خبرگزاری کار ایران

با حضور پرشور شهروندان قم برگزاری شد:

تشییع پیکرهای خانوادگی 17 شهید غیرنظامی در استان قم / بدرقه کودک خردسال و تا مادر و مادربزرگ

تشییع پیکرهای خانوادگی 17 شهید غیرنظامی در استان قم / بدرقه کودک خردسال و تا مادر و مادربزرگ

امروز قم صحنه یکی از دردناک‌ترین مراسم‌های بدرقه بود و پیکر خانوادگی 17 شهید غیرنظامی را تشییع کردند. هزاران نفر از مردم این شهر در میان اشک و آه و صلوات، پیکر چند خردسال و کودک و پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ و عمو که به دست پلیدترین انسان‌ها آسمانی شده بودند را تا صحن حرم حضرت معصومه همراهی کردند و زیر گنبد طلایی با آنان آخرین وداع را رقم زدند.

به گزارش ایلنا، در هوای ابری شهر قم، سکوتی عجیب بر معابر و خیابان‌های منتهی به حرم حضرت معصومه سایه انداخته بود. سکوتی که تنها با صدای آرام گریه مردم و زمزمه آیات قرآن شکسته می‌شد. امروز شهر قم میزبان مراسم وداع با چند خانواده‌ای بود که در جنایتی تلخ و دردناک توسط آمریکا و رژیم کودک‌کش صهیونیستی به خیل شهدا پیوسته بودند، فاجعه‌ای که دل یک شهر را عزادار کرده است.

تابوت‌های این شهداء در کنار هم ردیف شده بودند. تصویری که دیدنش برای بسیاری طاقت‌فرسا بود. یکی از خانواده‌ها 10 عضو خود را از دست داده بود. 4 کودک، پدر، مادر، پدربزرگ، مادربزرگ و 2 عموی جوان. در میان جمعیت، نگاه‌ها ناخودآگاه به دو تابوت کوچک‌تر خیره می‌ماند؛ یکی برای کودکی یک ساله و دیگری برای کودک 2 ساله‌ای که هنوز فرصت گفتن اولین جمله‌هایش را پیدا نکرده بود.

صدای بغض‌آلود مادری که کنار تابوت نوه‌های خود نشسته بود، سکوت جمعیت را به دشت لرزاند. اقوام، دوستان و حتی کسانی که خانواده‌ها را نمی‌شناختند، با چشمانی خیس کنار هم ایستاده بودند. هیچ‌کس نمی‌توانست درک کند غم فقدان هم‌زمان اعضای یک خانواده چطور ممکن است در یک لحظه بر سر آدم آوار شود. پیکرها در میان بانگ صلوات و لا‌اله‌الا‌الله و گریه حاضران و شهروندان تشییع شدند.

باد آرامی پرچم‌های سیاه را تکان می‌داد و گویی آسمان نیز با مردم هم‌نفس شده بود. امروز قم شهری نبود که فقط پیکر مطهر چند خانواده را بدرقه کند، بلکه شهری بود که داغی بزرگ بر قلبش نشست. جمعیت همراه پیکرها از مسجد امام حسن عسکری به سمت حرم حضرت معصومه حرکت کرد. مسیر، آرام‌آرام از صدای گریه و صلوات پر می‌شد و رفته رفته حال‌وهوای متفاوتی بر جمعیت سایه می‌انداخت.

نوعی هم‌دلی خاموش که میان تمامی حاضران پخش شده بود. وقتی نخستین تابوت از جمع این شهدا وارد صحن شد، صدای زنگ ملایم گنبد حرم با قدم‌های جمعیت در هم آمیخت. صحن حرم حضرت معصومه میزبان سوگ مردمی شده بود که با چهره‌های گرفته و چشم‌های سرخ، همراه خانواده‌های داغ‌دار قدم برمی‌داشتند. چند روحانی، آرام آیات و دعاهایی را زمزمه می‌کردند تا تسلایی برای داغداران باشد.

مادر جوانی که عضوی از بستگان یکی از خانواده‌ها بود، دستش را روی یکی از تابوت‌ها گذاشته و فقط یک جمله تکرار می‌کرد: «... از دست ما رفتن». همین چند کلمه سنگینی غم را بر دل همه دوچندان می‌کرد. کودکی حدوداً 10 ساله، با چشمانی که از شدت گریه متورم شده بود، کنار تابوت خواهر و برادری ایستاده بود و بی‌صدا به زائران نگاه می‌کرد. انگار هنوز باورش نمی‌شد که این مسیر آخرین بدرقه است.

در گوشه‌ای از صحن، پیرمردی که به عصا تکیه داده بود، زیر لب گفت: «این روزها، هر بدرقه، انگار هزار بار آدم رو پیرتر می‌کنه.» کنار وی زنان با چادرهای مشکی، آرام سینه می‌زدند و دعاهای کوتاه می‌خواندند. دعاهایی برای آرامش روح کسانی که خیلی زود از میان آها رفته بودند. نوای «السلام علیک یا فاطمه المعصومه» در فضا پیچید و پیکرها یکی‌یکی برای اقامه نماز وارد محدوده اصلی صحن شدند.

گنبد طلایی حضرت معصومه در آفتاب لرزانی که میان ابرها پنهان و پیدا می‌شد، برق می‌زد. گویی آسمان هم میان سوگ مردم نوری کوچک تقدیم می‌کرد. صحن، با همه زیبایی که دارد، امروز شبیه محل وداع بود. اینجا، زیر سایه گنبد، همگی یک‌دل برای آخرین بار شهدا را بدرقه کردند. ساعتی بعد آیین تشییع و خاکسپاری این شهدا با ادامه حضور پرشور اقشار مختلف مردم انقلابی و حماسه‌ساز قم برگزار شد.

امروز پیکرهای پاک این شهیدان از جمله محمد صادق مهدی، محمد جواد مهدی، حسن مهدی، زهرا مهدی، مبینا مهدی، علیرضا مهدی، حسین مهدی، رقیه پیروزه، اعظم اسلامی، علی‌اکبر مهدی، مائده صفری‌نوا، محمد معین صفری‌نوا، مهدی فرجی و تراب فرجی در میان حزن و اندوه و فریادهای الله‌اکبر زنان و مردان سوگوار از مسجد امام حسن عسکری تا حرم حضرت فاطمه معصومه بدرقه شد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز