فولاد؛ باشگاه حرفهای یا گرفتار سوءمدیریت؟ قهرمان لیگ ۲ زمین لیگ یک ندارد!
تیم فوتبال فولاد ب خوزستان در شرایطی پس از پشت سر گذاشتن رقابتهای فشرده و سنگین لیگ دسته دوم فوتبال کشور، عنوان قهرمانی را به دست آورده و جواز صعود به لیگ یک را کسب کرده است که اکنون اظهارات مدیرعامل باشگاه فولاد درباره نبود زمین مورد تأیید فدراسیون برای میزبانی این تیم، آینده این موفقیت ورزشی را در هالهای از ابهام قرار داده است؛ موضوعی که این پرسش را به میان میآورد که آیا مشکل زمین، واقعاً یک مانع غیرقابل حل است یا نتیجه ضعف در برنامهریزی و مدیریت باشگاهداری حرفهای؟
به گزارش ایلنا از خوزستان، قهرمانی تیم فوتبال فولاد ب خوزستان در لیگ دسته دوم و صعود این تیم به لیگ یک، در نگاه نخست باید یک موفقیت بزرگ برای فوتبال خوزستان و حاصل سرمایهگذاری بر جوانان و استعدادهای بومی باشد؛ اما درست در زمانی که بازیکنان و کادر فنی این تیم باید ثمره ماهها تلاش و رقابت سنگین خود را ببینند، بحثی درباره امکان نداشتن حضور تیم در لیگ یک به دلیل نبود زمین مناسب، شیرینی این موفقیت را تحت تأثیر قرار داده است.
گرشاسبی، مدیرعامل باشگاه فولاد، در یک برنامه ورزشی با اشاره به مشکل زمین، اعلام کرده است که برای حضور فولاد ب در مسابقات لیگ یک باید زمین مورد تأیید فدراسیون فوتبال در اختیار این تیم باشد.
اگر این اظهارات به معنای واقعی، مانعی برای حضور تیم قهرمان در لیگ یک باشد، یک سؤال اساسی مطرح میشود: فلسفه باشگاهداری حرفهای چیست؟
باشگاه حرفهای تنها به معنای داشتن تیم بزرگسالان، قرارداد با بازیکنان مطرح یا برخورداری از امکانات تمرینی نیست. یکی از وظایف اصلی یک باشگاه حرفهای، پیشبینی نیازهای تیم در مسیر رقابت و فراهم کردن زیرساختهایی است که ادامه فعالیت ورزشی را تضمین کند.
تیمی که برای قهرمانی در یک مسابقه و صعود به سطح بالاتر برنامهریزی میکند، باید از مدتها قبل برای الزامات مرحله بعد نیز برنامه داشته باشد. اگر تیمی در لیگ دو قهرمان میشود و از نظر ورزشی شرایط حضور در لیگ یک را به دست میآورد، موضوع زمین مسابقه نباید پس از پایان رقابتها به یک بحران تبدیل شود.
خوزستان؛ سرزمین فوتبال و گرفتار کمبود زمین
مسئله وقتی عجیبتر میشود که بدانیم خوزستان یکی از فوتبالخیزترین استانهای کشور است؛ استانی با سابقه طولانی در فوتبال، باشگاههای ریشهدار، هواداران پرشمار و استعدادهای فراوان.
اما چگونه ممکن است چنین استانی برای یک تیم قهرمان، زمین مناسبی برای میزبانی مسابقات لیگ یک نداشته باشد؟
اگر ورزشگاه اصلی فولاد به هر دلیل امکان میزبانی همزمان یا مستمر از دو تیم را ندارد، انتظار میرود باشگاه برای چنین شرایطی از مدتها قبل گزینههای جایگزین را بررسی کرده باشد.
از سوی دیگر، در خوزستان ورزشگاههای دیگری نیز وجود دارند؛ از ورزشگاه مسجدسلیمان و آبادان گرفته تا ورزشگاه غدیر اهواز که در صورت آمادهسازی و دریافت تأییدیههای لازم، میتوانند به عنوان گزینههای احتمالی مورد بررسی قرار گیرند.
بنابراین، مسئله اصلی فقط «نبود زمین» نیست؛ بلکه این پرسش مهمتر مطرح است که چرا برای چنین شرایطی از قبل راهکارِ جایگزین، پیشبینی نشده است؟
قربانی این تصمیم چه کسانی هستند؟
اگر فولاد ب به دلیل مشکل زمین نتواند در لیگ یک شرکت کند، نخستین کسانی که هزینه این تصمیم را میپردازند، بازیکنان و اعضای کادر فنی خواهند بود.
بازیکنی که یک فصل در لیگ دو جنگیده، تمرین کرده، مصدومیت را تحمل کرده و برای رسیدن به لیگ یک تلاش کرده است، حق دارد انتظار داشته باشد که نتیجه تلاشش را در سطح بالاتر ببیند.
برای بسیاری از بازیکنان جوان، صعود به لیگ یک میتواند سکوی پرتابی برای ورود به فوتبال حرفهای در سطوح بالاتر باشد. حذف این فرصت، صرفاً از دست دادن یک مسابقه یا یک فصل نیست؛ ممکن است بخشی از انگیزه و آینده حرفهای آنان را تحت تأثیر قرار دهد.
کادر فنی نیز با همین مسئله مواجه است. مربیانی که تیم را قهرمان کردهاند، انتظار دارند در سطح بالاتر نیز توانایی خود را محک بزنند. حال اگر یک مانع مدیریتی یا زیرساختی مانع ادامه مسیر شود، طبیعی است که این پرسش ایجاد شود که مسئولیت این وضعیت با چه کسی است؟
آیا نبود زمین، ضعف در برنامهریزی است؟
البته نمیتوان تمام مشکلات زیرساختی را صرفاً به پای مدیریت باشگاه گذاشت. آمادهسازی یا تأیید یک ورزشگاه، تابع مقررات فدراسیون، استانداردهای ایمنی، شرایط چمن، نور، رختکن، امکانات رسانهای و سایر الزامات است و ممکن است بخشی از این مسائل خارج از اختیار باشگاه باشد.
اما باشگاه حرفهای دقیقاً برای مدیریت همین شرایط شکل گرفته است.
مدیریت حرفهای یعنی پیشبینی بحران پیش از وقوع آن، شناسایی گزینههای جایگزین و ایجاد مسیرهای مختلف برای ادامه فعالیت.
اگر فولاد ب از ابتدای فصل میدانسته که هدف این تیم صعود به لیگ یک است، منطقی است که همزمان با پیشرفت ورزشی تیم، موضوع زمین میزبان نیز در دستور کار قرار میگرفت.
نمیتوان تیم را برای قهرمانی آماده کرد اما برای روزی که قهرمان شد، برنامهای نداشت.
پیشنهاد فروش امتیاز؛ یک تناقض جدی
در همین شرایط، انتشار خبرهایی درباره پیشنهاد شهرداری ماهشهر برای خرید امتیاز فولاد ب، پرسش دیگری را مطرح کرده است.
اگر واقعاً در خوزستان هیچ ورزشگاه مناسبی برای میزبانی فولاد ب در لیگ یک وجود ندارد، شهرداری ماهشهر قرار است این تیم را در کدام ورزشگاه و با چه زیرساختی وارد مسابقات کند؟
و اگر امکان فراهم کردن زمین در یکی از شهرهای استان وجود دارد، پس چرا همین ظرفیت برای حفظ تیم در ساختار فولاد مورد استفاده قرار نمیگیرد؟
این تناقض، ضرورت شفافسازی باشگاه و متولیان فوتبال استان را بیشتر میکند.
هواداران حق دارند بدانند آیا مشکل زمین یک مانع قطعی و غیرقابل حل است یا صرفاً یکی از گزینههایی است که میتوان با برنامهریزی، مذاکره و استفاده از ظرفیت ورزشگاههای استان آن را حل کرد.
فوتبال خوزستان بیش از این به فرصتسوزی نیاز ندارد
فوتبال خوزستان سالهاست از مشکل زیرساخت، مدیریت و گاه تصمیمهای مقطعی رنج میبرد. استانی که میتواند بخش قابل توجهی از نیاز فوتبال کشور به بازیکن مستعد را تأمین کند، نباید در حفظ و پرورش همین استعدادها با موانع مدیریتی مواجه شود.
فولاد ب اکنون یک سرمایه آماده است؛ تیمی که قهرمان شده، بازیکنان جوان دارد و توانسته خود را با ۶۵ امتیاز بدون احتساب دیدار فینال، به لیگ یک برساند.
به جای آنکه نخستین واکنش پس از صعود، بحث درباره امکان حضور یا عدم حضور باشد، باید همه ظرفیتهای استان برای حل مسئله بسیج شود.
حتی اگر ورزشگاه فولاد در مقطع فعلی آماده میزبانی نباشد، میتوان برای یک دوره موقت، ورزشگاه دیگری را در اهواز یا سایر شهرهای استان بررسی کرد و همزمان اقدامات لازم برای آمادهسازی زمین اصلی را انجام داد.
تاوان سوءمدیریت را بازیکن نباید بدهد
مسئله اصلی اینجاست که اگر در نهایت فولاد ب از حضور در لیگ یک بازبماند، نباید این اتفاق به عنوان یک ناکامی ورزشی برای بازیکنان و کادر فنی ثبت شود.
آنها وظیفه خود را انجام دادهاند؛ قهرمان شدهاند و صعود کردهاند.
اگر پس از آن، تیم به دلیل مشکل زیرساختی نتواند در مسابقات شرکت کند، باید میان «شکست ورزشی» و «ناتوانی مدیریتی یا زیرساختی» تفاوت قائل شد.
هواداران فوتبال نیز از باشگاهی که خود را حرفهای میداند، انتظار دارند پاسخ روشنی برای این پرسش داشته باشد: وقتی تیم برای لیگ یک ساخته و قهرمان شده، چرا زمین لیگ یک از قبل آماده نشده است؟
در نهایت، شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا باشگاهی که برای تیم دوم خود حتی یک زمین جایگزین مطمئن و مورد تأیید ندارد، میتواند ادعای باشگاهداری حرفهای داشته باشد؟
فولاد ب اکنون بیش از یک تیم فوتبال است؛ آزمونی برای مدیریت باشگاه فولاد و حتی مدیریت فوتبال خوزستان است.
این تیم قهرمان شده است. حالا نوبت مدیران است که ثابت کنند برای موفقیتش نیز برنامه داشتهاند. زیرا بدترین اتفاق برای یک تیم جوان، شکست در زمین فوتبال نیست؛ بلکه این است که پس از پیروزی در زمین، به دلیل مشکلی خارج از زمین، فرصت ادامه مسیر از آن گرفته شود.
با این حال، نباید از تجربه و سابقه مدیریتی گرشاسبی در فوتبال و ورزش کشور غافل شد. او به واسطه سالها حضور در مدیریت ورزشی و تجربه مواجهه با مسائل پیچیده مدیریتی، بهخوبی میداند که حل چنین چالشهایی نیازمند تصمیمگیری بهموقع و استفاده از ظرفیتهای موجود است.
بنابراین، اگر مانع یا موضوع دیگری در میان نباشد، انتظار میرود گرشاسبی بتواند با مدیریت این مسئله، استفاده از ظرفیت ورزشگاههای استان و رایزنی با فدراسیون فوتبال، راهی برای حضور فولاد ب در لیگ یک پیدا کند؛ اقدامی که علاوه بر حفظ حق ورزشی این تیم و بازیکنانش، میتواند از خدشهدار شدن اعتبار باشگاه فولاد خوزستان به عنوان یک باشگاه حرفهای جلوگیری کند.
گزارش: ذوالفقار شریعت