذایی سه‌رقمی شود.

وی تاکید کرد: حال اینکه چقدر جنایتکارانه است که عده‌ای کشور را به این سمت ببرند که در دوره شش ماهه پس از نخستین تجاوز اجنبی‌ها، رشد تورم مواد غذایی سه رقمی شود.

مومنی ادامه داد: آیا نباید بفهمید که این جهت‌گیری‌های سیاستی دارد که منافع خارجی‌ها را تامین می کند؟ منافع مافیاها را تامین می‌کند و مردم رو نسبت به حگومت سرخورده و مأیوس می‌کند. با این وجود نمی‌خواهید ترمز کنید؟ آیا فهم این موضوعات اینقدر پیچیدگی دارد ؟

فاجعه بانک‌های خصوصی 

 وی با استناد به گزارش‌های رسمی، رشد چشمگیر نقدینگی در مقایسه با رشد تولید از زمان آغاز فعالیت بانک‌های خصوصی را فاجعه‌بار خواند و گفت: از لحظه‌ای که بانک خصوصی در ایران فعال شده، یعنی سال ۱۳۸۰ تا امروز، رشد تولید در این ۲۰ سال ۳۶ درصد و رشد نقدینگی ۱۰۲۵۰ درصد بوده است، آن‌هایی که برای رشد نقدینگی اشک تمساح می ریزند و می‌گویند اگر به نیروی کار بیشتر پول بدهیم، اگر به زیرساخت‌ها بیشتر توجه کنیم و اگر به آموزش و سلامت مردم توجه کنیم، کشور دچار بحران می‌شود و نقدینگی زیاد می‌شود، واقعاً فهم این موضوع سخت نیست که این عامل فاجعه، همین بانک‌های خصوصی هستند.

این کارشناس اقتصادی افزود: حال اینکه  در تمام دنیا پس از بحران‌های اقتصادی، دولت‌ها به سمت ملی‌سازی بانک‌ها رفته‌اند، اما در کشور ما علی‌رغم اینکه بانک‌های خصوصی عامل اصلی این فاجعه هستند، همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. برای مدافعان از این روند، مثال زدیم که انگلستان پس از جنگ دوم و کشور فرانسه بانکی‌های خود را ملی کردند و حتی آمریکا که این همه هارت و پورت آزادی اقتصادی دارد، بعد از بحران ۲۰۰۸ رویه غالبش، ملی سازی بود و نه رهاسازی. اما در کشورمان قیمت‌ها و واردات رها کرده‌اند و اصلا کک کسی نمی‌گزد که شاغلین بخش صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به شغل صنعتی و کشاورزی ترجیح می‌دهند!

مومنی با تأکید بر لزوم توقف «شوک‌درمانی»، آن را عاملی برای برانگیختن طمع خارجی‌ها به تجاوز به کشور دانست و ادامه داد: شوک‌درمانی محرک طمع خارجی‌ها به تجاوز به این سرزمین بوده و ما این موضوع را با چشم دیدیم، اما باز هم می‌بینیم تکرار می‌شود و رییس جمهور هم از آن دفاع می‌کند. باید از رئیس‌جمهور پرسید که نمی‌خواهد درباره آن‌هایی که به او دسترسی دارند و از زبانش این حرف‌ها را در می‌آورند بازنگری کند؟ یعنی چند بار دیگر باید طمع خارجی‌ها برانگیخته شود؟ چند بار دیگر باید این تعداد افراد کلیدی از دست بدهیم و این میزان زیرساخت از دست برود تا یک رشد ابتدایی متعارف در سطح خردورزی برای اداره کشور پدیدار شود؟

این کارشناس اقتصادی همچنین درباره نسبت‌دادن قاچاق به نرخ ارز، اظهار داشت: قاچاق را به نرخ ارز نسبت می‌دادند، و  آدم واقعاً شگفت‌زده می‌شود. من در ده‌ها جلسه با  معاون مبارزه با قاچاق ارز و کالای رئیس‌جمهور و کارشناسانش حضور داشتم، می‌شنیدم که فریاد می‌زدند و می‌گفتند اگر ما این‌کاره‌ایم، ماجرای قاچاق در ایران هیچ نسبتی با بازی با قیمت‌های کلیدی ندارد، چطور می‌شود که  این حرف‌ها را نمی‌شنوند و باز تحت عنوان دروغ و در راستای منافع همان قاچاقچی‌ها می‌گویند شوک‌های جدید به قیمت‌های کلیدی وارد کنیم که با فشارهایی که به تولیدکننده‌ها و مردم می‌آورد، یأس و سرخوردگی را دامن بزند؟ ما با چشم‌های غیرمسلح می‌توانیم این موضوعات را ببینیم اما چطور می‌شود که  حکومتگران گرامی ما به این موضوعات توجه بایسته نداشته باشند که این خود واقعاً مایه شگفتی است.

 مومنی با اشاره به گزارش‌های رسمی مبنی بر عبور واردات کالاهای واسطه‌ای از ۸۰ درصد کل واردات، این امر را مغایر با رونق اشتغال دانست و تاکید کرد: معلوم است که شما ماجرای واردات CKD را به اسم واسطه‌ای جا می‌زنید.

وی یکی از ارکان کلیدی برای برون‌رفت از بحران را اجماع برفهرست روندهایی که باید متوقف شوند دانست و گفت: بنده ۲۵ موارد از حیاتی‌ترین این روندهایی که باید متوقف شوند را تهیه کرده‌ام و ان‌شاءالله در مجال خاص خود و با توضیحاتش تقدیم خواهم کرد.

وی افزود: وقتی یک فرد می‌تواند این کار را انجام دهد، یک قوه مجریه که ۵۰۰ مؤسسه تحقیقاتی دارد چگونه نمی‌تواند این اقدامات را انجام دهد.  چگونه دستور کار این‌ها به سمت چیزهایی می‌رود که نسبت بایسته‌ای با منافع ملی ندارد و بیشتر به سرگرمی شبیه می‌شود؟

این کارشناس اقتصادی تاکید کرد: مسئله توسعه، مسئله‌ای تعارفی و سلیقه‌ای نیست و عموم متفکران می‌گویند مسئله توسعه، مسئله مرگ و زندگی کشورهاست و مرحوم حسین عظیمی، عمیق‌ترین و عالمانه‌ترین بحث‌ها در زمینه توسعه را داشت که با باید به آن موضوعات برگردیم .     

مومنی دو عامل اصلی توسعه‌نیافتگی را ضعف بنیه تولیدی و بهره‌وری اندک دانست و اظهار داشت: به شرطی می‌توان توسعه پیدا کرد که تولید فناورانه را به مثابه یک نظام حیات جمعی دید و بنیه تولیدی و میزان اهتمام نهادها به تقویت آن شاغول سنجش کیفیت نهادهاست و اگر می‌خواهیم دفاع ملی قدرتمند داشته باشیم، اگر می‌خواهیم فرهنگ متعالی و باکیفیت داشته باشیم و اگر می‌خواهی انسجام اجتماعی داشته باشیم، باید تولید فناورانه محور همه تصمیم‌گیری‌ها و تخصیص منابع  قرار دهیم.

وی ادامه داد: پیوند بین ضعف بنیه تولیدی و بهره‌وری در کمیت و کیفیت اشتغال منعکس می‌شود و حکومتی که از این نلرزد که چه سیاست‌هایی به کار گرفته که شاغلان صنعت و کشاورزی، مسافرکشی را به اشتغال صنعتی ترجیح می‌دهند، طمع خارجی‌ها را برمی‌انگیزد؛ چراکه گرایش مسلط سرمایه انسانی‌اش می‌شود سرخوردگی از داخل و میل به خروج از کشور.

مومنی گفت: تمام اهتمام مرحوم عظیمی این بود که فهم عالمانه مسائل و نیازهای ایران منحصراً از نگاه میان رشته‌ای حاصل می‌شود. الان انتظارات خود را بسیار محدود کرده‌ایم،  در زمینه کیفیت سیاست‌ها می‌گوییم اگر درباره قیمت حامل‌ها و نرخ ارز به ما در باغ سبز نشان دادند و در ادامه با سر به زمین خوردیم، باید بفهمیم که سرمان به زمین خورده است، اما دوباره به فاصله شش ماه همان سیاست‌های اشتباه را تست می‌کنیم  تا ببینیم این بار چه می‌شود.

 مومنی این وضعیت را موجب لطمه سنگین به ظرفیت‌های تاب‌آور جامعه دانست وتاکید کرد: ما یک الگوی صادرات و وارداتی درست کرده‌ایم که منحصراً منافع خارجی‌ها و مافیاها را تأمین می‌کند در حالیکه در دوره ریاست جمهوری آقای موسوی سیاست‌های صادراتی و وارداتی معطوف به توسعه بوده است، حال اینکه در دوره‌های اندکی می‌بینیم که خرد توسعه مبنای قاعده‌گذاری بوده و اگر هم کمر ما دولا شده اما هنوز نشکسته، مربوط به همان دوران‌هاست.

وی ادامه داد: در ذخیره دانایی نظری و تجربی ایران در همین شرایط، اگر بر روی کارهایی که باید متوقف شود، اجماع کنیم و کارهایی که باید به اجرا برسد را در دستور کار قرار دهیم؛ با همان ذخیره دانایی دوران زنده یاد محمد مصدق تا دوران مهندس موسوی می‌‌توانیم کشور را اداره کنیم. در واقع اساس نگرش توسعه این است  که قاعده گذاری‌ها و رفتارهای کوتاه‌مدت باید با مصالح دور مدت هم راستا کرد.

مومنی گفت: مشکل ما برای برون‌رفت از این بحران‌ها و اداره اقتصاد ملی و توسعه ملی، کمبود دانایی و کمبود منابع مالی نیست؛ بلکه ما یک ساخت به‌غایت بی‌کیفیت از فرایندهای تصمیم‌گیری و تخصیص منابع داریم که باید به کلی بازآرایی شود.

وی تاکید کرد: صدای تولیدکننده‌ها، صدای معلم‌ها، صدای بازنشسته‌ها و صدای دانشجوها باید جدی‌تر از صدای رباخورها و دلال‌ها و سوداگرها در فرایندهای تصمیم گیری و تخصیص منابع انعکاس داشته باشد. در این صورت  من صمیمانه و با اطمینان به شما می‌گویم که ایران را می‌توان خیلی با عزت، با اقتدار و بسیار کم‌هزینه‌تر از امروز اداره کرد..

وی گفت: البته در دوران مهندس موسوی کشور را با درآمدی حدود هشت درصد اقتصاد بدون بحران اداره می‌شد اما امروز با درآمد ۷۰ تا ۸۰ و بیشتر میلیارد دلاری، هرچه توانمندی‌های دلاری بیشتر می‌شود، تعداد بحران‌ها هم بیشتر می‌شود. به همین دلیل است که می‌گویم به صورت بندی نظری نیاز داریم.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز